eitaa logo
اشعار آیینی حسینیه
44.9هزار دنبال‌کننده
1.3هزار عکس
348 ویدیو
28 فایل
آدرس اینترنتی پایگاه حسینیه(مرجع تخصصی هیأت) http://hosseinieh.net آیدی خادم کانال: @addmin_roze کانال دوبیتی و رباعی: 👉 @dobeity_robaey فروشگاه حرز و انگشتر: 👉 @galery_rayan با کمالِ احترام، تبادل‌ و‌ تبلیغ #نداریم🙏🌹
مشاهده در ایتا
دانلود
اللَّهُمَّ اشْفِ کُلَّ مَرِیض لطفاً برای شفای عاجل گرامیِ شاعرِ محترم آقای دکتر ، یک حمد شفا و یک سلام به حضرت اباعبدالله(علیه‌السلام) قرائت فرمایید. با تشکر
چند 🔸️پیش از این‌ها | ناگهان دیدم که پایم آن سوی آفاق بود جایتان خالی! جهان سرشار از اشراق بود دیدم آدم را خجالت می‌چکید از چهره‌اش اشک‌های او ولی از هرم نامی، داغ بود دست ابراهیم می‌لرزید! حیرت می‌وزید! ساره هم آن روزها آبستن اسحاق بود یک افق نزدیک‌تر رفتم  "و واعدنا" شکفت خون دل می‌خورد موسی و پی میثاق بود پرس‌و‌‌جو کردم ز عیسی؛ زاهدی در شام گفت: با حواریون به سیر انفس و آفاق بود پیش از این ها مردی اما در رکوعی بی‌ریا آسمان را گرم خاتم‌بخشی و انفاق بود   🔸️نامِ خداوندِ علی | وقت تنگ است ای خماران! جام را پیدا کنید زودتر آن باده‌ی گلفام را پیدا کنید تلک الایامی که می‌گویند می آید ز راه قرن‌ها گمگشته؛ آن ایام را پیدا کنید گفته‌اند از اسم اعظم بی‌نشان‌تر نامی است آشنا چون نام حق؛ آن نام را پیدا کنید گفته‌اند آن نام را نام خداوندِ ‌علی است نکته‌سنجان جنون! ایهام را پیدا کنید از ابوطالب بپرسید آسمان سمت کجاست؟ در میان چشم او اسلام را پیدا کنید   🔸️آبِ پاکی | لحظه‌ها ابرند؛ بارانِ خبرها حاکی است: آن چه روی دست دنیا مانده آبِ پاکی است فیض آماده است؛ ای دل! محو بسم الله شو از تصورها رها باش! این شهود ادراکی است  گوییا دست خدا از آستین بیرون زده از همین قنداقه‌ای که هدیه‌ای افلاکی است  خواستم تا آسمان درک او پر وا کنم دیدم این تن بیش از آنی که بدانم خاکی است  از چه وا مانده دهان کعبه و حیرت زده است؟ از چه این خانه خدایا گرم سینه‌چاکی است؟ 🔸️از خدابرگشته‌ها | رفتم آن سوتر؛ سوی از ربنا برگشته‌ها سوی از راه حق از راه وفا برگشته‌ها می رسید از آسمان بانگی خدایی در اُحد: "از کجا برگشته‌اید ای از خدابرگشته‌ها؟" مرز کفر و دین همین باریکه بود و رد شدید امتحان این بود ای از ناکجا برگشته‌ها! عاقبت اسلام را نشناختید و باختید لایق نفرین شُدید، ای از دعا برگشته‌ها آه‌تان را آه‌تان را کوه پاسخ می‌دهد از احد تنها صدا تنها صدا برگشته! ها! 🔸️تقویم هجری | ناگهان دیدم که جانم در جنون غوطه‌ور است چشم من افتاد بر مردی که بین بستر است گاه خواب یک نفر سرچشمه‌ی بیداری است گاه خواب یک نفر رکعت به رکعت باور است ای خوشا آن مرد که آرام اینجا خفته است ای خوشا آن خواب که از هر نمازی بهتر است ای خوشا آن خواب که تقویم هجری را گشود ای خوشا آن مرد که آرامش پیغمبر است کار را باید به اهل آن سپرد؛ آری به مرد مرد؛ آری مرد؛ اما مرد تنها حیدر است 🔸️تبریک‌ها | چشم واکردم‌ ببینم آخرین دیدار را  آخرین تصویرها از آخرین هشدار را با جهاز اشتران دیدم که منبر ساختند تا بفرماید نبی روشن‌ترین انذار را با همین چشمان خود دیدم میان جمعیت آن همه تبریک‌های از سر اجبار را سردرآوردم نمی دانم چرا بعد از غدیر از میان شعله‌ها؛ دیدم در و دیوار را بارالها این چه ننگی بود بر دامان دین؟ کیست این کرده است روشن آتش انکار را؟ در میان کوچه‌ها حرمت نگه می‌داشتند  کاشکی نامردمان آن چشم مردم‌دار را 🔸️خط به خط فاطمه | چاه ماند و دردهایی بی‌نهایت از علی نخل‌ها راویِ عمری رنج و حسرت از علی گوشه ای آن سوی نخلستان غم‌های خود است او فراری از حکومت؟ نه! حکومت از علی هیچ چیز از اعتبارش کم نکرد ای روزگار نه غم تنها شدن، نه درد غربت از علی این چنین که شعله را سمت عقیل آورده است تا ابد شرمند خواهد شد عدالت از علی شاه یعنی او که با ایتام هم بازی شده درس ها باید بگیری ای سیاست! از علی خط به خط از فاطمه از فاطمه سرشار بود نقل کرده هر کسی هرچه روایت از علی   شاعر: © اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇 https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
پسندیدیم از لذّات عالم گوشه‌گیری را که درمانی نمی‌بینیم جز این، درد پیری را به مهر بندگی پیشانی خود را می‌آراید غنیمت می‌شمارد هرکه دوران امیری را قناعت‌پیشه‌ها محتاج این‌وآن نمی‌بودند اگر تدبیر می‌کردند ایّام فقیری را هزاران جلوه در بیداری اهل زمین دارند همان‌هایی که می‌دیدند خواب بی‌نظیری را پی اقبال خود هستند آن‌هایی که می‌گردند تمام شب تمام کهکشان راه شیری را به تنهایی گرفتار است در جمع عزیزانش امیری که نپرورده برای خود وزیری را کبوتروار دیگر نقطه‌ضعف ساده‌ای دارد دلی که در جهان سرلوحه‌ی خود کرد سیری را جوانی فرصت‌خوبی‌ست اما زود خواهد رفت به صیادان بگو هشدار اگر انداخت تیری را "زمان" تنها حریف سخت‌کوش‌وصبرپردازی‌ست که کم‌کم خاک خواهد کرد پشت هر دلیری را به پیشانی خود مُهر سعادت می‌زند با مرگ هرآن‌کس که نمی‌گیرد به خود ننگ اسیری را شاعر: © اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇 https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
دفتر وصف تو یک عمر روایت دارد بردن نام تو هم حکم عبادت دارد در مقام تو همین نکته کفایت دارد که خدا نیز به نام تو ارادت دارد حالمان خوب نبوده است ولی خوب شدیم تا که خواندیم کمی نادعلی خوب شدیم کوهی از عشق نه، اما پر کاهی دارد سینه ای کز غم دوری تو آهی دارد نوکر شاه نجف منصب شاهی دارد دل ما نیز به ایوان تو راهی دارد ما گرفتار تو هستیم ولی آبادیم پای ایوان طلای نجفت افتادیم ما که هستیم گدای تو و فرزندانت پشت ما هست دعای تو و فرزندانت مقصد ماست خدای تو و فرزندانت جان عالم به فدای تو و فرزندانت ای دو عالم نخی از تار عبایت حیدر خلق عالم شده یک کار عبایت حیدر ما که هستیم فقط بنده ی سلطان نجف اعتکاف دل ما هست به ایوان نجف زنده شد خاک زمین با نم باران نجف حسرت ماست فقط آب نجف نان نجف ما خدا را وسط صحن تو پیدا کردیم چِقَدَر در حرمت گریه به زهرا کردیم از نفس های تو هر لحظه خدا می ریزد از قنوت سحرت عطر دعا می ریزد از قدم های تو هم گرد شفا می ریزد از دو دست کرمت آب بقا می ریزد بس که اوصاف تو هم جلوه ی پیغمبر داشت جبرئیل آب وضویت به تبرک برداشت شاه، هم سفره ی پیران و فقیران بشود؟ مرکب بازی اولاد شهیدان بشود؟ رازق نیمه شب خان یتیمان بشود؟ این فقط با هنر دست کریمان بشود عالمی مست از این شیوه ی سلطانی توست ما همه مور و جهان ملک سلیمانی توست قنبرت باشم اگر ملک سلیمانم چیست؟ نوکرت باشم اگر بوذر و سلمانم چیست؟ غیر نام تو مگر ذکر فراوانم چیست؟ غیر این عشق مگر برکت ایمانم چیست؟ تا ابد ذکر لب این دل آگاهم باش اشهد ان علیا ولی الله ام باش غیر تو کیست کسی جان پیمبر بشود یا که با حضرت صدیقه برابر بشود یا که نامش همه جا زینت منبر بشود ابداَ هیچ کسی حضرت حیدر بشود تو فقط آمده ای ساقی کوثر باشی جانشین نبی از بعد پیمبر باشی قصد اگر وصل تو، هجران وطن می چسبد گر چه شیرینی اسمت به دهن می چسبد ذکر این جمله به دل ها عملاً می چسبد: بعد نام تو فقط ذکر حسن می چسبد بعد از این قافیه حیران حسن خواهد شد عین ایوان تو ایوان حسن خواهد شد حرم و گنبد و باران! چقدر رویایی گوشه ی خلوت ایوان! چقدر رویایی وسط صحن، چراغان! چقدر رویایی گفتن ذکر حسن جان! چقدر رویایی می رسد آنکه امید تو و من خواهد بود او همان بانی ایوان حسن خواهد بود شاعر: © اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇 https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
بسم علی حضرت رحمان علی باطن نورانی قرآن علی نفس علی، روح علی، جان‌ علی منکر تو نیست‌ مسلمان علی بنده الله شدم‌ با علی یا علی یا علی‌و یا علی کیست علی آینه دار خدا جان‌ِ نبی بود و نگار خدا بوده به دستش همه کار خدا در دل ما هست کنار خدا ای نجفت کعبه دلها علی یاعلی و یاعلی و یاعلی هرکه نشد خارِ درت، خوار شد حب تو میزان شد و‌معیار شد خال لبت کعبه ی سیار شد شیعه‌ی تو اصل و نسب دار شد خورده به قنبر نسب ما علی یاعلی و یاعلی و یاعلی صدق تویی صادق و اصدق تویی حیدری و قادر مطلق تویی فاتح کارزار خندق تویی حکم رسول است فقط حق تویی پس همه باطلند الا علی یاعلی و یاعلی و یاعلی گوش بفرمان لبت آفتاب حب تو ایمان  شد و بغضت عذاب باتو حساب بدی ام بی حساب جای نبی در شب هجرت بخواب گفت نبی بین خطرها علی یاعلی و یاعلی و یاعلی سنگ تو بر سینه زدن دین ما نوکریت مذهب و آیین ما سر بزن ای شاه به تدفین‌ ما کاش بیایی دم تلقین‌ ما زود به دادم برس آنجا علی یاعلی و یاعلی و یاعلی روی جهاز شتران‌ ماه شو روشنی آخر این راه شو کوری آن‌ چند نفر شاه شو رخ‌بنما و ولی الله شو نیست کسی غیر تو مولا علی یاعلی و یاعلی و یاعلی آه که هنگام‌ عداوت شد و.. بر ولی الله خیانت شدو.. پشت علی خلوت خلوت شدو.. پشت در خانه قیامت شدو.. گفت‌ در آن فاجعه زهرا علی.. یاعلی و یاعلی و یاعلی.. شاعر: © اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇 https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
با عشق علی دلت صفا خواهد کرد از غصه و غم تو را جدا خواهد کرد تو یک صلوات نذر حیدر بفرست بعدش به تو فاطمه دعا خواهد کرد شاعر: @dobeity_robaey
چه خوب شد که روی خاک مرده پا گذاشتی خوش آمدی قدم به روی چشم ما گذاشتی چه منتی سر قدر سر قضا گذاشتی تویی که پای جای پای انبیا گذاشتی تجلی عطا و مظهر سخا خوش آمدی خوش آمدی علی اکبر رضا خوش آمدی تو آمدی و شد رکاب نور صاحب نگین تو آمدی و جمع شد بساط فتنه از زمین نماز ابتر از وجود تو امام هشتمین تو را که آفرید حق به خویش گفت آفرین صفا گرفته خانه‌ی امامت از حضور تو تو آمدی مدینه غرق نور شد ز نور تو تو آمدی دل علی مدار شیعه شاد شد به پیش طفل علم تو فقیه بیسواد شد چقدر بعد تو میان ما گدا زیاد شد ابالحسن به لطف مقدمت ابالجواد شد تویی که مثل نور سمت آینه شتافتی تویی پیمبری که نیل جود را شکافتی تو از تبار فاطمه معنی صداقتی تو از شکوه مرتضی تو وارث شجاعتی تو از حسینی و حسن تو جلوه‌ی امامتی رجب مرجب از تو شد تو چشمه‌ی سخاوتی اگر وجود نازنینت ای گل رضا نبود بهانه ای برای فضل و بخشش و عطا نبود تویی نسیم مغفرت که بی کران وزیده ای تویی که در سیاهی جهان ما سپیده ای تویی که جود و بخشش ائمه را چکیده ای تو طلعة الرشیده ای‌، تو غره الحمیده ای قیام ما قعود ما ز برکت قنوت توست هزار مطلب نگفته در دل سکوت توست عزیز حضرت رضا هزار جان فدای تو همه زمینیان و آسمانیان فدای تو و پیر و کودک و جوان و نوجوان فدای تو به هر زمان و هر مکان و هر زبان فدای تو تویی که باب رحمتی بیا عنایتی بکن سه جا به داد میرسد بیا وساطتی بکن شاعر: © اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇 https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
شمیم عشق می‌رسد دوباره بر مشام ما نسیم رحمت خدا وزد به خاص و عام ما مگر بهشت آرزو گشوده شد به نام ما مگر خدای خواسته جهان شود به کام ما که بهر دل‌شکستگان در امید باز شد هزار قفل غم ببین که بی‌کلید باز شد... شمس ضحی که می‌دمد ماه ز هر نظاره‌اش بود طلوع این قمر تجلّی دوباره‌اش تا که نگاه می‌کند بر رُخ ماه‌پاره‌اش غرق ستاره می‌شود کنار گاهواره‌اش نهم امام را به‌ بر، امام هشتم آورد بضعۀ دوم نبی، کوثر دوم آورد خوی و خصال مصطفی، علم و کمال مرتضی شرم و حیای فاطمه، حُسن و جمال مجتبی زُهد امام چارمین، عزم شهید کربلا حکمت باقرُ الحِکَم، دانش صادقُ الوَرا کَظم امام کاظم و صبر رضا در او بُوَد وجود او به ملک جان، کمال آرزو بود... فروغ بزم قدسیان، چراغ آسمان تویی مُدوّر زمین تویی مُدبّر زمان تویی خدای را امین تویی جهات را امان تویی تجسم یقین تویی فراتر از گمان تویی تو وارث پیمبری شافع روز محشری قسم به کوثر خدا خیر کثیر کوثری... ای به سریر عصمت از بعد رضا قدم زده به هشت سالگی دم از امامت اُمَم زده به قله‌های مکرمت، کرامتت علم زده اساس واقفیّه را ظهور تو به هم زده تویی که شد ز نور تو طلوع صاحب الزمان پُر برکت‌ترین کسی که آمده‌ست در جهان شاعر: © اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇 https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
رسیدم باز هم بی استخاره حرم حال خوشی دارد دوباره شب است و آسمان با یک اشاره به روی صحن می ریزد ستاره دوباره دل فقیرِ خانه زاد است مقیم جنّتِ باب الجواد(ع) است تماشا میکنم این تاب و تب را چشیدم دم به دم طعم رطب را ببین مولودِ آیینه نسَب را چراغان میکند ماهِ رجب را خبر آورده با خود نصّ قرآن پدر شد حضرتِ شاهِ خراسان سلامی عرض کردم محضرِ یار مبارک باد گفتم! کردم اقرار که هر ثانیه مشتاقم به دیدار زدم رویِ ضریحش بوسه ده بار دل از من برده؛ خیلی بیقرارم جواد إبن رضا(ع) را دوست دارم دو چشمانش پناهِ اهل عالم دعایش بهترین دارو و مرهم به عشقش میچکد بارانِ نم نم نگاهش هست اعجازِ دمادم به روی سنگ اگر ذکری بخواند سریعاً میشود درّ و زبرجد همان ذکری که عشقِ «إن یکاد» است- -جواد(ع)است و جواد(ع)است و جواد(ع)است کراماتش چنان در ازدیاد است بساطِ حاتم طایی کساد است شبیه حضرت موسی بن جعفر(ع) به سائل میدهد از هر چه بهتر همان عشقی ست که در جستجویم گدای او شدن؛ شد آرزویم کنارش گرچه غرقِ گفتگویم نیازی نیست از حاجت بگویم نشستم تا که از ماهِ منیرم براتِ کربلا عیدی بگیرم! شاعر: © اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇 https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
امشب از شوق بي قرارم من آرزوى مدينه دارم من من خزانم وليكن از امشب غرق در عطر نوبهارم من همه طَرْدم كنند، باز اما به نگاهش اميدوارم من او گل باغ بوستان حسين گِرد اين گل، خوشم كه خارم من از غلامى و نوكرىِ درش صاحب جاه و اعتبارم من اى سرآغازم و سرانجامم چقَدَر خوب، با تو هم نامم آيت داور است اين مولود گل پيغمبر است اين مولود اسم او هم عليست پس حتماً هم چُنان حيدر است اين مولود على اصغر به نام و در رُتبه علىِ اكبر است اين مولود پَرِ قنداقه اش شفيع همه در صف محشر است اين مولود چقَدَر با رقيه مأنوس است بغلِ خواهر است اين مولود قابَ قوسين ماست ابرويش بوسهء زينب است بر رويش اى به عالم دليل، ششماهه اى لبت سلسبيل، ششماهه زير پايت هميشه باشد پهن شهپر جبرئيل، ششماهه در نگاهت فرات و دجله كه هيچ موج زن؛ رود نيل، ششماهه تو بزرگ و بزرگ زاده، ولى من به پيشت ذليل، ششماهه هر زمان كه گره به كار افتاد گفته ام: ألدخيل ششماهه باب حاجات عالمينى تو علىِ سومِ حسينى تو اى به دردم دوا، على اصغر نفست كيميا، على اصغر هر كه دستش به دامنت باشد گشته حاجت روا، على اصغر شبِ ميلاد توست ذكرِ لبم لَكَ روحى فِدا، على اصغر آينه دار محسنِ زهرا... ...كيست غير از تو؟ يا على اصغر هم رجب، هم زيارتىِ حسين بده يك كربلا، على اصغر نَبُود هم تراز و همتايت بر روى سينهء پدر جايت اى رُخَت ماهِ كامل ارباب اى على، ميوهء دل ارباب تو خودت نور و نور بابايت نور در نور منزل ارباب نام تو تا كه در ميان آمد گشت پُر شور محفل ارباب خنده هرجا مُسَبّب شاديست خنده هاى تو قاتل ارباب با چُنين حلق پاره؛ بُردن تو... ...تا به خيمه است؛ مُشكل ارباب چه كند با گلوى پرپر تو؟! چه كند در جوابِ مادر تو؟! آه...شد از غم تو پير، رباب از جهان بى تو گشته سير، رباب گوش تا گوش طفل پاره شده خورده شمشير يا كه تير!؟، رباب تازه آغاز غصه هاست؛ كه تو در كفِ غم شوى اسير، رباب قاتل تو غروب عاشوراست آب آمد؛ ولى چه دير! رباب اصغرت زير خاك خوابيده سينه ات گشته پُر ز شير رباب كربلا تا به شام، خونْ دل توست هر كجا حرمله مقابل توست شاعر: © اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇 https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
کوثر علی‌اصغر امشب به‌مستان می‌دهد ساغر علی‌اصغر غوغا به پا کرده آیینه‌ی کوچک‌تر حیدر علی‌اصغر ارباب می‌خندد بر سینه‌اش تا می‌گذارد سر علی‌اصغر در بین گهواره دل می‌برد با خنده از مادر علی‌اصغر هم از برادرها دل برده، هم از عمه‌وخواهر علی‌اصغر از بس که زیباروست جمع‌است کل حُسن یک‌جا در علی‌اصغر با سن‌و‌سال کم در جنگ برپا می‌کند محشر علی‌اصغر با اکبر و قاسم هم‌رتبه خواهدشد از‌این‌منظر علی‌اصغر ** "هل من معین" آمد طاقت ندارد در حرم دیگر علی‌اصغر با گریه می‌آید آورده با خود یک‌سپر حنجر علی‌اصغر تیر سه‌پر خورده پس شد علی‌اصغر، علی‌اصغر، علی‌اصغر هم‌وار خواهد کرد راه ظهور یار را آخر علی‌اصغر . . . شاعر: © اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇 https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
ما را هرآنچه حضرت استاد ياد داد يك گوشه چشم كودك سلطان به باد داد جايي براي عرضه حاجت نداشتيم ما را پناه گوشه باب الجواد داد دستش به كم نميرود و كم نمي دهد كم خواستيم حاجت خود را،زياد داد بيهوده تا غروب پي كسب روزي ام رزق مرا جواد همان بامداد داد سلطان طوس با قسم يا ابالجواد هر حاجتي كه پيش از اينها نداد داد از كربلا فضليت مشهد فزون تر است اين را جواد ياد من بي سواد داد در چشم او چه بود كه با ياد مادرش ابروي او به عاشق حكم جهاد داد شاعر: © اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇 https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e