eitaa logo
☫مه‌شکن🇵🇸🇮🇷
1.6هزار دنبال‌کننده
7.8هزار عکس
786 ویدیو
92 فایل
✨﷽✨ ✍️مکانی برای روایت، داستان، تبیین، گفت‌وگو، و اندیشه🌱 اطلاعات بیشتر: https://eitaa.com/istadegi/17323 نوشته‌هایمان‌تقدیم‌به‌ اباعبدالله‌الحسین(ع)‌وشهیدان‌راهش..‌. ⛔️کپی مطالب اختصاصی کانال مورد رضایت نیست.
مشاهده در ایتا
دانلود
🌙ماه خدا با فرشتگان✨ در هیچ شرایطی نماز اول وقت را ترک نمی‌کرد. اگر سر کلاس بود و اذان می‌شد، از استاد برای اقامه نماز اجازه می­‌گرفت، نمازش را اول وقت می‌خواند و به کلاس برمی‌گشت. همیشه سعی می‌کرد با وضو باشد. 🥀شهید زهرا حسنی سعدی http://eitaa.com/istadegi
ببخشید رمان امشب دیر شد... درگیر کار روی یه پیرنگ خیلی خیلی خیلی پیچیده هستم😓
☫مه‌شکن🇵🇸🇮🇷
🔰 بسم الله قاصم الجبارین 🔰 📚 داستان بلند #خورشید_نیمه_شب جلد دوم شهریور (درام، معمایی، تریلر) ✍️ب
🔰 بسم الله قاصم الجبارین 🔰 📚 داستان بلند جلد دوم شهریور (درام، معمایی، تریلر) ✍️به قلم: فاطمه شکیبا قسمت 156 -چه جالب، با کی اینطور شدی؟ -کسایی که می‌تونستن خانواده‌م باشن. انقدر آرام این را گفت که انگار داشت با خودش حرف می‌زد. شاید حواسش به من نبود؛ و این موقعیت مناسبی بود که واقعیت را از زبانش بشنوم. -کیا؟ نگاهش رو به پایین بود و سر انگشتش را روی لبه تبلت می‌کشید. آرام کمی از پوست لبش را می‌کند. این‌ها نشانه یک راز بزرگ بودند که درونش مدفون شده بود. رازی داشت درون ذهنش موج می‌خورد، تا زبانش بالا می‌آمد و بعد آن را فرو می‌داد. -کسایی که واقعا دوستم داشتن. ناگهان انگار که به خودش آمده باشد، سرش را سریع بلند کرد و گلویش را صاف. بی‌هدف روی صفحه تبلت دست می‌کشید و نوشته‌ها را بالا و پایین می‌کرد. گفتم: فکر نمی‌کنی حرف زدن حالتو بهتر کنه؟ و سرم را کمی به سمتش خم کردم. تشر زد: حواست به جلوت باشه. یک نفس عمیق کشید و تبلت را بست. -حال من فقط با انتقام خوب می‌شه. -قبلا گفتم، الانم می‌گم. اگه بهم بگی شاید بهتر بتونم کمکت کنم. -هر وقت بدونم لازمه می‌گم. طوری لب‌هایش را چسباند به هم که من هم بفهمم باید خفه شوم. از حرف زدن متنفر بود این دختر. ترافیک بزرگراه روان شده بود؛ داشتیم از شهر خارج می‌شدیم و دورمان را زمین‌های سبز کشاورزی می‌گرفتند. دلم موسیقی می‌خواست و نمی‌دانستم تلما اهلش هست یا نه؛ پس بی‌خیال شدم. تلما به روبه‌رو خیره بود؛ با نگاهی چنان تیز که انگار می‌خواست هرچه مقابلش می‌بیند را بشکافد. از تمام رفتارهایش کینه می‌بارید. شاید اشتباه می‌کردم؛ چیزی که درون این دختر بود، بیش از راز یک کینه بود. زیرچشمی به چهره‌اش دقت می‌کردم؛ به فرم چشمانش که پشت عینک دقیقا مشخص نبود. من مطمئنا او را جایی دیده بودم. اوایل فکر می‌کردم شاید او هم یکی از ساکنان بئری بوده، حتی شاید همبازی بچگی. ولی در میان خاطراتم هیچ دختری با مشخصات تلما وجود نداشت. ادامه دارد... قسمت اول رمان: https://eitaa.com/istadegi/9527 ⛔️کپی بدون هماهنگی و ذکر منبع، مورد رضایت نویسنده نمی‌باشد⛔️ ✨ 🌐https://eitaa.com/istadegi
☫مه‌شکن🇵🇸🇮🇷
ببخشید رمان امشب دیر شد... درگیر کار روی یه پیرنگ خیلی خیلی خیلی پیچیده هستم😓
در اصل درحال بازسازی شاخه زیتونم؛ شاخه زیتون زیادی ساده بود. آدم بد داستان خیلی واضح و روشن از دور داد میزد که بده! به نظرتون باید چطور این آدم بد رو پنهان کنم، چطور توی روابط پیچیده بپوشونمش که خیلی دیر پیدا بشه؟ کسی توی اون ابعاد نفوذ نباید در ظاهر هیچ ارتباط مشکوکی داشته باشه، باید ردهاش خیلی تمیز محو شده باشه، نباید یه طوری گاف بده که یکی مثل اریحا سریع پیداش کنه. ایده‌ای دارید براش؟ یا منبعی می‌شناسید که بخونم یا ببینم و ایده بگیرم؟
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
نزدیک دبیرستانمون، یعنی دقیقا دم در مدرسه مون، صبح‌های دهه‌ی فاطمیه یه روضه خونگی بود، که ما اجازه داشتیم تا ساعت یه ربع به هشت توی اون روضه شرکت کنیم. یادمه یکی از مداح‌های جلسه که یه آقای مسن هم بود، وقتی می‌خواست با امام زمان مناجات کنه، اولش این آیه رو می‌خوند... الان که به این آیه رسیدم یادش افتادم... و همیشه موقع شنیدن این آیه یاد امام زمان می‌افتم... عزیزا! به ما و خانواده ما گزند و آسیب رسیده...💔😔 پر کن دوباره کیل مرا ایها العزیز...✨
خبر رو ترجمه نمی‌کنم، انا لله و انا الیه راجعون...
☫مه‌شکن🇵🇸🇮🇷
خبر رو ترجمه نمی‌کنم، انا لله و انا الیه راجعون... #غزه
ولی یه قاعده‌ای هست، که اگه ظالمی رو درحال ظلم به مظلومی دیدی و کاری نکردی، نفر بعدی تویی...
استاد علی معلم دامغانی یه شعری درباره عاشورا داره، که این قسمتش خیلی تکان دهنده ست: بی‌درد مردم، ما خدا! بی‌درد مردم نامرد مردم، ما خدا! نامرد مردم از پا حسين افتاد و ما برپای بوديم زينب اسيری رفت و ما بر جای بوديم دربرگ‌ريز باغ زهرا برگ كرديم زنجير خایيديم و صبر مرگ كرديم چون بيوه‌گان ننگ سلامت ماند برما تاوان اين خون تا قيامت ماند برما...
قرآن امروزمون رو هدیه کنیم به بانوان عفیف و شهیدِ غزه؛ سلام علیکم بما صبرتم...🌱💔
اومدم عید دیدنی...