🇵🇸🌿 مظلوم مقتدر
رهبر انقلاب : مسئول این همه جنایت و غصب و تخریب و ظلم در فلسطین کیست؟ چرا هیچ کس این میلیونها کودک و زن و مردِ مظلوم در جهان اسلام را شمارش نکرد؟ چرا کسی قتلعام شدن مسلمانان را تسلیت نمیگوید؟ چرا میلیونها فلسطینی باید هفتاد سال از خانه و کاشانهِی خود دور بوده و در تبعید به سر برند؟ و چرا قدس شریف -قبلهی اوّل مسلمانان- باید مورد اهانت قرار گیرد؟ سازمان به اصطلاح ملل به وظیفهی خود عمل نمیکند و نهادهای به اصطلاح حقوق بشری مُردهاند. شعار «دفاع از حقوق کودک و زن» شامل کودکان و زنان مظلوم یمن و فلسطین نمیشود.
۹۹/۳/۲
#فلسطین
#روز_قدس
#ماه_رمضان
☫مهشکن🇵🇸🇮🇷
🔰 بسم الله قاصم الجبارین 🔰 📚 داستان بلند #خورشید_نیمه_شب جلد دوم شهریور (درام، معمایی، تریلر) ✍️ب
🔰 بسم الله قاصم الجبارین 🔰
📚 داستان بلند #خورشید_نیمه_شب
جلد دوم شهریور
(درام، معمایی، تریلر)
✍️به قلم: فاطمه شکیبا
قسمت 169
صدای تلما بود، صدای خوابآلود تلما. با ترس و تردید گفتم: الو تلما! ایلیام. حالت خوبه؟
-لعنت بهت.
این که داشت فحش میداد به این معنی بود که حالش خوب است؟ صدایش شبیه کسی نبود که درد داشته باشد. دوباره پرسیدم: مطمئنی حالت خوبه؟
- نصفهشب زنگ زدی بیدارم کردی که حالمو بپرسی؟ لعنت بهت.
و قطع کرد. نفسم را با خیال آسوده آزاد کردم. او زنده و سالم بود. خواب بود و تنها چیزی که مخل آسایشش شده بود، تماس من بود. ناباورانه خندیدم.
گالیا که داشت از تماشای دگرگونیهای من لذت میبرد، تلفن را از دستم گرفت و گفت: میدونستم امشب قراره برن سر وقتش، و البته بعدش هم میومدن سراغ تو. آدم فرستادم که جلوشونو بگیرن.
برخلاف چند لحظه پیش که داشتم برای قتلش نقشه میکشیدم، حالا میخواستم دستش را ببوسم. مبهوت پرسیدم: چی باعث شده شایسته چنین لطفی باشیم؟
گالیا بشکن زد.
-سوال خیلی خوب و بهجایی بود. همینو میخواستم بشنوم.
دوباره یک طره از موهایش را پشت گوش انداخت و خودش را روی صندلی جلو کشید. دستانش را به هم قلاب کرد و روی میز قرارشان داد. گفت: فقط میخوام همین فردا مقالهای که درباره قربانیهای هفتم اکتبر نوشته رو منتشر کنه. تو هم خبر سوءقصد بهش رو بده به یه خبرگزاری دیگه، مصاحبه کن و چیزی که میخوام رو بگو.
تازه فهمیدم ماجرا چیست؛ گالیا ریاست موساد را میخواست و ما همان کسانی بودیم که میتوانستند مسیر را برایش هموار کنند؛ فقط کافی بود رقیب گالیا، ایسر آرگامان را پایین میکشیدیم.
ایسر همان گزینهی اصلی برای ریاست موساد بود که پیش از این سابقهی درخشانی در نیروهای امنیتی اسرائیل داشت. او در زمان هفتم اکتبر و سالهای بعدش معاون امور اتباع اسرائیلی شاباک بود و اینطور که از پدرم شنیده بودم، او پیشنهاد داده بود مردم را در بئری و جشنواره موسیقی به رگبار ببندند. بعدش هم، او بود که بازماندگان مزاحم را یکییکی حذف کرد، و اسرای آزاد شده را. هرکسی که ممکن بود خطری برای افکار عمومی اسرائیل باشد میکشت، همانطور که مادر یووال را کشته بود.
آرام و محطاط گفتم: اونا آدمای ایسر بودن؟
ادامه دارد...
قسمت اول رمان:
https://eitaa.com/istadegi/9527
⛔️کپی بدون هماهنگی و ذکر منبع، مورد رضایت نویسنده نمیباشد⛔️
#مه_شکن ✨
🌐https://eitaa.com/istadegi
سلام
سه تا کار خیلی مهم هست که از دست ما برمیاد:
دعا، موقع افطار، وقت نماز و... براشون دعا کنیم.
کمک مالی از طریق درگاههای معتبر(مثل درگاه سایت رهبری)
و فعالیت رسانهای؛ یعنی اگه رسانه داریم دردشون رو فریاد بزنیم، یا بین خانوادهها و دوستانمون حقیقت مسئله فلسطین رو تبیین کنیم(این مسئله در جامعه ما خیلی به تبیین نیاز داره، هنوز هم خیلیها نمیدونن اصل قضیه چیه و رسانههای دشمن هم به این ناآگاهی دامن زدن)
ببخشید؛
امشب جایی هستم که دسترسی به لپتاپ ندارم تا قسمت بعد رو کپی و منتشر کنم.
امیدوارم بنده رو ببخشید.
راستی،
اگر کسی نام پدر شهید زاهدی رو میدونه بگه تا براشون نماز لیله الدفن بخونیم.