امروز ظهر رفته بودیم مراسم مقتلخوانی ظهر عاشورا.
روضهخوان داشت از روی مقتل میخوند، هم متن عربی هم فارسی،
و وقایع روز عاشورا رو از بعد وداع امام با اهلبیت تا زمان شهادتشون با جزئیات میگفت،
و مردم هم گریه میکردند.
مقتلخوانی یکی از اصیلترین و قدیمیترین شیوههای عزاداریه.
و هزار و اندی ساله که ما به شیوههای مختلف عزاداری میکنیم.
توی بعضی شهرها آیین خاصی برای عزاداری هست.
ولی گاهی واقعا حس میکنم انقدر درگیر آیینها و شکل و فرم و جزئیات عزاداری شدیم که از اصل هدفش بازموندیم.
چرا ما عزاداری میکنیم؟
بخاطر کسی که به طور فجیعی توسط یک عده آدم بیرحم کشته شده؟
خب نمونههای فجیعتر از امام حسین علیه السلام هم توی تاریخ هست، مثلا توی خود تاریخ اسلام، کسی هست به نام حسین بن علی که معروفه به شهید فخ، این فرد از سادات حسنی بود که در دوران عباسیان علیه خلیفه قیام کرد و توی منطقه فخّ به شهادت رسید و نحوه شهادتش بیشباهت به امام حسین علیهالسلام نبود.
ولی کسی اون رو نمیشناسه و هرسال براش عزاداری نمیکنه.
توی این جنگ اخیر و توی جنگ ۸ ساله هم خیلیها شهادت دردناک و مظلومانهای داشتند. خیلی ها تکهتکه شدند و...
ولی ما توی عزاداری برای اونها هم بازم روضه عاشورا رو میخونیم.
حتی برای هیچکدوم از امامان شیعه هم انقدر مفصل عزاداری نمیکنیم. اگر روضه بخونیم هم یه گریز به کربلا میزنیم.
واقعا چرا؟
آیا حجم جنایت جبهه باطل خیلی زیاد بوده؟ نه! مشابه این واقعه بازهم تکرار شده.
پس ما برای زخمهایی که به بدن شهدای کربلا خورد و اون جنایتهایی که گفتند و شنیدیم گریه نمیکنیم.
مسئله خیلی عمیقتره.
و ما نباید اینجا، توی ظاهر عاشورا توقف کنیم: توی عطش و سربریده شدن و تکهتکه شدن و به اسارت رفتن و...
به نظر من، باطن قضیه اینه که یه جامعه به حدی از تباهی رسیده که «امام» رو اینطور تکهتکه میکنه و حتی برای کشتن «امام» رقابت میکنه.
و سوال اینه که چرا اینطور شد؟
چی شد که جامعه به این حد از تباهی و پستی و بیرحمی رسید که با علم به جایگاه امام حسین علیهالسلام، اینطوری امام رو شهید کردن؟
شاید بیان جزئیات مقتل برای همین باشه،
برای همین که بگیم ببینید، صرفاً کشتن امام نبود، بیرحمی خالص بود. خروج کامل از وادی انسانیت بود.
و جنایت یک شخص نبود،
یک جنایت اجتماعی بود،
عزم کل جامعه، اون هم جامعهی شیعهی کوفی بر کشتن امام بود.
و اینه که گریه داره.
این که مقام «امام» اینطوری بیحرمت بشه،
این که خون امام مباح شمرده بشه...
«امام» مقام واسطه فیض داره.
یعنی چی؟
یعنی فیض خداوند به واسطه امام به مخلوقات میرسه.
یعنی تمام کائنات در اصل وجود هم به امام وابسته هستند،
اگر امام نباشه، هیچ فیضی از جانب خدا به مخلوقات نمیرسه، حتی اصل وجود.
به عبارتی، امام ضامن وجود دنیاست.
الان عمق فاجعه مشخصتر میشه!
جامعه سال ۶۱ هجری عزم کرده که حلقه ارتباطش رو با خدا پاره کنه!
عزم کرده که خودش و دنیا رو نابود کنه!
(و واقعا هم اگر حضرت زینب علیهاالسلام و امام سجاد علیهالسلام نبودند، روز عاشورا شیرازه جهان از هم میپاشید!)
این جامعه چشه؟
چرا اینطوری میکنه؟
چرا از هیچ جنایتی دریغ نمیکنه، حتی بعد از شهادت امام هم کوتاه نمیاد و به پیکر مطهر جسارت میکنه؟
چی میشه که جامعه به این حد از تباهی میرسه؟
چرا با موجودیت خودش میجنگه؟
چرا ما گریه میکنیم؟
شاید برای این که یادآوری کنیم این سطح از تباهی همون یک بار بس بود برای بشریت.
گریه میکنیم، لعن میکنیم تا یادمون بمونه که دیگه نباید چنین حجمی از بیرحمی و شقاوت تکرار بشه.
و اگر هنوز توی غزه دارند اونطوری قتلعام میکنند و مسلمانان هنوز ساکتند یعنی.........
امسال شب اول محرم، رفتیم یه مجلس روضه و سخنران یه حرفی زد؛
گفت امام حسین علیه السلام فرمودند من برای اصلاح امت جدم قیام کردم.
خب مشکل چی بود؟
چی توی اسلام مردم کم بود که امام حسین علیه السلام حاضر شد تمام اون مصائب رو به جان بخره؟
نماز نبود؟ بود!
مساجد تعطیل بودن؟ نه!
روزه نبود؟ بود!
حج نبود؟ بود!
ظواهر امر، نشون میداد جامعه خیلی هم اسلامیه و خیلی هم مردم مسلمونن.
حالا توی بعضی شهرها(مخصوصا شام) یه فسق و فجورهایی هم میشد، ولی عامه مردم متشرع بودن.
مشکل چی بود؟
حتما مشکل بزرگی بوده که امام حاضر شدند اینطوری شهید بشن(امام با اون مقام بالایی که توی پیام قبلی گفتم) و اهلبیت شون به اسارت برن و...
شما از حجم فداکاری، میتونید به اهمیت قضیه پی ببرید.
دیگه چیزی ارزشمندتر از جان امام معصوم هست؟ چیزی محترمتر از جان امام معصوم هست؟
این محترمترین چیز، داره فدای چی میشه؟
چرا؟
این سوال تمام دهه محرم ذهنم رو مشغول کرده: مظاهر اسلام که بود،
چی کم بود که اینطور اسلام رو قلب ماهیت میکرد؟
و آخرش به دوتا چیز رسیدم:
۱. حکومت نامشروع
۲. نبود عدالت اجتماعی
اولی که مشخصه. حکومت از اساس نامشروع بود. یعنی مشکل فقط این نبود که یزید یه شخص خیلی فاسد و خرابه. مشکل این بود که اصلا حاکم اسلامی نباید به این شکل منصوب بشه. حتی اگه یزید انقدر فاسد نبود، بازم حق نداشت چون پسر معاویه ست حاکم جامعه اسلامی بشه.
حکومت موروثی، یعنی همون سلطنت. یعنی دیکتاتوری. یعنی نشوندن افراد نالایق بر مسند حکومت، صرفا بخاطر پیوند خونی. یعنی دقیقا خلاف سنت و مبنای اسلامی رفتار کردن.
حتی زمان خلفای چهارگانه هم انتخاب خلیفه موروثی نبود!
امام حسین علیه السلام اگه اینجا قیام نکنن، معلومه که چیزی از سنت نبوی نمیمونه؛ از اصل شایستهسالاری و عدالت.
بماند که اصلا حکومت از امام برحق گرفته شده و تنها کسی که حق مسلم حکومت داره، امام منصوب از طرف خداست(در عصر غیبت نائب امام).
دومی هم مشخصه.
شهید بهشتی میگن جامعهای که درش عدالت نباشه رو اگه تمامش رو با قرآن بپوشونی، بازهم باطنش لجنه.
جامعه زمان معاویه و یزید همین بود.
تبعیض نژادی و قومی و طبقاتی، چیزی که رسولالله از ابتدای بعثت در برابرش قیام کردند، حالا به قوت خودش باقی بود.
مظاهر دین بود،
ولی مردم دنیازده بودن،
مردم توی جامعه نابرابر باید هم هرکاری میکردن برای پول!
مثل الگوی اقتصاد لیبرال...
عدالت اجتماعی یکی از علل بعثت انبیاست به گواه قرآن،
حالا از بین رفته بود،
حاکمان و طبقه نزدیک به حکومت فربه بودن و از مردم میدزدیدند.
توی چنین جامعهای دینداری هم سخت بود،
مردم هم فهمیده بودن باید گرگ باشن تا دوام بیارن!
الان هم وضعیت بیشباهت به سال ۶۱ نیست.
الان هم مسلمان توی عربستان و حاشیه خلیج فارس و...،
هم نماز میخونن هم حج میرن هم روزه میگیرن.
خلاصه که ظواهر اسلام خوب داره رعایت میشه.
ولی کاری هم به ظلم و ظالم ندارن.
حکومتهای مسلمان میرن که رابطهشون با اسرائیل رو عادیسازی کنن،
با آمریکا رفیق میشن،
و مردم مسلمان هم هیچی نمیگن، حتی اگه مخالف باشن.
جلوی چشمشون توی غزه مردم رو تکهتکه میکنن و هیچی نمیگن، عوضش میرن حج و توی چادرهای لاکچری منا، میرقصن!
این اسلام بنیامیه ست.
این وسط ایران ما،
امام خمینی ما،
امام خامنهای ما،
صداش دراومده و مقابل این ظلم ایستاده.
همونطور که امام حسین علیهالسلام به تنهایی مقابل ظلم ایستاد.
برای همینه که ایران حرم حسین بن علی علیهالسلامه!
برای این که ایران به حکومت نامشروع و موروثی پهلوی نه گفت،
برای این که ایران برای عدالت اجتماعی قیام کرد،
برای این که ایران مقابل آمریکا و اسرائیل ایستاد،
و اهمیت نداد که تنها بایسته.
و تمام هزینههای ایستادگی رو داد.
زندگی توی عصر انقلاب اسلامی و توی ایران اسلامی، واقعا خوشحالم میکنه.
بیاید حالا که توی اردوگاه حق زندگی میکنیم، خدای نکرده طرف باطل رو نگیریم.
☫مهشکن🇵🇸🇮🇷
امروز ظهر رفته بودیم مراسم مقتلخوانی ظهر عاشورا. روضهخوان داشت از روی مقتل میخوند، هم متن عربی هم
در کتاب «روضه اصحاب چیست؟» نوشته بود روضه یعنی اینکه امام به گودی قتلگاه برود برای هفت پشت شیعه بس است.
یعنی روضه میگیریم که یادمان بماند نباید تنها ماندن امام دوباره تکرار شود...
یه چیزی که خیلی منو ناراحت میکنه،
اینه که توی روضهها، پرداخت بانوان کاروان امام حسین علیه السلام، صرفا با این روایته که اونها دائماً نگران بودن که مردانشون رو از دست بدن و بیپناه بشن،
انگار کاملا متکی به مردان بودن و بعدش که مردان شهید شدند، شیرازه کاروان از هم پاشیده و...
تنها چیزی که گفته شده، غارت گوشواره و چادر و کتک خوردن و بیرون اومدن از خیمه و... بوده.
حتی گاهی روضهخوانها جسارت میکنند و میگن حجاب بانوان کلا غارت شده! (که اینطور نبوده)
ولی هیچ توجهی به این قضیه نمیشه که همین بانوان بودند که مسئولیت رسانه قیام رو بر عهده گرفتند(همه بانوان، نه فقط حضرت زینب).
همین حضرت زینب که ما توی روضهها حرف از ضعف ایشون و بیپناهیشون میزنیم، مثل شیر بالای سر این کاروان بودند و مدیریتش کردند و از جان امام هم دفاع کردند.
ما خیلی روضه حضرت رقیه خوندیم،
چون فقط مظلومیته، فقط اشک آدمو درمیاره،
ولی هیچوقت به خطبههای فاطمه بنت حسین یا سکینه بنت حسین نپرداختیم.
ما حتی وقتی میخوایم از اصحاب امام حسین علیه السلام حرف بزنیم، میگیم هفتاد و دو نفر!
و حدود ۸۰ بانوی حاضر در کربلا رو جزو اصحاب امام حساب نمیکنیم!
درحالی که این بانوان بازوهای رسانهای قیام عاشورا بودند.
این بانوان مجبور نبودند بیان.
میتونستن توی مدینه بمونن.
اصلا خود امام میدونستن چه اتفاقی میافته، میتونستن زن و بچه نیارن همراهشون.
ولی این بانوان با یه رسالتی اومدن،
حیفه که بهش فکر نکنیم،
حیفه که فکر کنیم این بانوان فقط گریه میکردن و نگران بودن که بیپناه بشیم چکار کنیم.
حیفه که فقط برای گوشوارههای غارت شده و خیمههای آتش گرفته گریه کنیم...
#عاشورا
☫مهشکن🇵🇸🇮🇷
یه چیزی که خیلی منو ناراحت میکنه، اینه که توی روضهها، پرداخت بانوان کاروان امام حسین علیه السلام،
نکته اینه که حضرت زهرا علیهاالسلام درحالی در مدینه به تنهایی قیام کردند که هم حضرت علی علیه السلام بودند، هم سایر اصحاب پیامبر.
لذا از این قضیه میشود برداشت کرد که بانوان اولا و بالذات میتوانند وارد عرصه کارزار و عمل شوند🙂
تبعیت از شوهر حدود فقهی مشخص داره و درباره همه زمینهها صدق نمیکنه. این تبعیت هم در واقع در راستای حفاظت از حقوق همسر هست و طبیعیه. وقتی شما با یک نفر ازدواج میکنید نسبت به هم حقوقی دارید که باید رعایتش کنید دیگه.
ضمن اینکه هرجا تکلیفی هست، دربرابرش حقی هم به آدم داده میشه و اگر تکلیف تبعیت از همسر داریم، دربرابرش حقوقی هم داریم.
اولش که درباره حدود فقهی و چارچوب حقوقی اطلاع نداشتم واقعا از این قضیه لجم میگرفت ولی بعد دیدم منطقیه.
الان هم نگاهم همونه. من یه مسئولیتی پذیرفتم و طبیعیه که محدودیتهایی برام داشته باشه. همونطور که برای همسرم هم داره و همسرم متعهد شده که نفقه و هزینههای منو تامین کنه.
ضمن اینکه بستگی داره با چه کسی ازدواج میکنید. اگه با یه مرد منطقی که اهل زور گفتن نیست ازدواج کنید، اصلا حس آزاردهندهای نداره و میشه مثل دو انسان متمدن زندگی کرد😅
🥀 حماسه حسینی
هر سال که محرم میآید میبینیم امام حسین از نو طلوع میکند، از نو زنده میشود، باز میگوید: «خُطَّ الْمَوْتُ عَلی وُلْد ادَمَ مَخَطَّ الْقَلادَةِ عَلی جیدِالْفَتاةِ، وَ ما اوْلَهَنی الی اسْلافی اشْتِیاقَ یعْقوبَ الی یوسُفَ»، باز میبینیم پیام امام حسین است: «الا وَ انَّ الدَّعِی ابْنَ الدَّعِی قَدْ رَکزَ بَینَ اثْنَتَینِ بَینَ السِّلَّةِ وَ الذِّلَّةِ، وَ هَیهاتَ مِنَّا الذِّلَّةُ، یأْبَی اللهُ ذلِک لَنا وَ رَسولُهُ وَ الْمُؤْمِنونَ وَ حُجورٌ طابَتْ وَ طَهُرَتْ». در مقابل سی هزار نفر که مثل دریا دارند موج میزنند و هر کدام شمشیری به دوش گرفته و نیزهای دردست دارد، در حالی که همه اصحابش کشته شدهاند و تنها خودش است، فریاد میکشد: این ناکس پسر ناکس، این حرامزاده پسر حرامزاده، یعنی این امیر و فرمانده شما، این عبیدالله بن زیاد به من پیغام داده است که حسین مخیر است میان یکی از دو کار: یا شمشیر یا ذلت. حسین و تحمل ذلت؟! «هَیهاتَ مِنَّا الذِّلَّةُ» ما کجا و ذلت کجا؟ خدای ما برای ما نمیپسندد (این پیام شهید است) خدای من برای من ذلت نمیپسندد؛ پیامبر من برای من ذلت نمیپسندد؛ مؤمنین جهان، نهادها و ذاتهای پاک (تا روز قیامت، مردم خواهند آمد و در این موضوع سخن خواهند گفت)، مؤمنینی که بعدها میآیند، هیچ کدامشان نمیپسندند که حسینشان تن به ذلت بدهد. من تن به ذلت بدهم؟! من در دامن علی بزرگ شدهام، من در دامن زهرا بزرگ شدهام، ما تن به ذلت بدهیم؟!
در آن وصیتنامهای که به برادرش محمّد بن حنفیه مینویسد، میگوید: «انّی لَمْ اخْرُجْ اشِراً وَ لا بَطِراً وَ لا مُفْسِداً وَ لا ظالِماً، انَّما خَرَجْتُ لِطَلَبِ الْاصْلاحِ فی امَّةِ جَدّی، اریدُ انْ امُرَ بِالْمَعْروفِ وَ انْهی عَنِ الْمُنْکرِ وَ اسیرَ بِسیرَةِ جَدّی وَ ابی» [^3] مردم دنیا بدانند که من یک آدم جاه طلب، مقام طلب، اخلالگر، مفسد و ظالم نیستم؛ من چنین هدفهایی ندارم. قیام من قیام اصلاحطلبی است. قیام و خروج کردم برای اینکه میخواهم امت جدّ خودم را اصلاح کنم. من میخواهم امر به معروف و نهی از منکر بکنم. در نامه به محمّد حنفیه نه نامی از بیعت خواستن است، نه نامی از دعوت مردم کوفه، و اصلًا هنوز مسئله مردم کوفه مطرح نبود.
📚 #حماسه_حسینی
استاد شهید مرتضی مطهری
#محرم