☫مهشکن🇵🇸🇮🇷
ساعت ۱۳:۳۱ امروز تمومش کردم. خوب بود ولی من انتظار چیز بهتری داشتم. پیرنگ و درونمایه خوب بود، ولی ق
مال منم تموم شد.
چون مشغول چنتا کتاب دیگه هم بودم دیر به دیر بهش سر میزدم.
ولی امروز دیگه نشستم سرش و خیلی زود تموم شد.
واقعا لذت بردم.
کتاب تمیزی بود.
سیر داستانی منطقی و معقولی داشت
چند بعدی بود و پیام های متعدد در حوزه های متنوع داشت.
برام سوال بود که مگه چی داره که این انتشارات که اهل رمان چاپ کردن نیست، چاپش کرده
که بنظرم تا حد قابل قبولی خوب بود و جواب سوالم رو گرفتم.
برا نوجوان ها خیلی خوبه و دید جدیدی بن جنگ های ایران میده.
☫مهشکن🇵🇸🇮🇷
مال منم تموم شد. چون مشغول چنتا کتاب دیگه هم بودم دیر به دیر بهش سر میزدم. ولی امروز دیگه نشستم سرش
اگه کسی این کتاب رو خونده، برامون نظرش رو بگه:
https://payamenashenas.ir/RevayatEshgh
امروز این کتاب رو توی نیمساعت خوندم.
یه داستان کوتاه ولی واقعیه؛ درباره حادثه اوتفای.
توی جنگ بین فرانسه و پروس(قرن هفدهم)، مردم روستای اوتفای فرانسه، سر یه سوءتفاهم خیلی خیلی ساده و احمقانه، یکی از اشرافزادههای روستا رو به شکل فجیعی کتک میزنن و شکنجه میکنن و زنده زنده میسوزونن!😐
این بنده خدا(آلن دومونی) یه آدم خیلی مهربون و خیرخواه بوده، بیشتر مردمی که اونو زدن و کشتن بهش به یه شکلی مدیون بودن، به همه کمک میکرده و مردم دوستش داشتن! ولی یهو به این نتیجه رسیدن که خائنه و دستهجمعی ریختن سرش و برای زدنش از همدیگه سبقت میگرفتن!
دوستانش که سعی میکردن نجاتش بدن، به مردمی که میزدنش میگفتن اینی که میزنید همینی نیست که بهتون پول قرض میداد تا کسب و کار داشته باشید و همیشه کارتونو راه مینداخت و هیچکس ازش بدی ندیده بود؟
همه انکار میکردن! حقیقت محض رو انکار میکردن و فقط تحت تاثیر خشم و هیجان بودن.
فکر میکردن دارن یه خائن رو میکشند و از حکومت پاداش میگیرن! درحالی که حاضر نبودن واقعا برن برای کشورشون بجنگن😑
ولی میدونید چیِ این کتاب برای من از همه دردناکتر بود؟
این که این شیوه قتل و جنایت خیلی آشنا بود...
(بلاتشبیه البته؛ اصلا قابل مقایسه نیست ولی...)
آخه یه عده هم بودند که میدونستن مقابل امام وایستادن، میدونستن طرفشون پسر پیامبره، میدونستن سرور جوانان اهل بهشته، میدونستن و دیده بودن امام نه تنها به کسی شر نرسونده بلکه همیشه خیرش به همه رسیده،
ولی بازم...
صلی الله علیک یا اباعبدالله...😭
☫مهشکن🇵🇸🇮🇷
امروز این کتاب رو توی نیمساعت خوندم. یه داستان کوتاه ولی واقعیه؛ درباره حادثه اوتفای. توی جنگ بین ف
سخن از ژان تولی شد،
به نظرم یکی از بهترینهای ژانر دارک کمدی هست.
"مغازه خودکشی" رو حتما شنیدید اسمش رو😉
استاد فرشچیان از دنیا رفته؛
ولی تابلوی عصر عاشورای او هنوز روضه میخواند؛
و فرشچیان نمیمیرد،
فرشچیان در «عصر عاشورا» هنوز زنده است؛ تا ابد زنده است.
مرگ و نیستی برای بیحسینهاست، آنها که با حسینند، جاودانه میمانند.
به قول شاعر:
...حس کرد پا به پاش جهان گریه میکند
دارد «غروب فرشچیان» گریه میکند...
✍🏻فرات
#اربعین #امام_حسین
http://eitaa.com/istadegi
ما که همه مردنی هستیم، خاک میشیم و از یادها میریم... ولی چیزایی که با حضرت اباعبدالله الحسین پیوند خورده باشه از بین نمیره.
کاش ما یه طوری با حضرت سیدالشهدا پیوند بخوریم که چیزی که از ما باقی میمونه، اظهار ارادت به حضرت باشه...✨🌱
داشتیم میرفتیم خونه که دم در چشمم خورد به این پرچم...
با خودم گفتم خوش به حال استاد فرشچیان حقیقتا...🥲
خدا رحمتش کنه...
19.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
به جان سایه که میرنده نیست آتش عشق
مَبین به کشتهی عاشق، که عاشقی زندهست...🌱
☫مهشکن🇵🇸🇮🇷
اگه کسی این کتاب رو خونده، برامون نظرش رو بگه: https://payamenashenas.ir/RevayatEshgh
سلام
بله همینطوره، میتونه دید واضحتری درباره جنگ سوریه و مدافعان حرم ایجاد کنه.
☫مهشکن🇵🇸🇮🇷
مال منم تموم شد. چون مشغول چنتا کتاب دیگه هم بودم دیر به دیر بهش سر میزدم. ولی امروز دیگه نشستم سرش
من بازم معتقدم شخصیتها عمیق نبودن(بجز عباس محمدی و کمی مجتبی میثمی) و متن بیشتر از داستان، شبیه یه گزارش رسمی بود. اطلاعات خوبی داشت ولی به عنوان یه گزارش نه یه داستان.
حتی یه جاهایی از فعلهایی مثل «گردید» استفاده کرده بود که از اساس به لحاظ نگارشی اشتباهه و فقط توی گزارش و متون علمی به کار میره!
گریزها به گذشته هم کمی گیج کننده بودند.
ولی به عنوان رمان نوجوان، پیرنگ سرراستی داشت.