☫مهشکن🇵🇸🇮🇷
🔴 این خبر سانسور شد...
رسانه گاهی به شما دروغ نمیگه،
ولی فقط بخشی از واقعیت رو انتخاب میکنه که شما ببینید.
(و گاهی همون واقعیت رو هم به شکل خاص با گفتمان خاص میگه)
مثلا وقتی یه دختر جوان به دست یه راننده اسنپ به قتل میرسه، طوری رسانهها با آب و تاب از این قتل حرف میزنن و گریه و زاری و آه و ناله راه میندازن، و طوری حرف میزنن، که شما فکر کنی توی ایران هر روز دخترها دارن به هفت روش سامورایی کشته میشن،
و فکر کنی ایران پر از بدبختیه،
و فکر کنی ایران ناامنترین کشور دنیا برای دخترهاست،
و فکر کنی مقصر جمهوری اسلامیه،
و فکر کنی که دیگه زندگی بعد از اون قتل ارزش نداره...!
و و و...
ولی وقتی چهارتا پاکبان بیچاره که احتمالا هر کدوم سرپرست یه خانواده بودن، توی تصادف با یه راننده مست بیگواهینامه کشته میشن، صدا از هیچکس درنمیاد.
هیچکس هیچی نمیگه.
هیچکس توی پیجش استوری نمیذاره نمیگه ایران نفرین شده و فلان،
خارجنشینهایی که برای اون دختر مراسم گرفتن و پول جمع کردن، برای این پاکبانها این کارو نمیکنن.
کسی نمیگه این بیچارهها خانواده داشتن و الان پنجتا خانواده بیسرپرست شدن و احتمالا فقیرتر.
هیچکس نمیگه زخمیهای حادثه ممکنه از کار افتاده بشن و چقدر هزینه برای درمان بهشون تحمیل میشه.
هیچکس دلش برای اون پاکبانها نمیسوزه،
هیچکس اصلا نمیفهمه چی شده!!
چون اون پاکبانها، دخترهای خوشگل نبودن که بشه باهاشون لایک و فالوور گرفت😏
و چون مقصر، یه آدم عوضی لاابالی بود، نه پلیس یا یه آدم مذهبی!
میخوام بگم:
هرکس نسبت به قتل الهه حسیننژاد یا فوت مهسا امینی واکنش نشون داد و گریبان چاک کرد، ولی درباره این چهارتا پاکبان چیزی نگفت، مطمئن باشید برای مهسا و الهه هم اشک تمساح ریخته و دروغ گفته و از اون دوتای قبلی هم استفاده کرده که به جمهوری اسلامی لگد بزنه.
چنین انسانهای کثیفی رو دنبال نکنید.
جالبه بدونید همینایی که الان سکوت کردن، اگه قاتل بخواد اعدام بشه صداشون درمیاد که: نهههه، اون یه انسانه، شماها چقدر بیرحمید که اعدام میکنید، اعدام چیز بدیه، نههه...
انگار اون پاکبانها آدم نبودن😐
پ.ن: لطفاً برای پاکبانهای مرحوم فاتحه بخونید و برای زخمیها حمد شفا. و لطفاً برای خانوادههاشون دعا کنید🥲
پ.ن۲: از صمیم قلب امیدوارم قاتل مجازات بشه.
#جامعه_شناسی
تقریباً برای اولین بار باید سبزی پاک کنم.
البته اولین بارم نیست، قبلا هم چندبار این کار رو انجام دادم، ولی معمولا کار مورد علاقهم نبوده.
نه که بلد نباشم، اتفاقا پدربزرگم وقتی بچه بودم بهم یاد دادن چطوری سبزی رو کاملا تمیز پاک کنیم که یه وقت باکتری وبا توش نمونه و وبا نگیریم😁
(بعله، همه کارا توی خانواده ما رویکرد علمی داره😌)
ولی خب همیشه ترجیحم کارای دیگه بود، نمیدونم چرا.
یعنی مثلا اگه بهم میگفتن یا سبزی پاک کن، یا ظرفا رو بشور، دومی رو انتخاب میکردم.
میتونستم به راحتی این کار رو به مامان واگذار کنم.
ولی ازدواج این شکلیه که دیگه نمیتونی از زیر بار مسئولیت در بری.
چون تو نیمی از یه خانوادهای و نصف بار روی دوشته و اگه شونه خالی کنی، یه زندگی فشل میشه!!
دیگه مجبوری کارهایی رو بکنی که خوشت نمیاومده، یا حالشو نداشتی قبلا.
و همین میتونه تو رو رشد بده🌱
هدایت شده از یادداشتهای یک دانشجو 🇮🇷
سلام و ادب🥀
لطفا اگر براتون مقدوره برای مادربزرگ بنده نماز لیلة الدفن را امشب بخونید.
مهری فرزند رحیم
5.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مسئله دیگه برتری نظامی صرف نیست،
مسئله برتری علمیه،
و الان سربازان ایران، دانشمندان هستن.
پس اگه میخواید به درد مملکت امام زمان بخورید،
اگه میخواید سرباز امام زمان باشید،
اگه دنبال عاقبتبخیری و شهادت هستید،
درس بخونید.
به بهترین شکلی که میتونید درس بخونید.
در هر رشتهای که هستید، بهترین باشید.
خوب درس بخونید و به مدارج بالای علمی برسید،
درس خوندن و تولید علم بهترین راه برای جنگیدن با اسرائیله.
اینو گفتم، چون دیدم خیلی از دهه هشتادیها و نودیها مد شده که میگن: این نظام آموزشی مزخرفه، این نظام آموزشی به درد نمیخوره و...
و همین حرفا رو بهونه میکنند برای درس نخوندن و تنبلی کردن. بعضی درس رو ول میکنن و میرن دنبال پول، و بعضی دنبال هیچکدوم نمیرن و فقط نق میزنن، بدون اینکه سودی به جامعه برسونن.
من خیلی به نظام آموزشی نقد دارم،
ولی همیشه تلاش کردم در همین نظام معیوب، بهترین باشم، چون معتقدم تا به مدارج بالای علمی و تصمیمسازی نرسم نمیتونم تغییری ایجاد کنم و فقط میتونم نق بزنم.
پس درس بخونید،
حتی اگه نظام آموزشی پر از نقصه.
میدونم این نظام آموزشی گاهی آدم رو روانی میکنه(😐)؛ ولی اگه واقعا برای رضای خدا درس بخونید، کمتر آسیب میبینید.
و انشاءالله آدمهایی میشید که تغییر ایجاد میکنن، نه آدمای بهدردنخور نقنقو.
پ.ن: البته روحیه هرکس متفاوته، ممکنه یکی واقعا درس خوندن با روحیهش تناسب نداشته باشه و مثلاً ساخته شده باشه برای بازار. ولی این رو باید با کلی بررسی و مشاوره فهمید، نه که چون شما حال درس خوندن نداری، بگی «نه حاجی من برای درس خوندن ساخته نشدم!»
ضمن اینکه هرکاری زحمت داره و شما درس هم نخونی، باید طور دیگهای تلاش کنی.
#جامعه_شناسی
تحولی در روایت
گاهی احساس میکنم نوشتن داستان کافی نیست؛ گاهی روایتهای ارزشمند و جذابی وجود دارند که یا ناشنیده ماندهاند یا آنطور که باید به آنها پرداخته نشده است. این دغدغهای بود که مرا به سمت نقد فیلم کشاند. هدفم نه ادای منتقدان حرفهای را درآوردن، که تلاش برای دیدن فیلمها با نگاهی عمیقتر است؛ نگاهی که مخاطب را از لذت بردن صرف فراتر ببرد و به تأمل و درک لایههای پنهان اثر وادارد. از آنجا که همواره از نقدهای غیرمنصفانه و سطحی گریزان بودهام، آرزو دارم بتوانم گامی هرچند کوچک در مسیر سبکی بردارم که شهید سیدمرتضی آوینی در نقد سینمایی بنیان گذاشت.
در عرصه سینمای دفاع مقدس، آثار زیادی ساخته شده که مخاطب اغلب با سیری تکراری مواجه است: از صحنههای احساسی و لحظات شهادت گرفته تا درگیریهای شدید. به باور من، ایجاد تحول در این صحنههاست که میتواند همه نسلها را با این موضوعات همراه کند. یکی از راههای ایجاد این جذابیت، نشان دادن زندگی شخصیتهایی از دوران دفاع مقدس است که در سینما گمنام بودهاند یا کمتر به آنها پرداخته شده است. فیلم «مجنون» از جمله آثاری است که همین مسیر تازه را در پیش گرفته است.
#نقد_فیلم
http://eitaa.com/istadegi
«مجنون» داستان مردی از دیار قم است؛ شهید مهدی زینالدین، جوان ۲۳ ساله نخبهای که در دل جنگ با تمام توان ایستادگی میکند. آنچه به این ایستادگی عمق و گرمای بیشتری میبخشد، حضور برادرش، مجید، در کنار اوست. این برادرانه جنگیدن، تنها یک همکاری نظامی نیست، بلکه نمایشی از یک پیوند عاطفی و عقیدتی ناگسستنی است که پشتوانه عظیمی برای مهدی در سختترین لحظات محسوب میشود.
#نقد_فیلم
http://eitaa.com/istadegi
«مجنون» داستان مردی از دیار قم است؛ شهید مهدی زینالدین، جوان ۲۳ ساله نخبهای که در دل جنگ با تمام توان ایستادگی میکند. آنچه به این ایستادگی عمق و گرمای بیشتری میبخشد، حضور برادرش، مجید، در کنار اوست. این برادرانه جنگیدن، تنها یک همکاری نظامی نیست، بلکه نمایشی از یک پیوند عاطفی و عقیدتی ناگسستنی است که پشتوانه عظیمی برای مهدی در سختترین لحظات محسوب میشود.
این فیلم برخلاف بسیاری از روایتهای جنگی، با شهادت قهرمان به پایان نمیرسد، اما نبوغ و مدیریت استثنایی او را در دل بحرانهای سخت به تصویر میکشد.
یکی از نقاط قوت برجسته فیلم، پرداختن به «التزام اخلاقی» است. احترام عمیق به مادر، احترام به میهن و پایبندی به ارزشها در سختترین شرایط، از صحنههای بهیادماندنی فیلم است. برای مثال، در یکی از تاثیرگذارترین سکانسهای فیلم، پس از شهادت یکی از همرزمان، مهدی زینالدین پیکر او را با پرچم به کمر خود میبندد تا بر روی موتور، او را به عقب برگرداند. این حرکت، تنها یک انتقال نیست؛ یک بیعت دوباره با خون شهید و نمایش اوج پیوند جان و میهن است.
در «مجنون»، مقاومت بزرگ مردان ایرانی در اوج بحران به خوبی نمایان است؛ زمانی که فرماندهان یکی پس از دیگری زخمی میشوند و راهها به ظاهر کاملاً بسته شده است، اما هیچگاه اثری از تسلیم دیده نمیشود.
با این همه، این فیلم با وجود همه تلاش ارزشمند و فراوانی که در آن مشهود است، باید به عنوان آغازی برای یک حرکت بزرگتر در نظر گرفته شود. چرا که روایت زندگی انسانهای بزرگ در قاب یک فیلم دو ساعته نمیگنجد. نشان دادن بخشهای مغفولمانده از زندگی این قهرمانان، نیازمند روایتهایی است که بیش از پیش با زبان و دغدغههای نسل جوان هماهنگ باشد. و در پایان این پرسش همچنان باقی میماند: آیا هرگز این تلاشها میتواند حق مطلب را درباره چنین انسانهایی ادا کند؟
#نقد_فیلم
http://eitaa.com/istadegi