eitaa logo
☫مه‌شکن🇵🇸🇮🇷
1.6هزار دنبال‌کننده
7.8هزار عکس
771 ویدیو
89 فایل
✨﷽✨ ✍️مکانی برای روایت، داستان، تبیین، گفت‌وگو، و اندیشه🌱 اطلاعات بیشتر: https://eitaa.com/istadegi/17323 نوشته‌هایمان‌تقدیم‌به‌ اباعبدالله‌الحسین(ع)‌وشهیدان‌راهش..‌. ⛔️کپی مطالب اختصاصی کانال مورد رضایت نیست.
مشاهده در ایتا
دانلود
☫مه‌شکن🇵🇸🇮🇷
📚 #نقد_کتاب 📕 داس مرگ ✍️ نیل شوسترمن / ترجمه: آرزو مقدس #نشر_پرتقال بخش اول افسانه‌ای در یونان باس
بخش دوم یکی از شخصیت‌های کتاب به نام "داس کوری"، در دفتر خاطراتش می‌نویسد: «آیا زمانی وجود داشته که مردم خسته و دلزده نشوند؟ زمانی بوده که به دست آوردن انگیزه چندان سخت نباشد؟ هنگامی که به آرشیو اخبار دوران میرایی نگاه می‌کنم، به نظر می‌رسد که مردم دلایل بیشتری برای انجام کارهایی که انجام می‌دادند داشتند. زندگی در ایجاد زمان خلاصه می‌شد؛ نه صرف زمان. و این گزارش‌های خبری چقدر هیجان‌انگیز بودند؛ پر از انواع فعالیت‌های مجرمانه! ممکن بود همسایه‌ات یک فروشنده مواد شیمیایی تفریحی غیرقانونی باشد. مردم عادی بدون اجازه قانون جان افراد را می‌گرفتند. افراد خشمگین وسایل نقلیه‌ای را که مال خودشان نبود تصاحب می‌کردند و ماموران قانون را به تعقیب و گریزهای خطرناکی در جاده‌ها می‌کشاندند. ما هم افراد ناباب داریم؛ ولی آن‌ها کاری جز ریختن زباله و انتقال وسایل فروشگاهی به جاهایی که متعلق به آن‌ها نیست نمی‌کنند. دیگر کسی خشم و نفرتی به ناباب‌ها ندارد. نهایتاً کمی به آن‌ها چپ‌چپ نگاه می‌کنند. شاید برای همین است که ابر تندر مقدار معینی نابرابری اقتصادی را مجاز می‌داند. مطمئناً ابر تندر می‌تواند شرایطی را فراهم کند که همه دارایی یکسانی داشته باشند؛ اما در این صورت فقط آفت کسالتی که انسان‌های جاودانه به آن مبتلا می‌شوند افزایش می‌یابد. اگرچه همه چیزهایی را که نیاز داریم در اختیار داریم؛ اما مجازیم برای چیزهایی که می‌خواهیم نیز تلاش کنیم. البته کسی به اندازه مردم در دوران میرایی تلاش نمی‌کند؛ زمانی که نابرابری انقدر زیاد بود که مردم از یکدیگر دزدی می‌کردند یا به زندگی خود پایان می‌دادند. دوست ندارم جرم و جنایت برگردد؛ اما از این که ما داس‌ها تنها منبع ترس باشیم خسته می‌شوم...» و جای دیگری نوشته است: «ما موجوداتی که قبلا بودیم نیستیم. ناتوانی‌مان در درک ادبیات و سرگرمی‌های دوره میرایی را درنظر بگیرید! چیزهایی که احساسات انسان‌های فانی را برمی‌انگیختند، برای ما قابل درک نیستند. تنها داستان‌های عاشقانه از فیلترهای ما عبور می‌کنند و با این ال از شدت اشتیاق و فقدان‌هایی که آن داستان‌های عاشقانه فانی روایت می‌کنند در شگفت هستیم. می‌توانیم نانیت‌های احساسی‌مان را مقصر بدانیم که ناامیدی‌مان را محدود می‌کنند؛ اما مشکل خیلی پیچیده‌تر از آن است. انسان فانی تصور می‌کرد که عشق ابدی ست و از دست دادن آن نشدنی ست؛ اما حالا ما می‌دانیم که این حقیقت ندارد. عشق فانی می‌ماند و ما جاودانه شده‌ایم. ما همان موجوداتی که قبلا بودیم نیستیم؛ پس اگر انسان نیستیم، چه هستیم؟» به نظر می‌رسد که جهانِ بدون شرور، جهان بی‌معناست. گویا خیر باید در کنار شر قرار بگیرد تا خیر تلقی شود. بدون رنج، لذت بی‌معناست. اگر فقدان و جدایی و مرگ، عشق را تهدید نکنند، هرگز نمی‌‌توان آن عشق سوزان را تجربه کرد. اگر نیاز و نقص نباشد، نمی‌توان لذت تلاش و به‌دست آوردن را چشید. وقتی پایانی وجود نداشته باشد و وقتی زمان برای رسیدن به اهداف محدود نباشد، هدفی هم نیست. در جهانی که علم ناجی آن است و یک هوش مصنوعیِ بسیار نزدیک به قادر مطلق بر آن حکومت می‌کنند، حتی ادیان هم بی‌معنا می‌شوند. باور داشتن به موجودی برتر و بالاتر، پذیرفتن نقص و نگاه به چشم‌اندازی روبه‌رشد، در جهانِ بدون شر بی‌معناست. دیگر امیدی به رستگاری آن‌جهانی معنا ندارد؛ و همچنین احساس نیاز به موجودی برتر برای نجات و رهایی از رنج. به قول داس فارادی: «اجدادم در ابتدا به درگاه خدایان خطاپذیر و بی‌ثبات دعا می‌کردند؛ و بعد به خدایی با داوری‌های بی‌رحمانه و وحشتناک روی آوردند، و بعد دست به دامان خدای بخشنده و مهربان شدند و در نهایت به خدایی که قدرتمند و بی‌نام بود روی آوردند؛ ولی یک نامیرا به درگاه چه کسی باید دعا کند؟ هیچ جوابی برای این سوال ندارم؛ اما همچنان به دعاهایم ادامه می‌دهم تا صدایم به چیزی فراتر از فاصله‌ها و اعماق روح خودم برسد...» شر ذات دنیای ماده است و حذف آن، مثل گرفتن شیرینی از شکر و شوری از نمک است. دنیای ماده محدود است و محدودیت رنج و ستیز می‌آفریند و انسان این را شر می‌نامد. و از آنجا که شر در ذات دنیای ماده است، نمی‌توان آن را حذف کرد؛ همانطور که در دوران پسامیرایی نیز، شر از بین نرفته است؛ بلکه شکل آن تغییر کرده است. شر هست؛ ولی نه به آن شکلی که بشر قبلا می‌شناخت(فقر، جنگ، بیماری، مرگ و...)، بلکه در لباسی دیگر: قدرت‌طلبی، حسادت، نژادپرستی و... ادامه دارد👇
☫مه‌شکن🇵🇸🇮🇷
بخش دوم یکی از شخصیت‌های کتاب به نام "داس کوری"، در دفتر خاطراتش می‌نویسد: «آیا زمانی وجود داشته که
بخش سوم طبع زیاده‌خواه انسان در دنیای محدود ماده، شر می‌آفریند و این مسئله را، هیچ هوش مصنوعی‌ای نمی‌تواند حل کند. در دوران پسامیرایی، داس‌ها اختیارات فراقانونی دارند؛ داس‌ها و آتش(آتش تنها عامل مرگ طبیعی در جهان پسامیرایی ست) تنها موجوداتی هستند که می‌توانند جان بستانند و بر جاودانگی غلبه کنند. داس‌ها می‌توانند درباره جان‌ها و زندگی‌ها تصمیم بگیرند و این در دنیای پسامیرایی، قدرتی ست که هرکسی چشم طمع به آن دارند. از سوی دیگر، کمرنگ شدن شر، شناختن خیر و مرزهای اخلاقی را بسیار دشوار کرده است و در دوران پسامیرایی، درباره ماهیت خیر و عمل اخلاقی نیز تردید و بحث و اختلاف نظر وجود دارد. از آنجا که ستاندن جان انسان‌ها به ابر تندر سپرده نشده، سازمان داس‌شهر همچنان به دست انسان‌ها اداره می‌شود و همچنان آلوده به ویروس‌هایی انسانی است: فساد، قدرت‌طلبی، زیاده‌خواهی، برتری‌جویی و حتی ویروس‌هایی قدیمی‌تر: حسادت و نژادپرستی. داس‌هایی هستند که افراد را با توجه به موقعیت اجتماعی یا نژاد خوشه‌چینی می‌کنند و می‌توانند نظارت داس‌شهر را هم دور بزنند. فرقه‌ای از داس‌ها هستند که معتقدند داس‌ها هم حق دارند از شغل خود لذت ببرند. حتی برخی داس‌ها، قدرتی بیش از آنچه دارند می‌خواهند؛ زیرا خود را خدایان مرگِ دوران پسامیرایی می‌دانند. مقابله این داس‌ها با داس‌های گارد کهن – داس‌هایی که همچنان به تعهدات اخلاقی پایبندند – همان نبرد خیر و شری ست که در دوران میرایی هم وجود داشته؛ اما به شکلی دیگر. تا وقتی که انسان باشد و جهان ماده هم باشد، شر سومین چیزی ست که پدید می‌آید؛ حتی زودتر از خیر. شر و تقابل آن با خیر موتور پیشران انسان در جهان ماده است؛ عاملی ست که خیر را می‌شناساند و به آن معنا می‌دهد. شاید چهره‌اش در طول زمان تغییر کند؛ اما همیشه هست و نمی‌توان آن را از دنیای ماده گرفت؛ همان‌طور که شوری را از نمک و شیرینی را از شکر. و انسانیت انسان هم در تقابل میان خیر و شر است که تطور می‌یابد و شکل می‌گیرد. ✍️ ش. شیردشت‌زاده https://eitaa.com/istadegi
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
سلام 💔... ولی می‌دونید... خیلی از مشکلات فرهنگی و اقتصادی ما بخاطر ترک امر به معروف و نهی از منکره. چون امر به معروف فقط درباره حجاب نیست، حجاب یکی از مواردشه. و ما از وقتی این واجب الهی رو اسمشو گذاشتیم فضولی، فاجعه پشت فاجعه اتفاق افتاد...
این پیام رو چند روز پیش برام فرستادید، و من چند روزه ذهنم درگیرشه و با چند فرد آگاه و متخصص درباره‌ش صحبت کردم...
حالا که روز زن نزدیکه، بیاید درباره «زن» حرف بزنیم، درباره حق کرامت الهی زن.
☫مه‌شکن🇵🇸🇮🇷
این پیام رو چند روز پیش برام فرستادید، و من چند روزه ذهنم درگیرشه و با چند فرد آگاه و متخصص درباره‌ش
این تفکرات اشتباه نتیجه نشناختن اسلام و الگوهای بزرگی مثل حضرت زهرا علیهاالسلام هست. مثلا اگه زن باید ترسو باشه، پس چرا حضرت زهرا علیهاالسلام از قدرت دشمنان امیرالمومنین علیه السلام نترسیدن و با وجود اینکه خطر داشت براشون، از ولایت دفاع کردن؟ چرا می‌رفتن توی میدون جنگ و زخمی‌ها رو درمان می‌کردن؟ از دید بعضی از زن‌های سنتی ما، حضرت زهرا علیهاالسلام هم نعوذ بالله زن خوبی نبودن!!!!😐
☫مه‌شکن🇵🇸🇮🇷
این تفکرات اشتباه نتیجه نشناختن اسلام و الگوهای بزرگی مثل حضرت زهرا علیهاالسلام هست. مثلا اگه زن بای
می‌دونید مشکل کجاست؟ شاید مشکل اینه که همیشه تا حرف از حضرت زهرا علیهاالسلام می‌شه، میگن: خانما! از حجاب حضرت زهرا علیهاالسلام الگو بگیرید! فقط گیر کردیم سر حجاب، فقط روایاتی رو تکرار می‌کنیم که درباره حجاب حضرت زهراست، ولی حجاب فقط یه بُعده، مهم هم هست، ولی ابعاد دیگه چی؟ مثلا نقش حضرت زهرا توی خانواده؟ توی اجتماع؟ چون این ابعاد شناخته و شناسانده نشده، خیلی از ما زن تراز مسلمان رو نمی‌شناسیم.
☫مه‌شکن🇵🇸🇮🇷
این پیام رو چند روز پیش برام فرستادید، و من چند روزه ذهنم درگیرشه و با چند فرد آگاه و متخصص درباره‌ش
یه توضیح اجمالی درباره این پیام بدم... این روایتی که درباره سجده زن به شوهره، من درباره‌ش از چند نفر پرسیدم، و متوجه شدم اولا این روایت از نظر سندی ضعیفه و خیلی معتبر نیست، دوما از نظر زبانی و محتوایی، با قرآن و احادیث همخوانی نداره و به نظر می‌رسه متاثر از فرهنگ مردسالار جاهلی به پیامبر نسبت داده شده. درباره بحث اطاعت از همسر، یکی از دوستان مطلع گفتن: «تا اونجا که ما خوندیم و از دین فهمیدیم، مرد بر زن ولایت نداره! خود آقا هم جمله‌ای دارن که میگن اینطور نیست که بگیم همیشه زن باید از مرد اطاعت کنه، یک جاهایی این باید کوتاه بیاد، یک جاهایی اون. فقط بحث تمکین در روابط زناشویی هست که از نظر فقهی زن موظفه انجام بده. حتی تمکین عام دو طرفه ست و به حسن معاشرت برمیگرده. فقط پدر بر فرزند صغیرش ولایت داره، هم دختر، هم پسر. حتی خیلی از علما اذن پدر برای ازدواج دختر بالغه رشیده رو الزامی نمیدونن. در واقع الزام اذن پدر نظر شاذه، نه مشهور.»
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
بیاید درباره این توییت آقای رائفی‌پور حرف بزنیم... مصداق پایمال کردن کرامت زن با ظواهر اسلامی!
☫مه‌شکن🇵🇸🇮🇷
بیاید درباره این توییت آقای رائفی‌پور حرف بزنیم... مصداق پایمال کردن کرامت زن با ظواهر اسلامی!
البته این نگاه و عقیده این شخص نیست و بسیاری از مذهبی‌ها، حتی خانم‌های مذهبی اینطور فکر می‌کنند. و ریشه‌ش فهم غلط از حجاب و جایگاه زنه.