دلم پر از غصه لبنانه...
نگران مردمیام که به جرم حمایت از ما دارن قتلعام میشن...😭
امشب از آن شب های تمام ناشدنیه!
خیابان ها قفل و مردم پرچم به دست و.. در صحنهاند💪🏻
امروز نشد هیچ کار فرهنگی جور کنم برا خودم!
شاید قسمت این بوده که برم یه گوشه بشینم در جایگاه صاحب عزا در کنار تک تک مردم پدر از دست داده و یتیم شده برای همه کسم یه دل سیر گریه کنم و عزاداری کنم🥺😭
☫مهشکن🇵🇸🇮🇷
♦️بسم ربّ الشهداء و الصدیقین♦️ محمد حسین حاج هاشمی که در بامداد یکشنبه ۱۴۰۴/۰۱/۱۶ حین اعزام به مامو
اگر هرکس براش مقدوره نماز لیلة الدفن شهید حاج هاشمی را بخونه🥺
حسین ابن عبدالعلی
حداقل کاری که شاید بشه برای قهرمانی کرد که در واقعه طبس۲ نقش آفرین بود و وقتی ما خواب بودیم امنیت ما را تامین کرد.
☫مهشکن🇵🇸🇮🇷
✨بسم الله قاصم الجبارین ✨ 📚 #جنگنوشت قسمت ۸: چه مبارک سحری بود! ✍️ش. شیردشتزاده شب نوزدهم ماه ر
✨بسم الله قاصم الجبارین ✨
📚 #جنگنوشت
قسمت ۹: علی آنجاست
✍️ش. شیردشتزاده
بر خلاف همیشه که سحر نوزدهم رمضان، دلم به یاد ضربت خوردن امیرالمومنین علی علیهالسلام میگرفت، آن سحر سرخوش بودم. همه حالمان همین بود. انگار روی ابرها راه میرفتیم. از ذوق ظرفهای چینیام را – که خیلی دوستشان داشتم و مخصوص مهمان بود – آوردم و سحری را توی آنها خوردیم. حتی وقتی بعد از نماز صبح سر و کله جنگندههای دشمن پیدا شد هم خیلی نترسیدیم. آن روز سحر بدجور بمباران کرد. نمیدانم کجا را زد، ولی صدای غرشش یک ساعتی در رفت و آمد بود و شیشهها طوری از شدت انفجار میلرزید که فکر میکردیم بعدی ماییم. طوری بود که بعد از نماز صبح چادر و مقنعهی نمازم را در نیاوردم که یک وقت اگر ما را هم زدند، بیحجاب از زیر آوار بیرونم نیاورند.
با چادر و مقنعه نماز نشسته بودم توی اتاق خواب و خانه مثل گهواره میلرزید. علاوه بر شیشهها، لرزش را زیر پایمان هم حس میکردیم. خانواده همسرم هم از طبقه بالا آمده بودند پایین پیش ما که امنتر بود. تمام شیشهها میلرزید و هی شدیدتر میشد و من با هر صدای انفجار ذکر «لا حول ولا قوۀ الا بالله» میگفتم. توی آن لحظات، آن لحظات طولانی که بیدفاع در برابر هواپیماهای جنگنده توی خانهام نشسته بودم و هرآن ممکن بود طوری منفجر بشوم که بزرگترین استخوانم، استخوان سندانی گوشم باشد و هیچ کاری هم از دستم برنمیآمد، تازه فهمیدم «لا حول ولا قوۀ الا بالله» یعنی چی. لحظات بمباران کلاس توحید عملی ست. انگار چندین سال بزرگ شدم. وقتی شیشهها میلرزید و زیر پایم تکان میخورد و صدای انفجار میآمد، طوری ذکر را میگفتم که انگار میخواستم آن را توی صورت خلبان جنگنده بکوبم. میخواستم به او بگویم بیا هر کاری میتوانی بکن، ولی آخرش خدای ماست که قویترین است و خدای ماست که حرف اول و آخر را میزند و خدای ماست که همهچیز پیرو اراده اوست، نه تو و دولتت و ارتشت و ناوها و جنگندههایتان.
فردای آن روز، هجدهم اسفند، قرار شد مردم بعد از ظهر برای بیعت با امام خامنهایِ جوان تجمع کنند. تجمع اصفهان ساعت ۲ در میدان امام بود. علی صبح رفته بود سر کار؛ برای همین قرار شد من و مادر همسرم با هم برویم و علی آنجا به ما بپیوندد.
داشتیم با خیابانهای تنگ و شلوغ منتهی به میدان امام سر و کله میزدیم و دنبال جایی نزدیک به میدان برای پارک ماشین بودیم. علی زودتر از ما به میدان رسیده بود. ناگاه صدای انفجار آمد؛ دوتا انفجار به فاصله چند ثانیه. سرم را برگرداندم و سمت راستم، حجم بزرگی از دود و خاک در آسمان دیدم. در خیابان گلزار بودیم و مشخص بود آن دود و غبار از سمت میدان بلند شده. و بعد از چند ثانیه، یادم آمد علی آنجاست.
با دست لرزان شماره علی را گرفتم. صدسال طول کشید تا جواب بدهد؛ ولی جواب داد. نفس نفس میزد. گفتم: کجا رو زدن؟
-عالیقاپو رو زدن! زدن! نیاین اینجا!
قطع کردم و تصمیم گرفتم به حرفش گوش ندهم. با خودم گفتم اگر میدان را زده باشد، حتما خیلیها آسیب دیدهاند و باید بروم کمکشان کنم(دوره دیدهام). مادر همسرم هم گفت آنجا را زدهاند که ما را بترسانند و جمع نشویم، پس باید برویم. همانطور که گفتم، ما میترسیم ولی به ترس اجازه نمیدهیم رفتارمان را کنترل کند.
تا بیاییم ماشین را پارک کنیم، ده نفر به من زنگ زدند. پدرم، عمهام، مادربزرگم. همه میگفتند نرو و من میگفتم علی آنجاست. میگفتند ممکن است همانجا را دوباره بزنند و من باز هم میگفتم علی آنجاست.
ماشین که پارک شد، نفهمیدم چطور پیاده شدم و جلوتر از مادر و خواهر همسرم دویدم سمت میدان. جایی که پارک کرده بودیم برایم جدید و ناآشنا بود. تاحالا از آن سمت به میدان نرفته بودم. مسیر را از جهت حرکت آدمهای پرچم به دست پیدا میکردم. بعضی مغازهدارها هم توی راه ایستاده بودند و شتاب من را که میدیدند، میگفتند نرو، میدان را زدهاند، کجا میروی؟ و من توی ذهنم جوابشان را میدادم: علی آنجاست.
ادامه دارد...
#فتح_خیبر
http://eitaa.com/istadegi
هدایت شده از رسانه رهبر انقلاب اسلامی
پیام حضرت آیتالله سیدمجتبی حسینی خامنهای رهبر معظّم انقلاب اسلامی بهمناسبت چهلمین روز شهادت رهبر عظیمالشأن انقلاب .pdf
حجم:
185.8K
📝 پیام حضرت آیتالله سیدمجتبی خامنهای رهبر معظّم انقلاب اسلامی بهمناسبت چهلمین روز شهادت حضرت آیتالله العظمی سیدعلی خامنهای قائد عظیمالشأن انقلاب (قدّس الله نفسه الزکیه) و مسائل مهم مربوط به جنگ تحمیلی سوم
🔗 farsi.khamenei.ir/news-content?id=62808
📲 @rahbar_enghelab_ir
هدایت شده از رسانه رهبر انقلاب اسلامی
📢 اطلاعیه دفتر رهبر انقلاب درباره تماسهای مکرر برخی اقشار مردم در خصوص طلب حلالیت از امام شهید:
👈 امام شهید انقلاب همه ملت ایران را فرزندان عزیز خود میدانستند و همواره دعاگوی آنان بودند
▪️ دفتر رهبر معظم انقلاب اسلامی در اطلاعیهای با اشاره به تماسهای مکرر اقشاری از مردم و اندوه آنان از برخی مواضع ناروا در دوران حیات حضرت آیتالله سیدعلی خامنهای(رضواناللهعلیه) تحت تأثیر تبلیغات رسانههای دروغپراکن دشمن، تاکید کرد: همه این عزیزان آسوده خاطر باشند زیرا آن امام شهید همواره همه ملت ایران را فرزندان خود میدانستند و چنین عزیزانی را میبخشیدند و حلال میکردند.
📃 متن اطلاعیه دفتر رهبر معظم انقلاب اسلامی به این شرح است:
▪️بسمالله الرّحمن الرّحیم
به اطلاع ملّت عزیز، شریف، آزاده و دلیر ایران میرساند:
اقشاری از مردم در تماس با دفتر با اندوه فراوان از اینکه تحت تأثیر تبلیغات دروغین شبکههای دروغپراکن دشمن، مواضعی ناروا و احیاناً جسارتهایی نسبت به ساحت والای رهبر عالیقدر، امام شهید (رضوان الله تعالی علیه) داشتهاند و موفق به طلب حلالیّت نشدهاند اظهار تأسف کرده، کسب تکلیف میکنند.
▫️با توجه به پاسخ مکرّر ایشان به موارد مشابه در زمان حیات پربرکت خود که بارها فرمودند «همه ملّت ایران فرزندان من هستند و من دعاگوی آنها هستم و چنین عزیزانی را هم بخشیده و حلال کرده و خواهم کرد» اعلام میداریم که همه این عزیزان آسوده خاطر باشند که مورد بخشش آن دل مهربان که همچون اقیانوس همه مردم را در خود گنجانده بود، هستند و نشانه این رضایت را در همین حضور یکپارچه و حماسی و دلهای دشمنشکن یکایک مردم عزیز میتوان مشاهده کرد که خداوند با لطف خود همه دیوارهای جدائی را از میان آنها برداشته و همگان با شعار اللهاکبر، پرچم کلمةالله هی العلیا را برافراشتهاند و با توکّل بر خدا، همدل و همسو و همگام جز به پیروزی بر دشمن پلید بشیریت نمیاندیشند. محکم بایستید و یقین بدانید که دعای سیدالشهدای تاریخ ایران شامل یکایک شما مردم عزیز بوده و خواهد بود و همین ثبات قدم شماست که نصرت الهی و فتح قریب را نوید میدهد که فرمود اِن تَنصُرُوا اللهَ یَنصُرکُم وَیُثَبِّت اَقدامَکُم.
📄 دفتر رهبر معظم انقلاب اسلامی
@rahbar_enghelab_ir