میان راه میبینم پرچم سبزی را که از حرم شاه خراسان است. دلم هوایی میشود. پرچم را میبوسم و به چشم میکشم. مردی پشت بلندگو روضه زینب میخواند. صدای کریمخانی تو فضا میپیچد:" آمدهام... آمدم شاه پناهم بده...
گریه میکنم و هق میزنم...
#روایت_زیبایی
#معصومه_سادات_رضوی
#اربعین
http://eitaa.com/istadegi
هنریترین عکسم از طریق الحسین...
آنقدر ترکیب غروب آفتاب و حرکت مردم زیبای بود که هر عکسی یک شاهکار هنری میشد. من هم کمی با گوشی ور رفتم و این عکس را صید کردم برای ثبت در تاریخ...
#روایت_زیبایی
#معصومه_سادات_رضوی
#اربعین
http://eitaa.com/istadegi
چند بار در مسیر دو سه دخترک عراقی با موهای خرمایی بافته شده میبینم که با دخترانه قشنگشان همصدا لبیک یا حسین میگویند. دلم برایشان ضعف میرود و دلم میخواهد توی آغوشم فشارشان بدهم. مطمئنم رقیه حسین نگاهشان میکند...
#روایت_زیبایی
#معصومه_سادات_رضوی
#اربعین
http://eitaa.com/istadegi
داشتیم عمودهای داخل کربلا را طی میکردیم. کنارم دخترکی با مادرش راه میرفتند. دختر از مادر میخواست برایش کفش بخرد. مادر جوابی داد که تنم لرزید. گفت: "تو این شهر دختر های امام حسین رو پابرهنه کردن. دلم نمیاد تو این شهر برات کفش بخرم. بذار برای بعد."
#روایت_زیبایی
#معصومه_سادات_رضوی
#اربعین
http://eitaa.com/istadegi
الحمدلله به کوری چشم شیاطین، حال آقای عزیزمون خوبه
ماشاءالله لا حول و لا قوه الا بالله.
الهی فداتون بشیم آقا.
#اربعین
#رهبر_انقلاب
☫مهشکن🇵🇸🇮🇷
هماکنون موکب لشگر فرشتگان... #اربعین #کربلا http://eitaa.com/istadegi
همین الان کار موکب تمام شد.
عذرخواهم که نشد لحظه به لحظه گزارش بدم. خیلی درگیر بودم و اصلا نمیشد گوشی دست بگیرم.
انشاءالله به زودی روایت این موکب رو منتشر میکنیم...
یکی از چیزهایی که خیلی چسبید و قطعا به یاد میماند.
واقعا تکلنوژی عجیبی بود.
آب خنک و باد را تا مسافت قابل توجهی پرتاب میکرد.
عکس دوم تقریبا شدت و برد را نشان داده. یک لحظه که رد شدیم به مقدار قابل توجهی خیس شدیم.
هم عرضی و طولی مسافت زیادی را پوشش میداد.
واقعا جالب بود.
چیز دیگه ای که باعث شد خیلی بچسبد جمله ای بود که رویش نوشته شده بود: ارتش فدای ملت...
#مصباح
#اربعین