eitaa logo
متی ترانا و نراک 🇮🇷🌷
316 دنبال‌کننده
48.9هزار عکس
22.4هزار ویدیو
90 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
پلک بگشا صنما #صبــــــحِ مرا روح ببخش...😍 قصـه ای #تـازه در این صبحِ‌ دل‌انگیز😌 بساز #شهید_محمدتقی_سالخورده #سلام_صبحتون_شهدایی🌺 🌹🍃صلوات
🍃❤️ شده تنها👤 بشوی؟ فکر و #دلت تنها تر⁉️ وَ #نباشد… شب و روزت همه یک رنگ شود؟😔 #نگاهت #شهید_محمدتقی_سالخورده 🌹🍃صلوات
#سربند_یازهرا 🌾دلم رفاقتی میخواهد که سربند #یازهرایم ببندد که دلمـ♥️ را #حسینی کند. که خاکی باشد دلم رفاقتی💕 میخواهد که #شهیدم کند... #رفیق_شهیدم #شهید_محمدتقی_سالخورده🌷 #شهید_مدافع_حرم 🌹صلوات
🍃🌸🍃🌺 💫هنـــوز سرد مـا با نگـاه چشمانـ😍 شما گرم می شود . . . 💫وقتی عقل، ❤️ شود عشق، میشود👌 آنگاه⇜ میشوی...... 🌷😭
پدر! اگر تو نبودی وطن نداشت نهال ما بوی برگ و بار نداشت❌ اگر تو سینه ی خود را نمیکردی هجوم دشمنی👹 آشفته جان نداشت تو بودی 👤 و دیدی که آن پدیده ی شوم ز ها فرو گذار نداشت 🌷🍃
🍂در فراقِ آخـر زِ ما چیزی نماند ... 🍃هر کہ از هستے ما ای با خویش برد... رفیقان مےروند نوبت بہ 😔 🌺 🍃🌹صلوات
#-🔗|💛⊱ من خانه ے تاریڪم و محتاج به نورم لطفے بڪن اے دوست ! ڪمے پنجره ام باش.... ‍ خاطره ای از همرزم شهید : "چطور محمدتقی نترس و شجاع تر شد؟؟" محمدتقی خودش برام تعریف کرد ..👇👇 در یکی از عملیات های سمت جنوب حلب ، روستای مریمین و اطراف اون ، به من گفتند که داخل روستا کسی نیست . منم با سرعت رفتم ببینم داخل روستا کسی هست یا نه. وقتی نزدیک روستا رسیدم دیدم یه عده جمع اند و یکی شون داره توجیه شون می کنه ، البته به زبان عربی یه کم دقت کردم فهمیدم که اینها گروه النصره هستند . تنم سرد شد از استرس یک لحظه اونها متوجه من شدن و شروع کردند به تیراندازی ، منم فرار کردم و با سرعت تمام از اونجا در رفتم ، اونها هم تیراندازی می کردند ، ولی یه دونه تیر هم از اون جماعت تکفیری به من نخورد . و اونجا به خودم گفتم تا خدا نخواد هیچ اتفاقی نمیفته ....🌹 از اون روز به بعد محمدتقی نترس و شجاع تر شده بود.🌹 🌼🌱 صلوات 🌷🍃
💠 تولد زینب جون❤️ به قلم سیده نرگس قاسمی عزیز🌷 محمدم برای تولد یکسالگی دخترمون نبود..ماموریت بود..مبارزه باپژاک.. روز تولدش، یکی از دوستام به من زنگ زد وگفت که قراره آقای شون امشب بیان خونه مون ... وشما هم بیاین ... توی راه حاج عبدالرحیم متوجه میشه که تولد زینب جونه ... دیدم که یه جا نگه داشت و از قرار رفته بود کیک تولد و شمع یکسالگی خریده بود و من خبرنداشتم ...🌿 رسیدیم به مهمونی ؛ بعد شام من و زینب تواتاق بودیم که دیدم صدام میکنن ومیگن بیاین تو اتاق پذیرایی ...🌿 زینبو بغل کردم که ببرمش توجمع ... دیدم چراغا رو خاموش کردن و تا ما اومدیم همه یکصدا میگفتن تولد تولد تولدت مبارک زینب جون🌷💐🌾 جا خوردم وبا خوشحالی گفتم اینجا چه خبره ؟ خلاصه بقول معروف سورپرایز شده بودیم🌿🌷 حاج عبدالرحیم یک ذوق وشوقی داشت که گفتنی نبود ... برای زینب و بچه هاش شعر میخوند و فیلم میگرفتیم ...🌷🍃 بعدش زنگ زدیم به و ... زینب با باباش صحبت کردن ...❤️ دو تا آدم از جنس فرشته در کنارمون بودند و چه زود از بین ما رفتن ... اون شب شهیدعبدالرحیم با این کارش میخواست زینبم جای خالی باباش رو احساس نکنه🌷 خاطره ی اون سال ، تو ذهن ما موندگار شد تا ابد 🍃🌹🍃 خودش بابای دوتا بچه بودو میدونست تو دل محمدم چی میگذره ... تولد یکسالگی دخترم رو شهید عبدالرحیم برگزار کرد ، درسته که در تولدهای سالهای بعد هر دو دوست آسمانی شدن ، اما مطمئنم که در کنارش حضور دارن و با شادی زینب شادی میکنن 🌷🌷 خاطره ای از همسر شهید سالخورده از تولد یک سالگی زینب جان •┈┈•••✾•♥️•✾•••┈┈•
13.87M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥✨ 🔰انتشار براے اولین بار زینب ! بله! بازے هاے پدر و دخترے زینب و بابا محمد😭💔 #‍ یاد شهدا ذکر صلوات 🌷😭🍃 صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
سکوت می کند تا فریاد دلتنگی هایمـ💔 را بشنود و شبـ⭐️ چه کوتاه است برای هایم ای مهربانم♥️ شهدا ذکر صلوات 😭🌷🍃 صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
📌 راز شال سبزی که همیشه همراه شهید سالخورده بود 🔹️ همسر شهید محمد تقی سالخورده می گوید: چندماہ بعد عقدمون من و آقا محمد تقی ، رفتیم بازار من دوتا شال خریدم. ◇ یڪیش شال سبز بود ڪه چندبار هم پوشیدمش و یک روز محمد به من گفت: اون شال سبزت و میدیش به من؟ ◇ گفتم : چرا؟ ◇ گفت: حس خوبی بہ من میدهد شما سادات هستی و وقتی این شال سبزت هـمرا من هست قوت قلب می گیرم ... ◇ شال را دادم و خودش هـم دوردوزش ڪرد و شد شال گردنش ڪه هر ماموریتی ڪه میرفت یا به سرش می بست و یا دور گردنش می انداخت ... ◇ و در ماموریت آخرش هـم هـمون شال دور گردنش بود ڪه بعد شهادتش برایم آوردن ... ‌● ولادت :۱۳۶۵/۱۰/۱‌، مازندران ●شهادت:۱۳۹۵/۱/۲۱، خانطومان روح مطهر شهدا 😭✋🌷🍃
6.22M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
﷽ 🎥 💔بَــــه‌بَــــه! شهیــــد آینــــده... 🕊یک قاب و یاد دو شهید مدافع‌حرم؛ +شهید نشی! جای (شهید) سالخورده خالیه... +(شهید) سالخورده ان‌شاءالله میاد آره ان‌شاءالله حسین جان میره پیشش +ما که نمیریم! فدات شم روح مطهر شهدا و امام شهدا 😭✋🌷🍃 https://eitaa.com/jahfadarahbary