eitaa logo
جان و جهان | به روایت مادران
534 دنبال‌کننده
1هزار عکس
48 ویدیو
2 فایل
اینجا هر بار یکی از ما درباره چیزی سخن میگوید، از آفاق تا انفس.🌱 ارتباط با ما؛ @mhaghollahi @zahra_msh
مشاهده در ایتا
دانلود
توی اتاق روی تخت دراز کشیده و مشغول گوشی بودم. بچه‌ها هم داشتند بازی می‌کردند. چند دقیقه‌ای گذشت. یک‌مرتبه پسرم آمد کنار درب اتاق و آهنگین گفت: "بیا از سوراخت بیرون، نمی‌خوای مهمون؟!..."😊 با ما در جان و جهان همراه باشید:🌱 http://eitaa.com/janojahanmadarane https://ble.ir/janojahan
با همسرم سر یه موضوعی بحثمون شد، صدامون یه‌کم بالا رفت. دخترک ۷ساله‌م که توی اتاق مشغول بازی بود، یهو اومد گفت: «من وقتی ازدواج کردم، اول دعواهامو با همسرم می‌کنم، بعد بچه میارم...» من؛😳😳😳 همسرم؛😳😳😳 و بعد همه‌مون؛😂😂😂😅 در جان و جهان هر بار یکی از مادران، درباره چیزی سخن می‌گوید، از آفاق تا انفس...🌱 http://eitaa.com/janojahanmadarane https://ble.ir/janojahan https://rubika.ir/janojahaan
دختر من تا می‌فهمه یه چیزی مدرسه جا گذاشته می‌گه: «مامان اصلا استرس نگیر، داخل گمشده‌هاس، فردا پیداش می‌کنم.» بعد از یه هفته: «پیدا شد دخترم؟» - مامان استرس نگیر، هنوز خوب نگشتم... 😂 در جان و جهان هر بار یکی از مادران، درباره چیزی سخن می‌گوید، از آفاق تا انفس...🌱 http://eitaa.com/janojahanmadarane https://ble.ir/janojahan
دخترک: «مامان چیپسا رو کجا قایم کردی؟» من: «یه جای مناسب!» دخترک: «خب جای مناسب کجاست؟» من: «اگه بگم که دیگه جای مناسب برای قایم کردن نیست!» دخترک: «نه بگید که من وقتی داشتم با بابا قایم‌موشک بازی می‌کردم، یه جای خوب داشته باشم!» 😁 در جان و جهان هر بار یکی از مادران درباره چیزی سخن می‌گوید، از آفاق تا انفس...🌱 💠 بله | ایتا 💠 🌐 ble.ir/join/69TZ9jm6wJ 🌐 https://eitaa.com/janojahanmadarane
سر سفره افطار بودیم. سر و دست‌های کوچک و سفید و نرمِ پسر هشت ساله‌ام را بوسیدم و با شعف گفتم: «روزه کله‌گنجشکیت قبول پسر قشنگم! موقع افطار خدا گفته هر دعایی بکنید قبوله. یه جایزه خوبم پیش مامان داری.» گفت: «مامان آدم دانشگاه هم بره املا باید بنویسه؟» یک چشم و ابرویم را بالا دادم که مثلا من چه می‌گویم و تو چه می‌گویی؟! آن هم بی‌توجه به نکته تربیتی منِ مادر! پاسخ دادم: «نه دانشگاه دیگه املا نداره.» دست‌هایش را بالا آورد و گفت: «خدایا! میشه من زود برم دانشگاه؟»🤪 در جان و جهان هر بار یکی از مادران درباره چیزی سخن می‌گوید، از آفاق تا انفس...🌱 💠 بله | ایتا 💠 🌐 ble.ir/join/69TZ9jm6wJ 🌐 https://eitaa.com/janojahanmadarane
بسیاری از متن‌هایی که در کانال جان و جهان، با نظم و ترتیب پشت سر هم می‌نشینند، حاصل قلم زدن مادرانی هستند که در گروهی به نام «مداد مادرانه» دور هم جمع شده‌اند و مشقِ نوشتن می‌کنند. یکی از سرنخ‌هایی که اخیراً اهالی مداد درباره آن نوشته‌اند، از این قرار بوده: «اگر بچه نداشتم!» هر هفته مهمان یک قاچ از آن خواهیم بود! چشمانم را روی هم گذاشته‌ام تا خسته از بدو بدوی کارهای روزانه، اگر وروجک‌هایم بگذارند کمی استراحت کنم. پلک‌هایم که تازه گرم می‌شود صدای گوش‌خراشی آرامشم را به هم می‌زند. _مس، مفرغ، آهن خریداریم... . محمدمهدی پنج ساله‌ام به سمت اتاق من می‌دود. محمدحسن که دو سال از او بزرگتر است می‌گوید: «مامان رو بیدار نکنی!» محمدمهدی بی‌توجه به حرف برادرش پیش من می‌آید و آرام زمزمه می‌کند: - لالا لالا مامان خوشگلم لالا صدای بلند رو نشنوی لالا لالا لالا مامانِ خوشگلِ پسر لالا لالا لالا لالا دلم غنج می‌رود. تنم از نگهداری بچه‌های پشت‌سرهم خسته است، اما روحم شاداب. با خودم فکر می‌کنم اگر بچه نداشتم با کدام لذت دنیایی طعم شیرین مادری را جایگزین می‌کردم؟ آرام چشمانم گرم و گرم‌تر می‌شود و دلم هم. در جان و جهان هر بار یکی از مادران درباره چیزی سخن می‌گوید، از آفاق تا انفس...🌱 💠 بله | ایتا 💠 🌐 ble.ir/join/69TZ9jm6wJ 🌐 https://eitaa.com/janojahanmadarane
زندگی قبلا هم این‌قدر صدا داشت؟! موتورها این‌قدر صدایشان بلند بود؟! همسایه‌ها این‌قدر می‌خوردند به در و دیوار؟! حرکت ماشین روی آسفالت از دور صدای موشک می‌داد؟! یخ‌ساز همچون پدافند غرش می‌کرد!؟ یعنی ما دیگر آن آدم‌های دوازده روز قبل خواهیم شد؟! 😅😂 در جان و جهان هر بار یکی از مادران درباره چیزی سخن می‌گوید، از آفاق تا انفس...🌱 💠 بله | ایتا 💠 🌐 ble.ir/join/69TZ9jm6wJ 🌐 https://eitaa.com/janojahanmadarane