18.37M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مده به دست سپاه فراق، مُلک دلم را
به شکر آن که در اقليم حُسن بر همه شاهی
به غير سينهی صد چاک خويش در صف محشر
شهيد عشق نخواهد نه شاهدی، نه گواهی
#فروغی_بسطامی
🗯🗯🗯🗯🗯
رفقا!
این دو دیدنی و شنیدنی بودند و خدای سیّدالشّهدا و حضرتش علیهآلافالتّحیةوالثّنا را شکر که توفیق درک هر دو را داشتم؛ اگر چه افسوس میخورم که کاش بیشتر فیض برده بودم.
زندهیادان
#حسامالدین_حسینی
و #حسین_بختیاری
#جواد_هاشمی_تربت
http://www.instagram.com/javadhashemi69/
@javadhashemi_torbat
جوادهاشمی"تربت"
✔این مصراع از کیست؟ [بعد از حسین خانهی شادی شود خراب] ✍انشاءالله به زودی تحت عنوان یک #یادداشت_
#یادداشت_ادبی
[بعد از حسین خانهی شادی شود خراب]
طبیعتا" اغلب دوستان ندانند که این مصراع از کجا و از کیست.👆
گویا مشهوری این مصراع، وامدار ذاکر اهل بیت علیهالسّلام، آقا #حسامالدین_حسینی است که در پایان مدّاحیاش این مصراع را میخواند.
دوست شاعر، #علی_عباسی هم در ترکیببندی این مصراع را #تضمین کرد و شهرت، بیش از پیش شد.
◼شاعر معاصر، زندهیاد #حبیب_چایچیان_حسان، شعری دارد با قالب جدید که از انواع #مسمط است. هر بند شش مصراع که ابتدا سه مصراع مقفّا و بعد، یک بیت با قافیهی جداگانه و سپس تکمصراعی با قوافی همان سه بیت نخست. به این شکل:
رررررررررر¥
رررررررررر¥
رررررررررر¥
دددددددد@
دددددددد@
رررررررررر¥
#حسان در بند آخر میگوید:
دنیاست چون حباب، نه بر آب، بر سراب
آن هم به چشم مست، نه بیدار بل به خواب
خوابی که هست جمله پریشان و بیحساب
▪️
ای کاش بیحساب سرشک "حسان" شود!
آن گاه جمع گردد و سیلی روان شود
▪️
بعد از حسین خانه شادی کند خراب
📘ای اشکها بریزید!،ص۱۷۴.
▪️همان طور که دیدید، برای تکمصراع درخشان شدن، لازم بوده، کلمهی "کند" به "شود"، تبدیل شود که این کار، انجام شده است.
#جواد_هاشمی_تربت
جوادهاشمی"تربت"
فیلم کوتاهی از عیادت این بنده از حاج #قاسم_نوری. فکر کنم دو سال پیش بود. #فیلم #جواد_هاشمی_تربت
▪️
شب اوّل قبر نوکر حضرت امام حسین علیهالسّلام، حاج #قاسم_نوری است.
▪️
دقیقا" شب جمعهی پیش که شب ۲۸ صفر بود، بعد از اتمام هیأت محبّان العبّاس علیهالسّلام، برای تعبیر دو خواب که هر دو پیرامون #مادرم بود، پیش حاج قاسم رفتم.
اوّل گفت که من تعبیر خواب بلد نیستم ولی من با شنیدهها سؤالم را پرسیدم و تعبیر شنیدم.
بعد، یکی دو خاطره از غسل دادنهایش گفت (گاهی به تغسیل دوستان مولا اهتمام داشت).
جز پسر صاحبخانه که داخل حسینیه نشسته بود، ما دو نفر، آخرین نفر بودیم که از حسینیهی ابراهیمی بیرون آمدیم.
جلوی در میخواستم یکی دو بیت از سرودههای اخیرم را برایش بخوانم که پیش خود گفتم باشد برای بعد و اشتباه کردم؛ کدام بعدا"؟!
____
#خاطره
نوجوان بودیم که شبهای عاشورا تا صبح در خانهی حاج قاسم نوری سینه میزدیم.
خیلیها هم از هیئآت مختلف میآمدند. مرکزیّت پیدا کرده بود. ذاکرانی از قبیل آقا #مجید_سیبسرخی و آقا #حسامالدین_حسینی و آقا #نریمان_پناهی.
امروز وسط تدفین به یاد همان شبها از آقا نریمان خواستیم، ذکر "مکن ای صبح طلوع" بگیرد؛ تصوّر کن که ساعت ۱۲ ظهر باشد و سینه بزنی و ذکر بگیری که مکن ای صبح طلوع.
آری؛ مکن ای صبح! طلوع.🥹
#جواد_هاشمی_تربت
http://www.instagram.com/javadhashemi69/
@javadhashemi_torbat