ا﷽
2️⃣7️⃣1️⃣ حلوای قند
یک قاشق پر، حلوا برمیدارم و با قاشق مثل ماله میکشم گوشه نان تافتون. توی دلم شاعر هی میخواند، "عجب حلوای قندی، تو!" و من ملات کم میآورم و یک قاشق دیگر میریزم روی حلواها و خوب روی همه جای نان پخش میکنم.
بغل دستیام میخندد. همینطور که با قاشق، حلوا برمیدارد، طوری که بقیه بشنوند، میگوید:
-خوشبهحال هر کی که لقمههای این خانم برسه دستش.
و توجه بقیه هم جلب می شود.
کمی معذب میشوم. خودم را جمعوجور میکنم و میگویم:
-آخه حلواش کم باشه، میخوره تو ذوقشون.
مسئول هیئت که جوان است و چالاک، بالای سرم میایستد و میگوید:
-خوبه! همتون همینطور حلواشو زیاد بزارید، حلوا زیاده.
بعد راه می افتد به سمت خانمهایی که دور یک سینی روحی بزرگ نشستهاند و بستههای نان، کنارشان است. نانها را از کیسهها درمیآورند، با چاقو نصف میکنند و دوباره دستههای نصف شده را برمیگردانند توی کیسه های پلاستیکی.
دو تا بسته نان نصف شده، برمیدارد و میآید به سمت ما. دولا میشود و میگذارد کنارمان و میگوید:
-اعلام کرده بودیم میخواهیم ۲۰۰ کیلو حلوا بدیم به جمعیت تشییع کننده؛ مردم به عشق آقا، یه تن حلوا درست کردن.
حواسم به دخترک ۷ یا ۸ ساله که آستین چیندارش را تا آرنج بالا زده و پاکت فریزرها را باز میکند و میدهد دست مادرش، هست.
خیلی با دقت، حرفها را گوش میکند. چشمهایش با شنیدن کلمه تُن، ریز میشود. سرش را زیر گوش مادرش میبرد و میپرسد:
-مامان! یه تن، خیلی زیاده؟
لبهای مادرش کش میآید و با لبخند می گوید:
-آره مامان جان، میشه ۱۰۰۰ کیلو.
حرفش گریهدار نیست ولی بغضش میترکد و میگوید:
-۱۰۰۰ کیلو حلوا که سهله، ما اگه چندتا ۱۰۰۰ کیلو حلوا هم برای مهمونای آقا بپزیم، بازم کاممون تلخه، مثل زهرمار.
شاعر، دوباره توی گوشم زمزمه می کند، "عجب حلوای قندی تو!" و من باز هم ملات لقمهها را زیادتر میکنم تا شاید کامهای تلخ برای لحظهای هرچند کوتاه، شیرین شود.
✍ #رقیه_حیدری #قم
#باید_برخاست
#یالثارات_الحسین (ع)
〰〰〰〰
💠 هر روایت قطعهای از حافظهی تاریخی این روزهاست
#کارامجانممیرود || روایتهای مردمی از وداع با رهبر شهید
📍ایتا | بله | تلگرام |📍
ا﷽
همراهان عزیز
در روزهای سخت وداع و تشییع رهبر معظم انقلاب اسلامی، شما با قلمتان، بخشی از آنچه بر مردم این سرزمین گذشت را ثبت کردید. روایتهای شما، هر یک از زاویهای متفاوت، تصویری از این روزهای تاریخی را پیش چشم ما گذاشت.
از همه شما که با اعتماد و دقت، روایت خود را در اختیار این مجموعه قرار دادید، صمیمانه سپاسگزاریم.
مهلت ارسال روایتها در ساعت ۲۴ روز اول مرداد به پایان میرسد و دیگر امکان دریافت روایت جدید وجود ندارد.
از همه شما که در این مسیر همراه ما بودید، بار دیگر سپاسگزاریم.
انتشار روایتهای برگزیده همچنان ادامه خواهد داشت و انشاءالله در آیندهای نزدیک، فرصت دیگری برای روایتنگاری درباره رهبر شهیدمان فراهم خواهد شد که به اطلاع شما میرسانیم.
امیدواریم همچنان همراه این جمع بمانید.
#باید_برخاست
#یالثارات_الحسین (ع)
〰〰〰〰
💠 هر روایت قطعهای از حافظهی تاریخی این روزهاست
#کارامجانممیرود || روایتهای مردمی از وداع با رهبر شهید
📍ایتا | بله | تلگرام |📍