* انتشاراتِلیمو ִֶָ☾.
شده تاحالا از خودم متنفر باشم .. اما وقتی قلاب میگیرم دستم عاشق روحیه پیرزنی درونم میشم .. وقتی خط ه
ولی لعیا،
خیلی ها دوست دارن مثل تو باشن
توی زندگیشون یه نوری باشه که بهش لبخند بزنن
حالا اون نور میتونه حرکت مداد روی کاغذ باشه، یا پیچش دست های گره خورده به قلاب. یا حتی ذهن درگیر یه مسئله. خیلی چیز ها این نور رو تشکیل میده و برای هرکسی هم نورهای رنگارنگ و متفاوتیه
اما همه یه نور طلایی دارن،نمیدونم نور طلایی تو چیه. چون از خودمم نمیدونم. ولی نور طلایی فقط دلیل لبخند نیست. دلیل زندگیه، یه جور هدفه. خندست. گریه ست. شادیه. همچی، همچیه.
گفتم خیلی ها دوست دارن نور داشته باشن
اما خیلی ها هم هستن که نوری ندارن. حتی همون نورهای کوچولورو. یعنی دارنا، ولی خیلی دوره، نور کمی داره. سوسو میزنه.
شاید ادمای مثل تو باشن توی دنیا
ولی کم نیستن ادمایی مثل من که نورای کم رنگ دنیاشونو پر کرده و به دنبال یه درخشش پررنگ ترن
چقدر همتون قشنگ مینویسین
فقط منم که یه جمله عادی ام نمیتونم بنویسم؟ 🤡
* انتشاراتِلیمو ִֶָ☾.
ما فقط چنتا نهمی هستیم که انتخاب رشته در کمینمونه:
امتحان علوم و مطالعات ((: ..
امتحان گزینه دو (((: ..
* ما فقط چند نفریم که داریم به خودمون امید میدیم نمره سطح ما رو تعیین نمیکنه
* انتشاراتِلیمو ִֶָ☾.
امتحان علوم و مطالعات ((: .. امتحان گزینه دو (((: .. * ما فقط چند نفریم که داریم به خودمون امید میدی
ما فقط چند نفریم که میدونیم نمره نیست که استعدادمون رو نشون میده، ولی نمیزارن باورش کنیم
* انتشاراتِلیمو ִֶָ☾.
ولی لعیا، خیلی ها دوست دارن مثل تو باشن توی زندگیشون یه نوری باشه که بهش لبخند بزنن حالا اون نور میت
نازنین وای میتونم واست برم بمیرم وای فداتبشم (:
* انتشاراتِلیمو ִֶָ☾.
نازنین وای میتونم واست برم بمیرم وای فداتبشم (:
هیسسس عههه
تو تنها کسی هستی که حیفی فدامشی
بقیه فدامشن
* انتشاراتِلیمو ִֶָ☾.
واقعیتش نه میدونم میخوام چه رشته ای بخونم نه میدونم میخوام چه شغلی برم فقط میدونم که یک : هنر جز ا
در یک حالت نمیدونم ترین اینو خوندم و تبدیل به یه آدم خوشحال امیدوار شدم پس مرسی🐢