#سلام_امام_زمانم💚
و تو آن خوبترين خبري
که خداوند،
عالم را از شوق آن
پُر خواهد کرد ....
أللَّھُـمَ ؏َـجِّـلْ لولیک الفرج
✍️مــــعــــبَـــر شُــــهــــدا
ڪلیڪ ڪنید 👇
🌺🍃 @mabareshohada 🍃🌺
غم نخور ای دل…
که هر چه بر تو میرسد، بیحکمت نیست.
خدا با ماست، حتی وقتی نمیبینیمش.
او نزدیکتر از رگ گردن است.
در تاریکیها، نوری هست که فقط با چشم دل دیده میشود.
اگر دلتنگی، صدایش بزن…
او شنواست، حتی برای آه بیصدا.
ما تنها نیستیم، هرگز نبودیم…
دستهایی هست که بیدلیل آرامت میکند.
قلبی هست که بیمنت دوستت دارد.
و خدایی که هرگز از ما رو نمیگرداند.
غم، غباریست که با نسیم ایمان کنار میرود.
لبخند بزن… چون امید هنوز زنده است.
دل بده به آرامش نامش…
او خداست، کافیست با او باشی
✍️مــــعــــبَـــر شُــــهــــدا
ڪلیڪ ڪنید 👇
🌺🍃 @mabareshohada 🍃🌺
🇮🇷 معبر شهدا 🇮🇷
❣﷽❣ 📚 #رمان #اینک_شوڪران ✫⇠ #خاطرات_شهید_ایوب_بلندی به روایت همسر( شهلا غیاثوند ) 3⃣ #قسمت_سوم
✫⇠ #اینک_شوڪران
✫⇠ #خاطرات_شهید_ایوب_بلندی
به روایت همسر( شهلا غیاثوند )
4⃣ #قسمت_چهارم
🔆 گفتم:
_اما شما این جزئیات را درباره ی #جانبازیتان به خانواده من نگویید، من باید از وضعیت شما باخبر می شدم که شدم.
_گفت: خب حاج خانم نگفتید مهریه تان چیست؟؟
_ چند لحظه فکر کردم و گفتم: #قران.
_سریع گفت: مشکلی نیست.
از صدایش معلوم بود ذوق کرده است😍
_گفتم: ولی یک شرط و شروطی دارد. _آرام پرسید: چه شرطی؟؟
_ نمی گویم یک جلد قران. میگویم "ب" بسم الله قران تا آخر زندگیمان حکم بین من و شما باشد. اگر اذیتم کنید، به همان "ب " بسم الله شکایت می کنم. اما اگر توی زندگی با من خوب باشید، #شفاعتتان را به همان "ب" بسم الله می کنم.
✨ساکت بود از کنار چادرم نگاهش کردم. سرش پایین بودو فکر می کرد. صورتش سرخ شده بود. ترسانده بودمش.
_گفتم: انگار #قبول نکردید.
_نه قبول می کنم ،فقط یک مساله می ماند
چند لحظه مکث کرد. #شهلا؟
📖موهای تنم سیخ شد😦 از صفورا شنیده بودم که زود گرم می گیرد و #صمیمی می شود. ولی فکر نمی کردم تا این حد باشد. نه به بار بود و نه به دار، آنوقت من را به اسم کوچکم صدا می زد.
🖋 #ادامه_دارد...
📝به قلم⬅️ #زینب_عزیزمحمدی
🌹🍃🌹🍃
❤️ سلام امام زمان مهربانم!
🌅 چه دلنشین است صبح را با نام شما آغاز کردن...
✋🏻 با سلام بر شما جان گرفتن...
🦋 و با یاد شما پرواز کردن...
🌱 چه روح انگیز است با آفتاب محبّت شما روییدن...
💐 با عطر آشنای حضورتان دل به دریا زدن...
🙂 و در سایه سار لبخند زیبایتان امید یافتن...
🤲🏻 شکر خدا که در پناه شماییم...
🏞 خدايا فرج امام زمان ما را برسان!
╭─┅─🍃🌸🍃─┅─╮
ڪانال برتــر ⏬⏬
🍃🌺 @mabareshohada 🌺🍃
╰─┅─🍃🌸🍃─┅─╯..
خدا هیچوقت دلتو سمت شکرگزاری نمیبره
مگر اینکه بخواد بهت بیشتر بده.
هیچوقت به دلت نمیاندازه دعا کنی
مگر اینکه جوابت رو آماده کرده باشه.
و هیچوقت درِ توبه رو باز نمیکنه
مگر اینکه بخشش و رحمتش رو هم شامل حالت کنه.
🕊الـــهــــی
🌟زندگی زیباتون متبرک به
🕊گــرمــی نــگـــاه خــــدا
🌱#اللہمعجللولیڪالفرج 🌱
🌹اینجا معبر شهداست 👇
↶【به ما بپیوندید 】↷
🍃🌺 @mabareshohada 🌺
🇮🇷 معبر شهدا 🇮🇷
✫⇠ #اینک_شوڪران ✫⇠ #خاطرات_شهید_ایوب_بلندی به روایت همسر( شهلا غیاثوند ) 4⃣ #قسمت_چهارم 🔆 گفت
❣﷽❣
📚 #رمان
#اینک_شوڪران
✫⇠ #خاطرات_شهید_ایوب_بلندی
به روایت همسر( شهلا غیاثوند )
5⃣ #قسمت_پنجم
📖پرسیدم چی؟؟؟؟
قضیه برای من کاملا روشن است من فکر می کنم #تو همان همسر مورد نظر من هستی❤️ فقط مانده چهره ات. نفس توی سینه ام حبس شد😥 انگار توی بدنم آتش روشن کرده باشند.
_ادامه داد: تو حتما قیافه ی من را دیده ای، اما من ...
پریدم وسط حرفش،
_از در که وارد شدید شاید یک لحظه شما را دیده باشم اما نه آنطور که شما فکر میکنید.
_ باشد به هر حال من حق دارم چهره ات را ببینم.
🍁 دست و پایم را گم کرده بودم. تنم خیس عرق بود و قلبم تند تر💗 از همیشه می زد. حق که داشت، ولی من نمی دانستم چه کاری باید انجام دهم.
_ اگر رویت نمی شود، کاری که می گویم بکن؛ #چشم_هایت را ببیند و رو کن به من.
خیره به دیوار مانده بودم. دست هایم را به هم فشردم، انگشت هایم یخ کرده بودند. چشم هایم را بستم😌 و به طرفش چرخیدم. چند ثانیه ای گذشت،
_گفت: خب #کافی است.
🖋 #ادامه_دارد...
📝به قلم⬅️ #زینب_عزیزمحمدی
🌹🍃🌹🍃
#السلام_علیک_یا_حجة_الله_فی_خلقه
صاحب الزمان ، صاحب الزمان است...
زمان را خرج صاحبش کنیم.
تلاش در راه ظهور امام زمان...
بهترین عبادت خداست،
در این زمان هر ثانیه توجه قلب به او...
و دعا برای فرجش اوج بندگی خداست.
" یا صاحب الزمان تمام زمانم شو "
#یا_مهدی_ادرکنی
#یاایهاالعزیز
🌱#اللہمعجللولیڪالفرج 🌱
💗🌹اینجا معبر شهداست 👇
↶【به ما بپیوندید 】↷
🍃🌺 @mabareshohada 🌺
گاهی چیزی را از ته دل میخواهی،
اما نمیشود…
نه اینکه نشنیده باشد،
نه اینکه نداشته باشد،
شاید خیر باشد و تو ندانی…
او بهتر میداند.
به حکمتش اعتماد کن
ﺍﻣﻀﺎﯼ ﺧﺪﺍ ﭘﺎﯼ ﺗﻤﺎﻡ ﺁﺭﺯﻭﻫﺎﺗﻮﻥ....🍃💖
🍃🌺🍃 @mabareshohada 🍃🌺
🇮🇷 معبر شهدا 🇮🇷
❣﷽❣ 📚 #رمان #اینک_شوڪران ✫⇠ #خاطرات_شهید_ایوب_بلندی به روایت همسر( شهلا غیاثوند ) 5⃣ #قسمت_پنج
✫⇠ #اینک_شوڪران
✫⇠ #خاطرات_شهید_ایوب_بلندی
به روایت همسر( شهلا غیاثوند )
6⃣ #قسمت_ششم
📖دعای کمیلمان باید زودتر تمام میشد
با شهیده و زهرا برگشتیم خانه🏘خانوادهی ایوب #تبریز زندگی می کردند و ایوب که زنگ زد تا اجازه بگیرد گفت با خانواده ی دوستش آقای مدنی می آیند خانه ی ما.
از سر شب یک بند باران میبارید🌧 مامان، بزرگترها را دعوت کرده بود تا جلسه ی #خواستگاری رسمی باشد. زنگ در را زدند آقا جون در راباز کرد #ایوب فرمان موتور را گرفته بود و زیر شر شر باران جلوی در ایستاده بود سلام کرد و آمد تو.
💦 سر تا پایش خیس شده بود از اورکتش آب می چکید. آقای مدنی و خانواده اش هم جدا با خانواده اش با ماشین🚗 آمده بودند.
مامان سر و وضع ایوب را که دید گفت: بفرمایید این اتاق لباسهایتان را عوض کنید ایوب دنبال مامان رفت اتاق آقاجون .
🌛مامان لباسهای خیسش را گرفت و آورد جلوی بخاری♨️ پهن کرد. چند دقیقه بعد ایوب پیژامه و پیراهن آقاجون به تن آمد بیرون و کنار مهمانها نشست و شروع به احوال پرسی کرد.
🌛فهمیده بودم این آدم هیچ تعارف و تکلفی ندارد و با این لباسها در جلسه ی خواستگاری همانقدر راحت و آرام است که با کت و شلوار😅
🖋 #ادامه_دارد...
📝به قلم⬅️ #زینب_عزیزمحمدی
🌹🍃🌹🍃
3.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دست منو محکم بگیر،
راهو به من نشون بده،
در ها رو وا کن رو دلم،
باز بهم امون بده ❤️
احسان یاسین
تنها امیدم