eitaa logo
🇮🇷 معبر شهدا 🇮🇷
514 دنبال‌کننده
12هزار عکس
1هزار ویدیو
30 فایل
ما اینجا جمع نشده ایم که تعداد اعضای #کانال و یا #بازدید از مطالب به هر نحوی برای ‌مان مهم شود! ما آمده ایم خود را #بسازیم؛ تا #نفس را از نَفَس در بیاوریم. از کانال #معبر_شهدا به کانال #شهدا؛ وصل شویم. ارتباط با خادم کانال @HOSSEIN_14 تبادل نداریم
مشاهده در ایتا
دانلود
🇮🇷 معبر شهدا 🇮🇷
✫⇠ #اینک_شوڪران ✫⇠ #خاطرات_شهید_ایوب_بلندی به روایت همسر( شهلا غیاثوند ) 2⃣3⃣ #قسمت_سی_ودوم 📖روی پ
❣﷽❣ ✫⇠ به روایت همسر( شهلا غیاثوند ) 3⃣3⃣ 📖نفس های ثانیه ای ایوب جزئی، از زندگیمان شده بود. تا آن وقت از شیمیایی☠ شدن فقط این را می‌دانستم ک روی پوست های ریز و درشت میزند. 📖دکتر برای تاول های صورتش دارو تجویز کرده بود. با اینکه دارو ها را میخورد ولی خارش، تاول ها بیشتر شده بود. صورتش زخم💔 میشد و از زخم ها خون می آمد . ریشش را با تیغ زد تا زخم ها عفونت نکند. 📖وقتی از سلمانی به خانه برگشته بود خیلی گرفته بود😞 گفت: مردم چه ظاهربین شده اند. می‌گویند تو که خودت جانبازی، تو دیگر چرا⁉️ بستری شدن ایوب آنقدر زیاد بود که بیمارستان و اتاق ریکاوری مثل خانه خودم شده بود. 📖از اتاق عمل که بیرون می آوردنش . نیمه هوشیار شروع میکرد به حرف زدن" شهلا من فهمیدم توی کدام دانشگاه معتبر خارجی، پزشکی تدریس میشود، بگذار خوب بشوم، می‌رویم آنجا و من بالاخره پزشکی👨‍🔬 می‌خوانم . 📖عاشق پزشکی بود. شاید از بس که زیر تیغ جراحی رفته بود و نصف عمرش را توی بیمارستان گذرانده بود. چند بار پیش آمد که وقتی پیوند گوشت به دستش نگرفت خودش فهمید عمل خوب نبوده❌ 🖋 ... 📝 🌹🍃🌹🍃
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
❣️ ❣️ 🏝می‌دانم که هستید، حضور گرم و سبزتان را هر لحظه احساس می‌کنم، سایه‌ی امنتان را بر سرم و دعای پربرکتتان را در زندگی‌ام می‌یابم اما ... اما چه کنم این قلب بیقرار را ؟ چه کنم این جان عاشق را ؟ چه کنم این چشمان منتظر را ؟ چه کنم این روح حسرت‌زده را ؟ ... کاش بیایید و یک دل سیر نگاهتان کنم صدای دل انگیزتان را بشنوم و عطر دلنشینتان را ببویم ... پیش از آنکه بمیرم ...🏝 🍃🌺 🍃🌺@mabareshohada 🌺 🌺
ازت میخوام تو هیچ شرایطی امیدت به خدا رو از دست ندی و ایمانت رو همیشه حفظ کنی بهت قول میدم خدا برات بهترینا ر‌و میچینه اما به وقتش صبور باش و بهش توکل کن فقط همین و منتظر معجزه اش باش. 🍃🌺 🍃🌺@mabareshohada 🌺 🌺
🇮🇷 معبر شهدا 🇮🇷
❣﷽❣ #اینک_شوڪران ✫⇠ #خاطرات_شهید_ایوب_بلندی به روایت همسر( شهلا غیاثوند ) 3⃣3⃣ #قسمت_سی_وسوم 📖نفس
✫⇠ ✫⇠ به روایت همسر( شهلا غیاثوند ) 4⃣3⃣ 📖یک بار بهش گفتم: نگو؛ چیزی از عملت نگذشته صبر کن. شاید گرفت. سرش را بالا انداخت. مطمئن بود👌 دکتر که آمدبالای سرش از اتاق آمدم بیرون تا بخوانم. 📖وقتی برگشتم تمام روپوش دکتر قرمز شده بود😰 بدون اینکه ایوب را کند با چاقوی جراحی گوشت های فاسد را بریده بود. کمی بعد به جایی رسید که دیگر گوشت، دست خود ایوب بود و ملافه ی زیر ایوب و لباس دکتر را قرمز کرده بود. 📖ایوب از حال رفته بود😓 که پرستار ها برای تزریق مسکن قوی آمدند . دوست نداشت کسی جز من کنارش💞 باشد. مادرش هم خیلی اصرار کرد اما ایوب قبول نکرد. 📖ایوب وقتی خانه بود کنار رختخواب و بساط چایش☕️ همیشه کتاب بود. از هر موضوعی، کتاب می‌خواند . یک کتاب دو هزار صفحه ای📕 به دستش رسیده بود که از سر شب یک لحظه ام آن را زمین نگذاشته بود 📖گفتم دیر وقت است نمیخوابی؟ سرش را بالا انداخت -مگر دنبالت کرده اند؟ سرش توی کتاب بود +باید این را تا صبح تمام کنم صبح که بیدار شدم، تمامش کرده بود. 🖋 ... 📝 🌹🍃🌹🍃
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
‌ ان‌شاءالله آماده بشیم برای دوماهِ پر از خیر و برکت🏴🕊 دوماه پر از شور و حماسه و سیاست و اتحاد و همدلی و رشد و یکپارچگی دنیا🌎 ایرانِ قوی و مقتدر رو دوست داره دنیا🌎 حسین (ع) مقتدر رو دوست داره دنیا🌎 مهدی (عج) مقتدر رو دوست داره پیام اسلام و ایران و هیات‌های ما باید پیام «اقتدار و عزت و کرامت» برای مدیریت کل دنیا باشه🌺💪🏻 ‌نه پیامِ ضعف و مظلومیت⚠️ دوران ضعف و مظلومیت تموم شد🔚 و امروز، ایران و اسلام و رهبر ایران و ما مردم مسلمان و نسل سلمان در اوج هستیم🕊🇮🇷🗻 ‌ ‌‌‌‌
‌ توی هیات‌ها🚩🏴🌺 باید پر بشه از رجزخوانی برای دشمن و سراسر امید و شوق و انگیزه باشه و پیامِ آمادگیِ ما💌 برای نابودی هر دشمن و مدیریت صالحانه بر کل دنیا باید به گوش تمام مردم دنیا برسه ما دیگه منتظرِ ظهور نیستیم! ما آماده‌ی ظهور مهدی هستیم💪🏻 ‌‌‌‌‌‌
2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌷تحویل سال به وقتِ مُحَرّم است ▪️ امسال را با سلام بر حسین علیه السلام با نوای دلنشین شهید آغاز می کنیم.... ‌
🇮🇷 معبر شهدا 🇮🇷
✫⇠ #اینک_شوڪران ✫⇠ #خاطرات_شهید_ایوب_بلندی به روایت همسر( شهلا غیاثوند ) 4⃣3⃣ #قسمت_سی_وچهارم 📖یک
❣﷽❣ ✫⇠ به روایت همسر( شهلا غیاثوند ) 5⃣3⃣ 📖با چوب کبریت پلک هایش را از هم باز نگه داشته بود، تا دو ساعت بعد هنوز جای دو تا فرو رفتگی روی چشمهایش بود با همین اش دوباره کنکور شرکت کرد. 📖آن روزها در دانشگاه آزاد تبریز زبان انگلیسی می‌خواند . گفتم: تو استعدادش را داری که دانشگاه قبول شوی. ایوب دوباره کنکور داد کارنامه قبولیش که آمد برای زهرا پستش کردم📬 او برای ایوب انتخاب رشته کرد 📖ایوب زنگ زد تهران -چه خبر از انتخاب رشته ام؟ -تو کاری نداشته باش طوری زده ام که تهران قبول شی، قبول شد، "مدیریت دولتی دانشگاه تهران". 📖بالاخره چند سال خانه به دوشی و رفت و آمد بین تهران و تبریز🚌 تمام شد. برای درس ایوب آمدیم تهران. ایوب مهمان خیلی دوست داشت😍 در خانه ما هم به روی دوست و غریبه باز بود 📖دوستان و فامیل برای دیدن ایوب آمده‌ بودند. ایوب با هیجان از خاطراتش می‌گفت . مهمانها به او نگاه می‌کردند و او مثل همیشه فقط به من♥️ قبلا هم بارها به او گفته بودم چقدر از این کارش معذب می‌شوم و احساس می‌کنم با این کارش به باقی مهمانها بی احترامی می‌کند . چند بار جابه جا شدم، فایده نداشت😅 📖آخر سر با چشم و ابرو به مهمانها اشاره کردم. منظورم را متوجه شد. یک دور به همه نگاه کرد و باز رو کرد به من. از خجالت سرخ شدم☺️ بلند شدم و رفتم توی آشپزخانه. دوست داشت مخاطب همه ی حرفهایش من باشم. 🖋 ... 📝 🌹🍃🌹🍃
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
مردم تهران در بی‌سابقه‌ترین تشییع شهدای ایران حماسه‌ای بزرگ‌ خلق کردند این مردم چقدر قدرشناس‌اند.