eitaa logo
مجمع الذاکرین مداحان کشوری و بخش پیربکران شهرستان فلاورجان اصفهان
3.6هزار دنبال‌کننده
10.1هزار عکس
13.8هزار ویدیو
1.2هزار فایل
مجمع ذاکرین مداحان بخش پیربکران بسیج مداحان آموزش مداحی امام حسین(ع)محل کلاس پایگاه بسیج کرافشان حوزه شهید بهشتی چهارشنبه شبه ساعت ساعت ۱۹/۳۰ مداح اهل بیت مهدی عباسی شماره تماس مجتبی موسوی ونهری: 09130857625 لینک کانال: @madahanpirbakran
مشاهده در ایتا
دانلود
1. چشمه خیراتی.mp3
زمان: حجم: 12.25M
( سلام الله علیها ) 🎤 ای که چشمه خیراتی مادر مادر ساداتی روحی فداک یا مولاتی تو زمزمه مجیبی بانو به درد همه طبیبی بانو با این که دوای دردامونی هنوز به خدا غریبی بانو ای مهربون مادر مهربون همه قدر تو رو کی میدونه به جز فاطمه یار حضرت طاهایی مادر مهربونی هایی عزیز دخترت زهرایی به تو بانوی کرم مینازیم دل و به خدا قسم میبازیم پیش خونه خدا ای بانو یه روز برا تو حرم میسازیم چشم من و کرم مادر فاطمه رویای من حرم مادر فاطمه تو تو بستری دلگیرم شبای آخری دل سیرم بدون من بری میمیرم میمیرم میمیرم چقد خزونه چشات دلگیره دلم بهونه برات میگریه خونه بدون صدات زندونه علی بدون نگات میمیره وای من میمیرم اگه تو از کنارم بری اسرار نکن نمی تونم بزارم بری اشک ما به پات میریزه خواهش بچه هات نا چیزه خونه بی خنده هات پاییزه پاییزه پاییزه بازم همه نفسات خونینه بازم گوشه لبات خونینه حسن دوباره باهات تب کرده ببین چشای گلات خونین وای آروم بگیر حالا که کنج این بستری اسرار نکن نمی تونم بزارم بری دل نگو دلم ویرونه یه چیزی تو دلم می خونه داغ تو رو دلم میمونه میمونه میمونه چرا خمیده تر از دیروزی چرا برای حسنین می سوزی چرا با شهادتین این شبها پیرن برای حسین می دوزی وای ، گریه نکن داره میباره اشک حسین از حال نرو برا لبای خشک حسین ... در .
‍ . |⇦•بالاتر از بالایی و بالا... و توسل به کبری سلام الله علیها اجرا شده ۱۴۰۰ به نفس حاج مهدی سلحشور ●━━━━━━─────── بالاتر از بالایی و بالانشینی هر چند با ما خاکیان روی زمینی شایسته ی وصف زبان کردگاری نه درخورِ توصیف های اینچنینی حُسنِ تو مَحض با پیمبر بودنت نیست قبل از مسلمان بودنت هم بهترینی انگشتر پیروزی دین خدا را تو با بهای جان و اموالت نگینی طرد تو از سمت قریشی های مکه باعث نشد یک لحظه هم از پابشینی نام تو از لب های پیغمبر نیفتاد در هر کجا همراهِ ختم المرسلینی مثل فدک نام تو را هم غصب کردند تو بهترین مصداقِ اُمُّ المُومِنینی این روزهای آخر عمر خودت را هر روز با یک غصه ی تازه قرینی رخساره ی تو رنگِ رفتن را گرفته احساسِ تلخِ لحظه های واپسینی در چشم هایت اشک حرفِ درد دارد انگار از یک قصّه ی دیگر غمینی دلواپسِ غم های بی پایانِ زهرا بعد از فراقِ رحمتُ للِّعالمینی دلواپس یک سینه ی بی تاب هستی دلواپس یک میخ داغ و آتشینی رفتی که زهرا دخترت را در هجومِ چل مرد نامرد و فشار در نبینی ای کاش بودی تا در آغوشش بگیری وقتی که آنجا گفت یا فضّه خذینی از همسرت جای کفن پیراهنش را میخواستی… اما چرا با شرمگینی محمدعلی بیابانی *حضرت خدیجه سلام الله علیها، فرمود: فاطمه جان! من روم نمیشه به پیغمبر بگم، من از مرگ، از قبر می ترسم، میشه پیغمبر اون پیراهنی که باهاش معراج رفته بود رو به تنم کنه؟ بعد پیغمبر رو خواست، عرضه داشت: یارسول الله! من رو حلالم کن، من نتونستم در حق شما سنگِ تمام بذارم، بعد سفارشِ فاطمه اش رو کرد، نکنه کسی به فاطمه ام سیلی بزنه، نکنه کسی به فاطمه ام جسارت کنه، چشماش رو که باز کرد، پیغمبر رو بالایِ سَرِ خودش دید، چقدر دلش آرام گرفت، عرضه داشت: یارسول الله! شما بالا سَرِ من نشستید من راحت جان میدم... دخترش فاطمه هم چشماش رو باز کرد دید علی بالا سَرش نشسته، گفت: علی جان! شما بالا سر من هستید من آرام جان میدم، یه خورده برام قرآن بخوان... حسن چشماش رو باز کرد زینب و حسین رو بالا سَرِ خودش دید، گفت: داداش! بالا سرم هستی راحت جان میدم، اما حسین تویِ گودالِ قتلگاه، یه وقت زینب ببینه:" وَ الشِّمْرُ جَالِسٌ عَلَی صَدْرِه" یه وقت ببینه زینب داره از بالایِ تلِ زینبیه بر سر و سینه زنان به سمت گودال قتلگاه میآد، هی صدا میزنه: "وامحمداه، هَذا حسَینٌ بِالعَراء، مُرَمَّلٌ بالدِّماء، مُقَطَّعُ الأعضَاء، مَسْلُوبُ الْعِمَامَةِ وَ الرِّدَاءِ وَ بَناتُكَ سَبايا"... حسین...* ــــــــــــــــــ ┅═┄⊰༻↭༺⊱┄═┅ .
. مناجات خوانی ماه مبارک رمضان 📆 جمعه ۱۱ فروردین ماه ۱۴۰۲ 🔷   کربلایی 🔊 بخش اول | ای روزه دار، افطار محتاج یک دعایم 🔊 بخش دوم قرائت دعای افتتاح 🔊 بخش سوم | از آن عشق بدون نقص در حیرت اگر بودی 🔊 بخش چهارم | ای آرامش قلبم 🔊 بخش پنجم | حسین جانم حسین جانم 👇👇👇👇
Mohjat.NetVafat Hazrat Khadije 1391 Mirdamad [Mohjat_Net].mp3
زمان: حجم: 2.35M
شب دهم ماه رمضون دل عاشقا پر میگیره تو طنین صدای اذون از مادری خبر میگیره کنار بسترش روضه ها میخونه با چشای ترش میگیره بهونه برای مادرش که خیلی خیلی مهروبونه میگه مادر اگه بری دیگه غمخواری ندارم بابام تنها میشه نرو روی پاهات سر میزارم مرو مادر مرو مرو **** شب دهم ماه رمضون شب یتیمیِ مادرمون یه لباس مشکی به تنش روضه میخونه باز بی امون اگه بری منو تو کوچه میزنن میون کوچه ها علی رو میبرن حسن میگه تو خواب مادرمو نزن چشام دریا شده ببین نمونده جونی تو تنت تو بستر افتادی و شد عبای بابا کفنت مرو مادر مرو مرو **** شب دهم ماه رمضون دلا میره کرب و بلا به یاد اون غروبی که سرا میرفت رو نیزه ها غروب کربلا خیمه ها میسوزه چشای فاطمه به حسین میدوزه عزیز فاطمه تنش سه روز موده زیر آفتاب از اونجا دختر علی اسیری رفت شام خراب حسین ارباب بی کفن 1391 .
. ✴️اللهم عجل لولیک الفرج✴️ 💠💠💠💠💠💠💠💠💠 💢بند اول💢 هم کُفوه ختم الانبیا فدائیه راهه خدا عالم مبهوته غیرتت بخشیدی کُلِ ثروتت ای تو آرامشه جانه مصطفایی ملیکه ی اَرض والسمایی مادره مؤمنانه دوسرایی ☀️سیدتی مولاتی خدیجه☀️ 🦋 💢بند دوم💢 هستیه زهرای بتول گرمیه خانه ی رسول یاوره اسلام و نبی نورِ چشمه پیمبری وای ای گله بستانه سرای احمد عزیزه ی خدای حَیِّ سرمد از داغه تو سوزد دله محمد ☀️سیدتی مولاتی خدیجه☀️ 🦋 💢بند سوم💢 بی بی خیلی غم دیده ای زخمه زبان شنیده ای تا اَنیسه طاها شدی بینه زنها تنها شدی وای رفتی ندیدی دخترت رو بسیار یه عده کافر هی میدادن آزار کشتن اونو میونه درب ودیوار ☀️(واویلتا2)واویلا☀️ ✏️:✍ .👇
. 🔊 🔸مناجات خوانی ماه مبارک رمضان l شب دهم 📆 زمان: 👈  چهارشنبه ۱ فروردین ماه ۱۴۰۳ 🔷 با نوای : 👈 کربلایی حمید علیمی 👈 حاج 🔊 | در خود خزیده بودم تو بی خبر رسیدی 🔊 دعای l سَیدِی مَنْ لِی وَ مَنْ یرْحَمُنِی إِنْ لَمْ تَرْحَمْنِی 🔊 / زاهد به کرم تو را چو ما نشناسد 🔊 / بدون آب بریدند حنجر او را در بسته بود اما در را کریم وا کرد از بس گدا بر این در هرشب خدا خدا کرد با یاکریم و یارب حاجت گرفت سائل از بس نشست اینجا ، از بسکه پا به پا کرد مولا به عبد رو داد تا بنده رو نگیرد بنده فقط جفا و مولا فقط وفا کرد دست مرا گرفت و با خود به خانه اش برد او این غریبه را هم با خویش آشنا کرد رو راست باشم اصلا ، خیلی به ما بها داد بی قیمتیم و ما را با اشک پر بها کرد از او مدام دعوت ، از ما نشد اجابت بی اعتنا شدیم و او باز اعتنا کرد با او وفا نکردیم ، او را صدا نکردیم با این وجود ما را راهی به کربلا کرد ما را به هیأت آورد ، بین رعیٌت آورد ارباب دید ما را ، در را دوباره وا کرد با اینکه سر جدا بود ، بر روی نیزه ها بود ، دید اشکمان درآمد خیلی به ما دعا کرد .👇👇👇
نوحه؛ اُم الفاطمه.mp3
زمان: حجم: 1.16M
خاتم خلقت را نگین دل سپرده بر تو امین فخر تو اُم الفاطمه شأن تو اُم المؤمنين تو بخشنده چون آسمان بودی فراتر از ادراکمان بودی پناه پناه جهان بودی ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ مأمن دنیای رسول مرهم غم‌های رسول چه سخاوتمندانه رفت هستی‌ات در پای رسول نگاه تو تسکین آلام است دل مصطفی با تو آرام است که مدیون لطف تو اسلام است ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ بی‌تو چشمم باران نداشت بی‌تو ایمانم جان نداشت خلقت نور فاطمه بی‌حضورت امکان نداشت پس از تو امیدت چه تنها شد در غصه بر خانه‌ات وا شد و زهرایت اُم ابیها شد شاعر: نغمه‌پرداز:
. |⇦•با غل و زنجیر... و ویژهٔ ماه مبارک رمضان اجرا شده به نفسِ حاج‌ ●━━━━━━─────── با غل و زنجیر دور دست و پا آخرش هر طوری که بود اومدم خدا هیچ کسی جز تو محلّم نمی داد تا تعارفم زدی زود اومدم حالا که من اومدم خودت بگو روسیاه با چشم گریون می خری خیلی وقته پشت در معطلم درو وا کن خدا مهمون می خری ؟ معصیت حس خوبی بهم نداد حال خوب سحر و ازم گرفت بغلم کن منو تحویلم بگیر آخه قهر تا کی خدا دلم گرفت برا عاقبت به خیر شدن باید از همه غیر خودت فرار کنم اگه امشب منو عفوم نکنی با شب اول قبر چی کار کنم ؟ یه کاری کن که شب اول قبر رو لبم ذکر خدا خدا بیاد قسم میدم منو تنها نذار زود خبر بده امام رضا بیاد بیا امشبو به جای غضبت مهربونیتو بهم نشون بده آی اونی که به بدا امون میدی یه بار دیگه بهم امون بده تو بزرگی، پس بزرگی کن برام جلو خوبات، بدیمو وجب نکن جونمو بگیر ولی جونِ حسین با عقوبتت منو ادب نکن تو رو به جون اونی قسم دادم که تو گودالم تو رو صدا می زد قربونش برم نه واسه ی خودش واسه خاطر ما دست و پا می زد *برا اینکه دست ما رو بگیره.. از شما فقط آقاتون یه خواهش کرد "شِیعَتِی مَا إِنْ شَرِبْتُمْ ماءَ عَذْبٍ فَاذْکرُونِی أَوْ سَمِعْتُمْ بِغَرِیبٍ أَوْ شَهِیدٍ فَانْدُبُونِی" اونم برا اینه که از ما دست بگیره آقامون که اگر آب گوارا خوردی یاد لبای تشنه من باشید.اومد پهلو امام صادق (ع)گفت :آقا بیچاره شدم شب قدر رو از دست دادم خوابم برد ،حضرت فرمود:نه بیچاره هم نشدی یه عملی داری تو نامه عملت ثبت شده خیلی گران بهاست این عمل ..آقا خواب موندم، گفت: نیمه شب از خواب بیدار شدی تشنه بودی وقتی یک جرعه آب نوشیدی گفتی" صلّ الله علیک یا ابا عبدالله ،لعن الله قاتلیک یا ابا عبدالله"* .....ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ..... اَللّهُمَّ_عَجِّل_لِوَلیِّکَ_الفَرَج ┅═┄⊰༻↭༺⊱┄═┅ مقدمتان رابه این کانال3هزارنفری گرامی می داریم ■■■■■■■کانال ایتا 💠 به رسانه مردم بپیوندید👇 https://eitaa.com/madahanpirbakran ──┅═ঊঈ🌹ঊঈ═┅── 🌸نشر با ذکر صلوات جهت سلامتی و تعجیل در امر فرج🌸
. |⇦•بهار من بیا... و توسل با روحی له الفدا اجرا شده به نفسِ حاج‌ محمد رضا طاهری ●━━━━━━─────── بهار من بیا تا که بهار آید به جان من و گرنه بی تو این نوروز هم باشد خزان من بیا که با تو مهر و ماه را دارد به دستانم و بی تو یک ستاره هم ندارد آسمان من آقا گرفته ظلم سر تا پای دنیا را نمی آیی؟ عدالت را بگستر در جهان ای بیکران من به اشک کودکان بی پناه و خسته ی غزّه زمان را کن به تسخیر خود ای صاحب زمان من بیا و شیعه را دل شاد کن با خنده های خود بیا! ای شاه کعبه ای امام جمکران من همین که یاد تو کردم به روز اوّل سالم ، بهاری شد جهان و زندگی و جسم و جان من *چقدر خوبه آدم روز اوّل سالشو با امام زمان شروع کنه، الحمداللّه امشبم اجازه دادی صدات کنم.. آقا جان ما جایی رو جز در خونت نداریم* همه موسم تفرّج به چمن روند و صحرا تو قدم به چشم من نِه بنشین کنار جویی شکند اگر دل من به فدای چشم مستت سر خمّ می سلامت شکند اگر سبویی .....ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ..... اَللّهُمَّ_عَجِّل_لِوَلیِّکَ_الفَرَج ┅═┄⊰༻↭༺⊱┄═┅ مقدمتان رابه این کانال3هزارنفری گرامی می داریم ■■■■■■■کانال ایتا 💠 به رسانه مردم بپیوندید👇 https://eitaa.com/madahanpirbakran ──┅═ঊঈ🌹ঊঈ═┅── 🌸نشر با ذکر صلوات جهت سلامتی و تعجیل در امر فرج🌸
. |⇦•خدیجه ذکر لبهای ... و توسل به سلام الله علیها اجرا شده به نفسِ کربلایی حسین طاهری ●━━━━━━─────── زنی که خواست مردش رحمة للعالمین باشد سزاور است در القابش ام ّالمومنین باشد خدیجه ذکر لبهای محمد بود و این یعنی چقدر این اسم زیبا می تواند دلنشین باشد از این مادر که کوثر پرورانده دامن پاکش توقع می‌رود تا حشر عصمت آفرین باشد قسم بر وصله های چادر زهرای مظلومه نخی از ریشه های چادرش حبلُ المتین باشد اگر چه سال‌ها پیش از غدیر از این جهان رفته شهادت داده که حیدر امیر المومنین باشد شبیه مادرش زهرا مصیبت دیدهٔ طفل است رباب از خرمن دامن خدیجه خوشه چین باشد خدایا چادری که یادگار مادر زهرا ست نباید زیر دست و پای نامردی لعین باشد *برا این خانم مگه چند شب تو سال ما گریه میکنیم؟ * از درد غربت داشت کوثر گریه میکرد زهرا به روی قبر مادر گریه می کرد خاک مزار مادرش را می گرفت و با دست خود می ریخت بر سر گریه می کرد یاد گذشته یاد آینده برای این مادر و دختر پیمبر گریه میکرد گرم تماشای عزاداری آنها بود یک گوشه ای آرام حیدر گریه میکرد *این گریه های آروم مولا تمومی نداشت یه شبی اینجا گریه می کرد یه شبی هم سرش رو تو چاه می کرد، آروم آروم میگفت:الا ای چاه یارم را گرفتند، گلم، باغم، بهارم را گرفتند..* اما این بار تکرار شدتکرار شد تکرار این قصه‌ اما در دل شب این بار زینب زار و مضطر گریه می کرد بر روی قبر مخفی مادر به یاد آن شعله هاو یاس پر پر گریه می کرد وقتی که خون تازه از مسمار می ریخت انگار بر حال علی در گریه میکرد دست خدا را دست بسته می کشیدند زهرا به مظلومی شوهر گریه میکرد *من نمی دونم با چه جراتی شیخ جعفر مجتهدی رحمة الله علیه در حرم امیر المومنین نشست اصرار گفت :آقا جان من میخوام ببینم چطور اون لحظه شما رو از خونه بیرون آوردند تو همین احوالات از حال رفت یا خوابید در عالم مکاشفه یا رویا امير المومنین رو دید گفت :شیخ جعفر بگذر از خواسته ای که داری شاید هر چی که تا حالا بهت دادیم شیخ جعفر مجتهدی همه رو ازت میگیریم، این یه لحظه رو نشونت میدیم گفت:برا من که حرفی نیست هر چی دادی شما دادی اما می خوام ببینم آقا جانم، چه دلی داشته شیخ جعفر خدایی میگه :پرده از جلو چشمام کنار رفت تا این لحظه همه میگن دستهای مولا رو بسته بودند از خونه بیرون می کشیدند اما شیخ جعفر میگه من اینطور ندیدم گفت دیدم عمامه مولا رو دور گردنش انداختند دارن از خونه بیرون می‌کشند چه خبره ؟* دنبال حیدر می دوید از سینه اش خون می چکید شکر خدا زینب ندید شکر خدا زینب ندید *زینب ندید ؟زینب اگه این لحظه رو ندید بد تر از اینها رو دید آره بگو من اومدم برات گریه کنم سال من اینجوری شروع شد ، میگه دیر رسیدن های زینب از همین جا شروع شد...* به سمت گودال از خیمه دویدم من شمر جلوتر بود دیر رسیدم من سر تو دعوا بود ناله کشیدم من سر تو رو بردند دیر رسیدم من یه گوشه ی گودال مادر و دیدم من که رفته بود از حال دیر رسیدم من تو مجلس دشمن حسرت کشیدم من رباب سر رو برداشت اما دیر رسیدم من *میخوای سالت رو برات امضا کنه این خانم ، دست بالا سرت بیاد الان خیلی ها تو بین الحرمین دارن صداش می‌زنند، بلند بگو حسین ، حسین ، حسین ...* .....ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ..... اَللّهُمَّ_عَجِّل_لِوَلیِّکَ_الفَرَج ┅═┄⊰༻↭༺⊱┄═┅ مقدمتان رابه این کانال3هزارنفری گرامی می داریم ■■■■■■■کانال ایتا 💠 به رسانه مردم بپیوندید👇 https://eitaa.com/madahanpirbakran ──┅═ঊঈ🌹ঊঈ═┅── 🌸نشر با ذکر صلوات جهت سلامتی و تعجیل در امر فرج🌸
. |⇦•مادر بزرگ‌ کرب و بلا... حضرت خدیجه سلام الله علیها اجرا شده به نفسِ حاج‌ ●━━━━━━─────── مادربزرگ کرب و بلا جان تو قسم با هر فراز روضه به لب جان من رسید *مگه میشه مادرش زهرا بیاد کنار گودال، مادربزرگ نیاد؟اصلا هرجا فاطمه میره،چهار زن بهشتی همراهیش می کنند‌ یه دونه اش مادرش حضرت خدیجه هست* گودال قتلگاه کجایی دم غروب کار کبوتر تو به پرپر زدن رسید بیش از هزار و نهصد و پنجاه ضربه خورد بر تک تک سپاه کمی از بدن، رسید.... از دور پیکرش، همه با دست پر روند *خدیجه سلام الله دل نگران بود گفت میخوام وصیت کنم من رو داخل عبا بگذارند..همین عبا نه..اما یه عبای دیگه پیغمبر..روایت داریم ابی عبدالله آمد میدان، با عبای پیغمبر آمد...این عبا تو کربلا چه کارا که نکرد...هرچی نگاه به بدن جوونش کرد، دید این بدن جمع نمیشه.عبا رو انداخت ارباب یک گوشه ای ایستاد،گفت:جوونای بنی هاشم بیاید، بدن رو بچینید، مرتب بشه...دوباره به کار آمد عبا...از میدان تا خیمه ها دیدند بچه رو زیر عبا گرفته...یه قدم میاد،یه قدم برمیگرده...عاقبت این عبا چی شد؟! * از دور پیکرش، همه با دست پر روند بر یک نفر عبا و یکی پیرُهن رسید.... «یا حسیین....» .....ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ..... اَللّهُمَّ_عَجِّل_لِوَلیِّکَ_الفَرَج ┅═┄⊰༻↭༺⊱┄═┅ مقدمتان رابه این کانال3هزارنفری گرامی می داریم ■■■■■■■کانال ایتا 💠 به رسانه مردم بپیوندید👇 https://eitaa.com/madahanpirbakran ──┅═ঊঈ🌹ঊঈ═┅── 🌸نشر با ذکر صلوات جهت سلامتی و تعجیل در امر فرج🌸