#امام_حسین_ع_مناجات_محرمی
#حضرت_مسلم_بن_عقیل
#شب_اول
سفرهی ماه عزا، خوان اباعبدالله
باز عالم شده مهمان اباعبدالله
لک لبیک حسین از همهسو میشنوم
فاطمه داده فراخوانِ اباعبدالله
آمده بزم پسر را سر و سامان بدهد
مادری بی سروسامانِ اباعبدالله
خیمه برپاست، عزادار چقدر آمدهاست
ای بنازم به محبانِ اباعبدالله
همگی سر به گریبانِ غم غربت او
همگی سائل احسانِ اباعبدالله
این جوانان که همه گریهکن و سینهزنند
همه قربان جوانانِ اباعبدالله
<بوی پیراهن خونین کسی میآید>
عرش را کرده پریشانِ اباعبدالله
**
با لبِ تشنه، لبِ بام سفیرش میگفت
به فدای لب عطشانِ اباعبدالله
تنمسلم که زمین خورد، صدا کرد: «حسین»
سرش افتاد به دامانِ اباعبدالله
#امیر_عظیمی
#حضرت_مسلم_بن_عقیل
#نوحه زمینه ، سنگین ، واحد ، شور
(به همه سبکها خوانده میشود)
#محرم۱۴۰۲
منم مُسلِم سَفیرت توی کوفه رها شدم
غریبونه یا حسین آواره و تنها شدم
مُسلِمِت غریبونه بی کس و سرگردونه
یا حسین جان یا مولا (۴)
روی دوشم نشسته سنگینیِ بارِ غُربت
می گُذارم سرم را بر روی دیوار غربت
مسلم بی پناهم تو ببین اشک و آهم
یا حسین جان یا مولا
می فرستم سلامی بر تو با لب های پاره
به دل شکسته ام بنما آقا یک نظاره
من غریب و تنهایم غرق موج غمهایم
یا حسین جان یا مولا
بر سر دارم آقا ای دار و ندارم حسین
جای گریه برایت اشک خون می بارَم حسین
می شوم من قربانت هر دو چشم گریانت
یا حسین جان یا مولا
#کربلایی_مرتضی_شاهمندی
@mortaza110shahmandi. ایتا
#حضرت_مسلم_بن_عقیل
#حضرت_مسلم_شهادت
من کوفه را چون مردگان بیدرد دیدم
نـامردهاشان را بـه شکل مـرد دیـدم
ایـن نـاسپاسان جمـله اشبـاهالرجالند
خصم رسـول و حیـدر و قـرآن و آلند
اینان به آن دستی که بـا من عهد بستند
عهـد مـن و فـرق مـرا با هم شکستند
تنهـا نـه در کوفـه مـرا آواره کردنـد
قـلبم دریدنـد و لبـم را پـاره کردنـد
این شهر را پیوسته نـامردی بـه من بود
این قوم تنها مـردشان یـک پیرزن بود
زنهـا ز نـامردان کوفـه وانماندنـد
از بامها بر فرق من آتش فشاندنـد
مـن جـان نثار عترت خیرالانـامم
صید بـه خـون غلطیدهی بـالای بامم
وقتی که خود را از عطش بیتاب دیدم
عکس لب خشک تـو را در آب دیدم
در موج خون دریای لارا دیدم امروز
از بـام کوفـه کربلا را دیـدم امروز
انگـار میبینم جراحـات تنـت را
خونین به چنگ گرگها پیراهنت را
انگـار بینـم لالههای پـرپـرت را
پاشیده از هم عضوعضوِ اکـبرت را
انگار میبینم که بعد از قتـل یـاران
هم تیرباران میشوی، هم سنگ باران
انگـار مـیبینم ذبیـح کـوچکت را
زخم گلوی شیرخواره کودکت را
انگار میبینم که با اشک دو دیـده
داری به روی دست خود دست بریده
انگار بینم غرق خـون آیینهات را
جای سم اسبان و زخم سینهات را
انگار بینم شمـر مـیآید بـه گودال
انگار بینم میزنی در خون پر و بال
...انگار دیدم جان شیـرینت فـدا شد
زهرا نگه کرد و سرت از تن جدا شد
من بهترین مهمان شهـر کوفـه هستم
مهمـان قصابـان شهـر کـوفـه هستم
لب تشنـه از پیکر جـدا گردد سر من
آویـزه گـردد بـر قنـاره پیکـر من
تنهـا نـه ایـن نامرد مردم میکُشندم
در کـوچههای شهر کوفه میکِشندم
«میثم» شرار از نظم جانسوزت فشاندی
بس کن که دلها را به بحر خون نشاندی
#غلامرضا_سازگار
#حضرت_مسلم_بن_عقیل
#نوحه زمینه ، سنگین ، واحد ، شور
(به همه سبکها خوانده میشود)
#محرم۱۴۰۲
منم مُسلِم سَفیرت توی کوفه رها شدم
غریبونه یا حسین آواره و تنها شدم
مُسلِمِت غریبونه بی کس و سرگردونه
یا حسین جان یا مولا (۴)
روی دوشم نشسته سنگینیِ بارِ غُربت
می گُذارم سرم را بر روی دیوار غربت
مسلم بی پناهم تو ببین اشک و آهم
یا حسین جان یا مولا
می فرستم سلامی بر تو با لب های پاره
به دل شکسته ام بنما آقا یک نظاره
من غریب و تنهایم غرق موج غمهایم
یا حسین جان یا مولا
بر سر دارم آقا ای دار و ندارم حسین
جای گریه برایت اشک خون می بارَم حسین
می شوم من قربانت هر دو چشم گریانت
یا حسین جان یا مولا
#کربلایی_مرتضی_شاهمندی
@mortaza110shahmandi. ایتا
#حضرت_مسلم_بن_عقیل
سفیر نور به دار الاماره گفت حسین
شد آسمان دلش پر ستاره، گفت حسین
به رغم مصلحت اندیشهای شهر فریب
نداشت حاجت هیچ استخاره گفت حسین
سرود شعر بلند حماسه و ایثار
بدون پرده و بی استعاره گفت حسین
اسیر بود ولی مثل شیر زد فریاد
کشید از دلش آه و دوباره گفت حسین
دو رکعت عشق به محراب وصل نیت کرد
ز خون گرفت وضو بر مناره گفت حسین
غروب بود و غریبانه، تشنه و زخمی
دو دست بسته نفس پر شراره گفت حسین
سرش جدا شد و از بام قصر شب افتاد
نگاه آخر او با اشاره گفت حسین
کمیل ، روضة مسلم چقدر جانسوز است
شکست در غم او سنگ خاره گفت حسین
#ﮐﻤﯿﻞ_کاشانی
#حضرت_مسلم_بن_عقیل
#نوحه زمینه ، سنگین ، واحد ، شور
(به همه سبکها خوانده میشود)
#محرم۱۴۰۲
منم مُسلِم سَفیرت توی کوفه رها شدم
غریبونه یا حسین آواره و تنها شدم
مُسلِمِت غریبونه بی کس و سرگردونه
یا حسین جان یا مولا (۴)
روی دوشم نشسته سنگینیِ بارِ غُربت
می گُذارم سرم را بر روی دیوار غربت
مسلم بی پناهم تو ببین اشک و آهم
یا حسین جان یا مولا
می فرستم سلامی بر تو با لب های پاره
به دل شکسته ام بنما آقا یک نظاره
من غریب و تنهایم غرق موج غمهایم
یا حسین جان یا مولا
بر سر دارم آقا ای دار و ندارم حسین
جای گریه برایت اشک خون می بارَم حسین
می شوم من قربانت هر دو چشم گریانت
یا حسین جان یا مولا
#کربلایی_مرتضی_شاهمندی ✍️📗🎤
🆔@mortaza110shahmandi. ایتا
#حضرت_مسلم_بن_عقیل
#نوحه زمینه ، سنگین ، واحد ، شور
(به همه سبکها خوانده میشود)
#محرم۱۴۰۲
منم مُسلِم سَفیرت توی کوفه رها شدم
غریبونه یا حسین آواره و تنها شدم
مُسلِمِت غریبونه بی کس و سرگردونه
یا حسین جان یا مولا (۴)
روی دوشم نشسته سنگینیِ بارِ غُربت
می گُذارم سرم را بر روی دیوار غربت
مسلم بی پناهم تو ببین اشک و آهم
یا حسین جان یا مولا
می فرستم سلامی بر تو با لب های پاره
به دل شکسته ام بنما آقا یک نظاره
من غریب و تنهایم غرق موج غمهایم
یا حسین جان یا مولا
بر سر دارم آقا ای دار و ندارم حسین
جای گریه برایت اشک خون می بارَم حسین
می شوم من قربانت هر دو چشم گریانت
یا حسین جان یا مولا
#کربلایی_مرتضی_شاهمندی ✍️📗🎤
🆔@mortaza110shahmandi. ایتا
#حضرت_مسلم_بن_عقیل
نه دشمن میکشاند کوچه کوچه
تنِ غرقهبهخونِ میهمان را
که خود مشتاق آنم تا زنم آب
به خونِ خود مسیر کاروان را
#رحیق
#حضرت_مسلم_بن_عقیل
#مسلمیه
گل بودم و به بزم خزان میهمان شدم
پژمردم و شکستم و افسرده جان شدم
کوچه به کوچه خانه به دوشم در این دیار
همچون نسیم طائر بی آشیان شدم
افتاده ام زچشم همه کوفیان حسین
در کوچه های شهر چو اشک روان شدم
هر صبح شاهد است نسیمی گذر نکرد
از من مگر که دست به دامان آن شدم
دارد صدای قافله ات می رسد که من
با گریه های خود جرس کاروان شدم
از بس که سنگ خوردم و آقا شکسته ام
سر تا به پا چو حجره شیشه گران شد
با دیدن سه شعبه ای اندازه علی
تیر آنچنان کشید دلم تا کمان شدم
از بس که پاره های تنم بین شهر ریخت
چون دانه های سبحه بی ریسمان شدم
ای کشتی نجات به دادم نرس برو
آخر تو را به موج بلا بادبان شدم
ای کاش کس اسیر نیاید در این دیار
من که چنین نیامده بودم چنان شدم
#موسی_علیمرادی