#حضرت_زهرا
#دوبیتی
#زبانحال_امام_حسین
#محمدرضامسعودی
ز داغت جامه ی نیلی بپوشم
به هر جا پا گذارم غم فروشم
شوم در خواب اگر تشنه پس از این
ز دست غیر تو آبی ننوشم
#حضرت_زهرا
#دوبیتی
#زبانحال_امام_حسین
#محمدرضامسعودی
خداحافظ شکسته شهپر من
دلارام حسین ای مادر من
برو دیدار محسن وعده ی ما
میان قتلگه بالاسر من
🏴
#حضرت_رقیه سلام الله علیها
#زبانحال_امام_حسین (علیه السلام)
〰〰〰〰〰〰
میزبانِ روضهی ویرانه، مهمان را ببخش
نیزهدار اینجا نیاوردش، عمو جان را ببخش
نه، حریفِ این گرهها نیست انگشتان تو
دستهایت خسته شد، موی پریشان را ببخش
بوسه بر لبهای خشکت آرزوی آب بود
آرزوهای بَرآبِ رود و باران را ببخش
خاکسارت شد، ولی باز از خجالت سرخ شد
زخمِ پایت را نبین، خارِ مغیلان را ببخش
گفت یک شب گم شدی ترسیدی از تاریکیاش
روسیاه از روی زردت شد، بیابان را ببخش
صورتت با بوسهی انگشترم مأنوس بود
رفت در انگشتِ سیلیدارها، آن را ببخش
آن که با لبهای زخمم چوببازی کرد، نه!
خیزرانی را که میبوسید دندان را ببخش
در غمت چیزی نباید گفت، باید جان سپرد
جانِ بابا شاعران و روضهخوانان را ببخش
.
#رضا_قاسمی
.
#زبانحال_امام_حسین
السلام علیکِ یا شريكةَ الحسين
ای زینب من دوام نهضت با توست
ترسیم مسیر استقامت با توست
دست تو ودایع امامت دادم
یعنی که ادامه ی امامت با توست
#محمدعلی_شهاب
.
#فاطمیه
#زبانحال_امام_حسین با مادر علیهماالسلام
گریز به کربلا
مادرم ای سرّ هستی فاطمه
ای که هستی بی معلم عالمه
نیست آن کس را که دارد حبّ تو
از حساب روز محشر واهمه
ریشه های چادرت حبل المتین
خادم پیوسته ات روح الامین
غیر تو در بین جن و انس و حور
نیست هم شأن اميرالمؤمنين
شد مسیر تو صراط المستقیم
زیر پای توست جنّات نعیم
آن که گشته عرش اعلی' جای او
تازه گردد در سرای تو مقیم
یازده خورشید تو، نور جهان
راه پیوند زمین و آسمان
می شود بغض عدوی آل تو
راه اصلی نجات شیعیان
ای که نامت رافع هر غم شده
مایه ی آرامش خاتم شده
قوّت بازوی سردار احد
از چه قدّت در جوانی خم شده
نیست هرگز باور من رفتنت
در حیاط خانه بی جان دیدنت
نیمه شب ای مادر مظلومه ام
قاتل من می شود غسل تنت
میدهم حق که شده مویت سپید
از جفای ثانی رذل پلید
یک لگد بر در زد و پیش نگات
محسن شش ماهه ات گشته شهید
وقت غسل تو پدر آهی کشید
باز اشک از دیدگان او چکید
گفت ای اسماء ببین دستان من
بر کبودی تن زهرا رسید
باز یاد کوچه افتاده پدر
کوچه ای که از غمت شد خون جگر
از همان جا مانده بر بازوی تو
با غلاف قنفذ ملعون اثر
با جفای دشمنان کافرت
مادرم شد زخم از پا تا سرت
می چکد خون آبه وقت غسل تو
از میان زخم های پیکرت
مادر از غسل تنت آزرده ام
دیده ام پژمرده ای، پژمرده ام
هر نگاهی که به زخمت می کنم
گوئیا که تیر و نیزه خورده ام
دیده ام در بین این خون آبه ها
زخم تیغ و نیزه و سنگ و عصا
یک هزار و نهصد و پنجاه زخم
در میان مقتل کربلا
می رسی تو در کنار قتلگاه
می کنی بر جسم صدچاکم نگاه
با نگاهی بر لب خشکیده ام
می شوی تو غرق اشک و درد و آه
روبه روی چشم های خیس من
می شود جسم نحیف تو کفن
مادر اما بی کفن می مانم و
می رود حتی به غارت پیروهن
با دو دست خسته ی شیرخدا
می شوی تدفین میان ناله ها
مادرم اما تن صد پاره ام
می شود در گوشه ی مقتل رها
علی مهدوی نسب(عبدالمحسن)
.
#لطمه_زنی
#تاسوعا
#حضرت_عباس
#شب_نهم_محرم
لطمهزنی.حضرت عباس علیهالسلام
برادر/برادر/برادرت رو دریاب
شتابکن/حسینجان/ببین که رفتم از تاب
ببین از/خجالت/کنار آب شدم آب
حسین جان حسین جان ادرک اخا حسین جان
حسینجان/بهفرقم/عمود آهنین خُورد
نبودی/ببینی/چجور یَلِت زمین خُورد
بهم تیر/چقدر از/یسار و از یمین خُورد
حسین جان حسین جان ادرک اخا حسین جان
نهتنها/سرم تا/بین دو ابرو وا شد
بهدست/یه نامرد/دست از تنم جُدا شد
یه تیر/سهشعبه/سمت چِشَم رها شد
حسین جان حسین جان ادرک اخا حسین جان
تا افتادم از اسب/من مادرت رو دیدم
بهرسمِ/ادب سر/ رو خاک پاش کشیدم
نثار/غمش شد/جونِ به لب رسیدَم
حسین جان حسین جان ادرک اخا حسین جان
هنوزم/کبوده/پای چشای مادر
هنوزم ضعیفه/تُن صدای مادر
هنوزم/شرارهست/توو نفسای مادر
حسین جان حسین جان ادرک اخا حسین جان
حلالم کن آقا/که حرف من دوتا شد
حلال کن که مشکم/طعمهی اشقیا شد
حلال کن/کهعباس/ رفیق نیمه را(ه) شد
حسین جان حسین جان ادرک اخا حسین جان
#محمدقاسمی ✍
........
#لطمهزنی
#شب_هشتم_محرم
#حضرتعلیاکبر
لطمهزنی.حضرتعلیاکبرعلیهالسّلام
الهی/الهی/جوونم از بَرم رفت
الهی/الهی/اذانگوی حرم رفت
الهی/الهی/علیّ اکبرم رفت
علیجانعلیجانعلیاکبرمن
الهی/الهی/جگرگوشهم شهید شد
الهی/الهی/گریهیمنشدید شد
الهی/الهی/محاسنمسفید شد
علیجانعلیجانعلیاکبرمن
جوونی/کهمیگفت/عصایدستباباست
حالاپیشچشمم/ریز ریز و ارباًارباست
بسوزید/کهروز/ عزایاُمّلیلاست
علیجانعلیجانعلیاکبرمن
یک بند #زبانحال_حضرت_زینب:
همینکه/صدای/اکبرمو شنیدی
برا اولین بار /دیدم که میدویدی
چطوری/دویدی/کهقبل منرسیدی
دو بند #زبانحال_امام_حسین با شاهزاده
چهفرقی/چهمویی/دور سرت بگردم
نفسکم/آوردم/پریده رنگ زردم
نبود عمهزینب/ازغصّهدِقمیکردم
علیجانعلیجانعلیاکبرمن
برا بُردن تو/چندین نفر نیازه
جوونها/بیایید/برا تشییع جنازه
روخاکاز/ تنِ تو/میریزهخونتازه
علیجانعلیجانعلیاکبرمن
#محمد_قاسمی ✍
.👇