eitaa logo
کانال اشعار(مجمع الذاکرین)
2.2هزار دنبال‌کننده
0 عکس
0 ویدیو
56 فایل
این کانال اشعارمذهبی توسط محب الذاکرین خاک پای همه یازهراگویان عالم مهدی مظفری ازشهراصفهان ایجادشد
مشاهده در ایتا
دانلود
به گوش میرسد آری ندای فاطمیه دوباره آمده‌ وقتِ عزای فاطمیه سلام صاحب عزا ، صاحب الزمان آقا ببخش این که نمردم برای فاطمیه گرفتم از دهه ی فاطمیه رزق خودم منم که نام گرفتم گدای فاطمیه سرم فدای غدیر و تنم فدای حسین تمام دار و ندارم فدای فاطمیه خوشا به حال کسی که ز دست صدیقه گرفته کرببلا انتهای فاطمیه اگر نیاز شود شک نکن دهم سر را برای حفظ و برای بقای فاطمیه سروده :  (یونس)
اَلا ای ماهِ زیبا رویِ بی همتا ، نمی آیی؟ الا ای یوسف گم گشته زهرا ، نمی آیی؟ بیا از پشت ابرِ غیبت ای خورشیدِ حق بیرون بگو بر من تو ای پنهان ترین پیدا ، نمی آیی؟ دوباره فاطمیه آمد ای آقا ، بیا برگرد طناب افتاده دور گردنِ مولا ، نمی آیی؟ عزا برپا نمودیم و به در چشمانمان خشکید مگر تو مجلس انسیه الحورا ، نمی آیی؟ بیا از چادر مادر ، غبار کوچه را بردار ببین بر روی چادر مانده رد پا ، نمی آیی؟ سروده :  (یونس)
بنام آنکه کوثر خوانده او را حق به قرآنش چه گویم نام او را ، حوریه ؟ یا اینکه انسانش؟ مقامش آنچنان والاست که در عرصه تاریخ عقول عاقلان گشته است یک سر مات و حیرانش چه جای تابش خورشید باشد در جنان وقتی ... که روشن میشود کل بهشت از نور دندانش ! * چه دریایی است زهرا و چه گوهر پروری هست او سر و جانم به قربانِ سرِ لؤلؤ وَ مرجانش چنان بوده است در عفت برای خلق او الگو که حتی حضرت مریم بُود گردی ز دامانش مساکین و یتیمان و اسیران جای خود ، عالم... نمک‌ پرورده او باشد و ریزه خورِ خوانش چه کردند آن جماعت بر در بیتِ علی ، هیهات همان بیتی که بوده حضرت جبریل دربانش وجود فاطمه بالاترین نعمت بر آنها بود ولی اهل مدینه از جفا کردند کفرانش علی از ناله های فاطمه در نیمه شب فهمید شریک زندگی اش چند روزی هست مهمانش اگر چه سخت بود از جا بپاخیزد ولی آخر مرتب کرد بیت وحی را در روز پایانش برای رفتن او زود بود اما چه باید کرد؟ قرار این است که حیدر ببیند داغ هجرانش سروده : (یونس) * عن ابن عباس بينا أهل الجنة في الجنة إذ رأوا ضوءا كضوء الشمس وقد أشرقت الجنان به فيقول أهل الجنة: يا رضوان ما هذا وقد قال ربنا لا يَرَوْنَ فِيها شَمْساً وَلا زَمْهَرِيراً فيقول لهم رضوان: ليس هذا بشمس ولا قمر ولكن علي وفاطمة رضي الله تعالى عنهما ضحكا فأشرقت الجنان من نور ثغريهما.» از ابن عبّاس نقل است که گفت: «پس از آن‌که بهشتیان در بهشت ساکن شدند، نوری را مشاهده می‌کنند که بهشت را نورانی‌تر می‌کند. از خدا می‌پرسند: تو در قرآن فرمودی که بهشتیان در آن‌جا آفتاب را نمی‌بینند؛ (پس این نور از کجا است؟!) در پاسخ به آنان می‌گویند: این نور خورشید و ماه نیست، بلکه نور علی (علیه‌السّلام) و فاطمه (سلام‌الله‌علیها) است که خندیدند و بهشت از نور دندان آنان نورانی‌تر شد تفسیر آلوسی، جلد15، صفحه175
خدا به حیدر و زهرا چه گوهری داده به آسمانِ ولایت چه اختری داده به خاندانِ رسالت چه دلبری داده به کامِ شیعه چه قندِ مکرری داده ندا رسیده بیایید سائلان از راه که جلوه کرده به عالم کریم آل الله ملائکه همه مشغولِ طوفِ قامت او کریم ها همه مبهوت از کرامتِ او زبانزد است میان همه شهامتِ او جمل نشانه ی خوبی است از قیامتِ او شتر سوارِ جمل را به خاک میمالد به او امیرِ دوعالم عجیب میبالد برای رفعِ نیازِ همه شتاب کند به این پسر به خدا فخر ، بوتراب کند به نام مادرش او را کسی خطاب کند دعاش را به خدا زود مستجاب کند به عشق فاطمه مشغولِ ذره پروری است عجیب این قدمِ نو رسیده مادری است ! رسیده او که پناهِ فقیر ها باشد امیدِ آخرِ جمعِ اسیر ها باشد و بارشی به دلِ ما کویر ها باشد که شاه راهِ تمامِ مسیر ها باشد به جز درِ کرمش هیچ در نباید زد (به سینه احدی دستِ رد نخواهد زد) به سر رسید شب ما و میدمد خورشید شبیه نور به شامِ سیاه ما تابید خدا کند که شود حب او به دل تشدید ‌کنار اوست که ما میرسیم بر توحید (دلِ رمیده ی ما را انیس و مونس شد) هزار شکر که حُبَّش نصیبِ (یونس) شد ! سروده : (یونس)
تعظیم میکنند کریمان به ساحتت حاتم گدا و ریزه خورِ خوانِ رحمتت تو کیستی که حضرت حق داده ات سلام هرلحظه میکنند ملائک زیارتت هر روز رو به سمت حریم تو میکنم بوی بهشت میوزد از سوی تربتت آدم گدای کوی تو شد ، نوح نوکرت عیسی و یوسف اند اسیرِ کرامتت هستند انبیا همه مشغول طوفِ تو هستند اولیا همه محو نجابتت فوراً گره ز کار من خسته باز شد در هر زمان که "جامعه" خواندم به نیتت بین من و خداست ذنوبی که یا حسن بخشیده میشوند فقط با رضایتت (یونس) سروده شعر به مدحت چرا که او دارد امید روز جزا بر شفاعتت سروده : (یونس) ۱۳ رمضان الکریم ۱۴۴۵ه.ق
  مرغ دل را به شوق راهی کن سوی ایوان طلا نگاهی کن چاره ای بهر روسیاهی کن قلب خود دور از تباهی کن رَهِ خود را رهی الهی کن باعلی باش و پادشاهی کن رهبرت گر ابوتراب شده نامه ات غرق در ثواب شده کار مولا بود حساب شده ذره از لطفش آفتاب شده رَهِ خود را رهی الهی کن باعلی باش و پادشاهی کن حب حیدر نشان ایمان است بغض او کفر و فسق و عصیان است ذکر او دارو است و درمان است باعلی مشکلات آسان است َرَهِ خود را رهی الهی کن باعلی باش و پادشاهی کن با علی میرسیم تا به خدا هرگز از او نمیشویم جدا زندگی با علی است غرق صفا نوکری اش "وَسیلَةُ السُّعَدا" رَهِ خود را رهی الهی کن باعلی باش و پادشاهی کن "نجف است این نجف که میپرسی عرش اینجا نشسته بر کرسی" جبرئیل آمده است پابوسی خادمش گشته موسی و عیسی رَهِ خود را رهی الهی کن باعلی باش و پادشاهی کن طبق قرآن علی است نفس رسول دین اسلام را علی است اصول هل اتی را علی است شان نزول این نصیحت ز من نما تو قبول رَهِ خود را رهی الهی کن با علی باش و پادشاهی کن هم که اول هم آخر است علی فاتح جنگ خیبر است علی جانشین پیمبر است علی مالک روز محشر است علی رَهِ خود را رهی الهی کن با علی باش و پادشاهی کن نیتم با ولاش خالص شد شعر من نذر ماهِ نرجس شد کین چنین نقل در مجالس شد ذکر هر صبح و شامِ (یونس) شد رَهِ خود را رهی الهی کن باعلی باش و پادشاهی کن سروده :
  چگونه روز ها را بی تو سر کردیم مهدی جان؟ به هر‌کویی به جز کویت ، گذر کردیم ، مهدی جان ! ضرر پشت ضرر بوده ، جدایی از تو ای آقا در این بازار سودی هم اگر کردیم ، مهدی جان ببخش آقا ، اگر در طول عمر از روی نادانی تو را با هر گناهی خون جگر کردیم ، مهدی جان دعا کردیم تا روز ظهور تو رسد از راه دعا را با گناهان بی اثر کردیم ، مهدی جان قرار این بود از اهل سحر باشیم و اهل زهد چه با غفلت همه شب را سحر کردیم ، مهدی جان جوابی نیست در روز قیامت گر ز ما پرسند چگونه روز ها را بی تو سر کردیم ؟ مهدی جان سروده :  (یونس)
آنکسی که هشتمین نور خداست بارگاه او حریمِ کبریاست کار‌ او شد دستگیری از بشر عادتش احسان و نیکی و عطاست پاسبان آستانش جبرئیل کفش دار صحن او بادِ صباست خضر میگوید همیشه زیر لب آب سقا خانه اش آبِ بقاست درد اینجا میشود درمان ز عشق پنجره فولاد او دار الشفاست بارگاهش بس که غرق رحمت است پایگاه انبیا و اولیاست دست خالی آمدم اینجا اگر صاحب این خاک‌ ، سلطانِ سخاست جاودانه گشته آنکس که ز صدق ذوب در عشق علی موسی الرضاست بوسه باید زد به پای زائرش خاکِ پای زائرینش ، کیمیاست اذن دیدار حسین از او بگیر دستِ این آقا براتِ کربلاست سروده: (یونس) صحن انقلاب اسلامی آستان قدس رضوی سوزقلم
دوباره دست بر سینه ، به درگاه تو ، رو کردم سلام ای همسرِ باب الحوائج ، قبله هفتم تو آن مستوره ای هستی که عقل از درک تو عاجز شبیه فاطمه مخفی است قدر ات نزد این مردم تویی آن نجمه ای که در شب ظلمانیِ دنیا به لطف نورِ تابان ات نمی گردیم سردرگم همیشه زیر چتر رحمت ات بوده است ایران چون شده گسترده خوانِ فیضِ تو در مشهد و در قم فقط کافیست در صحن گوهرشاد از تو نام آرَم محال است اینکه از من رو بتابد ، اختر هشتم برای اینکه از برکت نماند سفره ام خالی به نیت از تو دادم بر کبوترهای او گندم سروده :   (یونس) ۱۵ شوال ۱۴۴۶ سوزِقلم
یک عمر لطف بی حدش بر من رسیده سلطان کمِ این رعیتش را هم خریده هر بار من را آنچنان تکریم کرده ... انگار که بار گناهم را ندیده هر وقت که ناگاه اشک من روان شد فهمیده ام او ناله هایم را شنیده هر بار او را خوانده ام با نامِ زهرا با مهربانی بر سرم دستی کشیده گرد و غبار صحن او داروی درد است کافیست حل گردد میانِ آبِ دیده بهر صله دادن ندارد فرق نزدش مصراع گویم یا دوبیتی یا قصیده سروده: (یونس) سوزقلم
                                             ﷽     سر و سامانِ ما ، سلامٌ علیک شرط ایمانِ ما ، سلامٌ علیک روح و ریحانِ ما ، سلامٌ علیک جان و جانانِ ما ، سلامٌ علیک شمس تابانِ ما ، سلامٌ علیک در سر ما هوای مشهدِ توست دل نمک گیرِ لطف بی حدِ توست دست بر سینه رو به مرقدِ توست زائری که اسیرِ گنبدِ توست روحِ قرآنِ ما سلامٌ علیک شمسِ تابانِ ما سلامٌ علیک چشم ما تا به پرچمت افتاد رفت غم ها و غصه ها از یاد از قفس روح ما که شد آزاد پر زد و رفت صحن گوهرشاد شاه و سلطان ما سلامٌ علیک شمسِ تابانِ ما ، سلامٌ علیک با تو از درد و غصه ها دوریم با تو سرشار رحمت و نوریم ما به دربانیِ تو ماموریم گرچه در نزد حشمت ات ، موریم ای سلیمانِ ما ، سلامٌ علیک شمسِ تابانِ ما ، سلامٌ علیک گرچه ما عمری است سرباریم ای شفا بخش ، سخت بیماریم تشنه ی یک دقیقه دیداریم به جز از تو مگر که را داریم؟ اصلِ درمانِ ما ، سلامٌ علیک شمسِ تابانِ ما ، سلامٌ علیک روضه خوانی کن ای امام رضا در غم و سوگِ سید الشهدا اَلسَّلام ای مُقَطَّعُ الاَعضا السلام ای شهیدِ عاشورا جدِّ عطشانِ ما ، سلامٌ علیک شمسِ تابانِ ما ، سلامٌ علیک سروده: (یونس) سوزقلم
از لحظه ای که مهر تو در سینه ام افتاد از کف قرارم رفت و کارم بی قراری شد چون باورم این است ، لطف ات شاملم گشته کارم میان مشکلات امیدواری شد وقتی خدای تو امیرالمومنین ات خواند این واژه تا روز قیامت انحصاری شد ای ماه کامل ، حق بده یک عمر آقاجان از شوق وصل ات کار من شب زنده داری شد مالک تو را دید و شدی تو مالک قلبش اینگونه در راه تو غرق جان نثاری شد قالب تهی کردند یل های عرب وقتی انی انا الحیدر به لب های تو جاری شد مولای من ، تو هستی ای کرار ، نه آنکه تاریخ آورده به هر غزوه فراری شد ملعون بود آنکس که بغض ات را به دل دارد سهم محب و شیعیانت رستگاری شد هرکس به تو پیوست ، تقوایش زبانزد شد از تو جدا هم غرق در بی بند و باری شد سروده :  (یونس)