eitaa logo
کانال اشعار(مجمع الذاکرین)
2.2هزار دنبال‌کننده
0 عکس
0 ویدیو
56 فایل
این کانال اشعارمذهبی توسط محب الذاکرین خاک پای همه یازهراگویان عالم مهدی مظفری ازشهراصفهان ایجادشد
مشاهده در ایتا
دانلود
دوباره آمده ام تا کنی نگاه مرا نشسته ام به در خانه ات امامِ زمان نشسته ام که کنم اعتراف بر گنهم نشسته ام که بگویم رسیده بر لب ، جان اگر چه خوب خبر داری از سیاهیِ دل نشسته ام که به دل سنگی ام کنم اذعان دلم گرفته نه از روزگار ، بلکه خودم که در برابر نفسم نمانده هیچ توان به نام حضرتتان پیش چشم این مردم برای خویش عجب باز کرده ام دکان ! فریب خورده این روزگار جز من کیست؟ که داده عشرت عالم به لحظه ای هیجان؟ طلای در کف دستم که اشک چشمم بود فروختم به اطاعت ز نفس خود ، ارزان چه شد که معصیت حق شد عادت دل من؟ چه شد حیای من و دین من ؟ چه شد ایمان؟ منی که زندگی ام با حسین شد آغاز چرا نبود به سر فکر لحظه پایان؟ عجیب خسته ام آقا ، دلم پر است از خویش که مست گشته دلم از حلاوت عصیان مرا اگر که رهایم کنی چه چاره کنم؟ مرا رها نکن ای دوست جان مادرتان مرا اگر چه خرابم ، بخر برای خودت بیا و درد مرا با دعات کن درمان سروده : (یونس)
کسی که بهر تو دست دعا بلند کند.. به عرش طالع او را خدا بلند کند ترحّمی به زمین خورده ی مسیرت کن مرا مگر که دعای شما بلند کند ز مکر شعبده بازان دهر ترسی نیست.. نشسته ایم که موسی عصا بلند کند! اگر صدا زدمت تو اجازه ام دادی که دیده است گداهم صدا بلند کند؟! غبار روی عبای توام! غمم این است.. مباد! باد مرا از عبا بلند کند.. بگیر دست مرا که ثواب ها دارد.. کسی ز خاک گرفتار را بلند کند پس از ظهور سر خاک من بیا یک دم دمت مرا ز دل قبرها بلند کند گرفته است دل ما خدا کند که حسین.. نسیمی از طرف کربلا بلند کند چه حکمتی ست؟!بسوزد در و ، حرامی شهر.. بیاید و به درِ خانه پا بلند کند
اشک غریب عاقبتش شرم آشناست بدبخت آن کسی‌ست که از صاحبش جداست یک عمر از دعای فرج رزق خورده ایم باید وبال گفت به دستی که بی‌ دعاست پایی که نیست در پی تو لنگ میزند دنبال تو دویدن ما آبروی ماست از دیگران دوا برسد درد مطلق است دردی اگر ز تو برسد مرهم و دواست هرجور هست پیش تو یکروز میرسیم آقا بگو که خیمه زهرایی‌ات کجاست؟ حق می‌دهیم دل به دل ما نمیدهی ما سالهاست عادتمان لاف و ادعاست سجده بغیر تربت اعلی نمیکنیم مهر قبول سجده ما مهر کربلاست هرچه زدند باز ز جایش تکان نخورد زینب کنار نیزه ی آقای سرجداست
تنهاترین مَرد زمین، ماهِ نهانی تا کی قراره از نظر غایب بمانی؟ باید بیایی در کنار کعبه آقا... باید اَناالمهدی برای ما بخوانی دست دعا بُردم صدا کردم خدا را شاید که برگردی نگار آسمانی حق را قسم دادم به زهرای شهیده بهر ظهور تو کُنَد پا در میانی... دنبال تو باید کجاها را بگردم؟ وقتی ندارم از مَکان تو نشانی! من دور از تو زنده ام ای وای بَر من! آخر چه سودی بی تو دارد این جوانی؟! باید بیایی تا که من سامان بگیرم بی تو بهار عمر من گشته خزانی اَلغوث مولا، اَلامان، فرزند زهرا(س) دستم به دامانت که یار بی کسانی ای"همتی"بهر فرج هر دَم دعا کُن گر دوست دارِ مهدیِ صاحب زمانی (دلسوخته) 💠 اللّٰهمَّ عَجِّلْ لِوَلِیِّكَ ٱلْفَرَجَ 💠
غبار کوی تو هرجا که درهوا برخاست نشست بردل و آه ازنهادهابرخاست کجا زیارت ناحیه خوانده ای که چنین ز جمکران تو هم عطر کربلا برخاست گذشت یاد تو بر هرکویر باران زد هزار تیر اجابت به یک دعا برخاست به احترام تو بوده ست ای رسول قیام اگر امام پس از نام تو ز جا برخاست فدای آنکه ز نام تو سرسری نگذشت گذاشت بر سر خود دست و روی پا برخاست خوشا کسی که پس ازمرگ، شاهراً سَیفی به عهد بسته خود چون کند وفا برخاست
عمری مرا تو بیشتر از من دعا کردی من معصیت کردم ولیکن تو حیا کردی دادی جوابم را تو بی چون و چرا اما چون و چرا کردم مرا وقتی صدا کردی ای وای از آن نیمه شب هایی که آقاجان من خواب بودم تو به حالم گریه ها کردی من که همیشه جای مرهم ، درد تو بودم ماندم برای چه تو دردم را دوا کردی دورت بگردم من ، فقط بین رفیقانم حق رفاقت را تو جانانه ادا کردی از یاد برم عزت من از کجا بوده از بس به این سائل عطای بی ریا کردی غم نیست گر بسته است بر رویم همه درها وقتی در ِ رحمت به روی من ، تو وا کردی آقا دعا کن زنده باشم من ببینم که تو در مدینه چار تا جنت بنا کردی جانم فدای سفره ام البنینی که هر صبح شنبه در مدینه تو به پا کردی