#مولانا_امیرالمومنین_علی_علیه_السلام
#مدح
#مسمط
بخدای منان به تمام قرآن
به جلال احمد به مقام حیدر
به کمال زهرا به وقار زینب
به شبیر وشبر به بهشت وکوثر
به قتال حمزه به نبرد مالک
به صفای سلمان به خلوص بوذر
به حقیقت دین به تمام ایمان
به حبیب ومیثم به بلال وقنبر
که علیست مولا که علیست سرور
که علیست هادی که علیست رهبر
که علیست ظاهر که علیست باطن
که علیست آدم که علیست خاتم
چه خوش است عمری شب وروز دائم
زعلی بگویم زعلی بخوانم
به علی ببالم به علی بنازم
زعلی بخواهم زعلی ستانم
که علیست عشقم که علیست عمرم
که علیست قلبم که علیست جانم
گرازاو نگویم گرازاو نخوانم
به چه کارآید سخن و زبانم
به فدای حیدر من ودودمانم
من و خاندانم من و دوستانم
که علیست مظهر بخدای کعبه
که علیست یاور به رسول اکرم
چه شوند خصمم چه شوند یارم
چه برند هستم چه دهند کامم
به علی مطیعم به علی مریدم
به علی محبم به علی غلامم
بوداو حیاتم بود او مماتم
بوداو امیرم بوداو امامم
بوداو رکوعم بوداو سجودم
بوداو قعودم بوداو قیامم
به علی سپاسم به علی ثنایم
به علی درودم به علی سلامم
به جلال داور که زکوی حیدر
به دیار دیگر نروم مسلم
علی ای صلاتم علی ای زکاتم
علی ای صیامم علی ای نمازم
به رُخت بخندم به سویت بپویم
به رهت بمیرم به غمت بنازم
به توافتخارم به تواعتبارم
زتوسربلندم زتوسرفرازم
که تویی دعایم که تویی ثنایم
که تویی امیدم که تویی نیازم
اگرم نخواهی اگرم نخوانی
اگرم برانی به که دل ببازم
به ولایت تو به محبت تو
زشرار دوزخ نبود مرا غم
تو طبیب فردی تودوای دردی
تو یگانه مردی تو گره گشایی
توخدا خصالی توخدا جمالی
تو خدا جلالی تو خدانمایی
توولی داور تووصی احمد
توابوالائمه توامام مایی
زمَلک نکوتر زبشر فراتر
به فدات گردم تومگر خدایی ؟
به لباس انسان به جلال منان
نه ازاین برونی نه ازآن جدایی
به نوای قنبر به زبان میثم
ز تو میزند دم زتو میزند دم
#استاد_غلامرضا_سازگار
#کانال_نوحه_مجمع_الذاکرین
#مولانا_امیرالمومنین_علی_علیه_السلام
#شهادت
#شب_بیست_ویکم
#دوبیتی
چرا جانِ صدا کردن نداری
چرا حالِ دعا کردن نداری
تو مردِ خیبری باور ندارم
توانِ پلک وا کردن نداری
چه میشد سایهات بر خانه میماند
چه میشد شمع این پروانه میماند
به من بر میخورَد اینطور هستی
سرت ای کاش رویِ شانه میماند
زِ چشم بی قرارم سو گرفتی
به فکرم هستی؟ از من رو گرفتی
سرت را باز کرده تیغ اما
چرا یک دست بر پهلو گرفتی
تمامِ روضههایم را شمردی
شمردی و مرا گودال بردی
سپردی زینبت را بر حسین و...
حسینت را به عباست سپردی
به من گفتی دلت جانکاهِ زخم است
که با هر ضربه با هر آه زخم است
به من گفتی که عصری رویِ دستت
هزار و نهصد و پنجاه زخم است
مرا با شش برادر میگذاری
ولی با زخم خنجر میگذاری
کنارِ محسن خود میروی و
مرا با داغِ اصغر میگذاری
* * * *گریز
چرا قهری مگر تقصیر دارم
بِجایت بر کَفَم زنجیر دارم
کفِ آبی فقط خوردم عزیزم
بیا از نیزه پایین شیر دارم
دلم مِیلِ دو اَبروی تو دارد
ببین که شانهام مویِ تو دارد
در آغوشم فقط پیراهنِ توست
لباس تازهات بویِ تو دارد
نمیآید پس از توخواب ، ای کاش...
که میمُردم منِ بی تاب ای کاش
دوباره شیر آوردم ولی حیف...
نمیخوردم پس از تو آب ای کاش
مرا آزار با زنجیر میداد
به من نانخشک با تحقیر میداد
زنِ شامی دلم سوزاند وقتی...
کنارم طفل خود را شیر میداد
#حسن_لطفی
#کانال_نوحه_مجمع_الذاکرین
🏴#مولانا_امیرالمومنین_علی_علیه_السلام
🏴#فضائل
نقل شده که روزی امیر مؤمنان علی سلام اللّه علیه بر بالای منبر مسجد بصره فرمود: «از من بپرسید قبل از آن که مرا از دست بدهید.» مردی از میان جمعیّت برخاست و گفت: «ای امیر مؤمنان! جبرئیل هماکنون کجاست؟» حضرت علی سلام اللّه علیه نگاهی به سوی آسمان نمود، آنگاه به سمت چپ و راست نگاه کرد و فرمود: «تو جبرئیل هستی.» در این هنگام، آن شخص به پرواز درآمد و سقف مسجد را شکافت و رفت. مردم فریاد "الله اکبر" سرداده و گفتند: «ای امیرمؤمنان! از کجا فهمیدی که او جبرئیل است؟» امیرمؤمنان علی سلام اللّه علیه فرمود: «وقتی به آسمان نگاه کردم، تمام طبقه های آسمان را تا عرش دیدم، ولی او را نیافتم، آنگاه به تمام اطراف زمین نگریستم و او را ندیدم، پس فهمیدم که او جبرئیل است.»
📚انوارالنعمانیه 1/32
📚القطره ج٢ص٣۶١
@majmaozakerine
#کانال_متن_روضه_مجمع_الذاکرین