✨🔹✨🔹✨🔹✨🔹✨
✨
⭕️منظور از عبارت «اشبه الناس خَلقا و خُلقا و منطقا برسولك...» درباره حضرت علی اکبر (ع) چيست؟
🔹امام حسين (ع) شش فرزند داشت؛ يكی از آنها #علی بود كه در كربلا شهيد شد، نام مادر علی، ليلی دختر ابی مرّه بن عروة بن مسعود ثقفی بوده است. [۱] كنيهاش ابوالحسن و ملقب به #اكبر ميباشد چون بزرگترين فرزند امام حسين (ع) بود، لذا به اين لقب، ملقب شده است. بنابر نقل برخی از مورخان و محققان، پس از شهادت اصحاب امام حسين (ع) #علی_اكبر (ع) نخستين كسی بود كه از بنی هاشم به ميدان جنگ رفت و به شهادت رسيد. [۲] او با ديدن تنهايی پدر، برای اجازه از پدر سوار بر اسب، به حضورش رسيد و از آن حضرت اجازه خواست و امام حسين (ع) او را بدرقه كرد، و در حين بدرقه، در حالیکه زيباترين و نيكوخوترين مردم را با چشمان اشك بار به ميدان جنگ میفرستاد، چنين فرمود: «خدايا گواه باش كه جوانی به مبارزه ايشان ميفرستم كه از همهی مردم اخلاق و اندام و گفتارش به #رسول_خدا (ص) شبيهتر است، ما هر وقت شوق ديدار پيامبرت را داشتيم به او می نگريستيم...». [۳]
🔹جمله « ...اَشبه الناس خَلقاً و خُلقاً و منطقاً برسولك...» يعنی شبيه ترين مردم از نظر رفتار و خلق و خوی و از نظر گفتار به پيامبرت؛ اين جمله امام حسين (ع) سه شباهت حضرت علی اكبر (ع) به پيامبر اکرم (ص) را بيان مینمايد. در رابطه با #شباهت_اخلاقی، آنچه از اين روايت استفاده میشود، اين است كه #حضرت_علی_اكبر (ع) اخلاقی بسيار نيكو و پسنديده داشت و در اين «نيك خُلقی» به پيامبر اكرم (ص) كه قرآن کریم خُلق آن حضرت را تحسين مینمايد، شباهت داشت. حُسن اخلاق پيامبر اسلام (ص) مورد اعجاب و حيرت قرآن كريم میباشد، چنانكه میفرمايد: «وَ إِنَّكَ لَعَلَىٰ خُلُقٍ عَظِيمٍ؛ [قلم، ۴] و یقیناً تو بر بلندای سجایای اخلاقی عظیمی قرار داری»؛ و بر اثر همين حُسن خُلق و نوع برخورد پيامبر اسلام (ص) با مردم بود، كه اسلام با سرعت چشمگيری رونق و گسترش يافت. چنانكه قرآن کریم در اين باره سخن گفته است. با اين اوصاف #اخلاق حضرت علی اكبر (ع) شباهت كامل به پيامبر (ص) داشت كه امام حسين (ع) آن را اظهار مینمايد.
🔹شباهت ديگری که مورد توجه امام حسین (ع) بوده است، #شباهت_ظاهری و جسمانی است که با عبارت «خَلقاً» در روايت مطرح شده است. بنابر اظهار امام (ع)، #حضرت_علی_اكبر (ع) از نظر قيافه و شمايل به پيامبر اكرم (ص) شباهت كامل داشته است. اين شباهت نيز در بين اصحاب پيامبر (ص) كه آن جناب را ديده بودند، معروفيت داشت و تمام بنی هاشم و اصحاب پيامبر (ص) كه ياد پيامبر (ص) میافتادند، به زيارت حضرت علی اكبر (ع) میرفتند، چنانكه از عبارت حديث امام حسين (ع) اين مطلب روشن میشود. [۴] اما شباهت #حضرت_علی_اكبر (ع) به پيامبر اكرم (ص) از نظر #منطق، شباهت در نطق و گفتار است، چنانكه میدانيد پيامبر اكرم (ص) بيانی بسيار زيبا و فصيح داشت و بسيار روشن و واضح سخن میگفت، خوش بيان، خوش لحن و خوش صدا بود. لذا از اين حيث، حضرت علیاكبر (ع) در اين خصوصيات از جدش رسول خدا (ص) ارث برده بود و كاملاً شبيه آن حضرت سخن میگفت.
پینوشتها؛
[۱] الارشاد، ج ۳، ص ۱۳۵
[۲] اعيان الشيعه، ج ۱، ص ۶۰۷
[۳] مثيرالاحزان، ص ۶۸ و الفتوح، ص ۹۰۷
[۴] موسوعة كلمات الامام حسين (ع) ص ۶۱۰
منبع: وبسایت مرکز مطالعات و پاسخگویی به شبهات حوزه علمیه قم
#حضرت_علی_اکبر
@tabyinchannel
#انتشاربدونلینکجایزنمیباشد
✨🔹✨🔹✨🔹✨🔹✨
✨
⭕️گفتگوی امام سجاد (ع) با ابن زیاد در دارالاماره کوفه چگونه بود؟
🔹 #ابن_زياد (لعنة الله علیه) در دارالاماره کوفه رو به #امام_سجاد (عليه السلام) كرد و پرسيد: «تو كيستى؟» حضرت پاسخ داد: «من على بن الحسين هستم». ابن زياد گفت: مگر على بن الحسين را خداوند (در كربلا) نكشت؟ #امام (عليه السلام) فرمود: من برادرى به نام على بن الحسين داشتم كه مردم (ستمگر) او را به قتل رساندند. ابن زياد گفت: نه، او را خدا كشت! امام زین العابدین (عليه السلام) با استفاده از آيه ۴۲ سوره زمر فرمود: «أللهُ يَتَوَفَّى الاَْنْفُسَ حِينَ مَوْتِهَا؛ خداوند، جانها را به هنگام مرگشان مى گيرد». (يعنى هر چند خداوند، جان هر كس را هنگام مرگ مى ستاند، ولى برادرم را عده اى ستمكار به شهادت رساندند). ابن زياد كه از اين جواب دندانشكن خشمگين شده بود، گفت: تو با جرأت و جسارت پاسخ مرا مى دهى؟! هنوز در تو، توانايى پاسخگويى به من وجود دارد؟ او را ببريد و گردن بزنيد!!
🔹حضرت زينب كبرى (عليهاالسلام) چون چنين ديد، #امام_سجاد (عليه السلام) را در آغوش گرفت و خطاب به ابن زياد فرمود: بس است؛ هر چه خواستى از خون ما بر زمين ريختى. سپس افزود: «وَاللهِ لا اُفارِقُهُ، فَإِنْ قَتَلْتَهُ فَاقْتُلْني مَعَهُ؛ به خدا سوگند! از او جدا نخواهم شد، اگر مى خواهى او را بكشى، مرا نيز همراه او به قتل برسان». ابن زياد به حضرت زينب و امام سجاد (عليهما السلام) نگاهى انداخت و گفت: «عَجَباً لِلرَّحِمِ؛ شگفتا از مهر خويشاوندى!». سپس افزود: به خدا سوگند! گمان مى كنم اين زن دوست دارد با برادرزاده اش كشته شود. از او (على بن الحسين) درگذريد كه گمان مى كنم همين بيمارى براى درد و رنجش كافى است. [۱]
🔹سيد بن طاووس در كتابش پس از نقل ماجراى فوق (با مقدارى تفاوت) مى افزايد: #امام_سجاد (عليه السلام) رو به عمه اش كرد و فرمود: «عمه جان! تو آرام باش تا من با وى سخن بگويم». آنگاه رو به ابن زياد كرد و فرمود: «أَبِالْقَتْلِ تُهَدِّدُني يَابْنَ زِياد، أَما عَلِمْتَ أَنَّ الْقَتْلَ لَنا عادَةٌ وَ كَرامَتَنَا الشَّهادَةُ؛ اى پسر زياد! آيا ما را با قتل تهديد مى كنى؟ مگر نمى دانى كه كشته شدن [در راه خدا]، عادت [ديرين] ما و شهادت، مايه كرامت و افتخار ماست». پس از اين گفتگوها ابن زياد كه كاملا شكست خورده بود، دستور داد امام سجاد (عليه السلام) و همراهانش را در خانه اى كنار مسجد اسكان دهند. [۲] آيا با هيچ قلم و بيانى ممكن است ارزش و عظمت اين سخنان را در آن مجلس كه گروهى حاضر بودند ترسيم كرد؟ به يقين اين سخنان زبان به زبان مى گشت و سراسر كوفه را فرا گرفت و به بيرون آن نيز منتقل شد و تأثير خود را در داورى مردم درباره عظمت خاندان امیرالمؤمنین امام على (عليه السلام) و خباثت دشمنان آن گذاشت و بار ديگر بذر انقلاب را بر ضد آل اميه در همه جا پاشيد.
پی نوشت ها؛
[۱] ارشاد مفيد، ص ۴۷۳ - ۴۷۴ و ملهوف (لهوف)، ص ۲۰۲ (با مقدارى تفاوت) همچنين رجوع كنيد به تاريخ طبرى، ج ۴، ص ۳۵۰
[۲] ملهوف (لهوف)، ص ۲۰۲
📕عاشورا ريشه ها، انگيزه ها، رويدادها، پيامدها، سعید داودی و مهدی رستم نژاد، (زیر نظر آيت الله العظمى ناصر مكارم شيرازى) ص ۵۷۸
منبع: وبسایت آیت الله العظمی مکارم شیرازی (بخش آئین رحمت)
#امام_سجاد #حضرت_زینب #کربلا #عاشورا
#انتشاربدونلینکجایزنمیباشد
بسم الله الرحمن الرحیم
✨🔹✨🔹✨🔹✨🔹✨
✨
⭕️تاريخ در مورد موقعيت اجتماعی امام حسن عسکری (ع) چه گزارشاتی داده است؟
🔹 #امام_حسن_عسکری (ع) اگر چه بسیار جوان بودند، ولی به دلیل موقعیت بلند علمی و اخلاقی، به ویژه #رهبری_شیعیان و اعتقاد بی شائبه آنان به امام و احترام بی چون و چرای مردم از وی، شهرت فراوانی پیدا کرده بودند. همچنين به دلیل آن که مورد توجه عام و خاص بودند، حاکمیت عباسی جز در مواردی چند، در ظاهر رفتار احترام آمیزی از خود نسبت به آن حضرت نشان می دادند. روایتی طولانی که در بسیاری از منابع نقل شده، حاکی از اهمیّت و عظمت موقعیت روزافزون #امام_حسن_عسكری (ع) در «سامرا» می باشد. اینک به خاطر اهمیت این روایت به ذکر قسمت هایی از آن می پردازیم: «سعد بن عبدالله اشعری از علمای معروف شیعه که احتمالاً به ملاقات امام عسکری (ع) نیز شرفیاب شده [۱]، می گوید: «در شعبان سال ۲۷۸ - هیجده سال پس از شهادت امام عسکری (ع) - در مجلس احمد بن عبیدالله بن خاقان [۲] - که آن روزها مسئولیت خراج قم را بر عهده داشت و به آل محمد و مردم قم نیز عداوت می ورزید - نشسته بودیم،
🔹سخن از طالبیون ساکن سامرا و مذهب و موقعیت آنان در پیش حاکم به میان آمد، احمد گفت: من کسی از علویان را چون #حسنبنعلیعسکری (ع) در سامرا ندیده و نشنیده بودم که اینچنین به وقار و عفاف و زیرکی و بزرگمنشی در میان اهل بیت خود شناخته شده و پیش سلطان و بنی هاشم محترم باشد، چنان که او را بر افراد مسن و حتی امراء و وزراء و منشیان نیز برتری می دادند. روزی من بالای سر پدرم ایستاده بودم؛ آن روز پدرم برای دیدار با مردم نشسته بود. یکی از حاجبان وارد شد و گفت: ابن الرضا (ع) [۳] در بیرون در ایستاده است. پدرم با صدای بلندی گفت: او را اجازه ورود بدهید و او وارد شد ... وقتی پدرم او را دید چند قدم به سوی او رفت، کاری که ندیده بودم با کسی حتی امرا و ولات عهد انجام بدهد. وقتی به او نزدیک شد، دست به گردنش انداخت و صورت و پیشانی او را بوسید. آنگاه دستش را گرفت و در جای خود نشاند.
🔹پدرم خود روبروی او نشست و با وی به گفتگو پرداخت. در سخنان خود، او را با کنیه - که حاکی از احترام او بود - مورد خطاب قرار می داد و مرتب می گفت: پدر و مادرم فدایت... شب هنگام نزد پدرم رفتم ... و از وی پرسیدم: پدر! آن شخص که امروز آن همه اجلال و احترامش نمودی، چه کسی بود که حتی پدر و مادرت را فدای او می کردی؟ گفت: او ابن الرضا (ع)، امام رافضیان بود؛ آنگاه ساکت شد. چند لحظه بعد سکوتش را شکست و ادامه داد: فرزندم اگر روزی خلافت از دست بنی عباس بیرون رود، در میان بنی هاشم، جز او کسی شایستگی تصدی آن را ندارد. او به خاطر فضل، صیانت نفس، زهد، عبادت و اخلاق نیکو سزاوار مقام خلافت است. اگر پدر او را دیده بودی، مردی بود بزرگوار، عاقل، نیکوکار و فاضل. با شنیدن این سخنان آتش خشم سر تا سر وجودم را فرا گرفت. در عین حال حس کنجکاویم برای شناختن او برانگیخته شد. از هر کس از بنی هاشم، منشیان، قضات، فقها، حتی مردم عادی که دربارهاش سؤال می کردم او را در نزد آنان در نهایت جلالت و بزرگواری و مقدم بر سایر افراد اهل بیت می یافتم.
🔹همه می گفتند: او امام رافضیان است. از آن پس اهمیت وی پیش من رو به فزونی گذاشت؛ زیرا دوست و دشمن او را به نیکی می ستودند». [۴] این روایت با توجه به راوی آن که خود یکی از معاندان سرسخت اهل بیت علیهم السلام بوده، موقعیت اخلاقی و اجتماعی #امام_حسن_عسکری (ع) را در میان عامه مردم و حتی خواص نشان می دهد. همچنین خادم #امام_عسکری (ع) می گوید: روزهایی که امام به مقر خلافت می رفت، شور و شعف عجیبی در مردم پیدا می شد. خیابان های مسیر آن حضرت از جمعیتی که سوار بر مرکب های خود بودند، پر می شد. وقتی امام تشریف می آوردند، هیاهو یک باره خاموش می گشت. آن حضرت از میان جمعیت گذشته و وارد مجلس می شد. [۵] طبیعی است که باید بیشترین این افراد از شیعیانی باشند که از مناطق دور و نزدیک برای دیدن امام (ع) به سامرا می آمدند؛ هر چند ارادت سایر مردم نسبت به فرزندان رسول خدا (ص) نیز آنها را برای دیدن امام حسن عسکری (ع) تهییج کرده و سبب فزونی جمعیت می شد.
پی نوشتها؛
[۱] رجال النجاشی، ص ۱۲۶
[۲] پدرش وزیر معتمد عباسی بود. (الكامل فی التاريخ، ج ۷، ص ۲۳۵)
[۳] «ابن الرضا» عنوانی است که امام جواد و امام عسکری (علیهما السّلام) هر دو به آن شهرت یافته اند
[۴] بحار الأنوار، ج ۵۰، ص ۳۲۵
[۵] الغیبه، طوسی، ص ۱۲۹
📕حیات فکری و سیاسی امامان شیعه (علیهم السلام)، جعفریان، رسول، موسسه انصاریان، چ ششم، ص ۵۴۰
منبع: وبسایت آیت الله العظمی مکارم شیرازی (بخش آئین رحمت)
#امام_حسن_عسکری
#انتشاربدونلینکجایزنمیباشد
🕯🕯🕯@majnon1396
✨🔹✨🔹✨🔹✨🔹✨
✨
⭕️از ديدگاه امام علی (ع) در خطبه ۱۵۱ نهج البلاغه، پيامبر (ص) چه تأثيراتی بر جامعه جاهليّت آن زمان گذاشتند؟
🔹#امام_علی (ع) در خطبه ۱۵۱ «نهج البلاغه» پس از حمد و ثنای الهی به سراغ شهادت بر يكتايى خدا و رسالت #پيغمبر_اكرم (ص) مى رود و مى فرمايد: «وَ أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلهَ إِلَّا اللهُ، وَ أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ، وَ نَجِيبُهُ وَ صَفْوَتُهُ؛ گواهى مى دهم جز خداوندِ يكتا معبودى نيست و شهادت مى دهم كه #محمّد (ص)، بنده و فرستاده و برگزيده و انتخاب شده اوست». بسيارى از شارحان «نهج البلاغه»، كلمات «نجيبه» و «صفوته» را به يك معنا تفسير كرده [به معناى منتخب و برگزيده] و تأكيدِ يكديگر دانسته اند؛ ولى با توجه به اين كه «نجيب» به معناى «نفيس» و پرارزش است. تفاوتى ميان اين دو واژه وجود دارد، كه اوّلى در واقع، زمينه ساز دوّمى است؛ زيرا هنگامى كه چيزى نفيس و پرارزش شد به هنگام انتخاب، آن را بر مى گزينند.
🔹در ادامه آن حضرت به دو وصف ديگر اشاره كرده، مى فرمايد: «لَا يُؤَازَى فَضْلُهُ، وَ لَا يُجْبَرُ فَقْدُهُ؛ در فضل و برترى همتا ندارد و فقدانِ او قابل جبران نيست». به يقين چيزى كه در فضيلت همتا ندارد، هنگامى كه از دست برود جانشينى نخواهد داشت. در هفتمين و آخرين وصف به آثار وجودى آن حضرت در شرايط عصر جاهليّت اشاره كرده، مى فرمايد: «أَضَاءَتْ بِهِ الْبِلَادُ بَعْدَ الضَّلَالَةِ الْمُظْلِمَةِ، وَ الْجَهَالَةِ الْغَالِبَةِ، وَ الْجَفْوَةِ الْجَافِيَةِ؛ به بركت وجود او شهرهايى كه غرق در ضلالت و ظلمت بود و جهل بر افكارِ مردمش غلبه داشت و قساوت و سنگدلى بر آنها چيره شده بود روشن گشت»، و در ادامه مى افزايد: «وَ النَّاسُ يَسْتَحِلُّونَ الْحَرِيمَ، وَ يَسْتَذِلُّونَ الْحَكِيمَ؛ يَحْيَوْنَ عَلَى فَتْرَةٍ، وَ يَمُوتُونَ عَلَى كَفْرَةٍ!؛ در زمانى كه مردم حرام را حلال مى شمردند، دانشمندان را تحقير مى كردند، در دوران غيبتِ اولياى الهى، قدم به عرصه حيات مى گذاشتند و در كفر و بى دينى جان مى سپردند».
🔹اين اوصاف هفتگانه كه در عبارات كوتاهى درباره عصر جاهليّت بيان شده، ترسيم گويايى از آن زمان است. گمراهى و جهل و قساوت، حلال شمردن حرام و تحقير دانشمندان، نداشتن رهبر و سرانجام، بى ايمان از دنيا رفتن. گمراهى آنها چنان تاريك و ظلمانى بود كه به جنايات خود افتخار مى كردند، كشتن و زنده به گور كردن فرزندان، نشانه غيرت، و غارتگرى دليل شجاعت شمرده مى شد. جهل و خرافات، آنچنان بر جامعه آنها سايه افكنده بود كه خدايانشان را با دست خود مى ساختند؛ گاه از سنگ و چوب و گاه از مواد غذايى و سپس در زمان قحطى همانها را مى خوردند. قساوت و سنگدلى آنچنان بود كه كينه ها را از نسلى به نسلى منتقل مى ساختند و خونريزى و آدمكشى براى آنها يك امر ساده بود، و همچنين مفاسد ديگر. در اين زمان مى توان به عظمت خدمات #پيامبر_اكرم (ص) و اهميّت رسالتِ ایشان در آن محيط تاريك و ظلمانى پى برد، كه در مدت كوتاهى از آن قومِ وحشى و خرافى و جاهل، قومى متمدّن و عالم و آگاه ساخت.
📕پيام امام اميرالمؤمنين (ع)، مكارم شيرازى، ناصر، دار الكتب الاسلاميه، چ اول، ج ۶، ص ۲۰
منبع: وبسایت آیت الله العظمی مکارم شیرازی (بخش آئین رحمت)
#پیامبر #پيامبر_اکرم
@tabyinchannel
#انتشاربدونلینکجایزنمیباشد
✨🔹✨🔹✨🔹✨🔹✨
✨
⭕️امام صادق (عليه السلام) از چه جايگاه علمی و اخلاقی در جامعه اسلامی برخوردار بودند؟ (بخش دوم)
🔸دربارهشخصیتعلمی #امام_صادق (عليه السلام) شواهد فراوانی وجود دارد. به نظر شیعه، نصب ایشان به مقام امامت از جانب خداوند متعال بوده، و این بدان معناست که آن حضرت دارای شرایط لازم برای احراز این منصب بوده است. حضرت در میان اهل سنت، از نظر روایت حدیث و فقاهت و افتاء، از موقعیت شامخی برخوردار بودهاند، به طوری که او را از شیوخ مسلّم و از محدثان بزرگ زمان خود به شمار آورده اند.
🔹درباره شخصیت #امام_صادق (عليه السلام) عبارات زیادی از علما و اندیشمندان نقل شده که استاد اسد حیدر قسمت معظمی از آنها را در کتاب ارزشمند خود «الامام الصادق (عليه السلام) و المذاهب الاربعة» گرد آورده [۱] و طبعاً در اینجا نیازی به تکرار آنها نیست. کثرت دانش اندوزانی که در محفل درس امام جعفر صادق (علیه السلام) حاضر می شدند و یا از آن حضرت حدیث نقل می کردند، نشان دهنده عظمت شخصیت علمی ایشان می باشد. «حسن بن علی الوشاء» میگفت: «در مسجد کوفه نهصد نفر را دیده که حدّثنی #جعفربنمحمد (عليه السلام) می گفتند». [۲] برخی منابع، شمار کسانی را که از آن حضرت تلمذ کرده و حدیث شنیده اند، حدود چهار هزار نفر یاد کرده اند. [۳]
🔹«سفیان ثوری» - که در منابع اهل سنت به زهد و علم شهرت دارد - همراه «نصیر بن کثیر» نزد #امام_صادق (عليه السلام) زانوی ادب زده و از آن حضرت بهره علمی و اخلاقی برده است. [۴] نصیر با سفیان در موسم حج نزد حضرت آمد و گفت: «می خواهم به حج بروم. چیزی به من تعلیم ده تا به وسیله آن نجات پیدا کنم. امام (علیه السلام) دعایی به آنها تعلیم فرمود». [۵] در موارد دیگری نیز عاجزانه از حضرت می خواست تا برای او حدیثی نقل کند. در این میان کسانی نیز بودند که با نقل احادیث کاذبی از امام صادق (ع)، قصد تضعیف آن حضرت را داشتند.
🔹از این موارد که بگذریم، #امام_صادق (عليه السلام) در عصر خود، به ویژه در نگاه دانشمندان جامعه، از عظمت فراوانی برخوردار است. «ابو زهره» در این زمینه می نویسد: «علمای اسلام با تمام اختلاف نظرها و تعدد مشرب هایشان، در فردی غیر از #امام_صادق (عليه السلام) و علم او اتفاق نظر ندارند». [۶] همچنین «شهرستانی» نویسنده کتاب مشهور «ملل و نحل» درباره شخصیت علمی و اخلاقی آن حضرت می نویسد: «او در امور و مسائل دینی از دانشی بیپایان، و در حکمت از ادبی کامل و نسبت به امور دنیا و زرق و برق های آن از زهدی نیرومند برخوردار بود و از شهوت های نفسانی دوری می گزید». [۷]
🔹«ابوحنیفه» افزون بر این که از امام باقر (عليه السلام) بهره ها برده [۸] از امام صادق (عليه السلام) نیز حدیث نقل می کند؛ چنانکه روایات او از امام صادق (عليه السلام) در کتاب «الآثار» وی فراوان دیده می شود. [۹] او خود درباره #امام_صادق (عليه السلام) می گفت: «من هرگز فقیه تر از جعفر بن محمد (ع) ندیده ام، او مسلّم اعلم امّت اسلامی است». [۱۰] «ابن خلکان»، از مورخان مشهور، درباره آن حضرت می گوید: «او یکی از امامان دوازده گانه امامیه و از بزرگان اهل بیت رسول خدا (صلی الله علیه و آله) بود؛ به جهت صدق سخنانش به لقب #صادق (عليه السلام) شهرت یافت و فضل او مشهورتر از آن است که نیازمند توضیح باشد». [۱۱] همچنین شیخ مفید درباره آن حضرت می گوید: «علمای اسلام از احدی به اندازه آن حضرت حدیث نقل نکرده اند». [۱۲] #ادامه_دارد...
پی نوشت:
[۱] الامام الصادق(ع) و المذاهب الاربعه، ج ۱، ص ۵۱ - ۶۲
[۲] الامام الصادق(ع)، ابو زهره، دارالثقافة العربیه، بی تا، ص ۱۲۹؛ و...
[۳] کشف الغمه، ج ۲، ص ۱۶۶
[۴] العقد الفريد، ابن عبد ربه الأندلسی، دارالكتب العلميه، چ ۱، ج ۳، ص ۱۷۵؛ و...
[۵] تاريخ جرجان، سهمى، حمزه بن يوسف، عالم الكتب، چ ۴، ص ۵۵۴؛ و...
[۶] الامام الصادق(ع)، ص ۶۶؛ و...
[۷] الملل و النحل، الشهرستانی، محمد بن عبد، الشريف الرضی، چ ۳، ج ۱، ص ۱۴۷؛ و...
[۸] جامع المسانید، خوارزمی، دارالکتب العلمیه، بی تا، ج ۲، ص ۳۴۹
[۹] الامام الصادق(ع)، ص ۳۸
[۱۰] جامع المسانید، همان، ج ۱، ص ۲۲۲؛ و...
[۱۱] وفيات الأعيان و أنباء و أبناء الزمان، ابن خلكان، رضی، قم، ۱۹۶۹م، ج ۸، ص ۱۰۵
[۱۲] کشف الغمه، ج ۲، ص ۱۶۶
📕حیات فکری و سیاسی امامان شیعه (ع)، جعفریان، رسول، موسسه انصاریان، قم، چ ۶، ص
منبع: وبسایت آیت الله العظمی مکارم شیرازی (بخش آئین رحمت)
#امام_صادق #امام_جعفر_صادق
@tabyinchannel
#انتشاربدونلینکجایزنمیباشد