بسم الله الرحمن الرحیم
اللَّهُمَّ لَا تَجْعَلْ لَهُ فِي قُلُوبِنَا مَدْخَلًا وَ لَا تُوطِنَنَّ لَهُ فِيما لَدَيْنَا مَنْزِلاً
خدایا! برای شیطان در دلهای ما راه وارد شدن قرار مده و در شئون زندگی ما برای او جایگاه اقامت فراهم نکن🌱
_دعای ۱۷ صحیفه سجادیه
مکروبه🇮🇷
کسی از شما عزیزان میدونه این مکان کجاست؟ https://daigo.ir/secret/7988081305
_اینجا سربرنیتسا، قربانگاه هشت هزار مسلمان در قلبِ اروپا
سربرنیتسا شهری با جنگلهای فشرده از درخت که هنوز هم باد با عبور از شاخ و برگشان، صدای فریاد مظلومیت مردم بیپناه را جابهجا میکند. محلی که به گورستان دستهجمعی هزاران مسلمان بدل شده و هنوز هم زیر ریشههای درختانش، تکه تکه استخوانهای شهدا تفحص میشود.
سربرنیتسا حکایت مردمیست که قربانیِ فریب سازمان حقوق بشر شدند. مردمی که در برابر صلح، سپر انداختند. انگشتهایشان را از دور قبضهی سلاح گشودند. به شهری پناه بردند که از سوی سازمان ملل متحد به عنوان منطقهی امن حفاظت شده اعلام شده بود. مسئولیت آن نیز با نظامیان مسلح هلندی یا همان کلاه آبیهایِ صلحبان بود. نیروهایی که بدون هیچ مقاومتی، جمعیت قابل توجهی از مردان و زنان، جوانان و کودکان بوسنیایی را در اختیار صربها قرار دادند و در نتیجه حدود هشتهزار نفر انسانِ غیرنظامی، در اقدامی وحشیانه توسط جلادان صرب، طی چند روز به شهادت رسیدند.
نسل کشی مسلمانان بوسنی، لکهی سیاهی در کارنامهی نهادهای حقوق بشری و در رأس آنها سازمان ملل است که هیچگاه فراموش نمیشود. جنایتی که همچنان با انکار و سکوت روی آن سرپوش میگذارند. سکوت ادامه داری که هنوز هم قربانی میگیرد و غزه را به بزرگترین عرصه نسلکشی مبدل کرده است.
#سازمان_ملل_مُرده
#مارشمیرا
#غزه
مکروبه🇮🇷
_اینجا سربرنیتسا، قربانگاه هشت هزار مسلمان در قلبِ اروپا سربرنیتسا شهری با جنگلهای فشرده از درخت
*برای کتابخوانها
این فهرست کتاب، برای حقیقتجویانی که میخواهند حقیقت تکراری جهان را اینبار از زبان بوسنی بخوانند:
_به صرف قهوه و پیتا | معصومه صفاییراد
_مارشمیرا: جاده مرگ_جاده زندگی | صادق سلیموویچ
_ ر | مریم برادران
_پرندههای انجیر| سینان اکیوز
_با من به بوسنی میآیی؟| کارین کوستر
_پرواز بر فراز ویوودینا| محمود اکبرزاده
_کارت پستالهایی از گور| امیر سولیاگیچ
بیانات مقام معظم رهبری در دیدار جمعی از روحانیون در سال ۱۳۷۱/۰۵/۰۷
در مورد بوسنی و هرزگوین, امت بزرگ اسلامی, دشمنان اسلام
قرار بود استخوان خوک و دستهای جذامی مصطفی مستور رو بخونم، یعنی همینکار رو هم کردم و ده، پانزده صفحهای خوندمش. اما امروز اونقدر ذهنم و قلبم درگیر فاجعه بوسنی شد که کتاب "کارتپستالهایی از گور" جایگزینش شد. از همون صفحهی اول تلخه، تلخ، تلخ، تلخ
میدونم قلبم طاقت خوندن اینهمه رنج رو نداره ولی میخوام بخونم.
شما هم بخونید، اگه نسخه چاپی ندارید از طاقچه بینهایت تهیه کنید.
اگه دوست داشتید من بریدههای کتاب رو تو کانال منتشر کنم بهم اطلاع بدید: https://daigo.ir/secret/7988081305
مکروبه🇮🇷
بیانات مقام معظم رهبری در دیدار جمعی از روحانیون در سال ۱۳۷۱/۰۵/۰۷ در مورد بوسنی و هرزگوین, امت بزرگ
چی باعث میشه به ایرانی بودنم افتخار کنم؟ این که کشورم همیشه حامی مظلومان جهان بوده و هست. این که من تو خاکی نفس میکشم که هیچ وقت در برابر ظلم بیتفاوت نبوده.
وقتی در بوسنی جنگ شد، ایران عزیزمون جزو معدود کشورهایی بود که به کمک مسلمانان بوسنیایی رفت. این رو مردم بوسنی هنوز یادشون هست. مردم بوسنی هنوز برای شهید رسول حیدری یادبود برگزار میکنند و کتاب "ر" درمورد این شهید عزیز هست.
مکروبه🇮🇷
قرار بود استخوان خوک و دستهای جذامی مصطفی مستور رو بخونم، یعنی همینکار رو هم کردم و ده، پانزده صفح
راستش رو بخواید برخلاف تصمیمم کتاب رو کامل نخوندم. تلخیش جانم رو گرفت. کتاب خط داستانی نداره، هرچه هست؛ واقعیت عریان و دردناک سه سال محاصره سربرنیتسا و روایت قتل عام و نسل کشی مردمانشه.
حال امشبم، حالِ همون شبیه که کتاب "پانصد صندلی خالی" رو خوندم. مثل همون شب که با خوندن محاصرهی الفوعه و کفریا نفسم حبس شد و بعد از شنیدنِ فاجعهی گذرگاه راشدین قلبم منفجر شد.
امروز همزمان که داشتم از روزهای محاصرۀ غذایی و تسلیحاتی مناطق مسلماننشین بوسنی میخوندم با یک خبر از غزه زار زدم؛
فقط در شش هفته گذشته ۸۰۰ فلسطینی در صف غذا توسط اسرائیل و شرکت های امنیتی که در پوشش اقدامات حقوق بشری عمل میکنند به شهادت رسیدند.
مکروبه🇮🇷
راستش رو بخواید برخلاف تصمیمم کتاب رو کامل نخوندم. تلخیش جانم رو گرفت. کتاب خط داستانی نداره، هرچه ه
وَ شیطان به یک روش ثابت در پیِ نابودیِ آدمهاست؛
شیطان همون شیطانه
إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ
فقط میدان مبارزهش به لحاظ جغرافیایی عوض میشه
یک روز تو قلب اروپا، یک روز آمریکای لاتین، یک روز آفریقا، یک روز غزه، یمن، عراق، سوریه، لبنان، ایران...
یک روز در لباس ابوسفیان با پیامبر مبارزه میکنه
یک روز در لباس ترامپ و نتانیاهو با حماس و حزب الله و انصارالله و سپاه قدس...
ببخشید که این روزها تلخ مینویسم، قلب خودم هم تاب و تحمل این همه غم رو نداره.
ولی به قول استاد طاهرزاده به زیبایی زندگیِ آخرالزمانی باید اندیشه کرد که چگونه انسان باید در دل طوفانی از کفر و ایمان، خود را تجربه کند؟
کفرِ کفر که گویا پرّه کاهی شده است در دل طوفان بدون هیچ تکیهگاهی و ایمانِ ایمان آنگاه که خبر شهادت سید حسن نصرالله و یا شهید سنوار را میشنود و تازه، به ایمانِ خود ایمان میآورد.
و اینجا است که باید در دل این طوفان گرفتار زندگیهای معمولی نبود، هرچند باید مانند انسانهای معمولی زندگی کرد.
این روزها حس میکنم قلمم شبیه دوست عزیزم، خواهرِ بزرگترم #ابناءالحیدر شده، خیلی جاش تو مکروبه خالیه، خیلی دلتنگ نوشتههای نابشم، لطفا تمنا میکنم این شبهای عزیز برای شفاش حمد شفا بخونید.
دوست عزیز من رو تو دعاهاتون، دعا کنید.