eitaa logo
قـرارگـاه شـهـدا 🇮🇷🇱🇧🇵🇸
1.2هزار دنبال‌کننده
47.2هزار عکس
21.3هزار ویدیو
484 فایل
•°| بسم رب الشهدا و الصدیقین |•° روزبه‌روز باید یاد شهدا و تکرار نام شهدا و نکته‌یابی و نکته‌سنجی زندگی شهدا در جامعه‌ی ما رواج پیدا کند. لینک ناشناسمون↯ https://harfeto.timefriend.net/17341777457867
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
قـرارگـاه شـهـدا 🇮🇷🇱🇧🇵🇸
فرمانده گردان حمزه لشکر 10 سید الشهدا شش رهنمود سردار شهید سلمان ایزدیار  خلاصه اگر شهيد ش
آخرین دلگویه مون :) 🥀 ممنون از صبوریتون 🌻 ان الله یحب الصابرین✨ بمونید برامون 🙏 مطمئن باشید حضورتون اتفاقی نیست دعوت شده شهدا هستید😍❤️ آخرین قلم 🍃 التماس دعا🕊 پست آخر شبتون شهدایی •|سـرش‌را‌بریدنـد‌وزیر‌لب‌گفت •|فداۍ‌سرت‌سـرکھ‌قـابل‌نـدارد 🌻___________ ↳🥀🕊』 💌••
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
••🌱 صبح است و یڪ طلوع شعر و غزل براے تو یعنے سلام،زنده شدم با دعاے تو خورشید هم بہ قدر تو زیبا و خوب نیست گل سعے میڪند برابرے ڪند در ڪنار تو سلام‌‌ صبحت ‌بخیر ‌آقاے‌ من‌ آقاے ‌دلتنگے‌✋❤️
مَن أحجَمَ عَنِ الرَّأي و عَيِيَت بِهِ الحِيَلُ ، كانَ الرِّفقُ مِفتاحُهُ هر كه از اظهار نظر درماند و راه چاره درمانده اش كند ، نرمى و مدارا كليد او باشد . 🌹 🏴🌴
🌹🏴🌴🥀🌴🏴🌹 💐 ای مخالفین اسلام ، بترسید که دوران عمر انسان زود می گذرد و خیلی زود اجل انسان فرا می رسد و زودتر از آنچه می توان تصور کرد جسم می پوسد و بر انگیخته می شود و باز خواست می گردد . 🌹 🕊 🌹 🌹 🌴 🏴🌹
🕊🏴🌴🏴🕊🌹 نصف شب از صدای ناله نماز شبش از خواب بیدار شدم . میان گریه هایش می گفت : خدایا اگر شهادت را نصیبم کردی، می خواهم مثل امام حسین (ع) بی سر و مثل حضرت عباس (ع) بی دست باشم . وقتی پیکرش را آوردند نه سر داشت و نه یک دست . گویا آن شب خدا می شنیدش . راوی : 🏴 🕊🌹
🕊🥀🌴🌹🌴🥀🕊 فرماندار پاوه و فرمانده تیپ شهدا وقتی آمدند برای تعیین مهریه، اول از رسم و رسوم ما پرسید و این که دوست دارم مهریه ام چه قدر باشد. گفتم: خیلی دوست دارم برم مکه، یک سکه هم به نیت امام خمینی بگذاریم. خندید وگفت: من هم چهارده تا سکه به نیت چهارده معصوم می گذارم. یک آینه کوچک خریدیم ، یک حلقه هزار تومانی و به اصرار مادرش یک انگشتر سه هزار تومانی و سراغ چیز دیگری نرفتم . این شد خرید من . اما ناصر را هر کار کردیم نیامد. گفت : " من خریدی ندارم . کت و شلوار که هیچ وقت نمی پوشم، حلقه هم که دست نمی کنم پس دیگر خریدی نداریم . راوی: 🌹 🥀🕊