مَفْشُو| سیدمیثم میرتاجالدینی
سخنرانی روبیو در قامت وزیر خارجه ایالات متحده آمریکا بیاغراق مهمترین موضوعی است که باید به آن اندی
.. و اما بعد
سخنرانی روبیو همزمان لگدی سهمگین و تاریخی بود به بخش مهمی از روشنفکران غربگرای ایرانی. لکن باید پرسید: چرا آمریکا در محاسبات خود بیآبرو شدن تزهای این جماعت را درنظر نگرفت با آنکه غربگرایان ایرانی با ایدههایی نظیر جمهوری سوم و برگزاری رفراندوم وسط جنگ و... سهم عمدهای در مشروعیتبخشی به تمدن غربی با محوریت آمریکا داشتهاند؟
شاید یک علت به حساب نیامدن غربگرایان ایرانی برای آمریکا این باشد که قبلهی این خدازدهها اروپاست. اگر بر اذهان اروپاییها روایتی تاریخی از سنخ آنچه روبیو قرائت کرد حاکم شود، آنگاه با تغییر در قبله، جهت غربگرایان ایرانی هم عوض میشود. لذا دیری نباشد که جهان نیچهای با "ابر مرد" و "ارادهی معطوف به قدرت"اش بر ذهن و زبان غربگرایان به انحاء مختلف جاری شود. البته با این تفاوت عمده که اروپاییها در پی کاروان آمریکا برای قدرت میجنگند و غربگرای ایرانی بهجای ایستادن در نقطهی مقابل این نوع از ارادهورزی و سپس جنگیدن برای منافع ایران، از روی سکوها گلادیاتورهای غربی را تشویق به تجاوز بیشتر میکند چون فقط آنها را لایق "ابر مرد" بودن تشخیص میدهد. ولو قربانی این صحنه هموطنانش باشند. خوشمزه آنکه این همه وقاحت را هم روکش علم میکشد چون حتی جرأت و شاید لیاقت عریان بیان کردن همین مفعول بودن را هم در خود نمیبیند. او میخواهد همچنان مقبول تزهای تاریخ گذشتهی اروپا باشد. یک مفعول مقبول. آری؛ غربزدگی چنین بلایی است!
@Masihane
"پرنده در تکاپوی رهایی خود از تخم است. تخمْ دنیاست. هر که خواهان زاده شدن است، باید دنیایی را ویران کند." (دمیان، ص۱۱۲)
نوجوانهای در آستانهی بلوغ را دیدهاید، آنگاه که تقلا میکنند برای شکستن پوستهی کودکی و زاده شدن به دنیای بزرگسالی؟ دیدهاید در این وضعیت، چه میزان تخریبگرند؟! میشکنند و میدرند و اعلام بودن میکنند: من هستم، من هم هستم!
والدین ناگهان هراسناک میشوند. فرزند از پوستهی امن و امان پیرامونی درحال زاده شدن و رهایی است. پس میشکند و زیر پا میگذارد. همین برای برخی والدین ترس دارد و نگرانی. هیچ پدرومادری هم نمیتواند جلوی این تولد را بگیرد. اگر هم بتواند کاری نکرده جز کشتن فرزند. کشتن روح و شخصیتش.
والدین اگر درصدد سلطهگری نباشند، بیهیچ واهمهای مینشینند به انتظار این تولد. اجازهی تخریب پوستهی ظاهرا امن پیرامونی و سپس امکان رهایی میدهند. آنگاه میدانند این نورسیده و تازهرهیده به وقت پریدن، خاضعانه مینشیند برای آموختن پرواز.
بهدیگر بیان، والدین اگر ولیّ باشند نه سلطان، رهایی را زمینهی آزادی میدانند و عصیان را مقدمهی اطاعت [پیروی آگاهانه]. آزادی یا حرّیت شکوفهی درخت شخصیت است. این شکوفه را سرمای مهاجم نزند، تبدیل میشود به میوهی قیام و وارستگی. از این رو تحرکات بدون حرّیت، صرفا طغیان است و طغیان امری است در نسبت با غریزه نه فطرت یا معرفت.
در تاریخ سیاست ایران از دریچهی نسبت میان حاکمان و مردم، همه چیز هست؛ از عصیان و رهایی و تخریب و سرکوب و سلطهگری و اطاعت و آزادگی و قیام و طغیان..
فقط باید نیک نگریست که چه کسی کدام را مرتکب شده؟!
@Masihane
مسئله من در این دو فقرهی «الف» و «ب» هرگز ساختن یا نساختن #بمب_اتم نیست. مسئله من دو چیز است: «دستگاه محاسباتی» و «ایده تمدنی». اقتضائات این دو رعایت شود، بمب اتم یا بیمعناست و یا در کف ارادههای رو به سوی خدا.
آنها که باور کردهاند سیاستهای جمهوری اسلامی از پشتیبانی ارادههای مردم برخوردار نیست و آنها که باور ندارند این ارادههای مردمی امکان خلق معجزه و فرو آوردن نصرت الهی را دارند، میخواهند به تجهیزات تکیه کنند بیآنکه بدانند گاهی یک امکان و ابزار و افزار در کف اراده مردمان است و گاهی پر کننده جای خالی ارادهها.
آیا ما این کلام امیرمؤمنان را فراموش کردهایم آنجا که فرمود: «و إنّما عِمادُ الدِّينِ و جِماعُ المسلمينَ و العُدَّةُ للأعداءِ العامَّةُ مِنَ الاُمَّةِ، فليَكُن صَغْوُكَ لَهُم و مَيلُكَ مَعَهُم» (نامه 53 نهجالبلاغه)
حضرت در این بخش از نامه به مالک اشتر میفرماید عُدّه یعنی تجیهزات تو برای مقابله با دشمن مردم هستند. عُدّه نه عِدّه. مردم نه فقط نفرات، که امکانات تو هم هستند.
ایده تمدنی ایران اسلامی امروز بر همین خلق ارادههای مردمی استوار است و همین ایده میتواند مردم جهان را به دنیایی تازه دعوت کند. دنیایی که در آن «ارادههای معطوف به قدرت» با تکیه بر تجهیزات و مصنوعات و تکنیک نتوانند سلطهگری کنند. بلکه صاحبان این ابزار و افزار در برابر ارادههای متکی به خدا خضوع نمایند. هر ایده دیگری جز این، صرفا نوعی سهمخواهی از لاشه قدرت است و در این میدان سهمخواهی، ایران چگونه میخواهد با قدرتهای بزرگ اتمی و فناورانه دنیا درافتد و دعوتی داشته باشد به ساخت تمدنی انسانی و الهی؟ ما در این بازی چه هستیم جز نسخه درجه چندم از توسعه کپیشده غرب؟ جهان چرا باید از نسخه اورجینال روی بگرداند به جانب یک نسخهی فیک؟
به اشاره عرض کنم که اگر موسای کلیم عصایش اعجازی نداشت و صرفا ابزاری بود در رده سحر ساحران ولو قویتر، آیا این منجر به «القای سجده» و خضوع ناگزیر ساحران و صاحبان تکنیک و صناعت میشد؟ ساحران در پسِ اژدهای بلعندهی موسی، یک اراده سترگ یافتند که متفاوت از «اراده معطوف به قدرت» فرعون بود. هرچقدر هم فرعون تلاش کرد با اتهام اینکه موسی آمده برای تصرف سرزمین مصر و آواره کردن اهل آن و بدین وسیله ایده تمدنی موسی را به یک قدرتطلبی فروکاهد، نتوانست. شبیه همان تهمتی که تمدن غربی سالهاست به ایران اسلامی میزند تا ایده تمدنی آن را به یک جنگ بر سر «ارباب منطقه» بودن تقلیل دهد و کماکان ناکام است.
درنهایت نتیجه چنان شد که قرآن فرمود: فَوَقَعَ الْحَقُّ وَ بَطَلَ ما كانُوا يَعْمَلُون؛ فَغُلِبُوا هُنالِكَ وَ انْقَلَبُوا صاغِرين؛ وَ أُلْقِيَ السَّحَرَةُ ساجِدين (اعراف/118-120) حق اینگونه واقع میشود و عمل ساحران را باطل میسازد و سپس حق غلبه میکند و ساحران و صاحبان تکنیک را کوچک مینماید. این دستگاه محاسباتی الهی اگر از کار بیافتد و آن ایده تمدنی تحریف شود و سپس ارادههای مردمی متکی به ارادهی خدا جای خود را به صرف ابزار بدهد، یک معنا دارد: شکست.
آنچه امروز ابرقدرت دنیا را به استیصال رسانده تا جایی که وزیرخارجهاش را مأمور میکند به گدایی کردن کمک از اروپاییها و زمینهسازی برای یک جنگ آخرالزمانی و چه بسا اتمی، نه موشکهای ایرانی که موشکهای در کف اراده مردم ایران است. پس مسئله من بمب اتم نیست. اگر بود بایستی با موشک هم مخالفت میکردم. مسئله من کلانروایتی است از صحنه نبرد که با محوریت بمب اتم میخواهد تکنیک را جای اراده بنشاند و خدا و اراده مردم را از محاسبات ما قلم بگیرد. کلانروایتی که بنا دارد اتهام فراعنه زمان را تصدیق نماید و ایده تمدنی ما را بهمثابه نقطه قوت ایران اسلامی به یک گردنکشی بیمعنا فروبکاهد.
@Masihane
آیا آمریکا به ما بمب اتم خواهد زد؟
من که تردیدی ندارم این کار را خواهد کرد. چون با سخنرانی روبیو دیگر کمتر کسی به آماده شدن آمریکا برای یک جنگ آخرالزمانی شک دارد!
اما دو موضوع هست که آمریکا باید برای آنها فکری کند:
۱- اگر #بمب_اتم زد و باز هم ایران تسلیم نشد چه؟
۲- اگر باب حملهی اتمی در جهان باز شد و با ورود دنیا به عرصهی جدید، کنترل همهچیز از دست ناظم و فروشندهی نظم یعنی آمریکا درآمد چه؟
در میانهی این شرایط، ایران به پشتوانهی حضور مردم در خیابان درحال ساخت یک قدرت بازدارندهی کمهزینه و مبتنی بر ایدهی تمدنی خویش است که از قضا امکان دعوت جهانیان به نظم جدید را در خود دارد.
لکن آمریکا هم میتواند خطر نموده و شانس خود را امتحان کند. البته با یک شیوهی حسابشده. مثل زدن بمباتم تاکتیکی به مناطقی که مدعی فعالیت اتمی ایران در آنهاست.
اینجاست که دو گروه خواسته یا ناخواسته پالس چنین حملهای را به آمریکا میدهند:
۱- افرادی که با نمایش میانهرو بودن اعلام میکنند در ایران هنوز کسانی هستند که حاضر به تسلیماند. آمریکا هم اینگونه برداشت میکند که اگر بمب اتم بزند، میانهروها میتوانند با رعب پدید آمده دیگران را قانع کنند برای تسلیم شدن.
۲- افرادی که با پررنگ کردن مطالبهی ساخت بمباتم بهانهی کافی در اختیار دشمن قرار میدهند تا حملهی اتمی محدودی را تست کند [حتی اگر ایدهی ساخت بمب اتم برای تأمین بازدارندگی درست باشد، در شرایط کنونی این ایده یا امکان اجرایی ندارد و یا شانس آن بسیار اندک است].
به دیگر بیان درواقع این دو گروه، قدرت بازدارندگی جدیدی که ایران کشف کرده و به کار بسته را خنثی میکنند.
در برابر این وضعیت که باید هم با آمریکا جنگید هم با جریان مدعی میانهرویی هم با اتکاءکنندگان به قدرت بمب، تنها مسیر دور کردن سایهی حملهی اتمی، حضور بیشتر مردم در خیابان و اعلام ایستادگی گستردهتر است. باید مرتب و پربسامد این پیام را فرستاد که در هر شرایطی ایران تسلیم نخواهد شد.
@Masihane
هدایت شده از تسنیم حوزه
⭕️ یازدهمین گعدهی طلبگی
🔸نسبت ایران و توسعه غربی از منظر روشنفکران
▫️دکتر سیدمیثم میرتاج الدینی، پژوهشگر تاریخ فرهنگ و تمدن
▪️همراه با یادداشتخوانی و پردازش ایدههای تولید محتوا
⏱️ شنبه ۲۵ مهرماه ساعت ۴ تا ۶ عصر
📌 شهرک قدس، کوچهی۳۱، پلاک ۳، مرکز مطالعات راهبردی خبرگزاری تسنیم
💠 حضور در این برنامه برای طلاب و فضلا آزاد است. برای نام نویسی، به ادمین تسنیم حوزه پیام دهید.
🔺از تحول تا تمدن با تسنیم حوزه
🔘@tasnimhowzeh
مَفْشُو| سیدمیثم میرتاجالدینی
⭕️ یازدهمین گعدهی طلبگی 🔸نسبت ایران و توسعه غربی از منظر روشنفکران ▫️دکتر سیدمیثم میرتاج الدینی،
پیرامون مطالعه و فهم تاریخ معاصر ایران، طرحی در ذهنم بوده و هست که چندباری آن را در جاهای مختلف تست کرده و تاکنون بازخورد مثبت زیادی گرفتم. شنبه در قم، این شکل از مواجهه با تاریخ را بناست در قوارهی یک جلسه ارائه کنم.
همچنین درحال فکر کردن به اجرای همین طرح با یک گروه مشخص چندنفره هستم که تنها شرط آن علاقمندی به شنیدن تاریخ معاصر ایران از زاویهی آثار داستانی و تعهد اخلاقی به همراهی گروه تا پایان کار است.
‼️اگه کسی تمایل داشت لطفا به آیدی مذکور در توضیحات کانال پیام بده.
@Masihane
🔰مقاومت در فرآیند تکامل
گزارههای کلی مثل اینکه "مردم ایران همیشه اهل مقاومت بودهاند" یا "ایرانیها در تاریخ هرگز شکست نخوردهاند" نیازمند توضیح فرآیندی است وگرنه پای هر تحلیلگری را به ورطهی سادهانگاری و بسیطپنداری باز میکند و نقش و تأثیر حاکمیتهای سیاسی و آرمانها و ارزشها را بالکل نفی مینماید.
من در توضیح تاریخ مقاومت ایران معاصر، ایدهای داشتم با عنوان "فرآیند تکاملی مقاومت" که پنج نقطه عطف تاریخی را از فتوای تحریم توتون و تنباکو تا اکنون صورتبندی میکند و تفاوت ظریف میان "قیام و مقاومت" با "عصیان و طغیان" را در دستگاه معارف دینی و توحیدی نمایان میسازد.
این فرآیندی که نام بردم، نشان میدهد که #مقاومت ایرانیها در پاسخ به پرسشها و چالشهای ادوار گذشته، همواره خود را بازآفرینی کرده و به این بلوغ رسیده که نمیشود با پای دیگران راه رفت، در عین آنکه این طریق حتما هممسیر و همسرنوشت میخواهد.
صوت جلسه به دستم برسد، اینجا هم بارگذاری میکنم انشالله.
@Masihane
هنوز عرق جلسهی امروز با روحانیون و طلاب درباره روشنفکری غربگرا در ایران معاصر خشک نشده بود که این متن از احمد زیدآبادی را دیدم. توی جلسه درحال استناد به داستانها و رمانها بودم (از صادق هدایت تا دیگران) که بگویم این جماعت وقتی ایدههاشان شکست میخورد، شکست را سرنوشت محتوم ایران قلمداد میکنند. مثل آن تاریکی تودرتو و پوچ مطرح در بوف کور.
این احساس بیهودگی زیدآبادی هم، یک لایهی سطحی از همان احساس پوچی و فرورفتن در تاریکی تودرتویی است که روشنفکری ناقصالخلقهی ایران بدان مبتلا بوده و هست.
درد اما این است که آقایان این احساس بیهودگی را اگر نتوانند به تمام جامعه سرایت دهند، دستکم به عموم جامعه نسبت میدهند.
سادهاش این است که اینها نمیگویند ما خوشخیالانِ فرسوده شکست خوردهایم، میگویند شکست و نابودی سرنوشت ایران است. چون بهقول آن سادهدل پویندهی طریقالکوروش استاد گودرزی، برای جماعت غربگرا راه در جهان یکی است و آن هم راه وادادگی است. اگر کسی در این یگانه مسیر سعادت نباشد، پس هلاکت نصیب اوست.
در جنگ پیشِ رو هرچیزی ممکن است ولی این بدین معنا نیست که طریق پیشنهادی این پیشگویان جواب میدهد. آن هم بعد تجربهی دو جنگ درست حین مذاکره.
@Masihane