eitaa logo
پایگاه بسیج خواهران مسجدالرضا ع
128 دنبال‌کننده
3.5هزار عکس
2.5هزار ویدیو
240 فایل
اطلاع رسانی برنامه های مسجدالرضاع برای ارتباط با آدمین کانال @sadeqif
مشاهده در ایتا
دانلود
🕊💚🕊💚﷽💚🕊 💚🕊💚🕊 🕊💚🕊 💚🕊 🕊 📚 🔹 صورت و گلوی پاره سعد یک لحظه از برابر چشمانم کنار نمی‌رفت، در تمام این مدت از حضورش متنفر بودم و باز دیدن جنازه‌اش دلم را زیر و رو کرده بود که روی تخت بیمارستان از درد و وحشت آن عکس، غریبانه گریه می‌کردم. از همان مقابل در اتاق، طاقتش را تمام کرده بود که کنار تختم آمد و از تمام حرف دلش تنها یک جمله گفت :«مسکّن اثر کنه، می‌برم‌تون خونه!» 🔹 می‌دانستم از حضور من در بیمارستان جان به لب شده و می‌ترسید کسی سراغم بیاید که کنار تختم ایستاده و باز یک چشمش به در اتاق بود تا کسی داخل نشود. از تنهایی این اتاق و خلوت با این زن خجالت می‌کشید که به سمت در برگشت، دوباره به طرفم چرخید و با صدایی آهسته عذرخواست :«مادرم زانو درد داره، وگرنه حتماً میومد پیش‌تون!» و دل من پیش جسد سعد جا مانده بود که با گریه پرسیدم :«باهاش چیکار کردن؟» 🔹 لحظاتی نگاهم کرد و باورش نمی‌شد با اینهمه سعد، دلم برایش بتپد که با لحنی گرفته پاسخ داد :«باید خانواده‌اش رو پیدا کنن و به اونا تحویلش بدن.» سعد تنها یکبار به من گفته بود خانواده‌اش اهل هستند و خواستم بگویم که دلواپس من پیش‌دستی کرد :«خواهرم! دیگه نباید کسی بدونه شما باهاش ارتباط داشتید. اونا خودشون جسد رو به خانواده‌اش تحویل میدن، نه خانواده‌اش باید شما رو بشناسن نه کس دیگه‌ای بفهمه شما همسرش بودید!» 🔹 و زخم ابوجعده هنوز روی رگ مانده بود که با لحنی محکم اتمام حجت کرد :«اونی که به خاطر شما یکی از آدمای خودش رو کشته، دست از سرتون برنمی‌داره!» و دوباره صدایش پیشم شکست :«التماس‌تون می‌کنم نذارید کسی شما رو بشناسه یا بفهمه همسر کی بودید، یا بدونه شما اونشب تو بودید!» قدمی را که به طرف در رفته بود دوباره به سمتم برگشت و قلبش برایم تپید :«والله اینا وحشی‌تر از اونی هستن که فکر می‌کنید!» 🔹 صندلی کنار تختم را عقب‌تر کشید تا نزدیکم ننشیند و با تلخی خاطره خبر داد :«می‌دونید چند ماه پیش با مرکز پلیس شهر تو استان درعا چیکار کردن؟ تمام نیروها رو کشتن، ساختمون رو آتیش زدن و بعد همه کشته‌ها رو تیکه تیکه کردن!» دوباره به پشت سرش چشم انداخت تا کسی نباشد و صدایش را آهسته‌تر کرد :«بیشتر دشمنی‌شون با شما ! به بهانه آزادی و و اعتراض به حکومت شروع کردن، ولی الان چند وقته تو دارن شیعه‌ها رو قتل عام می‌کنن! که چندسال پیش به بهانه توریستی بودن حمص اونجا خونه خریدن، حالا هر روز شیعه‌ها رو سر می‌برن و زن و دخترهای شیعه رو می‌دزدن!» 🔹 شش ماه در آن خانه زندانی سعد بودم و تنها اخباری که از او می‌شنیدم در گسترده مردم و سرکوب وحشیانه رژیم خلاصه می شد و حالا آن روی سکه را از زبان مصطفی می‌شنیدم که از وحشت اشکم بند آمده و خیره نگاهش می‌کردم. روی صندلی کمی به سمتم خم شد تا فقط من صدایش را بشنوم و این حرف‌ها روی سینه‌اش سنگینی می‌کرد که جراحت جانش را نشان چشمان خیسم داد :«بعضی شیعه‌های حمص رو فقط به‌خاطر اینکه تو خونه‌شون تربت پیدا کردن، کشتن! مساجد و حسینیه‌های شیعه رو با هرچی و کتاب دعا بوده، آتیش زدن! خونه شیعه‌ها رو آتیش می‌زنن تا از حمص آواره‌شون کنن! تا حالا سی تا دختر شیعه رو...» 🔹 غبار گلویش را گرفت و خجالت کشید از جنایت در حق شیعیان حرفی بزند و قلب کلماتش برای این دختر شیعه لرزید :«اگه دستشون بهتون برسه...» باز هم نشد حرفش را تمام کند که دوباره به صندلی تکیه زد، نفس بلندی کشید که از حرارتش آتش گرفتم و حرف را به هوایی دیگر کشید :«دکتر گفت فعلاً تا دو سه ماه نباید تکون بخورید که شکستگی دنده‌تون جوش بخوره، خواهش می‌کنم این مدت به این برادر اعتماد کنید تا بتونم ازتون مراقبت کنم!» 🔹 و خودم نمی‌دانستم در دلم چه‌خبر شده که بی‌اختیار پرسیدم :«بعدش چی؟» هنوز در هوای نگرانی‌ام نفس می‌کشید و داغ بی‌کسی‌ام را حس نکرد که پلکی زد و با مهربانی پاسخ داد :«هر وقت حالتون بهتر شد براتون بلیط می‌گیرم برگردید پیش خونواده‌تون!» نمی‌دید حالم چطور به هم ریخته که نگاهش در فضا چرخید و با سردی جملاتش حسرت روزهای آرام را کشید :«ایران که باشید دیگه خیالم راحته! سوریه هم تا یک سال پیش هیچ خبری نبود، داشتیم زندگی‌مون رو می‌کردیم که همه چی به هم ریخت، اونم به بهانه ! حالا به بهانه همون آزادی دارن جون و مال و ناموس مردم رو می‌کنن!»... ✍️نویسنده: 🕊 💚🕊 🕊💚🕊 💚🕊💚🕊 🕊💚🕊💚🕊💚🕊
🕊💚🕊💚﷽💚🕊 💚🕊💚🕊 🕊💚🕊 💚🕊 🕊 📚 🔹 من و مادرش به زمین چسبیده و اعضای دفتر مردد بودند که عصبی فریاد کشید :«برید پایین، ابوالفضل پوشش میده از ساختمون خارج شید!» دلم نمی‌آمد در هدف تیر تنهایش بگذارم و باید می‌رفتیم که قلبم کنارش جا ماند و از دفتر خارج شدیم. 🔹 در تاریکی راهرو یک چشمم به پله بود تا زمین نخورم و یک چشمم به پشت سر که غرّش وحشتناکی قلبم را به قفسه سینه کوبید و بلافاصله فریاد ابوالفضل از پایین راه‌پله بلند شد :«سریعتر بیاید!» شیب پله‌ها به پایم می‌پچید، باید پا به پای زانوان ناتوان مادر مصطفی پایین می‌رفتم و مردها حواسشان بود زمین نخوریم تا بلاخره به پاگرد مقابل در رسیدیم. 🔹 ظاهراً هدف‌گیری مصطفی کار خودش را کرده بود که صدای تیراندازی تمام شد، ابوالفضل همچنان با اسلحه به هر سمت می‌چرخید تا کسی شکارمان نکند و با همین از در خارج شدیم. چند نفر از رزمندگان مردمی طول خیابان را پوشش می‌دادند تا بلاخره به خانه رسیدیم و ابوالفضل به دنبال مصطفی برگشت. 🔹 یک ساعت با همان لباس سفید گوشه اتاقی که از قبل برای زندگی جدیدم چیده بودم، گریه می‌کردم و مادرش با آیه‌آیه دلداری‌ام می‌داد که هر دو با هم از در وارد شدند. مثل بود که از این معرکه خسته و خاکی ولی سالم برگشتند و همان رفتن‌شان طوری جانم را گرفته بود که دیگر خنده به لب‌هایم نمی‌آمد و اشک چشمم تمام نمی‌شد. 🔹 ابوالفضل انگار مچ پایش گرفته بود که می‌لنگید و همان‌جا پای در روی زمین نشست، اما مصطفی قلبش برای اشک‌هایم گرفته بود که تنها وارد اتاق شد، در را پشت سرش بست و بی‌هیچ حرفی مقابل پایم روی زمین نشست. برای اولین بار هر دو دستم را گرفت و انگار عطش فروکش نمی‌کرد که با نرمی نگاهش چشمانم را نوازش می‌کرد و باز حریف ترس ریخته در جانم نمی‌شد که سرش را کج کرد و آهسته پرسید :«چیکار کنم دیگه گریه نکنی؟» 🔹 به چشمانش نگاه می‌کردم و می‌ترسیدم این چشم‌ها از دستم برود که با هر پلک اشکم بیشتر می‌چکید و او درد‌های مانده بر دلش با گریه سبک نمی‌شد که غمزده خندید و نازم را کشید :«هر کاری بگی می‌کنم، فقط یه بار بخند!» لحنش شبیه شربت قند و گلاب، خوش عطر و طعم بود که لب‌هایم بی‌اختیار به رویش خندید و همین خنده دلش را خنک کرد که هر دو دستم را با یک دستش گرفت و دست دیگر را به سمت چشمانم بلند کرد، به‌جای اشک از روی گونه تا زیر چانه‌ام دست کشید و دلبرانه پرسید :«ممنونم که خندیدی! حالا بگو چی کار کنم؟» 🔹 اینهمه زخمی که روی دلم مانده بود مرهمی جز نداشت که در آغوش چشمانش حرف دلم را زدم :«میشه منو ببری حرم؟» و ای کاش این تمنا در دلم مانده بود و به رویش نمی‌آوردم که آینه نگاهش شکست، دستش از روی صورتم پایین آمد و چشمانش به زیر افتاد. هنوز خاک درگیری روی موهایش مانده و تازه دیدم گوشه گردنش خراش بلندی خورده و خط نازکی از روی یقه پیراهن سفیدش افتاده بود که صدا زدم :«مصطفی! گردنت چی شده؟» 🔹 بی‌توجه به سوالم، دوباره سرش را بالا آورد و با شیشه که در گلویش مانده بود، صدایش به خس‌خس افتاد :«هنوز یه ساعت نیس تو رو از چنگ‌شون دراوردم! الان که نمی‌دونستن کی تو این ساختمونه، فقط به خاطر اینکه دفتر بود، همه جا رو به گلوله بستن! حالا اگه تو رو بشناسن من چیکار کنم؟» می‌دانستم نمی‌شود و دلم بی‌اختیار بهانه‌گیر شده بود که با همه احساسم پرسیدم :«میشه رفتی حرم، بجا منم زیارت کنی؟» 🔹 از معصومیت خوابیده در لحنم، دلش برایم رفت و به رویم خندید :«چرا نمیشه عزیزدلم؟» در سکوتی ساده محو چشمانم شده و حرفی پشت لب‌هایش بی‌قراری می‌کرد که کسی به در اتاق زد. هر دو به سمت در چرخیدیم و او انگار منتظر ابوالفضل بود که برابرم قد کشید و همز‌مان پاسخ داد :«دارم میام!» باورم نمی‌شد دوباره می‌خواهد برود که دلم به زمین افتاد و از جا بلند شدم. 🔹 چند قدمی دنبالش رفتم و صدای قلبم را شنید که به سمتم چرخید و لحنش غرق غم شد :« گُر گرفته، باید بریم!» هنوز پیراهن به تنش بود، دلم راضی نمی‌شد راهی‌اش کنم و پای حرم در میان بود که قلبم را قربانی (علیهاالسلام) کردم و بی‌صدا پرسیدم :«قول دادی به نیتم کنی، یادت نمیره؟» 🔹 دستش به سمت دستگیره رفت و عهد بست :«به چشمای قشنگت قسم می‌خورم همین امشب به نیتت زیارت کنم!» و دیگر فرصتی برای عاشقی نمانده بود که با متانت از در بیرون رفت و پشت سرش همه وجودم در هم شکست... ✍️نویسنده: 🕊 💚🕊 🕊💚🕊 💚🕊💚🕊 🕊💚🕊💚🕊💚🕊
🇮🇷 💢تاوان سنگین دولت سوئد برای توهین به قرآن 🔺هتک حرمت قرآن در سوئد و دادن مجوز از سوی پلیس این کشور به فرد هتاک برای اهانت به ارزش‌های دینی از چند منظر باید مورد توجه قرار گیرد. 🔺نخست این‌که پلیس سوئد یکی از ارکان دولت این کشور محسوب می‌شود، بنابراین دولت سوئد مسئول مستقیم در این رابطه است و نمی‌تواند خود را تبرئه کند و در واقع باید پاسخگوی اصلی به جهان اسلام و مردم مسلمان باشد، چرا که پلیس دستور مقامات بالاتر را اجرا می‌کند. 🔺دوم این‌که مسلم شده صهیونیست بین‌المللی در ارتباط با هتک حرمت به جهان اسلام در پی تحریک دولت سوئد است و این موضوعی فراتر از این کشور بوده و مسلمانان جهان باید به آن توجه کرده و اهداف مشکوک این پروژه خطرناک را شناسایی کنند و اقدامات لازم را انجام دهند. 🔺سوم این‌که معتقدم این اقدام دولت سوئد باعث اتحاد مسلمانان در جهان شده و کشور‌های مسلمان به نوعی اعتراض خود را به دولت سوئد نشان می‌دهند. البته صرف برگزاری تجمعات اعتراضی نمی‌تواند پاسخ مناسبی به این اقدام اهانت آمیز باشد، بلکه همه کشور‌های مسلمان باید در یک اقدام مشترک تمام همکاری‌های اقتصادی خود با کشور سوئد را متوقف و ضمن تحریم کالا‌های سوئدی از خرید و فروش آن خودداری کنند. علاوه بر این باید موضوع کاهش روابط سیاسی کشور‌های مسلمان با دولت سوئد مورد توجه قرار گیرد و در یک اقدام هماهنگ و از مسیر سازمان همکاری اسلامی دولت‌های مسلمان ضمن اخراج سفیر سوئد روابط خود با این کشور را تا سطح کاردار تقلیل دهند یا این‌که روابط سیاسی خود را به حالت تعلیق درآورند. 🔺چهارم این‌که باید از سوئد خواسته شود این فرد هتاک به مجازات برسد و همچنین تامین امنیتی نداشته باشد و بی‌عملی در برابر این هتاکی باعث نشود دیگران هم بتوانند به چنین جسارت‌هایی ادامه دهند. 🔺در مجموع اگر کشور‌های جهان اسلام به صورت هماهنگ و متحد با همراهی یکدیگر طرح‌هایی مشترک را در مواجهه با سوئد اجرا کنند، این باعث خواهد شد نه‌تن‌ها سوئد از تداوم چنین رفتار‌هایی عقب‌نشینی کند بلکه بقیه کشور‌هایی که در معرض تحریکات صهیونیست‌ها هستند هزینه هتک حرمت به قرآن را سنگین بدانند و وارد این بازی‌های خطرناک نشوند. 🔺در چنین شرایطی باید همچنان اعتراضات دولت‌ها و ملت‌های اسلامی به سوئد تداوم پیدا کند تا درسی برای دولت این کشور و سایر کشور‌هایی شود که خواهان اهانت به ارزش‌های دینی و اسلامی هستند. دولت سوئد با این اقدام خود را منفور اسلام و مسلمانان جهان اسلام کرد و این ننگی است که به زودی پاک نخواهد شد. 🔺جمهوری اسلامی ایران که پیشگام دفاع از اسلام و ارزش‌های دینی و اسلامی بوده در این حادثه می‌تواند دوباره پیشقراول باشد و دستگاه دیپلماسی با دعوت از سفیران کشور‌های مسلمان در ایران درباره اقدامات مشترک و متحد علیه کشور‌های اهانت‌کننده مشورت کنند و از آن‌ها بخواهد تا از طریق دولت‌های خود اقدامات لازم را در خصوص برخورد دیپلماتیک و حقوقی با دولت سوئد انجام دهند. ✍محسن پاک آیین 🔖 🔖 🇮🇷 🖇 🆔https://eitaa.com/masjedol_reza
🇮🇷 📝 امام خامنه‌ای خطاب به دولت سوئد: عامل جسارت به قرآن را به کشورهای اسلامی تحویل دهد 🍃🌹🍃 🔻پیام رهبرمعظم انقلاب در پی جسارت به ساحت مقدس قرآن در سوئد: 🔸جسارت به ساحت مقدس مجید در سوئد، حادثه‌ای تلخ و توطئه‌آمیز و خطرآفرین است. 🔹اشد مجازات برای عامل این جنایت مورد اتفاق همه علمای اسلام است. 🔸دولت سوئد باید عامل جنایت را به دستگاه‌های قضایی کشورهای اسلامی تحویل دهد. 🔺توطئه‌گران پشت صحنه باید بدانند حرمت قرآن روز به روز افزایش می‌یابد و آن‌ها حقیرتر از آنند که جلوی درخشش روزافزون قرآن را بگیرند. 🔖 🔖 🇮🇷 🖇 🆔https://eitaa.com/masjedol_reza
🇮🇷🏴 💢نمایش دروغین دانمارکی‌ها 🔺️ این روز‌ها برخی منابع غربی از تلاش دولت دانمارک برای جلوگیری از استمرار قرآن‌سوزی در این کشور خبر می‌دهند و از آن به مثابه تلاشی قابل تحسین از سوی دولت این کشور یاد می‌کنند! 🔺️ دانمارک و سوئد در هفته‌های گذشته شاهد سوزانده شدن نسخه‌های قرآن کریم یا توهین به آن بودند، حرکتی که خشم کشور‌های مسلمان و حتی پیروان دیگر ادیان الهی را برانگیخت. 🔺 در این میان، دولت‌های سوئد و دانمارک مدعی شدند که چنین اقدامی مطابق قانون اساسی این کشور‌ها (با استناد به اصل آزادی بیان و تجمعات) صورت گرفته است! این در حالیست که مقامات سیاسی و امنیتی کشور‌های حوزه اسکاندیناوی نسبت به توجیه‌ناپذیری حقوقی این اقدام وقیحانه آگاه بودند. 🔺️ پیتر هوملگارد، وزیر دادگستری دانمارک در یک کنفرانس مطبوعاتی مدعی شده است: دولت قانونی را پیشنهاد خواهد کرد که بر اساس آن برخورد نامناسب با اشیایی که اهمیت بنیادین مذهبی برای اجتماعی مذهبی، ممنوع خواهد شد؛ بنابراین و مطابق با این پیشنهاد دولت، مثلاً آتش زدن قرآن، انجیل یا تورات در ملاء عام مجازات به دنبال خواهد داشت. 🔺️ لارس لوکه راسموسن، وزیر امور خارجه دانمارک در ماه ژوئیه گفته بود که دولت به دنبال «ابزار قانونی» است که مقامات این کشور را قادر می‌سازد تا از سوزانده شدن نسخه‌های قرآن در مقابل سفارتخانه‌های دیگر کشور‌ها در دانمارک جلوگیری کنند. 🔺️ اما واقعیت ماجرا این است که اساساً چنین موضوعی از ابتدا قابل پیشگیری بوده و مقامات دانمارکی و سوئدی، از ابتدا نیز حق تامین آزادی تجمعات قرآن‌ستیزانه در این کشور را نداشته‌اند. ضمن آنکه بخشی از قانون اساسی این کشور‌ها نیز بر اساس ملاحظات امنیتی، ساز و کار‌های لازم در این خصوص را پیش بینی‌کرده بود. با این حال مقامات دولتی و امنیتی کشور‌های حوزه اسکاندیناوی بر اساس توافق نانوشته و مخفیانه خود با موساد، به صورتی عامدانه زمینه را جهت تکرار این جرایم نابخشودنی در خاک خود فراهم ساختند.. منبع: سایت بصیرت 🔖 🔖 🇮🇷 🖇 https://eitaa.com/masjedol_reza
28.94M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اگه این کلیپ رو باز نکنی و نبینی خیلی ضرر میکنی 🌟 ادیان الهی در این عالم چند تاست؟ 👈🏻 پاسخ ما با پاسخ قرآن متفاوت است چطور باوجود اینهمه دین، قرآن می‌گوید: دین فقط یکی‌ست و آن هم اسلام است یعنی تمام پیامبران خدا مسلمان بوده‌اند پاسخ این نوجوان 13 ساله رو بشنوید الله اکبر از این دین عزیز اسلام مرحبا به این تربیت قرآنی👌 📲 ثواب انتشار برای شما 🌹اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل الفرجهم https://eitaa.com/Hojat_al_mahdi👈عضویت ـ
🇮🇷🇵🇸 📝 گزاره های معرفتی- سیاسی در سیرۀ حضرت فاطمه زهرا علیهاالسلام 🍃🌹🍃 🔻الف) سیره حضرت صدیقۀ طاهره علیهاالسلام 1️⃣ حضور عملی درصحنۀ نبرد با غاصبان: در این نبرد، از نامردان و مسلمان نمایانی چون مغیره، قنفذ و سرانشان، سیلی، تازیانه و لگدخورده بین در و دیوار مسمار به سینه‌اش رفت و... ! 2️⃣ تبیین نظری ولایت: حضرت فاطمه زهرا علیهاالسلام در موقعیت‌های مختلف، به تشریح اهمیت ولایت اهل‌بیت علیه‌السلام و غصب شدن این منصب الهی پرداختند. یکی از معروف‌ترین بیانات حضرت، خطبه در مسجدالنبی(ص) است که در عصر خلافت ابوبکر ایراد نمودند. 3️⃣ گریه دفاعی- سیاسی: گریه‌های حضرت زهرا علیهاالسلام در واقع مبارزه منفی با دستگاه غاصب خلافت بود. در این شیوه به نحوی با برخی از مردمان نیز ارتباط گرفته حقایق را می‌نمودند. 🔸ب) پاره ای از گزاره های در سیره حضرت زهرا علیهاالسلام 4️⃣ توجه دادن مردم به و عمل به آموزه‌های آن «فیکُمْ... الْقُرْانُ الصَّادِقُ، بِهِ تُنالُ حُجَجُ اللَّهِ الْمُنَوَّرَةُ، ...» 5️⃣ توجه دادن مردم به نبوت و ولایت () و اهمیت والای آن: «...اِبْتَعَثَهُ اللَّهُ اِتْماماً لِاَمْرِهِ،...قَذَفَ اَخاهُ فی لَهَواتِها،...سَیِّداً فی اَوْلِیاءِ اللَّه» 6️⃣ گله از ناهنجاری‌های فردی- اجتماعی عصر: از قبیل ظهور نفاق (ظَهَرَ فیکُمْ حَسْکَةُ النِّفاقِ)، زبان درازی گمراهان (نَطَقَ کاظِمُ الْغاوینَ)، ظهور افراد فرومايۀ گمنام در صحنه (نَبَغَ خامِلُ الْاَقَلّینَ) و... ✍🏻علی اکبر صیدی 🆔 https://eitaa.com/masjedol_reza
دعــــــــــــــوت نـــــــــــامــــــه ، ماه رمضان، ماه بهار قرآن، در بهار طبیعت👇 30 جز خوانی کریم بصورت فایل صوتی و نیاز به دانلود ندارد، فقط کافيست روی لینک بزنید👇 *جزء 1 ⇨ http://j.mp/2b8SiNO* *جزء 2 ⇨ http://j.mp/2b8RJmQ* *جزء 3 ⇨ http://j.mp/2bFSrtF* *جزء 4 ⇨ http://j.mp/2b8SXi3* *جزء 5 ⇨ http://j.mp/2b8RZm3* *جزء 6 ⇨ http://j.mp/28MBohs* *جزء 7 ⇨ http://j.mp/2bFRIZC* *جزء 8 ⇨ http://j.mp/2bufF7o* *جزء 9 ⇨ http://j.mp/2byr1bu* *جزء 10 ⇨ http://j.mp/2bHfyUH* *جزء 11 ⇨ http://j.mp/2bHf80y* *جزء 12 ⇨ http://j.mp/2bWnTby* *جزء 13 ⇨ http://j.mp/2bFTiKQ* *جزء 14 ⇨ http://j.mp/2b8SUTA* *جزء 15 ⇨ http://j.mp/2bFRQIM* *جزء 16 ⇨ http://j.mp/2b8SegG* *جزء 17 ⇨ http://j.mp/2brHsFz* *جزء 18 ⇨ http://j.mp/2b8SCfc* *جزء 19 ⇨ http://j.mp/2bFSq95* *جزء 20 ⇨ http://j.mp/2brI1zc* *جزء 21 ⇨ http://j.mp/2b8VcBO* *جزء 22 ⇨ http://j.mp/2bFRxNP* *جزء 23 ⇨ http://j.mp/2brItxm* *جزء 24 ⇨ http://j.mp/2brHKw5* *جزء 25 ⇨ http://j.mp/2brImlf* *جزء 26 ⇨ http://j.mp/2bFRHF2* *جزء 27 ⇨ http://j.mp/2bFRXno* *جزء 28 ⇨ http://j.mp/2brI3ai* *جزء 29 ⇨ http://j.mp/2bFRyBF* *جزء 30 ⇨ http://j.mp/2bFREcc*نشرحداکثری 📡شبکه روشنا (نهضت جهادتبیین) @RoshanayeBehesht🇮🇷
🇮🇷🇵🇸 ﷽ 📝 قاآنی: ترس صهیونیستها به اوج خود رسیده است 🍃🌹🍃 🔻فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران: رژیم صهیونیستی یک ترس همیشگی از عملیات جوانان فلسطینی در ماه رمضان در کرانه باختری داشته است و بدیهی است که این ترس امسال به اوج رسیده است. 🔹پیام‌های رزمندگان فلسطینی در صحنه نبرد به مذاکره‌کنندگان حماس این است که؛ «ما مقاومت می‌کنیم شما محکم مذاکره کنید» این رزمندگان با یک ویژگی‌های خاصی این میدان را اداره می‌کنند و توانایی خود را در حدی افزایش داده‌اند که آدم لذت می‌برد. 🔺یک‌سوم نیروهای شرکت‌کننده در این عملیات حافظ بودند و برخی از آنها مأموریت داشتند که پس از حمله به صهیونیستها مقاومت کنند تا به شهادت برسند. | 🆔 https://eitaa.com/masjedol_reza
دستور العملی مجرب و درگوشی برای شب قدر از استاد فاطمی نیا سری نهفته که نمیتوان گفت.. 🆔@eliyeen