eitaa logo
مطالب ناب در منبر
4هزار دنبال‌کننده
3.1هزار عکس
2.1هزار ویدیو
1.8هزار فایل
👈 مطالب کانال: ــــمناقب وفضایل اهلبیت علیهم‌السلام ــــنقدوهابیت وجریان یمانی وتصوف ــــمطاعن ومثالب دشمنان ــــمنابر اعتقادی‌، معرفتی ــــصوت دروس حوزوی ــــPDFکتب اعتقادی ــــمداحی کانال دیگر ما👇 @Fishe_menbar ارتباط با ادمین @Abdulhossein235
مشاهده در ایتا
دانلود
🔷🔶 👈🏼👈🏼 می‌گوید: مردی در به بیماری پوستی بَرَص مبتلا شد، تا آنجا که زندگی بر او تلخ و ناگوار گشت. روزی یکی از دوستانش به نام به او گفت: «اگر خدمت امام هادی علیه‌السلام بروی و از او بخواهی برایت دعا کند، ان‌شاءالله بیماری‌ات خوب شود». 🍃 این شخص بیمار روزی هنگام بازگشت امام هادی علیه‌السلام از خانه ، در مسیر راه امام نشست و همین که چشمش به امام افتاد برخاست که نزدیکش شود و از او درخواست دعا کند، اما امام سه بار به او فرمود: «خداوند تو را عافیت عنایت فرماید». 🍃 ابوعلی فهّری به مرد بیمار گفت: «امام برایت دعا کرده است پیش از آنکه از او بخواهی. برو که حتماً به‌زودی خوب می‌شوی». مرد بیمار به خانه‌اش برگشت، شب خوابید و صبح که از خواب برخاست هیچ نشانی از بیماری بر پوستش نبود. 📚 ، ج۵۰، ص۱۴۵، ح۲۹ 🔆 کانال 🆔 @matalebe_nab_dar_menbar
◼️ 👈🏼👈🏼 می‌گوید: ... از نظرمالی در مضیقه بودم، درفکر بودم که وضع مالی خود را طی نامه‌ای به امام حسن عسکری علیه‌السلام بنویسم اما خجالت کشیده وصرف نظر کردم. وقتی به منزل آمدم دیدم که نامه‌ای از امام علیه‌السلام به‌همراه صددینار به اهل منزل داده شده است. نامه را باز کردم وخواندم. ➖ امام علیه‌السلام در آن نوشته بودند: هروقت احتیاج داشتی خجالت نکش وپروا مکن و از ما بخـــواه که به خواست خدا به مقصود خود میــرسی. 📝 وروى إسحاق بن محمد النخعي قال: حدثني أبوهاشم الجعفري قال: شكوت إلى أبي محمد عليه‌السلام ضيق الحبس وكلب القيد، فكتب إلي: "أنت مصلي اليوم الظهر في منزلك" فأخرجت وقت الظهر فصليت في منزلي كما قال. وكنت مضيقا فأردت أن أطلب منه معونة في الكتاب الذي كتبته فاستحييت، فلما صرت إلى منزلي وجه لي بمائة دينار وكتب إلي: " إذا كانت لك حاجة فلا تستحي ولا تحتشم، واطلبها تأتك على ما تحب إن‌شاءالله". 📚 منابع: ۱. ارشاد شیخ مفید ج۲ ص۳۳۰ ۲. مناقب آل ابیطالب ابن شهر آشوب ج۴، ص۱۲۳ 1️⃣ البته هر آنچه می‌خواهیم در راستای رشد و تعالی خود و همچنین فرج امام زمان از خدا بخواهیم نه اینکه صرف خواسته‌ی خود را بر مبنای حب دنیا قرار دهیم. مثلا اگر خانه‌ای می‌خواهیم بگوییم: امام زمان! خانه‌ای به من عنایت کن و توفیقی بده تا در منزلم بتوانم برای شما جلسات معرفتی برگزار کنم.. 2️⃣ و واقعا چه امامان بزرگواری داریم اگر برای فرجشان دعا کنیم که بیایند و حکومت جهانی در دست آنها افتد، چه روزگار پر برکتی برایمان خواهند ساخت... 🔆 کانال 🆔 @matalebe_nab_dar_menbar
🔷🔶 👈🏼👈🏼 مرحوم از در کتاب نقل می‌کند که: رُوِيَ عَنْ يَحْيَى بْنِ زَكَرِيَّا اَلْخُزَاعِيِّ عَنْ أَبِي‌هَاشِمٍ اَلْجَعْفَرِيِّ قَالَ: خَرَجْتُ مَعَ أَبِي الحَسَنِ عَلَيْهِ‌السَّلاَمُ إِلَى ظَاهِرِ سُرَّ مَنْ رَأَى يَتَلَقَّى بَعْضَ اَلْقَادِمِينَ فَأَبْطَئُوا فَطُرِحَ لِأَبِي‌الحَسَنِ عَلَيْهِ‌السَّلاَمُ غَاشِيَةُ السَّرْجِ فَجَلَسَ عَلَيْهَا وَنَزَلْتُ عَنْ دَابَّتِي وَجَلَسْتُ بَيْنَ يَدَيْهِ وَهُوَ يُحَدِّثُنِي فَشَكَوْتُ إِلَيْهِ قِصَرَ يَدِي وَضِيقَ حَالِي فَأَهْوَى بِيَدِهِ إِلَى رَمْلٍ كَانَ عَلَيْهِ جَالِساً فَنَاوَلَنِي مِنْهُ كَفّاً وَقَالَ: اِتَّسِعْ بِهَذَا يَا أَبَاهَاشِمٍ وَاُكْتُمْ مَا رَأَيْتَ. فَخَبَأْتُهُ مَعِي وَرَجَعْنَا فَأَبْصَرْتُهُ فَإِذَا هُوَ يَتَّقِدُ كَالنِّيرَانِ ذَهَباً أَحْمَرَ فَدَعَوْتُ صَائِغاً إِلَى مَنْزِلِي وَقُلْتُ لَهُ: اُسْبُكْ لِي هَذِهِ السَّبِيكَةَ فَسَبَكَهَا وَقَالَ لِي مَا رَأَيْتُ ذَهَباً أَجْوَدَ مِنْ هَذَا وَهُوَ كَهَيْئَةِ الرَّمْلِ فَمِنْ أَيْنَ لَكَ هَذَا؟! فَمَا رَأَيْتُ أَعْجَبَ مِنْهُ؟! قُلْتُ: كَانَ عِنْدِي قَدِيماً. [قَالَ اِبْنُ عَيَّاشٍ وَحَدَّثَنِي عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ اَلْمُقْعَدُ عَنْ يَحْيَى بْنِ زَكَرِيَّا: مِثْلَهُ وَزَادَ فِي آخِرِهِ تَدَّخِرُهُ لَنَا عَجَائِزُنَا عَلَى طُولِ اَلْأَيَّامِ]. 📝 ابوهاشم جعفری گفت: در خدمت حضرت امام علی النقی علیه‌السلام از خارج شديم. به‌ديدار قافله‌ای مي‌رفت كه قرار بود بيايند، ولی قافله دير كرد. یک زين اسب را برای امام گذاشتند روی آن نشست. من نيز از مركب خود پياده شدم و مقابل آن جناب نشستم. شروع به صحبت فرمود. من از تنگدستی و ناراحتی خود شكايت كردم. دست انداخت مقداری از ريگ‌هایی كه بر آن نشسته بود برداشت و به من داد، فرمود: با اين وضع خود را رو به راه كن، ولی پوشيده بدار آنچه مشاهده كردی. من آن را پنهان كردم. از آنجا برگشتيم، وقتی نگاه كردم ديدم، مثل آتش مي‌درخشد، طلای سرخ رنگی است عالی. زرگری به منزل خود بردم و به او گفتم: اين طلا را برايم آب كن. زرگر طلا را ذوب كرد. گفت: طلای به اين خوبی نديده بودم، با اينكه به صورت ريگ است. از كجا اين را آورده‌ای؟ واقعا شگفت انگيز است! گفتم از قديم داشته‌ام. آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند آیا شود که گوشه چشمی به ما کنند 📚 بحارالأنوار، ج‏۵۰، ص۱۳۸، ح۲۲ 🔆 کانال 🆔 @matalebe_nab_dar_menbar