eitaa logo
آموزش مداحی ماتم الحسین علیه السلام
373 دنبال‌کننده
291 عکس
346 ویدیو
50 فایل
@Mhmalekifard ادمین
مشاهده در ایتا
دانلود
کلاس آموزش مداحی و ستایشگری اهل بیت علیهم السلام جمعه ۱۷ فروردین از ساعت۱۶ خیابان پیروزی_خیابان سوم نیرو هوایی_کوچه۳/۴۰ حسینیه ماتم الحسین علیه السلام
هدایت شده از javedan.ir
5.66M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
...من واجب می دانم 🎥 برشی از سخنرانی شب بیست وسوم ماه مبارک رمضان ۱۴۴۵ ه.ق - حسینیه فاطمه الزهرا(س) 📱 @javedan_ir 🌐 www.‌new.javedan.ir
باز آیدم نسیم ز بستان کربلا دارد حکایت از گل و ریحان کربلا بگْشوده است خازن جنّت مگر دری ازباغ خُلد و روضه‌ی رضوان کربلا؟ یا بر زمین چکیده از آن خون که ریختند اهل عِناد در صف میدان کربلا؟ آید به گوش ناله‌ی طفلان که می‌دوند از خوف دشمنان ز بیابان کربلا مانند شمع سوزم و ریزم ز چشم، اشک یاد آورم ز شمع شبستان کربلا روزی که جان دهیم به یاد تو جان دهیم ماراست قبله، خاک درخشان کربلا روزی که سر ز خاک بر آریم، آرزوست نور جمال صاحب ایوان کربلا فطرس! سلام ما برسان چون که بگذری بر تربت مطهّر سلطان کربلا این چند بیت، تحفه‌ی مور است و "آیتی" آورده است نزد سلیمان کربلا
کلاس آموزش مداحی و ستایشگری اهل بیت علیهم السلام جمعه ۱۷ فروردین از ساعت۱۶ خیابان پیروزی_خیابان سوم نیرو هوایی_کوچه۳/۴۰ حسینیه ماتم الحسین علیه السلام
بسم‌الله الرحمن الرحیم با روزه و با نماز نشناختمت با آن همه رمز و راز نشناختمت یک ماه اگر چه میهمانت بودم بگذشت مجال و باز نشناختمت افسوس که این فرصت کوتاه گذشت عمر آمد از آن راه و از این راه گذشت یاد شب قدر و چشمۀ فیض به‌خیر تا چشم به هم زدیم این ماه گذشت
بسم‌الله الرحمن الرحیم ؛ حیف که ماه رمضان شد تمام ماه دعا ماه صلات و صیام ماه خدایی شده خود ساختن دل ز همه شسته به او باختن ماه پر از نور الهی شدن خانۀ دل طور الهی شدن شب همه شب تاب و تبی داشتیم اشک و مناجات شبی داشتیم ماه خدا داشت چه عمر کمی عمر کمش بود به سان دمی ذکر خفی ورد جلی داشتیم زمزمۀ علی علی داشتیم روز در آغوش خدا جای ما شب همه شب لیلۀ احیای ما روز نفس‌ها همه بودی نماز شب همه در ناله و راز و نیاز روز ز سوز عطش افروختن شب همه دم شمع شدن سوختن نیمۀ مه هر چه سخن داشتیم بر لب خود مدح حسن داشتیم جلوه ز حُسن ازلی داشتیم روشنی از ماه علی داشتیم ماه خداوند علیک السلام رفتی و باز آمده عید صیام عید خدا عید دعا عید نور چشم بد از صبح دل‌آراش دور عید قبولی صیام همه سجده و تکبیر و قیام همه عید وصال است وصال خدا محو شدن محو جمال خدا خندۀ شادی به لب روزه‌دار آتش حسرت به دل روزه‌خوار آن که در این مه زده خود را به خواب وای بر او در صف یوم الحساب طایفه‌ای را همه با جام نور داده خداوند شراباً طهور وصل خدا شامل حال همه قرب خداوند حلال همه طایفه‌ای تلخ شده کامشان روز شده تیره‌تر از شامشان کور ز دیدار تجلاّی نور دور ز رحمتِ خدای غفور خار چه سهمی برَد از بوستان؟ وصل خداوند و علی دوستان کیست علی؟ تمامِ هست خدا گوش خدا، دیده و دست خدا کیست علی؟ وصیِّ ختم رُسل کیست علی؟ عصارۀ عقل کل کیست علی؟ تجلی کبریا لحم و دم و نفس رسول خدا کیست علی؟ روح صلات و صیام کیست علی؟ رکن قعود و قیام سکوت ما صحبت ما یا علی است قبولی طاعت ما یا علی است مغز، علی و دگرانند پوست فشردۀ هزار و یک اسمِ هوست یک شبش از عمر جهان برتر است یک دمش از طاعت عالم سر است مهر علی نور کند نار را مهر علی لاله کند خار را مهر علی کار مسیحا کند مردۀ دل را علی احیا کند مهر علی رحمت بی‌انتهاست مهر علی تمام لطف خداست مهر علی ولایت انبیاست مهر علی هدایت انبیاست مهر علی تمام ایمان بوَد مهر علی حیات قرآن بوَد مهر علی چراغ آئین ماست مهر علی تمامیِ دین ماست مهر علی کلاس عمّارهاست نتیجه‌اش میثم تمّارهاست ما به تولّای علی زاده‌ایم روز ازل دل به علی داده‌ایم این سخن خلق همه عالم است گر چه روان از قلم «میثم» است سرود آب و گل ما یا علی است حرف زبان و دل ما یا علی است
بسم‌الله الرحمن الرحیم ؛ چه زود از دست ما ماه خدا رفت مه تسبيح و تهليل و دعا رفت مه احيا مه شب زنده داري مه روزه مه صدق و صفا رفت مهي که بود از فيض و سعادت نفس، تسبيح و خواب آن عبادت مه يا نور و يا قدوس و يارب شبش از روز و روزش بهتر از شب خوشا آن روزه داران را که دانم محبت بود در دل، ذکر، بر لب به خلوتگاه شب اختر فشاندند کميل و افتتاح و ندبه خواندند سحر بود و مناجات و دعايش دعاهاي لطيف و دلربايش خوش آنکو داشت خلوت با خداوند دريغ از لحظه هاي با صفايش کجا رفتند شب هاي منيرش چه شد بوحمزه و جوشن کبيرش چه شب هايي که دل ياد خدا بود دعا بود و دعا بود و دعا بود به گوش جان صداي آشنا بود خوشا آنان که از نو جان گرفتند دل شب انس با قرآن گرفتند چه ماهي ماه حي ذو المنن بود چه ماهي ذکر حق نقل دهن بود چه ماهي ماه غفران ماه رحمت چه ماهي ماه ميلاد حسن بود چه ماهي دل ز ايمان منجلي بود علي بود و علي بود و علي بود مه احيا مه مولا علي بود علي شمع دل و دل با علي بود تو گويي با علي بوديم تا صبح چه مي گويم نفس ها يا علي بود چه شد آواي يارب الکريمش دعاي يا عليُّ يا عظيمش وفا و عشق و ايمان بود اين ماه مگو، شيرين تر از جان بود اين ماه بهشت سبز انس عبد و معبود بهار ختم قرآن بود اين ماه فروغ روح از بدرش گرفتيم شرف از ليله القدرش گرفتيم الا اي دوستان عيد صيام است چه بنشستيد اين عيد قيام است طلوع صبحدم را اين روايت هلال ماه نور اين پيام است خوشا حال تمام روزه داران که حسرت شد نصيب روزه خواران ره صدق و صفا پوييد امشب جمال يار را جوييد امشب وضو گيريد با عطر بهشتي به مهدي تهنيت گوييد امشب خوش آن عيدي که با دلدار باشيم همه با هم کنار يار باشيم اگر چه عيد فيض و عيد نور است اگر چه عيد شوق و عيد شور است اگر چه عيد مجد است و سعادت تمام عيدها روز ظهور است بدون يار، گل خار است خار است گل نرگس اگر آيد بهار است الا اي شمع بزم آشنايي ندارد بي تو چشمم روشنايي دلم خون شد دلم خون از جدايي گلم، باغم، بهارم کي مي آيي الهي عيدِ بي تو باز گردد بيا تا عيد ما آغاز گردد تو شمع و قلب ما پروانه ي توست نديده عالمي ديوانه ي توست نداي يا لثارات الحسينت لواي کربلا بر شانه ي توست ظهورت عيد خلق عالمين است نه تنها عيد ما، عيد حسين است همين است و همين است و همين است که ديدار تو عيد مسلمين است عزيز دل به آمين تو سوگند دعاي «ميثم» دل خسته اين است که فردا جزو ياران تو باشد دلش باغ و بهاران تو باشد
افسوس که ایام شریف رمضان رفت سی عید به یک مرتبه از دست جهان رفت افسوس که سی پاره این ماه مبارک از دست به یکبار چو اوراق خزان رفت ماه رمضان حافظ این گله بُد از گرگ فریاد که زود از سر این گله شبان رفت شد زیر و زبر چون صف مژگان، صف طاعت شیرازه جمعیت بیداردلان رفت بیقدری ما چون نشود فاش به عالم؟ ماهی که شب قدر در او بود نهان، رفت برخاست تمیز از بشر و سایر حیوان آن روز که این ماه مبارک ز میان رفت تا آتش جوع رمضان چهره برافروخت از نامه اعمال، سیاهی چو دخان رفت با قامت چون تیر درین معرکه آمد از بار گنه با قد مانند کمان رفت برداشت ز دوش همه کس بار گنه را چون باد، سبک آمد و چون کوه، گران رفت چون اشک غیوران به سراپرده مژگان دیر آمد و زود از نظر آن جان جهان رفت از رفتن یوسف نرود بر دل یعقوب آنها که به صائب ز وداع رمضان رفت
در هیچ پرده نیست، نباشد نوای تو عالم پُر است از تو و خالی است جای تو هر چند کاینات گدای در تواند یک آفریده نیست که داند سرای تو تاج و کمر چو موج و حباب است ریخته در هر کناره ای ز محیط سخای تو آیینه خانه ای است پر از آفتاب و ماه دامان خاک تیره ز موج صفای تو هر غنچه را ز حمد تو جزوی است در بغل هر خار می کند به زبانی ثنای تو یک قطره اشک سوخته، یک مهره گل است دریا و کان نظر به محیط سخای تو خاک سیه به کاسه نمرود می کند هر پشه ای که بال زند در هوای تو در مشت خاک من چه بود لایق نثار؟ هم از تو جان ستانم و سازم فدای تو عام است التفات کهن خرقه عقول تشریف عشق تا به که بخشد عطای تو غیر از نیاز و عجز که در کشور تو نیست این مشت خاک تیره چه دارد سزای تو؟ عمر ابد که خضر بود سایه پرورش سروی است پست بر لب آب بقای تو صائب چه ذره است و چه دارد فدا کند؟ ای صد هزار جان مقدس فدای تو
بدم؛ مرا به پیمبر ببخش یا الله! به اشک دیده‌ی حیدر، ببخش یا الله! تمام دار و ندارم محبت زهراست مرا به سوره‌ی کوثر، ببخش یا الله! به اشک چشم حسین و حسن قبولم کن مرا به این دو برادر، ببخش یا الله! به درگه تو گناه مکرر آوردم مرا به عفو مکرّر ببخش یا الله! ببر به کرب‌ و بلا زائر حسینم کن به آن ضریح مطهر، ببخش یا الله! به دست‌‌های علمدار کربلا سوگند به حرمت علی‌ اکبر، ببخش یا الله! به بانگ العطش نازدانه‌‌های حسین به خون حنجر اصغر، ببخش یا الله! به سیدالشهدا و به خون حنجر او که شد بریده ز خنجر، ببخش یا الله! به لحظه‌‌ای که سر نیزه گشت با زینب، سر حسین برابر، ببخش یا الله ! به خون میثم تمّار، جرم "میثم" را به روی او تو نیاور؛ ببـخش یا الله!