از وقتی شروع کردم با ادمین ها راجب کانال و ادمینی حرف زدن
اصلا اکلیلیم
فکر نمیکردم انقدر همشون نسبت به ننجون و کلبهی شاید نویسنده انقدر پر مِهر باشن:)
خداااای من✨
هدایت شده از "𝘔𝘺 𝘱𝘭𝘢𝘺 𝘭𝘪𝘴𝘵"
و اما عزیزم! تو هنوز هم زیبایی.
حتی اگر هزار زخم بر چهره داشته باشی.
سلام:)
من عذرمیخوام که دارم دیر پیام میدم در دسترس نبودم...
خیلی ایده قشنگی بود ممنونم ازت که اجازه دادی تجربش کنیم و تو خونه ی همیشگیمون کنار ننجون عزیز و مامان زهرا و شاید نویسنده و...باشیم و پیام بزاریم
خلاصه که شما همیشه برا ما عزیز بودید و هستید و خواهید بود از همون روزای اولم سایتون بالای سر کانال ما بود دقیقا مثل مامانا هوامونو داشتی ...
انشاالله که همیشه موفق باشی و به رویاهای قشنگت برسی :)))
مراقب خودت باش عزیزم
و متولد شدنت رو پیشاپیش بهت تبریک میگم و امیدوارم بهترین ۱۷ سالگیت رو تجربه کنی ♥️🫂
شـاید نویسنده:)
مشکی تورا پوشیده ام؟ من که باور ندارم.. *عکس دیوار اتاقم
عزیز جانم؛
چهل روز است که سیاه تورا به تن دارم
ولی باور ندارم که دگر نیستی..
شـاید نویسنده:)
دلم برات تنگ میشه:)³
۴۰ روز گذشت
به قول آجیم:
با آرزوهای از دست رفتم چیکار کنم؟
شـاید نویسنده:)
امروز روز خوبی بود،
میتونه تا مدت ها تو یادم باقی بمونه!
امروز لبخند های عمیقی زدم،
بعد مدت ها دوباره به لطف جانان
نیم کایی کانالم رو دیدم ،
رکورد خودم رو توی نگه داشتن پلانک شکوندم و
اولین کادو تولدم رو از طرف خودم دریافت کردم،
اینا لبخند رو لبم میاره؛
اما هنوز عزا دارم، با وجود خوشی های ریز ریز هنوز لباس سیاه تنمه،
اشکام بی وقفه میچکه،
تو گوشم اهنگ "دلم برات تنگ میشه" داره پخش میشه،
آقا سید علی عزیز قلبم،
دلم واقعا برات تنگ میشه:)⁴
از سومین روز ۱۷ روز مونده به ۱۷ سالگی.
هدف: شکوندن رکورد پلانک✅️