شـاید من:)
https://daigo.ir/secret/53280470 چیه شاید نویسنده شما رو اینجا نگه داشته؟!
دلایلتون لبخند به لبم میاره:)
هدایت شده از وکنا تاج سر
پرتو فانوس کوچک کمی از آن کلبه متروکه نزدیک به ساحل را روشن کرده من در سود و سرمای زمستان سردرگم و مغموم روی آن پله خاکی و کهنه نشسته بود و خود را در آغوش گرفته بود.
درودی به زیبایی آخرین نیلوفر پاییز.
این پیام رو داخل چنل های وسیمتون بازارسال کرده، و من یکی از افسانه های قدیمی رو خدمتتون تقدیم میکنم.
(افرادی پریرویی که چنل ندارند
آیدیشون رو بدن) ✨
محل ارسال تگ،ایدی
کفترخونه
شـاید من:)
کلی حرف دارم ولی وقتش رو نه..
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
#منِ_سبز
#ننجونِ_درونِ_من
ننجونِ درونِ عزیزم؛
[ جدیدا از خودم احساس رضایت ندارم،
احساس میکنم ناکافی ام و این حس درسته،
نا کافی ام
برای دوستام ،خانواده و بیشتر از همه برای ایندم،
احساس میکنم تلاشهام کم شده،
برای زبان و فوتسال و درس و نویسندگی،
انگار دارم درجا میزنم،
نمیدونم چرا جدیدا تلاش نمیکنم و
فقط دارم حرص میخورم از عملکردم،
مادربزرگم لطفا واسم دعا کن تا برگردم به بهترین ورژن خودم! ]
- بیست و سومین نامه من به مادر بزرگِ درونم:)-