- مبتلا -
نشانی فرستنده : قلبِ مغموم و دلتنگم
نشانی گیرنده : نمیدانم کجایی مھدیجان
شاید کربلا ، شاید جمکران ، شاید هم در
کنجِ دل خودِ من .
[ کوچهی انتظار ، پلاکِ یامھدی ]
.
پس ؛
مقصد؟ جمکران
باشد که این نامهی هرچند ناچیز
به وقتِ بامداد برسد به دستانِ پر
مھر و عطوفتِ رفیقِ شفیقم!
- درگوشی؟
دوسِت دارم آقا.
#میـم_جاماندھ
تو کاغذ کاهی نامه بنویس .
نامهی مهر و موم شده با عشق و بغض ،
ترجیحا گلِ نرگس و بابونهی خشک شده
هم ضمیمهش کن . دورِش رو هم با کنف
ببند و جمعش کن تو یه پاکت ، پست کن
و بفرست جمکران . . خدا رو چه دیدی!
شاید یه روزی ، حوالی هوای دل تو، گذرِ
چشماش به نامهی بغضدارِ تو هم افتاد و
مسیر زندگیت عوض شد .
- میارزه! حس و وایب خوبی که بعد
نوشتن نامه به تک تک سلولای بدنت
تزریق میشه ، به همهچی میارزه . .
#میـم_جاماندھ
- مبتلا -
تو کاغذ کاهی نامه بنویس . نامهی مهر و موم شده با عشق و بغض ، ترجیحا گلِ نرگس و بابونهی خشک شده هم
تاکید میکنم ؛
نرگس و بابونهی خشک شده حتما باشه.
حتما آقا حتما!
من غبار خاک طوسم.mp3
1.73M
شاید به مناسبت ولادت ، نباید
همچین چیزِ بِکری میفرستادم
اما خب بیخیالِ این رسم و
رسومای جا افتاده ؛
گوش کنید
صفا کنید
عشق کنید!
اول دونه دونه کلماتش رو
لمس کنید ، بعد به آغوش
بکشید بچها .
- مبتلا -
شاید به مناسبت ولادت ، نباید همچین چیزِ بِکری میفرستادم اما خب بیخیالِ این رسم و رسومای جا افتاده
- صرفا جهت هوایی کردن دلاتون ؛
ظرفِ دلتنگیمونم پر شده که آقا؛
و خب انصافا انصاف نیست.
نه نه! اصلا انصاف نیست اصلا.