M!ST
؛
در ستیز با وجدان خود، نسیمی گردنت را خنک میکند و آرام درون گوشَت میگوید: عشق برچیدن سیب از بالاترین شاخه درخت نیست؛ عشق مراقبت از جوانه و رشد درخت سیبی است که دانه اش را کاشتی. ترکیب بالا و برچیدن تنها اوج را از پس تلاش های پیوسته نشان میدهد، نه مقصود را.
نفسی تازه میکنی، دفتر را میبندی و سر به سجده فرو می آوری.
M!ST
؛
سکون، در لغت به معنای آرامش و در مقابل حرکت است، و در اصطلاح فلسفی، سکون، عدم حرکت در چیزی است که صلاحیت حرکت را دارد.
حالا در آرامش بی جنبش دادگاه ما، همه چیز بر وفق مراد است، حتی اگر پرنده ای نان نخورَد، دانه برفی در این زمستان نبارد و ابری جلوی آفتاب را نگیرد. چرا که عمق این سرما در پستوی جان ما ریشه زده و چیزی جز همگن خودش، سکوت سوز را نمیخواهد.