eitaa logo
مدافعان ظهور
387 دنبال‌کننده
10.8هزار عکس
4.6هزار ویدیو
74 فایل
ارتباط با خادم کانال @alishh.. با به اشتراک گذاشتن لینک کانال مدافعان ظهور،در ثواب راه اندازی آن و نشر مطالب شریک باشید ★ به بهانه یه لبخند مهدی فاطمه★ لینک کانال در پیام رسان ایتا👇 @modafeanzuhur ویا https://eitaa.com/joinchat/3280666642C9b9ebd02e0
مشاهده در ایتا
دانلود
مدافعان ظهور
📚 #کاردینال 📖 #قسمت_نود_و_ششم ✍ #م_علیپور *امیر من و شهریار و حاجی و سرگرد نجاتی که حاضرین پش
صدف خانم رو به شهریار گفت : - این دسته گل رو باید آقای نعمتی برای هُدی میخریدن که انتخاب شون رو ظاهراً کردن! گل رز رو که به دوست یا آشنا کادو نمیدن ... فقط‌ برای کسی که دوسش داریم میشه اینو کادو داد! نفس عمیقی کشیدم و دسته گل رو حساب کردم و از مغازه بیرون اومدم. چند دقیقه ی بعد صدف خانم و شهریار هم با دسته گل قرمز از مغازه بیرون اومدن. لبخند کمرنگی زدم و به سبد گل خیره شدم ... تو افکارم غوطه ور بودم که شهریار با خنده رو به من گفت : - تو برو اول با خانم مقدم‌حال و احوال کن ... منم یه کم با صدف خانم در مورد این گل قرمز صحبت کنم شاید به یکی دیگه کادوش دادم و رفتم برای خانم مقدم ابمیوه و کمپوت خریدم ...! تقی به در زدم و در رو باز کردم ...! خانمی که ظاهراً پلیس و مراقب بود از اتاق بیرون اومد و به سربازی که بیرون ایستاده بود پیوست. خانم مقدم با چهره ی رنگ پریده روی تخت دراز کشیده بود. سبد گل رو به آرومی روبروی تختش گذاشتم. خب حالا باید چیکار میکردم؟ کاش یه سرفه بزنم بیدارش کنم ...! چطوره سبد رو بردارم باز با صدای بیشتری روی سکو بزارمش بیدار بشه ... نه! ولش کن بزار استراحت کنه طفلک! همینجا میشینم و چند دقیقه ی دیگه‌ برمیگردم. کارت " با آرزوی سلامتی " رو مرتب تر روی گل گذاشتم. اگه نمیفهمید من گذاشتمش چی؟ آروم کارت رو در آوردم خیلی آروم‌ خواستم زیرش " امیر نعمتی " رو بنویسم! اما " امیر " رو که نوشتم‌ جا کم اومد! خواستم‌ پایین کارت نعمتی رو هم‌اضافه کنم ، اما خیلی زشت میشد ... بی خیال شدم و به همون " امیر" رضایت دادم. روی صندلی که نشستم یهو جیرجیر صندلی های های همراه مثل همیشه در اومد. خانم مقدم که انگار توقع ورود کسی رو نداشت یهو چشم هاش رو باز کرد! با دیدن من یکه ای خورد و خودش رو جمع و جور کرد . خیلی آروم سلام کردم ... پتو رو منظم تر روی خودش کشید و با لحن بی رمقی گفت : - سلام ... به سختی آب دهنم‌ رو قورت دادم و گفتم : - خداروشکر که حالتون بهتر شده ... خوشحال شدم که شنیدم به بخش منتقل شدین! هدی مقدم نگاه سردی بهم انداخت و گفت : - خوشحالی تون بخاطر من بود یا مرگ بابام؟ سری تکون دادم و با ناراحتی جواب دادم : - خیلی دوست داشتم آقای مقدم دستگیر بشن , نه بخاطر عناد شخصی که باهاشون داشتم‌ ... فقط بخاطر کارهای بدی که انجام داده بودن! اما هیچوقت راضی به مرگشون نبودم و خیلی متاسفم!‌ خانم مقدم اشک هاش رو پاک کرد و گفت : - بابا مرد ... حتی نتونستم برای تشییع جنازه اونجا باشم!‌ هادی معلوم نیست کدوم گوری فرار کرده! حامد توی کماست ... مامان هم‌نمیدونم چه بلایی قراره سرش بیاد!‌ فقط میدونم که آه شما بود اگه یهویی خانواده ی ما از هم پاشید ... بابا خیلی به همه ظلم کرد! اما حقش این مرگ بد نبود . بغضش رو قورت داد و در حال پاک کردن اشک های جدیدی که‌ صورتش رو پر کرده بود گفت : - حالا دیگه راحت شدی! میتونی بری و با خیال راحت زندگیت رو بکنی!‌ نگران‌ اون‌ نامزدی صوری هم‌ نباش یه کم که بهتر شدم درستش میکنم !‌ مشتم رو گره کردم و نفس عمیقی کشیدم. زبونم توی دهنم خشک شده بود و نمیدونستم چی باید بگم! به سبد گل اشاره کرد و گفت : - حالا میتونی بری ... لطفاً این سبد گل رو هم با خودت ببر. 👇۲
مدافعان ظهور
صدف خانم رو به شهریار گفت : - این دسته گل رو باید آقای نعمتی برای هُدی میخریدن که انتخاب شون رو ظا
میخواستم برم اما پاهام به زمین چسبیده بود یه حسی درونم گفت : دِ جوون بکن لامصب حرف بزن ... !! کنار سبد ایستادم و با دستام‌ گرفتمش ... زیر لب به سختی کلمات رو کنار هم‌ گذاشتم و گفتم : - میدونی گل های سفید به چه معنی هستن؟ یعنی ... یعنی دوست داشتنِ پاک ... بدون هیچ غریضه و هوس! من ... خب من نمیخوام نامزدی مون رو بهم بزنم!‌ فقط میخوام ادامه بدیم ... هُدی مقدم که تمام مدت ساکت بود با عصبانیت اشک هاش رو کنار زد و گفت : - نمیخوام برام دلسوزی کنی.‌ حالا که هیچکسی رو ندارم میخوای بمونی؟‌ من نیاز به هیچکسی ندارم فهمیدی ... حالا هم‌ پاشو برو آقای نعمتی‌. روی صندلی نشستم و گفتم‌: - شما ... یعنی ... یعنی تو ... برای من همون احساس پاک هستی! که تا به حال به هیچکسی نداشتم. اگه حسی بهت دارم بخاطر آقای مقدم شروع نشده که بخاطر مرگ ایشون از بین بره ... من عاشق اون دختری شدم که اونقدر قوی بود که تونست خودش رو از اون همه امکانات و منجلاب بیرون بکشه و سالم زندگی کنه! تو برای من نماد تمام احساس های پاک و سفیدی ... اینبار میخوام با احساس واقعی خودم ازت خواستگاری کنم ... با من ازدواج میکنی؟ نه صوری ... نه چند روزه و ماه و سال و موقتی ...!‌ تا همیشه ... بیا تا همیشه با هم ازدواج کنیم!‌ پ.ن : اسامی مستعار و اتفاقات قریب به مضمون هستن ، از صبر و شکیبایی تون و اینکه وقت ارزشمندتون رو در اختیار بنده حقیر قرار دادین ممنونم.‌ گاهی وقتا کوچکترین گزارش هایی از ما به سازمان اطلاعات ، ممکنه پاذل های پیچیده و بزرگی رو کامل کنه که هیچوقت به ذهن مون خطور نمیکنه ... تنها راه نجات برای گذشتن از شیب عمیقِ آخرالزمان فقط همینه : آگاه باشیم و آگاهی ببخشیم ... با آرزوی سلامتی برای تمام سربازان وطن ... حتی شما که سرباز سایبری و جهاد تبیین هستید🌹 ✍ 📆 بهار ۱۴۰۳ ۳
إلهی، یکی نان دارد و دندان ندارد، ویکی جان دارد و جانان ندارد. شکرت که حسن هم این دارد و هم آن دارد. فراز۳۵۹ @modafeanzuhur
: ✨✨🌷 ✍️ همنشین از همنشین خو می گیرد و بدان شناخته می شود ، خوشا بحالِ آنکه مُصاحبِ حق تعالی است ، و بقول لبیدبن ربیعه صحابی : والمرءُ یصلحه القرین الصّالح (همنشین صالح انسان را صالح می کند) 📗 ۲۷۶ @modafeanzuhur 🌹 کانال مهدوی مدافعان ظهور 🌹 https://eitaa.com/joinchat/3280666642C9b9ebd02e0
4_5868513953134411910.mp3
16.47M
✨▫️▫️✨✨▫️▫️✨ 🔵 صورتگری اعضا و جوارح انسان اگر چه در مرتبه نازله، به قوه مصوره و نفس ناطقه انسان استناد داده می شود اما با دقت نظر معلوم می شود نفس ناطقه هم واسطه است و مصور اصلی فوق نفس ناطقه است که " هوالذی یصورکم فی الارحام کیف یشاء ". 🔵 مخرج نفس از نقص به کمال که از او به موجود مجرد عقلی نام می بریم باید قاهر و غالب بر نفس باشد. 🔵 همه موجودات نظام هستی در رحم تصویر می شوند، کانی ها در دل و رحم معدن تصویر می شوند. دریاها، ستارگان، کهکشان ها و هر چه هست یک پارچه در حال صورت یافتن هستند. 🔵 الفاظ برای معانی اعم وضع شده اند و ما همین طور که در سلسله طولی نظام هستی، ماورای طبیعت را اصل می دانیم و نشأه طبیعت را دامنه و ظل و تنزل آن، باید توجه داشته باشیم که اول معنی آن را در مراتب عالیه وجود پیاده کنیم و بعد در نشأه طبیعت. 🔵 فاعل در افاضه تام و قابل نیز در پذیرش تام است. @modafeanzuhur 🌹 کانال مهدوی مدافعان ظهور 🌹 https://eitaa.com/joinchat/3280666642C9b9ebd02e0 💢ما را در نشر هر چه بیشتر کانال یاری فرمایید🙏💢
آیه روز
بسم‌الله الرحمن الرحیم
سلام به همگی
نکته روز: همسرتان را با کسی مقایسه نکنید یکی از مهلک ترین آسیب هایی که باعث تخریب رابطه عاطفی می شود مقایسه همسر با شخص دیگری است. ممکن است همسر شما ویژگی های خوبی داشته باشد ولی در زمینه ای خاص ، ضعف داشته باشد. در این صورت شما ممکن است سایر ویژگی های خوب او را نادیده بگیرید و یک ویژگی خاص را در دیگری پیدا کنید و همسرتان را با او مقایسه کنید.
فضائل علوی: از امیرالمومنین سوال شد در زمان کندن و حمل درب خیبر، آیا احساس سنگینی کردید؟ حضرت فرمودند: سنگینی آن از سپری که به دست میگیرم بیشتر نبود منبع: مدینة المعاجز ج۱،ص۱۷۱ جانم به این آقا
نکته مهدوی: شرط عاشقی یاد کردن معشوق و شاد کردن معشوقه هر روز یه کاری بکنید و اونو تقدیم امام زمان عجل الله تعالی فرجه بفرمایید نذر و دعا برای اومدنش فراموش نشه ان شاالله خدا حال دلتونو خوب کنه به جمع باشگاه امام زمانی ها بپیوندید
رفقا کمک به ساخت مدرسه رو فراموش نکنید باید زودتر کار رو جلو ببریم به غدیر نخوریم غدیر خیلی برنامه داریم دم همتون گرم شیر زنها و جوانمردها کجان که یاری کنند بسم الله https://ppng.ir/d/3VxA