ـ عَزیزِ¹²⁸ ـ
وَ پناه میبرم به خواب ؛ از شرِ تمام دلتنگیها ..
وَ پناه میبرم بھ رویا، از شرِ تمامِ واقعیتهاۍ تلخ :)
بچھ که بودم ..
نگرانِ این بودم کھ، جاهای قشنگ قصه خوابم ببره.
بزرگتر شدم دیدم جاهاۍ قشنگ قصہ، همون خواب بود (: