#مباهله
#بسمه_تعالی_شانه
☘فَمَنْ حَاجَّكَ فِيهِ مِن بَعْدِ مَا جَاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَكُمْ وَنِسَاءَنَا وَنِسَاءَكُمْ وَأَنفُسَنَا وَأَنفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَل لَّعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْكَاذِبِينَ
🍀مباهله لعن کردن است، بهله الله یعنی خدا او را لعنت کند. مبدع مباهله رسول الله صلی الله علیه و آله بوده و قبل از آن مرسوم نبوده است این امر با مسیحیان نجران اتفاق افتاد و در آن حقائق بیشماری است برای صاحبان خرد و اندیشه.
🍀چون پیامبر به ایشان نامه نوشت و دعوت به اسلام کرد، آنها حدود شصت نفر از علمایشان را به محضر پیامبر فرستادند تا حقیقت امر آشکار شود. گفتگویی واقع شد و پیامبر توحید را عرضه کرد. ایشان گفتند ما موحد هستیم و پیامبر ختمی صلی الله علیه و آله نقص توحید آنها را که معتقد به اقانیم ثلاثه بودند برایشان آشکار کرد که خدا پدر کسی نیست و عیسی نیز نه فرزند خداست و نه خداست. آنها گفتند او مرده زنده میکند و بیماران را شفاء میدهد و در تولدش از جناب مریم پدر ندارد و پدرش خداست. پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: آدم نیز پدر و مادر نداشت پس او اولی است که فرزند خدا باشد؛ إِنَّ مَثَلَ عِيسَىٰ عِندَ اللَّهِ كَمَثَلِ آدَمَ خَلَقَهُ مِن تُرَابٍ ثُمَّ قَالَ لَهُ كُن فَيَكُونُ (آلعمران/۵۹)
🍀ایشان ندانستند که آن روح القدس که فَنَفَخْنَا فِيهَا مِن رُّوحِنَا، شأن پیامبر خاتم است و آن جناب را با روح القدس اتحاد است بلکه او بالاتر از روح القدس است. و ندانستند که احیای اموات و شفای امراض شان متعارف صاحبان انفاس قدسی است،
☘حبذا آن می که هرکس مست اوست
☘خلقت اشیاء مقام پست اوست
🍀و ندانستند که عیسی و آدم که در فردیت مشترکند و خلقتشان توالدی نبوده و تولدی بوده است بندهی خدا هستند و آدم پدر جسمانی انسانها است و حضرت خاتم پدر روحانی. أَنَا وَ عَلي أَبَوا هذِه الأُمَّة. و ندانستند که آنکه گفت فَنَفَخْنَا آن ضمیر نا همان ضمیر نا در کُلُّنَا مُحَمَّدٌ است و دمنده نیست مگر دمدمه محمدی که به شأن اسرافیلی اش آناً فآناً در صور بی منتها میدمد و مجموع صورتهای عالمیان از قبر عدم بر میخیزند و به صحرای وجود خیمه میافکنند و بار دگر میدمد از این میمیرند و به طور دیگر زنده میشوند و این اماته و احیاء در کلیه موجودات دم به دم ساری است؛ يُحْيِي وَ يُمِيتُ و يُمِيتُ و يُحْيِي!!
🍀چون عقل توقف کند ایمان را زوال حاصل شود چه کند پیامبر رحمت الا اینکه رحمت اش را از مجرای جلال ظهور دهد!!! چون آن مسیحیان نجران قبول نکردند پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله ایشان را دعوت به مباهله کرد، پذیرفتند و فردا مقرر شد خارج از مدینه هر یک از این دو با کسان خود حاضر شوند. فردا پیامبر ما صلی الله علیه و آله با دردانه های وجود یعنی حضرت فاطمه بنت رسول الله و امیرالمؤمنین و امام حسن و امام حسین به مباهله آمد! حارثه بن علقمه که بزرگ مسیحیان بود چون این جمع را دید گفت: من صورتهایی را میبینم که اگر از خدا درخواست کنند که کوهی را از جای بکند هر آینه کنده خواهد شد سپس به همراهانش گفت برگردید و مباهله نکنید که یک تن از مسیحیان زنده نخواهند ماند. آنگاه همه شروط پیامبر را پذیرفت و مسئله ختم یافت.
❗️بدان که پیامبر رحمت به رحمت با قوم عیسی برخورد کرد که اگر با غیر این افراد میآمد مباهله واقع میشد، چون امت پیامبر حجاب برای مسیحیان میشدند و خورشید حقیقت در پشت کدورت ابر امت مختفی میشد آنگاه همدیگر را لعن میکردند و پیامبر نیز لعن میکرد و همه مسیحیان نابود میشدند. اما پیامبر با کسانی آمد که حقیقت را حقیقت بودند و آفتاب را دلیل آفتاب. مسیحیان حقیقت را عریان دیدند و پا واپس کشیدند و پیامبر به اهل بیت اش علیهم السلام نام عیسی را زنده نگه داشت زیرا عیسی و همه انبیاء اطوار وجودی اویند. لذا فرمود اگر مباهله میکردند همه هلاک میشدند و هر آینه به میمون و خوک مسخ میگردیدند. او به رحمت اش با قوم عیسی درآمد که وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلَّا رَحْمَةً لِّلْعَالَمِينَ (انبیاء/۱۰۷)
🍀در مباهله امیرالمؤمنین علیه السلام را نفس خود معرفی کرد و حضرت فاطمه را نسائنا که او سیده نساء العالمین است وحسنین علیهم السلام را فرزندان خود که اهل بیت علیهم السلام بعد از امام حسین از نسل این دو امام همام اند. همه شیعه و سنی مباهله را به این کیفیت پذیرفتند که علی جان پیغمبر است اما نمیدانم چرا با انکار علی خود را به ملکوت میمونی مسخ کردند؟!!!
❗️مسیحیان از مسخ رهیدند و مسلمانان به انکار ولایت علی مسخ شدند؛ كُونُوا قِرَدَةً خَاسِئِينَ.
چهارشنبه
۲۴ ذی الحجه ۱۴۳۹ قمری
سالروز #مباهله
#ح_م
🏴 #استنصار_انسان_کامل 🏴
#بسمه_تعالی_شانه
▪️حضرت سیدالشهداء علیه السلام در کربلا مدام استنصار میکرد یعنی میفرمود: «هل من ناصر ینصرنی؟» امام به سبب جامعیتش که مظهر اسم جامع الله است و کون جامع است، در تمام مراتب هستی حضور احاطی و قیومی دارد. وقتی امام استنصار میکرد، تمام ارکان هستی لبیک میگفتند. در روایات منقول به لبیک جماد و نبات و وحوش و دریاها و ملائکه و جنیان و.... اشاره شده است اما امام حسین علیه السلام اجازه نصرت به آنها نمیداد چون در اینصورت اعمال ولایت تکوینی بود که مقصد و غرض اولیاء نمیباشد بلکه استنصار امام از جهت امتحان و ارتقاء انسانهاست و در حوزه ولایت تشریعی او محقق میشود.
▪️وقتی آن حضرت استنصار میکند، طلب نصرت خود را مطرح میکند یعنی میفرماید: «...ینصرنی» برخلاف حضرت عیسی علیه السلام که فرمود: «مَنْ أَنْصَارِي إِلَى الله» (صف،۱۴) یعنی نصرت خود را در راستای صیرورت به الله بیان میفرماید چون او مظهر اتم الله نمیباشد اما حضرت سیدالشهداء علیه السلام مظهر اتم الله است لذا میفرماید: «هل من ناصر ینصرنی؟»
▪️این سخن مشابه سلام قرآن به حضرت یحیی و عیسی بن مریم علیهم السلام است که در مورد حضرت یحیی میفرماید: «سَلامٌ عَلَيْهِ يَوْمَ وُلِدَ وَ يَوْمَ يَمُوتُ وَ يَوْمَ يُبْعَثُ حَیًّا» (مریم، ۱۵) اما در مورد حضرت عیسی در مقام قرب فریضه میفرماید: «والسَّلامُ عَلَيَّ يَوْمَ وُلِدْتُ وَ يَوْمَ أَمُوتُ وَ يَوْمَ أُبْعَثُ حَيًّا» (مریم، ۳۳) امام حسین علیه السلام در مقام حضرت احدیت مظهر ذات و تجلی اعظم اوست؛ نصرت او نصرت حق است و بین نصرت او و نصرت الله بینونتی نیست. همهی پیامبران اصحاب خود را به جهت این ذوات مقدس دعوت به یاری کردند یعنی عیسی به حواریون گفت من انصاری الی الحسین بن علی بن ابیطالب علیهم السلام؟ این بیان تأویل آن آیهی شریفه است. البته مراد از نصرت امام تبعیت از او در جهت تحقق اهداف او که استکمال نفس انسانی است میباشد ورنه او ناصر بالذات است و کسی را نمیرسد که او را یاری کند بلکه همه از او استعانت میجویند: «اِیَّاكَ نَسْتَعِیْنُ». تمام موجودات در حضرت امکان به لسان استعدادی و به وفق عین ثابتهشان از حقیقت ولایت مطلقه طلب ظهور در تعینات خلقی را دارند و این مقام امام است که در گوش اعیان ندای لاهوتی کن را میخواند و آنها را جهت ظهور در تعینات خارجی یاری میکند.
▪️استنصار امام هفت لبیک میخواهد تا ناصر در منصور فانی شود. هدف امام از استنصار نیز این است که روح انسانها را به کمال ممکنهشان برساند لذا برخی در لسانشان لبیک گفتند اما در قلوبشان لالبیک سر دادند: «يَقُولُونَ بِأَلْسِنَتِهِمْ ما لَيْسَ فِي قُلُوبِهِمْ» (فتح، ۱۱)، نامه نوشتند و خواستار نصرت امام شدند اما لبیکشان از حلقومشان بالاتر نرفت. لبیک به استنصار امام باید قلبی باشد تا نفس استکمال یابد و شفاعت امام شامل حال او شود. بذل جان مرتبهای بلند از پاسخ به استنصار امام است اما بالاتر از آن قطع و قمع تعلقات و تعینات است.
جان چه باشد که فدای قدم دوست کنم
این متاعی است که هر بی سر و پایی دارد
▪️در کربلا برخی هر هفت استنصار امام را لبیک گفتند و در عین حسینی مستغرق گشتند. تک مردانی چون حضرت عباس بن علی و زینب کبری و علی اکبر سلام الله علیهم به طرق مختلف لبیک هفتمین را گفتند و حسین شدند، یکی ارباً ارباً شد و بر حلقوم عاشقی تیر سه شعبه خورد و رعنای دیگری زیر سم ستوران رفت و مثل زینبی با وداع از معشوق ازلی خود، لبیک آخر را سرود و ما رأیت إلا جمیلا سر داد و منصور منصور شد...
خامشند و نعرهی لبیکشان
میرسد تا تخت عرش و عرشیان
▪️بدان، استنصار امام ازلی و ابدی است و مختص به سال ۶۱ هجری نیست؛ قبل از آن یحیی لبیک گفت و سرش را در طشت طلا گذاشتند و بعد از آن قاسم سلیمانی لبیک گفت و ارباً ارباً شد. بکوش خودت را به کربلا برسانی و ندایش را با جان و دل لبیک بگویی و تو هم منصور شوی...
🏴فَأَسْأَلُ الله أنْ يَرْزُقَنِي طَلَبَ ثارِكَ مَعَ إِمامٍ مَنْصُور
#ح_م
جمعه ۴ محرم الحرام ۱۴۴۳ه ق
#نکته_ناب
#بسمه_تعالی_شانه
■سیر تمام ممکنات و موجودات من الامام الی الامام است لذا انسان کامل همه را به سوی خویش دعوت کرده است، «وَإِنَّكَ لَتَهْدِي إِلَىٰ صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ» (شوری/۵۲)
■صراط مستقیم ولایت الهیه است و پیامبر خاتم همه را بدان صراط دعوت کرده است. داعی مدعو را به سوی خویش دعوت میکند و معنی ندارد به غیر خود دعوت کند مگر آنکه از غیر نیابت بگیرد.
■امام، مطلق موجودات خاصه انسانها را به سوی قلهای که خود بر آن ایستاده میخواند و آن طود اعظمی است که ورای آن عبادانی نیست مگر ذات غیبی. چون مبداء صدور همان کوه اعظم است و همهی ممکنات چون سیل از او جاری شدهاند صیرورت و غایت همه به همان سو میباشد فهم مبداء الوجود و غایته.
■امام اما احدی را به ذات غیبی دعوت نکرده است چون چنین دعوتی محال است، «يُحَذِّرُكُمُ اللَّهُ نَفْسَهُ» (آلعمران/۳۰) حق متعال به پیامبر خاتمش صلی الله علیه و آله فرمود: «إِنَّكَ لَا تَهْدِي مَنْ أَحْبَبْتَ وَلَٰكِنَّ اللَّهَ يَهْدِي مَنْ يَشَاءُ» (قصص/۵۶)... تو نمیتوانی هر کس را که دوست داری به ذات غیبی لابشرط مقسمی هدایت کنی اما به سبب مظهریت اسم جامع الله، هر که را بخواهی به مرتبهی تعین اول و جلوات او دعوت کن.
■پیامبر صلی الله علیه و آله هم فرمود: «قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ» یعنی تعین اول اللهِ احد است لذا او همگان را به سوی حقیقت انسانی محمدیه صلی الله علیه و آله دعوت فرموده است.
■تعین اول یا صادر نخستین، جلوهی اول ذات است و همهی کثرات به سبب تجلی مقدس او در مرتبهی واحدیت و الوهیت از وحدت صادر میشوند. «کُلُّکُمْ راعٍ، وَ کُلُّکُمْ مَسْؤُولٌ عَنْ رَعِیتِهِ» ( بحارالانوار، ج۷۲، ص۳۸). این مسئولیت در قبال رعایا مظهریت امام مر اسم جامع راست که باذن الله ممکنات را ربوبیت میکند.
■پس اربعین حسینی که سیر من الحسین الی الحسین علیه السلام است ناظر به این معنای بلند است، فاغتنم.
یک نکته از این معنی
گفتیم و همین باشد
اربعین ۱۴۴۲ ه ق
#ح_م
☑️ #افطاری ۷
#بسمه_تعالی_شانه
رمضان تجلی وابتسم
طوبی للعبد إذا اغتنم
▪️حمد ازلی و ابدی مر خدای را عز وجل که هیچ بن هیچ بن هیچ و ضعیف من ضعیف من ضعیف و تراب من تراب من تراب و مفلس من مفلس من مفلس را به ضیافت خویش فراخواند و تو گویی گریبان عاجز بن عاجز بندگان را گرفت و در دریای رحمت و نور خویش افکند که او «مؤیس الایسات عن لیس» است و بدین نگاه و رحمت، عدم را خلعت وجود پوشانید و به لسان حضرت نبوت صلی الله علیه و آله فرمود: «وَ هُوَ شَهْرٌ دُعِيتُمْ فِيهِ إِلَى ضِيَافَةِ اللهِ وَ جُعِلْتُمْ فِيهِ مِنْ أَهْلِ كَرَامَةِ الله»؛ وه چه دریای رحمت بیکرانی که هیچِ متحیرِ عاجز را خلعت کرامت الهی پوشانید و صائم و صومش را به خود نسبت داد...
▪️و سلام و صلوات بیکران الهی بر رسول خاتم و حبیب اول و اهلبیت طاهرینش صلوات الله علیهم اجمعین باد که حقیقتِ روزهاند و بدون توجه به آن ذوات اقدس، روزه قالبی بیش نیست و روزهدار را جز گرسنگی و تشنگی حاصلی دیگر نمیباشد.
▪️و اما در بیان اسرار روزه مطالبی چند تقدیم میدارم بعونه و فضله:
▪️معنی صوم عبارت از امساک و رفعت است. رفعت است چون از تمام عبادات دیگر بالاتر است و هم سبب رفعت و عروج صائم میشود. حق تبارک و تعالی روزه را به نفی مثل داشتن در عبادات رفعت داد و آن را به خود نسبت داد و فرمود: «الصَّوْمُ لِي...»، روزه برای من است اعنی روزه مال حق تبارک و تعالی است هر چند صائم بندگان هستند اما فرمود صومِ صائم مال من است و چون صوم از صائم جدا نیست تو گویی فرمود: «الصَّائمُ لِي»؛ صائم مال من است...
▪️پس اگر صائم نیک بنگرد در حقیقت روزهاش حق را میبیند و بدان فرحناک میشود بلکه حق خود به خود فرحناک میشود.
#ح_م
#نکته_ناب
#بسمه_تعالی_شانه
🍀حقیقت محمدیه صلی الله علیه و آله روح هستی است و همهی قوای عالم حیاتشان را از او میگیرند و چون او مرکز عالم وجود است، عالم که علامت اوست به دور او میگردد و به او در گردش و چرخش هست.
🍀ملائکه مهیمین، مهیم و متیم آن سید لطیف و عنصر عفیف هستند و قلوب مخبت واله و حیران جمال بیچون آن رحمت عالمیان و آدمیانند.
🍀چون به نماز میایستد، هستی با تمام شئونش مست مناجات اوست؛ «وَأَنَّهُ لَمَّا قَامَ عَبْدُ اللَّهِ يَدْعُوهُ كَادُوا يَكُونُونَ عَلَيْهِ لِبَدًا» (جن/۱۹).
🍀مهیمین و مخبتین، مهیم و مخبت اویند و مقربین و مصلین به او تقرب میجویند و نماز میخوانند. نگاری است که نازنینان عالم ناز او را میخرند و عالمان دهر در نزدش امّی و جاهلند. ملائکه ارضی و سماوی بر آستان او ساجدند و عارفان و عابدان بر درگه او عاکفند. حبیب خدا هست و خدا محبوب او و خدا را جز او و اهلش حبیبی نیست....
🍀و اینها همه هست چون علی عالی اعلی سرّ مکنون مخزون اوست...
🍀 پس در روز مبعث چون بخواهی محمدی مشرب شوی، باید علی وصی علیه السلام را زیارت کنی که مبعث، بعثت ولایت مطلقهی علوی است در صورت نبوت محمدی صلوات الله علیهم اجمعین...
#ح_م
#افطارى ۱
#بسمه_تعالى_شأنه
▪️از شکر نعمت درک ماه مبارک رمضان ولو درک ظاهری ضیافت الله قاصر هستیم، الحمدلله. معنای لغوی صوم هم امساک است و هم رفعت و بالا آمدن. چه لطیف که در زبان آذری هم به روزه، عروج میگویند. عروج معادل صوم عربی است لذا صائم کسی است که عروج پیدا میکند...
▪️«لِلصَّائِمِ فَرْحَتَانِ: فَرْحَةٌ عِنْدَ إِفْطَارِهِ، وَ فَرْحَةٌ عِنْدَ لِقَاءِ رَبِّهِ»
▪️روزه دار دو خوشحالی دارد؛ خوشحالی اول مربوط به خود افطار است و خوشحالی دوم «عِندَ لِقاء رَبِّهِ بِصومِه» است.
✔️ماه مبارک دو شأن دارد:
۱- شأن امساکی ۲- شأن افطاری
▪️شأن اول که هنگام افطار است، فرح دارد زیرا به نفس حیوانی خودش به وفق اقتضاء و درخواستش احسان میکند یعنی به مرتبه نفس و بدنش که بالذات طالب غذاست و توجه به ماده دارد غذا میدهد. افطاری که بسیار مستحب است همین افطار به نفس حیوانی خود انسان است منتها بشر نوعاً خودش را نمیشناسد، شاید به دلیل شدت قرب به خودش و یا غفلت از خودش، لذا حق متعال افطار به دیگران را آئینه ما قرار داده تا خود را در سیمای دیگران ببینیم.
▪️افطاری دهنده مظهر «یُطْعِمُ وَ لَا يُطْعَمُ» است، در شأن افطاری مظهر يُطْعِمُ و در شأن امساکی مظهر لَايُطْعَمُ میشود...
#ح_م
#نکته_ناب
#بسمه_تعالی_شانه
▪️از القاب معروف حضرت سلطان سریر ارتضا، علی بن موسی الرضا علیه آلاف التحیة والثناء، شمس الشموس است.
«هُوَ الَّذِي جَعَلَ الشَّمْسَ ضِيَاءً وَالْقَمَرَ نُوراً» (یونس/۵)
▪️ضیاء نور ذاتی است لذا نور شمس را ضیاء خواند و چون قمر روشنایی اش را از خورشید میگیرد پرتو او را نور نامید. حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام درباره نور نیّر اعظم محمدی صلی الله علیه و آله فرمود: «إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى خَلَقَ مِنْ نُورِ مُحَمَّدٍ عِشْرِينَ بَحْراً مِنْ نُورٍ فِي كُلِّ بَحْرٍ عُلُومٌ لَا يَعْلَمُهَا إِلَّا اللَّهُ تَعَالَى...»
▪️بدان شموس الهی انبیاء عظام و اولیاء کباری هستند که نورشان را از مشکات شمس الشموس میگیرند چون امام مبدأ انوار ازلی و مطلع شمس ولوی است. و هر نیکبختی به این مطلع شمس برسد همهی حجابهایش میسوزد و خودش شمس هدایت میشود، «حَتَّىٰ إِذَا بَلَغَ مَطْلِعَ الشَّمْسِ وَجَدَهَا تَطْلُعُ عَلَىٰ قَوْمٍ لَّمْ نَجْعَل لَّهُم مِّن دُونِهَا سِتْراً» (کهف/۹۰)
▪️شاید معنای دیگر شمس الشموس این باشد که آن جناب عالم آل محمد صلی الله علیه و آله است و مراد از شموس، انوار مجردهی جبروتی و مفارقات نوریهی عالم عقل و صورتهای علمی مرسلات بسیط باشد که نورشان را از شمس عقل بسیط اخذ میکنند و همه تحت لواء او هستند لذا امام به سبب اتحاد وجودی با عقل کل شمس الشموس است و فیض را به تمام صور علمی و مجردات عقلی میرساند. او خزینهی علم الهی است و هر علمی در هر موطنی از جلوات و تنزلات این خزینهی لایتناهی است.
▪️و معنای دیگر فراتر از این معنی است و آن سخن، این است که اسماء الله در مرتبهی الوهیت و واحدیت شموسی هستند که ضیاء آنها عالم خلق را روشن فرموده است و چون اسماء مندرج در حضرت واحدیت از مراتب ذات میباشند لذا شموسی هستند که دارای ضیاء ذاتی هستند بطوریکه «يَكَادُ زَيْتُهَا يُضِيءُ وَلَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نَارٌ» (نور/۳۵) اما این اسماء که کمالات اسمائی و تنزلات حضرت احدی هستند فیض را از تعین اول ذات اخذ میکنند لذا صادر نخستین نسبت به این شموس رتبهی اصالت و برتری دارد و شمس این شموس است و چون در قوس عروج متحد با صادر اول است لذا همو شمس الشموس است.
والحمدلله علی التوفیق
#ح_م
#نکته_ناب
#بسمه_تعالی_شانه
▪️يَا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ارْجِعِي إِلَىٰ رَبِّكِ رَاضِيَةً مَّرْضِيَّةً فَادْخُلِي فِي عِبَادِي وَادْخُلِي جَنَّتِي
▪️امام جعفر صادق عليه السلام درباره آیه فوق فرمود: يعنی حسين بن علی عليه السلام.
پس #امام به خطاب ذات ربوبی، نفس مطمئنهای است که رجعت به #ذات_غیبالغیوبی دارد آن هم رَاضِيَةً مَّرْضِيَّةً. هم او از خدا راضی است و هم خدا از او. نهایت درجه توحید این است که عبد از حق راضی باشد.
▪️چون امام به چنین مرتبه ای رجعت یافت و در منزل احدیت که #ظل_ذات_غیبی است سکنی گزید مجدد مخاطب به فَادْخُلِي فِي عِبَادِي وَادْخُلِي جَنَّتِي شد. و بدان صادر اول حق ساری در هر شئ است و به او، موجودات خلعت هستی می پوشند و او مبداء و منتهای هر چیزی است.
▪️فرق #صادر_اول و #تجلی_اعظم با #ذات در همین است که صادر اول به امر الهی در هر شئ که #عبادالله اند داخل می شود، اعنی تجلی اعظم و احدیت، ذات حق است از آن حیث که سریان در موجودات دارد و از آن به وجود ساری در هر شئ تعبیر می شود؛ إِن كُلُّ مَن فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ إِلَّا آتِي الرَّحْمَٰنِ عَبْدًا (مریم/۹۳) از این رو امام را ابا عبد الله گفتند یعنی به سریان نفس رحمانی همه حروف عالیات و کلمات و سطور ایجاد میگردد و امام مربی آیات الله و محقق آنهاست؛ وَ عَزَائِمُهُ فِیکُمْ.
▪️دیگر معنی اینکه داخل در #جان بندگان من شو نه وارد در #جمع بندگانم شو چه امام حسین علیه السلام اباعبدالله است و هرکس به مقام عبد اللّهی و #عبودیت رسد حسین با نفس او مخالطه کند و حسینی شود و اینچنین عبودیت به کمال می رسد.
وَادْخُلِي جَنَّتِي. سریان صادر اول در اسماء و صفات الهی است چه جنت اشاره به #باطن دارد و آن نیست مگر عالم امر و اسماء و صفات حسنای حق متعال. جنت مضاف به ذات شده است و آن #مقام_غیب و #بطون_عالم است. نفس حسینی به سریانش طمأنینه را در تمام وجود از عالم امر تا عالم خلق گسترانیده و قرار هر چیزی به اوست چون این تجلی اعظم و نفس مطمئنه نباشد لَسَاخَت الأرْض [الامکان] بِأهْلِها.
▪️پس ای سالک الی الله، اگر طالب #طمأنینه هستی دست از توسل بر امام حسین علیه السلام برندار و هماره در هر عبادتی به یاد او باش که خود فرمود لَا تَنْسِیني فِي الصَّلَوةِ اللَّیلِ.
چون نماز شب بی حسین قالب بی روح است و این سخن را وسعت در تمام عبادات ده که یاد او افضل تمام اعمال است.
#ح_م
#مباهله
#بسمه_تعالی_شانه
☘فَمَنْ حَاجَّكَ فِيهِ مِن بَعْدِ مَا جَاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَكُمْ وَنِسَاءَنَا وَنِسَاءَكُمْ وَأَنفُسَنَا وَأَنفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَل لَّعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْكَاذِبِينَ☘
☘مباهله لعن کردن است، بهله الله یعنی خدا او را لعنت کند. مبدع مباهله رسول الله صلی الله علیه و آله بوده و قبل از آن مرسوم نبوده است این امر با مسیحیان نجران اتفاق افتاد و در آن حقائق بیشماری است برای صاحبان خرد و اندیشه.
☘چون پیامبر به ایشان نامه نوشت و دعوت به اسلام کرد، آنها حدود شصت نفر از علمایشان را به محضر پیامبر فرستادند تا حقیقت امر آشکار شود. گفتگویی واقع شد و پیامبر توحید را عرضه کرد. ایشان گفتند ما موحد هستیم و پیامبر ختمی صلی الله علیه و آله نقص توحید آنها را که معتقد به اقانیم ثلاثه بودند برایشان آشکار کرد که خدا پدر کسی نیست و عیسی نیز نه فرزند خداست و نه خداست. آنها گفتند او مرده زنده میکند و بیماران را شفاء میدهد و در تولدش از جناب مریم پدر ندارد و پدرش خداست. پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: آدم نیز پدر و مادر نداشت پس او اولی است که فرزند خدا باشد؛ إِنَّ مَثَلَ عِيسَىٰ عِندَ اللَّهِ كَمَثَلِ آدَمَ خَلَقَهُ مِن تُرَابٍ ثُمَّ قَالَ لَهُ كُن فَيَكُونُ (آلعمران/۵۹)
☘ایشان ندانستند که آن روح القدس که فَنَفَخْنَا فِيهَا مِن رُّوحِنَا، شأن پیامبر خاتم است و آن جناب را با روح القدس اتحاد است بلکه او بالاتر از روح القدس است. و ندانستند که احیای اموات و شفای امراض شان متعارف صاحبان انفاس قدسی است،
حبذا آن می که هرکس مست اوست
خلقت اشیاء مقام پست اوست
☘و ندانستند که عیسی و آدم که در فردیت مشترکند و خلقتشان توالدی نبوده و تولدی بوده است بندهی خدا هستند و آدم پدر جسمانی انسانها است و حضرت خاتم پدر روحانی. أَنَا وَ عَلي أَبَوا هذِه الأُمَّة. و ندانستند که آنکه گفت فَنَفَخْنَا آن ضمیر نا همان ضمیر نا در کُلُّنَا مُحَمَّدٌ است و دمنده نیست مگر دمدمه محمدی که به شأن اسرافیلی اش آناً فآناً در صور بی منتها میدمد و مجموع صورتهای عالمیان از قبر عدم بر میخیزند و به صحرای وجود خیمه میافکنند و بار دگر میدمد از این میمیرند و به طور دیگر زنده میشوند و این اماته و احیاء در کلیه موجودات دم به دم ساری است؛ يُحْيِي وَ يُمِيتُ و يُمِيتُ و يُحْيِي!!
☘چون عقل توقف کند ایمان را زوال حاصل شود چه کند پیامبر رحمت الا اینکه رحمت اش را از مجرای جلال ظهور دهد!!! چون آن مسیحیان نجران قبول نکردند پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله ایشان را دعوت به مباهله کرد، پذیرفتند و فردا مقرر شد خارج از مدینه هر یک از این دو با کسان خود حاضر شوند. فردا پیامبر ما صلی الله علیه و آله با دردانه های وجود یعنی حضرت فاطمه بنت رسول الله و امیرالمؤمنین و امام حسن و امام حسین به مباهله آمد! حارثه بن علقمه که بزرگ مسیحیان بود چون این جمع را دید گفت: من صورتهایی را میبینم که اگر از خدا درخواست کنند که کوهی را از جای بکند هر آینه کنده خواهد شد سپس به همراهانش گفت برگردید و مباهله نکنید که یک تن از مسیحیان زنده نخواهند ماند. آنگاه همه شروط پیامبر را پذیرفت و مسئله ختم یافت.
❗️بدان که پیامبر رحمت به رحمت با قوم عیسی برخورد کرد که اگر با غیر این افراد میآمد مباهله واقع میشد، چون امت پیامبر حجاب برای مسیحیان میشدند و خورشید حقیقت در پشت کدورت ابر امت مختفی میشد آنگاه همدیگر را لعن میکردند و پیامبر نیز لعن میکرد و همه مسیحیان نابود میشدند. اما پیامبر با کسانی آمد که حقیقت را حقیقت بودند و آفتاب را دلیل آفتاب. مسیحیان حقیقت را عریان دیدند و پا واپس کشیدند و پیامبر به اهل بیت اش علیهم السلام نام عیسی را زنده نگه داشت زیرا عیسی و همه انبیاء اطوار وجودی اویند. لذا فرمود اگر مباهله میکردند همه هلاک میشدند و هر آینه به میمون و خوک مسخ میگردیدند. او به رحمت اش با قوم عیسی درآمد که وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلَّا رَحْمَةً لِّلْعَالَمِينَ (انبیاء/۱۰۷)
☘در مباهله امیرالمؤمنین علیه السلام را نفس خود معرفی کرد و حضرت فاطمه را نسائنا که او سیده نساء العالمین است وحسنین علیهم السلام را فرزندان خود که اهل بیت علیهم السلام بعد از امام حسین از نسل این دو امام همام اند. همه شیعه و سنی مباهله را به این کیفیت پذیرفتند که علی جان پیغمبر است اما نمیدانم چرا با انکار علی خود را به ملکوت میمونی مسخ کردند؟!!!
❗️مسیحیان از مسخ رهیدند و مسلمانان به انکار ولایت علی مسخ شدند؛ كُونُوا قِرَدَةً خَاسِئِينَ.
☘چهارشنبه
۲۴ ذی الحجه ۱۴۳۹ قمری☘
سالروز #مباهله
#ح_م
#بسمه_تعالی_شانه
☘نکاتی پیرامون لعن و برائت☘
▪️#لعن به معنای نفرین کردن فرد ملعون است تا از رحمت خاصهی خدا دور باشد مانند شیطان که حق تعالی او را رجیم خواند و از بارگاه قربش مطرود ساخت. و #برائت دوری جستن از ملاعین است.
▪️این لعن به چند دلیل ذومراتب است:
#اول اینکه لعن و ملاعین در قرآن بیان شده است و هر آیهی قرآن دارای بطون و تأویل است.
#ثانیاً نفس لعن کردن و ملعونین از جملهی موجودات نظام وجود هستند و هر شیئی از اشیاء عالم نزد حق متعال خزینهای دارد که از آن خزینه تنزل کرده است و در نشئه شهادت به قدر معلوم ظهور کرده است؛ «وَ إِنْ شَيْءٍ إِلَّا عِنْدَنَا خَزَائِنُهُ وَمَا نُنَزِّلُهُ إِلَّا بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ» (حجر، ۲۱)
▪️با این مقدمهی مختصر برخی از مراتب لعن و برائت بدین شرح است:
▪️لعن لسانی و برائت از دشمنان اهلبیت علیهم السلام در مقام اظهار به بیان و بنان.
▪️دوری جستن از رذائل اخلاقی و معاصی. این مرتبه روح لعن لسانی است چون دشمنان اهلبیت علیهم السلام ریشه و آغاز و اصل و فرع و معدن همهی گناهان و شرور هستند کما اینکه اهلبیت علیهم السلام معدن و اصل و فرع و اول و آخر هر خوبی هستند.
▪️لذا برائت حقیقی از دشمنان اهلبیت علیهم السلام دوری از گناهان است. با نظر به این معنی، منقول است که ای بسا کسی بگوید: «اَللّهُمَّ الْعَنْ اَوَّلَ ظالِمٍ ظَلَمَ حَقَّ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ آخِرَ تابِعٍ لَهُ عَلی ذلِکَ» و این لعن شامل خود او نیز به سبب انغمار در گناه و ارتکاب معاصی بشود!
▪️عارف کامل مرحوم حاج آقای دولابی میفرمود: لعن کردن دشمنان اهلبیت علیهم السلام #استغفار_خواص است. چنین لعنی که هم به لسان جاری شود و هم در عمل برائت از رفتار و اعمال و کردار ملعونین صورت بگیرد استغفار خواص است.
▪️مرتبهی اُخری از لعن برائت از مظاهر دشمنان اهلبیت علیهم السلام در هر عصری است به عنوان مثال امروز آمریکا و اسرائیل و داعش و امثال اینها...
▪️مرتبه دیگر از لعن این است که این معادن معاصی را حتی یاد نکنی چون چنان پست هستند که ارزش یاد کردن ندارند. شخصی به عارفی گفت: چه کنیم گناه نکنیم؟ آن عارف روشن ضمیر جواب داد: گناه چیه؟! اصلا حرفش را هم نزن! به اسم گناه هم فکر نکن چه برسد به اینکه انجامش بدهی!
▪️لذا چیز پست و ظلمانی را حتی یاد نکن تا به او وجود ندهی... .
❗️این سخن مغایر روایاتی که پیرامون لعن هستند نمیباشد بلکه روح لعن است. عرض شد لعن صرفاً لسانی نیست بلکه مراتب دارد. کما اینکه میگوییم ویژگی بنده خدا این است که همواره ذاکر به ذکر الهی باشد. بعد در تبیین آن قائلیم که ذکر حقیقی ذکر فعلی و قلبی است. این موضوع نفی ذکر لسانی نیست بلکه بیان روح ذکر است. پس ممکن است فردی به زبان ذکر نگوید اما قلبش مملو از محبت و یاد الهی باشد، چنین فردی ذاکر حقیقی است چون مذکور وجودش را از خود پر کرده است. و اما دیگری آنقدر ذکر بگوید که لب و دهانش خشک شود اما دل بهرهای از ذکر نبرده باشد هر چند فقط زبان او بهرهاش را برده است، چنین کسی در نگاه عارف ذاکر حقیقی نیست بلکه خدا را فقط در مرتبهی زبان یاد کرده است مثل ابوموسی اشعری ملعون که همواره و در هر حال ذکر میگفت، به طوری که پیرایشگر او نمیتوانست ریش او را به سبب تکانهای بیوقفهی چانهاش منظم و مرتب کند!!
☑️پس مرتبهی قلبی لعن این است که لاعن چنان از ملاعین دوری میگزیند که اجازه نمیدهد لحظهای قلب او را اشغال کنند چون فضای سینهی او سرشار از محبت و مهر گلرخان است. در ذکر خدا و اولیاء باید وجود ذاکر سرشار از یاد خدا و اولیاء او باشد و در لعن، وجود لاعن خالی از یاد ملعون و اعمال و کردار و صفات آنها باشد.
▪️پس عزیزان عنایت داشته باشند که بیان یک مرتبه به معنی نفی مراتب دیگر نیست کما اینکه در ذکر خدا هم اینگونه است.
▪️البته لعن و برائت اسرار بلند عرفانی دیگری هم دارد که مصلحت نیست پرده از رخ آنها در انظار عموم برداشته شود...
🔻 اَللَّهُمَّ الْعَنِ اَلْجِبْتَ وَ اَلطَّاغُوتَ بِعَدَدِ مَا أحَاطَ بِهِ عِلْمُكَ 🔺
چهارشنبه ۵ مهر ۱۴۰۲
#ح_م
☘ نکته_ناب ☘
#بسمه_تعالی_شانه
☘در زیارت هفتم حضرت امیر المؤمنین علیه السلام آمده است:
☘السَّلامُ عَلَى الْمَوْلُودِ فِي الْكَعْبَةِ الْمُزَوَّجِ فِي السَّماءِ، و بلافاصله بعد از آن میفرماید: السَّلامُ عَلَىٰ مَنْ شُرِّفَتْ بِهِ مَكَّةُ وَ مِنىٰ، تا بفرماید این ولادت در داخل کعبه شرافت برای کعبه است و علی عالی اعلی بسی بالاتر از آن است که مظاهر و تعینات برای او شرافت باشند بلکه هر موجودی و مخلوقی به او شریف شده است اعنی در دایره وجود آنکه اصالت دارد و موجود است این نفس علوی رحمانی است و دیگران مصداق بالعرض این وجود ذی جودند:
تو اصل وجود آمدی از نخست
دگر هر چه باشد همه فرع تست
☘در عظموت و جبروت صاحب ولایت مطلقه و کبرای الهی همین بس که در سماء احدیت که مقام اطلاق قسمی است با آن سرّ ازلی و ابدی و مکتوم و مکنون سرمدی و اسم مستأثره ذات غیبی، یگانه محبوبه و معشوقه هویت مطلقه مقسمی حضرت فاطمهی زهرا سلام الله علیها اتحاد وجودی یافته و برای او کفوی شده تا در نشئه طبیعت و در نکاح انسانی مبداء خروج لؤلؤ و مرجان امامت شود.
☘السَّلامُ عَلَى الْمَخْصُوصِ بِسَيِّدَةِ النِّسَاءِ؛ آن گزین خلقت و تتمهی دوران حضرت ختمی مرتبت صلوات الله علیه فرمود: «خصصت بفاتحة الكتاب و خواتيم البقرة»، فاتحهی کتاب، کل قرآن است و کل فاتحه در بسم الله آن و آن نیز در باء بسم الله و علی نقطه تحت باء است و خواتیم بقره ایمان رسول به آنچه از جانب حق نازل شد که ولایت امیرالمؤمنین علیه السلام است آن سرّی است که خاتم رسالت صلی الله علیه و آله بدان اختصاص یافت. بنگر مقام امام الموحدین و سرّ الانبیاء و المرسلین را که اختصاص یافتهی به سیدة النساء است و این فقط و فقط مستأثره امیرالمؤمنین علیه السلام است و احدی به این مشهد راه ندارد مگر او و فرزندان طاهرینش به سبب اتحاد با آن جناب صلوات الله علیهم اجمعین. رسالت مخصوص به ولایت است و ولایت مخصوص به حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیهم اجمعین و این سرّ لو لا فاطمه لما خلقتکماست.
صبح ۱۳ رجب ۱۴۴۱ ه ق
#ح_م
#مباهله
#بسمه_تعالی_شانه
☘فَمَنْ حَاجَّكَ فِيهِ مِن بَعْدِ مَا جَاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَكُمْ وَنِسَاءَنَا وَنِسَاءَكُمْ وَأَنفُسَنَا وَأَنفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَل لَّعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْكَاذِبِينَ☘
☘مباهله لعن کردن است، بهله الله یعنی خدا او را لعنت کند. مبدع مباهله رسول الله صلی الله علیه و آله بوده و قبل از آن مرسوم نبوده است این امر با مسیحیان نجران اتفاق افتاد و در آن حقائق بیشماری است برای صاحبان خرد و اندیشه.
☘چون پیامبر به ایشان نامه نوشت و دعوت به اسلام کرد، آنها حدود شصت نفر از علمایشان را به محضر پیامبر فرستادند تا حقیقت امر آشکار شود. گفتگویی واقع شد و پیامبر توحید را عرضه کرد. ایشان گفتند ما موحد هستیم و پیامبر ختمی صلی الله علیه و آله نقص توحید آنها را که معتقد به اقانیم ثلاثه بودند برایشان آشکار کرد که خدا پدر کسی نیست و عیسی نیز نه فرزند خداست و نه خداست. آنها گفتند او مرده زنده میکند و بیماران را شفاء میدهد و در تولدش از جناب مریم پدر ندارد و پدرش خداست. پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: آدم نیز پدر و مادر نداشت پس او اولی است که فرزند خدا باشد؛ إِنَّ مَثَلَ عِيسَىٰ عِندَ اللَّهِ كَمَثَلِ آدَمَ خَلَقَهُ مِن تُرَابٍ ثُمَّ قَالَ لَهُ كُن فَيَكُونُ (آلعمران/۵۹)
☘ایشان ندانستند که آن روح القدس که فَنَفَخْنَا فِيهَا مِن رُّوحِنَا، شأن پیامبر خاتم است و آن جناب را با روح القدس اتحاد است بلکه او بالاتر از روح القدس است. و ندانستند که احیای اموات و شفای امراض شان متعارف صاحبان انفاس قدسی است،
حبذا آن می که هرکس مست اوست
خلقت اشیاء مقام پست اوست
☘و ندانستند که عیسی و آدم که در فردیت مشترکند و خلقتشان توالدی نبوده و تولدی بوده است بندهی خدا هستند و آدم پدر جسمانی انسانها است و حضرت خاتم پدر روحانی. أَنَا وَ عَلي أَبَوا هذِه الأُمَّة. و ندانستند که آنکه گفت فَنَفَخْنَا آن ضمیر نا همان ضمیر نا در کُلُّنَا مُحَمَّدٌ است و دمنده نیست مگر دمدمه محمدی که به شأن اسرافیلی اش آناً فآناً در صور بی منتها میدمد و مجموع صورتهای عالمیان از قبر عدم بر میخیزند و به صحرای وجود خیمه میافکنند و بار دگر میدمد از این میمیرند و به طور دیگر زنده میشوند و این اماته و احیاء در کلیه موجودات دم به دم ساری است؛ يُحْيِي وَ يُمِيتُ و يُمِيتُ و يُحْيِي!!
☘چون عقل توقف کند ایمان را زوال حاصل شود چه کند پیامبر رحمت الا اینکه رحمت اش را از مجرای جلال ظهور دهد!!! چون آن مسیحیان نجران قبول نکردند پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله ایشان را دعوت به مباهله کرد، پذیرفتند و فردا مقرر شد خارج از مدینه هر یک از این دو با کسان خود حاضر شوند. فردا پیامبر ما صلی الله علیه و آله با دردانه های وجود یعنی حضرت فاطمه بنت رسول الله و امیرالمؤمنین و امام حسن و امام حسین به مباهله آمد! حارثه بن علقمه که بزرگ مسیحیان بود چون این جمع را دید گفت: من صورتهایی را میبینم که اگر از خدا درخواست کنند که کوهی را از جای بکند هر آینه کنده خواهد شد سپس به همراهانش گفت برگردید و مباهله نکنید که یک تن از مسیحیان زنده نخواهند ماند. آنگاه همه شروط پیامبر را پذیرفت و مسئله ختم یافت.
❗️☘بدان که پیامبر رحمت به رحمت با قوم عیسی برخورد کرد که اگر با غیر این افراد میآمد مباهله واقع میشد، چون امت پیامبر حجاب برای مسیحیان میشدند و خورشید حقیقت در پشت کدورت ابر امت مختفی میشد آنگاه همدیگر را لعن میکردند و پیامبر نیز لعن میکرد و همه مسیحیان نابود میشدند. اما پیامبر با کسانی آمد که حقیقت را حقیقت بودند و آفتاب را دلیل آفتاب. مسیحیان حقیقت را عریان دیدند و پا واپس کشیدند و پیامبر به اهل بیت اش علیهم السلام نام عیسی را زنده نگه داشت زیرا عیسی و همه انبیاء اطوار وجودی اویند. لذا فرمود اگر مباهله میکردند همه هلاک میشدند و هر آینه به میمون و خوک مسخ میگردیدند. او به رحمت اش با قوم عیسی درآمد که وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلَّا رَحْمَةً لِّلْعَالَمِينَ (انبیاء/۱۰۷)
☘در مباهله امیرالمؤمنین علیه السلام را نفس خود معرفی کرد و حضرت فاطمه را نسائنا که او سیده نساء العالمین است وحسنین علیهم السلام را فرزندان خود که اهل بیت علیهم السلام بعد از امام حسین از نسل این دو امام همام اند. همه شیعه و سنی مباهله را به این کیفیت پذیرفتند که علی جان پیغمبر است اما نمیدانم چرا با انکار علی خود را به ملکوت میمونی مسخ کردند؟!!!
❗️☘مسیحیان از مسخ رهیدند و مسلمانان به انکار ولایت علی مسخ شدند؛ كُونُوا قِرَدَةً خَاسِئِينَ.
☘چهارشنبه
۲۴ ذی الحجه ۱۴۳۹ قمری
سالروز #مباهله☘
#ح_م