eitaa logo
کیش مهر (درمحضر علامه طباطبایی)
1.5هزار دنبال‌کننده
641 عکس
6 ویدیو
0 فایل
بررسی اثار احوال ونظرات مفسرفقیه فیلسوف وعارف کبیر محمدحسین طباطبایی وسایر علما
مشاهده در ایتا
دانلود
کیش مهر (درمحضر علامه طباطبایی)
◾️قبساتی از افاضات استاد صمدی آملی در شب هشتم ماه مبارک رمضان سال ۱۴۴۲ ه. ق، برابر با ۱۴۰۰/۱/۳۱◾️
◾️قبساتی از افاضات استاد صمدی آملی روز هشتم ،ماه مبارک رمضان ۱۴۴٢ ه.ق ، برابر با ۱۴۰۰/۲/۱◾️ ☑️جلسه چهاردهم «شرح رساله لقاءالله » از دقیقه ۱ الی ۱۳ ▪️متن رساله : « فهو واجبٌ علی کل مسلم ان ینظر َ فی کل یوم فی عهده ولو خمسین آیة » ▪️بعرض رسید که یکی از روشهای قرائت قرآن.....این است که آدم حق متعال را و پیغمبر و اهل بیت را وکیل بگیرد نایب بگیرد در قرائت قرآن. اگر قرار باشد آدم وکیل بگیرد بهترین وکیل خودِ خداست ▪️همانطوریکه "وکیل" از اسماءالله است " نعم الوکیل" هم اسم دیگری از اسمای فعلیهء حق است ✔️ " نعم المولی" است، بهترین آقاست . اینها باید در مرحله ی عمل پیاده شود. ▪️وقتی کسی به ما بگوید که یک بهترین وکیل می خواهم، حالا آدم پولداری هم هست و بهترین وکیل هم که بگیرد و خیلی پُر قیمت و هر چه باشد برایش مسئله ای نیست، حالا اگر بگوید یک بهترین وکیل را به من نشان بده ما اینقدر بی خبر از توحید و بی خبر از قرآنیم که نمیتوانیم راهنمائیش کنیم.....وگرنه باید به او بگوییم که بهترین وکیل « خداست» برو خدا را وکیل بگیر ▪️هم در آن آیه داریم که (( فاتخذونی وکیلا)) و هم این آیه دارد که خداوند (( نعم الوکیل)) است؛ حالا که این است یکی از جاهایی که میتوانیم حق متعال را وکیل بگیریم در [[ قرائت قرآن]] است ▪️حالا با اینکه ...قرآن را خودش بر پیغمبر نازل کرد اما از باب؛ لطف و بزرگواری و رافت و دلسوزی و شفقت اش نسبت به ما به ما میگوید مرا وکیل کنید . ▪️مرحوم صدرالدین قونوی در متن کتابشان در مفتاح الغیب..... ( که آقای ابن فناری شرحش کرده بنام « مصباح الانس» ) همین اولش دارد که : بسم الله الرحمن الرحیم اللهم احمِد نفسک عَنّی حیثُ قلتَ.....فاتخذونی وکیلا که بارالها تو خودت را از ناحیه من، خودت خودت را ستایش کن حمد کن ▪️به ما میگویند وقتی میخواهی در نماز سوره حمد تلاوت کنی الحمد لله رب العالمین را بعنوان دعا نگیر. در قنوت که میگویی [[ ربنا آتنا...]] بله جنبه دعائی میگیری اما وقتی سوره حمد میخوانی از این باب که سوره قرآن را خدای متعال واجب کرده در نماز بخوانی "بعنوان سوره حمد قرآن بخوان" نه اینکه بگویی من میخواهم سوره حمد بخوانم و خودم میخواهم .....حمد کنم و از خدا درخواست کنم که ما را به راه راست هدایت کند. ▪️لطافتی که آقای قونوی در مفتاح الغیب شان بکار بردند که....."اللهم احمِد نفسک" یعنی کتابشان از تقاضای حمد شروع میشود.....یعنی ایشان با " نایب گیری" ستایش را شروع میکند....که خدایا خودت خودت را حمد کن....که حامد تو باشی، محمود تو باشی، منتها حامد بودنِ تو از ناحیهء من باشد و وکیلِ منی که حامدِ خودت باشی.... چون در قرآن به ما امر فرمودی که "فاتخذونی وکیلا" ....پس تو را وکیل میگیرم که به نیابت از من خودت را حمد کنی ▪️حمد هر حامدی به اندازهء آن حمد کننده هست.....ولی اگر خدا را وکیل کنم که به نیابت من از طرف من خودش را حمد کند .....این حمد به اندازهء خودِ خداست ما نمیتوانیم بفهمیم که او خودش را حمد میکند یعنی چی! ▪️حمد ما او را ((حمد فعلی)) است، ولی اگر او خودش خودش را حمد بکند(( حمد ذاتی)) است نتیجهء این دو حمد اینست که اگر ما حمدش کنیم یک " ثواب فعلی" گیرمان می آید اما اگر او از ناحیهء ما وکیل بشود خودش را حمد بکند یک " ثواب ذاتی" گیر می آید یعنی یک ((قُرب ذاتی)) نصیب ما میشود. ۱۴۰۰ ۱_۲_۱۴۰۰ @mohamad_hosein_tabatabaei
کیش مهر (درمحضر علامه طباطبایی)
◾️قبساتی از افاضات استاد صمدی آملی روز هشتم ،ماه مبارک رمضان ۱۴۴٢ ه.ق ، برابر با ۱۴۰۰/۲/۱◾️ ☑️جلسه
◾️قبساتی از افاضات استاد صمدی آملی روز هشتم ،ماه مبارک رمضان ۱۴۴٢ ه.ق ، برابر با ۱۴۰۰/۲/۱ ◾️جلسه چهاردهم «شرح رساله لقاءالله » ◾️ از دقیقه ۱۳ الی ۲۳ ✔️وقتی داریم نماز میخوانیم: 1️⃣ اگر بسم الله....را از باب اینکه ما خودمان داریم نماز میخوانیم میگوییم بسم الله.....این میشود به اندازهء ما 2️⃣ولی وقتی گفتی من..... در رکعت اول و دوم ...باید حمد بخوانم.....نه حمدی را که من میخواهم بخوانم، بلکه حمدی را که خدای متعال در قرآن بر پیغمبر نازل کرده آن حمدِ نازل شدهء بر پیغمبر را میخواهم قرائت کنم " از باب قرآن" ، نه از باب " شخص خودم" ▪️من بنا هست در رکعت اول و دوم قرآن بخوانم معمولا طبق روایات ما سوره " توحید" را بعد از حمد در یکی از دو رکعت در نماز قرائت کنیم. که بدون سوره توحید نشود ،که " موحد" باشیم ▪️در نماز سوره« توحید» بخوانیم تا موحد به (( توحید صمدی قرآنی)) بشویم . ▪️بنا بر امر الهی که به ما دستور فرمود ما داریم قرآن را می آوریم در نمازش میخوانیم به دستور او داریم اطاعت میکنیم فرمان خدا را. این اطاعتِ فرمانِ حق باعث میشود که ....دیگر ارزش این حمد و سوره به اندازهء ما نیست چون ما داریم امر خدا را اجرا میکنیم به اندازهء خودِ خداست به اندازهء خاتم انبیاست. و لذا نماز ما (( نماز محمدی)) صلی الله علیه و آله و سلم است نماز الهی است یعنی خدای متعال فرمود اینطوری بخوان من دارم میخوانم.....من چه میدونستم که آدم باید نماز بخواند و نماز را هم اینجوری بخواند! ▪️حالا علاوه از این ....دوست دارد که به سِرّ اینها هم برسد به اسرار اینها هم برسد که ....چه سِرّی بود که خدا به ما این لطف را کرده؟! ....چرا به حیوانات نگفته؟ چرا به ملائکه نگفته؟ چرا به عالم مثال و عقل اینجوری نماز دستور نداده؟ ▪️مهمترین چیز این است که آدم دارد.....به تَبَعیت امر او اقدام میکند که امرش را اجرا بکند ✔️لذا عارف در محضر حق متعال در مقام حضور و مراقبت: 1️⃣ احکام شرعیه به نحو تشریعی برای او ترفیعی میشود. تکلیفش ترفیع پیدا میکند.... 2️⃣ و وقتی در حضور حق متعال "فی مقعد صدق عند ملیک مقتدر" است میگوید: بارالها من کاری به واجب و مستحب ندارم ،شما مستقیما تمام امور مرا بدست بگیر و به دلم القاء بکن چه کاری را بکنم چه کاری را نکنم، 3️⃣من کاری به احکام شرعیه ندارم.....احکام شرعیه برای کسانی است که دسترسی به مقام حضور ندارند، قطعا لازم است 4️⃣حالا یکی بگوید بنده بر اساس اجتهادم به نظر من فلان کار مستحب است و احتیاط مستحب این است که این را انجام بدهید. خب وقتی من در محضر حق متعال باشم چرا به اجتهادِ این و آن عمل کنم! خب مستقیما از خودِ خدا میپرسم از خودِ او. 5️⃣و لذا عارف حقیقی باید به یک رتبه ای از معرفت و عرفان برسد که مستقیما تمام چیزها را از وجود حق متعال مستقیم بگیرد..... و تمام چیزها را از خلیفه الله میگیرد ▪️کسی تا به این رتبه نرسد آن مقام عرفانی کامل هنوز محقق نشده. ▪️شیخ اکبر در فصوص میگوید: عارف یا مامور است یا مَنهی. یعنی جان خدا بهش میگوید این کار را یا انجام بده یا نده دیگر نمیگوید من بروم به رساله عملیه مراجعه بکنم ببینم آقای مجتهد چی گفته نه آنجا آقای مجتهد برای کسانی گفته که آگاهی به احکام ندارند، مقام حضور را ندارند، دسترسی ندارند ▪️این عارف( کتل طی کرده ).....اهل کتمان است.....و به عموم کاری ندارد.....عموم وظیفه شان را بر اساس تشریعیات میروند پیش مجتهدینشان ....و کاری به بندگان خدا ندارد. او خودش در محضر حق متعال است. ۱۴۰۰ ۱_۲_۱۴۰۰ @mohamad_hosein_tabatabaei
کیش مهر (درمحضر علامه طباطبایی)
◾️قبساتی از افاضات استاد صمدی آملی روز هشتم ،ماه مبارک رمضان ۱۴۴٢ ه.ق ، برابر با ۱۴۰۰/۲/۱ ◾️جلسه چه
◾️قبساتی از افاضات استاد صمدی آملی روز هشتم ،ماه مبارک رمضان ۱۴۴٢ ه.ق، برابر با ۱۴۰۰/۲/۱◾️ ◾️جلسه چهاردهم «شرح رساله لقاءالله » ◾️ از دقیقه ۲۳ الی ۲۹ ▪️بگویید خب امیرالمومنین و اهل بیت پس چرا گوشه گیری نکردند؟ برای اینکه آنها دیگر دنبال این مجتهد و آن مجتهد نرفتند ..... امام زمان هم با بدن عنصری است....آیا می آید مقلّدِ مجتهدین ما میشود؟! تا ببیند علمای قم و نجف چی استخراج کردند از احکام شرعیه؟! اینطور نیست . ▪️در زمان غیبت..... از باب رفع ضرورت میگویند " فارجعوا الی روات احادیثنا" یا " وَ اَمّا مَن کانَ مِن الفقها" که ۴ تا خصیصه داشته باشند..... که این فقها را آقایان اساتید ما معنا میکنند به "فقیه مطلق"، نه فقیه مُتجَزّی. ▪️متجزّی یعنی تجزیه شده است از مثلا ۱۰ هزار احکام شرعیه، ایشان میتواند ۵ تا ۴ تا احکام شرعی را استخراج کند ▪️کجا میتوانی مجتهد مطلق پیدا کنی! تازه در بین مجتهدین مطلق که فقها هستند در بین این فقها برو یک فقیهی را پیدا کن که 1️⃣ صائنا لنفسه باشد 2️⃣ حافظا لدینه باشد 3️⃣ مخالفا لهواه باشد 4️⃣ مطیعا لامر مولاه باشد تازه این را پیدایش بکن و " فَلِلعوامِ اَن یُقَلِّدوه" عوام باید مقلد این بشوند ▪️حتی آدم بخواهد شیخ انصاری ها را هم یک فقیه مطلق بداند مشکل است چون تفقّه در دین میخواهد یعنی هم در "فقه اکبر" و هم در "فقه اصغر" اینجوری فقیه میخواهیم ▪️در زمان حضور آقا امیرالمومنین که آقا در کوفه مستقر بودند و حکومتشان آنجا بود &ایران، افغانستان، لبنان، اردن، عربستان سعودی، یمن،... همه زیر قلمرو اسلام بودند، چقدر در یمن شیعه داشت..... پس معلوم است شیعیان یمنیِ امام علی از شیعیانِ مدینه ای و کربلایی و نجفی و...... به مراتب در حفظ اهل بیت و حریم اهل بیت ساعی تر بودند کوشش بیشتری داشتند. ۱۴۰۰ ۱_۲_۱۴۰۰ @mohamad_hosein_tabatabaei
کیش مهر (درمحضر علامه طباطبایی)
◾️قبساتی از افاضات استاد صمدی آملی روز هشتم ،ماه مبارک رمضان ۱۴۴٢ ه.ق، برابر با ۱۴۰۰/۲/۱◾️ ◾️جلسه چ
◾️قبساتی از افاضات استاد صمدی آملی روز هشتم ،ماه مبارک رمضان ۱۴۴٢ ه.ق ، برابر با ۱۴۰۰/۲/۱◾️ ◾️جلسه چهاردهم «شرح رساله لقاءالله » ◾️ از دقیقه ۲۹ الی آخر ( ۳۹ ) ▪️اگر بخواهی از آن مقام عصمت تنزّل بکنی میبینی نوبت رتبهء محمدبن حنفیه هاست که ایشان به برادرش امام حسین از جنبه نصیحت گفت که برادر! برو یمن. ▪️خب اگر در زمان امام که حاضر هم هست اگر دسترسی به امام نداشتیم چکار کنیم؟ آنجا مجبوریم باز به مجتهدین مراجعه کنیم ▪️اینجور نیست که باب اجتهاد در زمان صاحب عصمت نباشد. بلکه باید برویم پیش مجتهد ▪️حالا این مجتهد کیه؟ مثلا یک والی از طرف آقاجان امیرالمومنین می آید. مثلا اباذر را میفرستاد. ▪️در جنوب لبنان یک مقامی بنام مقام اباذر هست..... خب شبانه روز اینقدر برای مردم احکام شرعی و سوالات پیش می آید که ایشان که همهء اینگونه چیزها را که ذهنش نبوده و سوالش را نکرده...... بعد از او سوال میشود چکار میکند؟ ▪️مسائل مستحدثه یعنی مسائلی که تازه حادث شده و تازه شروع شده و اصلا سابقه ندارد ▪️مثلا در مسافرت اگر آدم ۴ فرسخ برود و برگردد مسافر میشود.....قدیم یا با شتر یا با پای پیاده.... بود.... و الان هواپیما.... شده.....و عمودی برود بالا و دوباره برگردد همینجا .... ۴ فرسخ رفت و ۴ فرسخ برگشت آیا مسافریم یا نه؟ اینها میشود سوالات مُستَحدَثِه یعنی یک چیز جدید پیش می آید ▪️باید فقیه آنچنان در امور دین تبحر داشته باشد که بتواند از آیات و روایات در اینگونه از مسائل جدیدی که پیش می آید استخراج کند استنباط کند چون ایشان که دسترسی ندارد برود مدینه از آقا سوال کند.... ▪️و لذا اجتهاد در مقابل نص صحیح نیست ؛اما اجتهادِ بدون نص باید باشد.....ولی اجتهاد در مقابل نص مثل عمل به قیاس هم در احکام شرعیه باطل است ▪️برگردیم به صدر بحث: که یکی خدا را در حمد وکیل میگیرد و یکی در قرائت قرآن خدا را وکیل میگیرد..... از اینجا بحث " قرب فریضه" و "قرب نافله" پیش می آید. ✔️یکجور دیگر قرآن خواندن این است که یا بر اساس قرب فریضه باشد یا بر اساس قرب نافله: ▪️که در قرب نافله خدای متعال میگوید من چشم و گوش و دست و پای.....بنده ام میشوم ▪️در قرب فریضه بنده چشم و گوش و دست و پا و اعضاء و جوارحِ خدای متعال میشود. ۱۴۰۰ ۱_۲_۱۴۰۰ @mohamad_hosein_tabatabaei