□○ #شنيدن_كى_بود_مانند_ديدن○□
□○از شنيدن تا ديدن چقدر راه است؟ ممكن است راهش خيلى طولانى نباشد و در عرض چند روز فهم و عقلتان بزرگ شود. امّا چقدر از شنيدن تا ديدن، راه طى شده است؟ اوّل شنيد، بعد عبادت كرد، بعد سالها به فكر فرو رفت، اگر درويش بود چقدر توى عرفان رفت، اگر هم اهل تعقّل و علم بود چه بحثها، چه جدالها، همينطور پيش آمد تا چشم دلش باز شد و به مرحلهى ديدن رسيد.
□○حال كه به ديدن رسيد بهرهى تمام آنها را برده است، منتهى ديگر آنها را لازم ندارد. گوش را مرخص كرد، ديدِ ظاهر را مرخص كرد، خلاصه دستگاه را كمكم جمع كرد. اوّل پهن كرده بود، امّا كمكم جمع كرد. زيراخدا آنقدر به او نزديك بود كه راه گفتن و شنيدن را بست. اين او بود كه اين درها را بهواسطــهى نزديكى بسـت. كمكم فقط ديدن ماند. ديدن هم دوام نداشت، به هم چسبيدند و ديگر خبرى نيامد، يُحِبُّهُم و يُحِبُّونَهُ . تنها خبرى كه آمده اين جمله قرآنى است كه آنها خدا را دوست داشتند، خدا هم آنها را دوست داشت، همين. چشم محبّت كه باز شد، خدا را ديدند. خدا هم آنها را ديد، اين انتهاى كمال انسان است و كمال انسان به اين است.
□○سه نفر قصد داشتند بروند مشهد، يكى از آنان گفت، اينجا بايستيد تا من بروم كمى ميوه بخرم بيايم، وقتى برگشت ديد فقط يك نفر آنجا ايستاده است، پرسيد دوستمان كو؟ گفت نمىدانم! يك نفر از اينجا رد مىشد، به رفيق ما سلام كرد، او هم جواب سلام داد، بعد رفتند كه رفتند. يُحِبُّهُم و يُحِبّونَه. اين او را دوست داشت، او هم اين را، با هم قاطى شدند و رفتند.
□○آنهايى هم كه مىميرند همينطور مىشوند. با يكى سلام و عليك مىكنند، يُحِبُّهُم و يُحِبّونَه. خداحافظ! آن وقت شما مىگوييد، خدا رحمتش كند، رفت.
#یاعلی
□○ #طوباى_محبت
مجالس حاج محمّد اسماعيل دولابى
كتاب دوم، چاپ هشتم، مجلس دوم
صفحه ى٣٥-٣٤○□
@mohamad_hosein_tabatabaei