📢 | #آواز_جنگ
📍 | #رستاخیز_جان
🔹تیغ آفتاب بر سر مردم میتابد. هر کسی برای پناه گرفتن از شر آفتاب، به جایی پناه برده است.
🔹بعضیها اینجور عکس شهدا را گرفتهاند تا سایهبان باشد. این شهدا تا بودند مدافع مردم در برابر دشمنان بودند.
🔹حالا که رفتند، عکسشان هم مدافع مردم شده در برابر آفتاب.
✍#محمد_حیدری
🆔 @monaadi_ir
15.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📢 | #آواز_جنگ
📍 | #رستاخیز_جان
💠 قیافه نوستالژی
🔹نشسته بود روی اتاقک وانت. محدودهی خودش را کامل پوشش میداد.
سمعی، بصری و امدادی همه با خودش بود.
تکهای از مسیر را همراه بودیم. عکس سردار حاجیزاده، از بالای سرش پایین نمیآمد.
🔹تابلو شهدای غیر نظامی هم که کلی حرف برای گفتن داشتند.
بیشتر شعارهایش به امام حسین گره میخورد. مراعات حنجره پابهسن گذاشتهاش را هم نمیکرد.
اولبار بهعنوان قسمتی از اتفاقات مسیر تشییع نگاهش کردم و رد شدم.
اما نمیدانم چطور شد که هی برگشتم و دوباره نگاهش کردم. گوشی را در آوردم و با چیکچیک پشت سرهم سعی کردم عکس خوبی ازش بگیرم. عکسی که جنبجوشش تارش نکند. آخر موقع شعار دادن کمی به چپ توجه میکرد و کمی راستیهارا مستفیض.
🔹با این حال بچهای که میان جمعیت بهانه میگرفت را هم میدید و دعوت میکرد تا روی وانت بنشیند.
🔹خانمی که طاقتش طاق شده و رو به غش میرفت را یله کرده بودند عقب وانت و او بین شعارها دلداری میداد:« پاشو زن! پاشو نگاهی تو صورت سردار حاجیزاده بنداز خوب میشی، بهخدا شفاس!»
بیشتر نگاهش کردم. یک غریبهی قریب بود.
🔹نمیدانم چرا! ولی بهنظر من قیافه نوستالژی خود خودش بود. از همانها که توی جبهه سقا میشدند. به خاطر سنشان راهشان نمیدادند خط مقدم. همان پیرمردی که حواسش به آبودون بچهها بود. سرد و گرمشان را مراقبت میکرد. همزبان بود. سنگ صبور...
همان که توپ و تفنگ نداشت ولی سربند و چفیه از سرش نمیافتاد...
✍#مهدیه_مهدیپور
🆔@monaadi_ir
📢 | #آواز_جنگ
📍 | #رستاخیز_جان
💠 پسر کو ندارد نشان از پدر
🔹نوشته است عروج خانوادگی
به راستی خوب تربیت را یاد گرفتی که توانستی هم خودت رشد کنی هم جگر گوشه ات...!
این است حکایت رشادت...!
🔹رشید باشی قدت به آسمان برسد آنچنان که باهم از باغ دنیا چیده شوید.
✍#زکیه_جنتی
🆔@monaadi_ir
📢 | #آواز_جنگ
📍 | #رستاخیز_جان
🔹حرف و حدیثها راجع به این جنگ زیاد است. عدهای آن را نتیجه چهل سال شعار و جنگ طلبی جمهوری اسلامی میدانند و طرف دیگر آن را یک جنگ آخرالزمانی و مقدس.
🔹در نظر من اما این جنگ به پا شد تا معیار شرافت باشد. عین همین جملهای که در عکس نوشته.
🔹 حالا این ما هستیم و فلطسین. ملاکی برای حق و باطل، شرافتمند و بی شرف. و چه افتخاری دارد که سرداران ما جای آن مدالهای فلزی که همه ژنرالهای دنیا به لباس میزنند، شرافتمندانه مدال دفاع از فلسطین را به گردن آویختند و سر فدا کردند.
✍#محمد_حیدری
🆔 @monaadi_ir
8.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📢 | #آواز_جنگ
📍 | #رستاخیز_جان
🔹مسیر زیاد است و آدمها زیادتر.
بلندگو و سیستم صوتی جوابگوی همه راه نیست. بعضی قسمتها صدای واحد مراسم کمرنگ است. ولی فریاد جمعیت خاموش نمیشود. مرد و زن و پیر و جوان از گوشهکنار آتش به اختیار عمل میکنند.
اینکه میگویم زن، برای زیبا و خوش آوا شدن جملهام نیست.
🔹گاهی واقعا زنها شروع کننده شعار اند:«لبیک یا خامنهای، مرگ بر ضد ولایت فقیه»
هرکس کار را دست میگیرد، مرد و زن از اطراف پاسخش را میدهند.
🔹این قسمت شعارها بهنظرم دعای مستجاب است. چون از سینه میجوشد نه فقط از وظیفه کاری. نه از مدیون نشدن به میکروفون توی دست.
🔹از حق نگذریم، بعضیهاشان صداهای دشمن کُشی هم دارند...
دَمشان گرم
✍#مهدیه_مهدیپور
🆔@monaadi_ir
📢 | #آواز_جنگ
📍 | #رستاخیز_جان
🔹 زیارت عاشورا میخواند. بدون توجه به غوغای خیابانهای اطرافش. چقدر این پیرمردها را دوست دارم. به سنی رسیدهاند که هر کاری که دوست دارند و میدانند درست است را انجام میدهند.
🔹 فرقی هم بین آنچه او میگوید و دیگران فریاد میزنند نیست.
مجری تشییع میگوید مرگ بر اسراییل.
پیرمرد میگوید: لَعَنَ اللَّهُ شِمْراً و...
مهم این است که بدانی در چه زمانی داری لعنت میکنی.
🔹پیرمرد چشمان قوی دارد. تابوت شهدا که به مقابلش میرسد، نگاه به اسامی روی تابوت میاندازد و به نیابت از هر شهید، سلام میدهد.
_ اَلسَّلامُ عَلَی الْحُسَیْنِ وَ عَلی عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلی اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلی اَصْحابِ الْحُسَیْنِ
✍#محمد_حیدری
🆔 @monaadi_ir
5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📢 | #آواز_جنگ
📍 | #رستاخیز_جان
🔹یک نفر میگفت «مواظب خودت باش»، وسط جنگ، کار همان «دوستت دارم» را میکند.
حالا فکر کنید یک نفر به طرف مقابلش بفهماند که «مواظبت هستم!»
میشود ته معرفت.
🔹مثل اتفاقی که روز تشییع تریلیتریلی عشق میریخت کف خیابان.
تریلیهایی که شهدا را حمل میکنند بین جمعیت میایستند برای تبرکی.
🔹موقع حرکت، لاک پشتی جلو میروند. اما شلوغی و مردمی که از شوقِ دست رساندن، موج بر میدارند، کمی خطرناک است.
🔹مردهایی که لباس دیجیتالی پوشیدهاند چندباری تذکر میدهند تا جلو ماشین خالی باشد. همیشه چند نفری اینجاها میپلکند. اما این مدلش را ندیده بودم.
🔹مردهای دیجیتالپوش دستهایشان را توی هم قلاب میکنند. مثل بازی عمو زنجیرباف. مستطیلی انسانی جلو ماشین درست میشود. یک منطقه امن تا برای کسی اتفاقی نیفتد. پیرمردی هم خاصه تمرکز کرده روی چرخهای جلو و به موازاتش راه میآید تا مشکلی پیش نیاید.
کاری که میشد با یک سیس نظامی و فریادی مقتدرانه به انجام رساند، ولی با مهربانی و ظرافتی نظامی قاطی شد.
🔹کجای دنیا، آدمها، از زمختترین مردمان خود، اینهمه «مواظبت هستم» دریافت میکنند؟
جماعت ایرانی اینطور دلشان قُلقُل میزند برای هم.
کار را میسپاریم به خدا و دلمان به این مواظبتها گرم است...
✍#مهدیه_مهدیپور
🆔@monaadi_ir
📢 | #آواز_جنگ
📍 | #رستاخیز_جان
🔹 گفتوگوهای پدر، پسری جلوی مردم همیشه رسمی است. غرور مردانگی اجازه نمیدهد راحت و خودمانی حرف بزنند.
🔹 کاروان شهدا از راه میرسد. چشمانم به نوشتهای مشترک روی تابوتها قفل میشود:
«ای کاروان شهدا، سلام مرا به پسرم برسانید.
پدر شهید مدافع حرم، سردار محمدرضا بیات»
🔹همین. دو خط رسمی که پشتش سالها فراق و حرف نگفته باقی مانده است.
✍#محمد_حیدری
🆔 @monaadi_ir
📢 | #آواز_جنگ
📍 | #رستاخیز_جان
💠 شهدا به آزادی رسیدند
🔹آخرین دقایق مراسم طی میشود. بعد از چهار ساعت، ماشین حامل پیکرها به نقطه پایان رسیده است.
🔹جمله مداح در بلندگوها پیچد: کاروان شهدا به آزادی رسیدن، خواهش میکنم کسی دیگه دنبالشون نره.
🔹نمیدانم آن مداح حواسش بود یا نه، جملهاش بیشتر از اینکه یک اعلام مکان باشد، نهایت توحید را میرساند. انگار آن مداح با زبان بی زبانی میگوید:« آهای مردم این شهدا از قفس جسمشان رها شدند. حالا آزادانه پر میگیرند. دیگر روی زمین به دنبال آنها نگردید...»
✍#محمد_حیدری
🆔 @monaadi_ir
📢 | #آواز_جنگ
📍 | #قطعه_۴۲
🔹یکی میگفت شهادت قبلا شکل "دَر" بوده. هر چند وقتی یک نفر میتوانست از آن رد شود. اصلا برای همین اسمش را گذاشتند "باب شهادت"
🔹 این روزها اما دیگر برای شهادت بابی وجود ندارد. "در" شهادت را بستند و دروازهاش را باز کردند.
تصورم از این دروازه جاییست شبیه همین ورودی قطعه ۴۲ بهشت زهرا. جایی که مزار شهدای حمله صهیونیستهاست.
🔹 تشییع شهدا مثل رود روان است. فقط باید در مسیر صبر کنی. میبینی که از سالن دعای ندبه، تابوتی، شبیه قایقهای کاغذی کودکیهایمان، روی دست مردم به جلو میآید. به قدر لحظهای در مقابل تو هست و بعد میرود به سمت قطعه ۴۲. به سمت دروازه شهادت. معبری به سمت بهشت.
تو چه کار میکنی؟ میایستی و تنها نظارهگر میمانی یا دل به دریای مردم میزنی تا به آن شهید برسی؟؟؟
✍ #محمد_حیدری
🆔 @monaadi_ir
📢 | #آواز_جنگ
📍 | #قطعه_۴۲
🔹هر کلمه با خودش آلبومی از تصاویر، خاطرات و احساسات را در آدم زنده میکند.
🔹در گلزار شهدای بهشت زهرا، قطعه ۴۲ قدم میزنم، یک گوشه خانوادهای نشسته، گریه میکنند و به خاک چنگ میزنند.
گوشهی دیگر مردی مقابل قبری نشسته و بهت زده،
بدون کلمهای حرف
بدون پلک زدن
بدون تکان خوردن، خیره مانده به سنگ قبر مقابلش...
🔹چند کودک بین قبرها میگردند و آدرس میپرسند.
بزرگتری که همراهشان است میگوید:« بچهها رفیق شهید هستند»
🔹رفیق شهید! کلمهای که تصویر مردی سن بالا، با ریش و پوست چین خورده را جلوی چشمانم میاورد. مردی که کوله باری خاطره از شهید دارد. این تصویر من از رفیق شهید است، نه این کودکان.
🔹 انگار جهان تغییر کرده و من هنوز نتوانستهام تصویرهای ذهنیام را بهروزرسانی کنم. حالا تصویر این کودکان میشود تصویر ذهنی من از رفقای شهید.
✍#محمد_حیدری
🆔@monaadi_ir
14.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📢 | #آواز_جنگ
📍 | #قطعه_۴۲
🔹جیم کری، در فیلم مرد کابلی، یک جایی میگوید:«میدونی اشکال زندگی واقعی چیه؟... تو لحظات حساس موسیقی نداره.»
🔹اگر دست من بود و قدرت میداشتم، حتما دستور میدادم سنج و دمام بشود سرود ملی ایران. گویی کل بار غم و حماسه ما را در نت به نت صدایش دارد.
هم میشود با نوایش گریه کرد و هم میشود شمشیر زد.
شبیه همین مردمی که زیر تابوتها اشک میریزند، اما فریاد "مرگ بر اسراییل" آنها هم بلند است و بدون لرزش.
🔹کسی دعوتشان نکرده بود. خودشان سنج و دمام به دوش انداختند و آمدند گلزار شهدا. قطعه ۵۰. میان شهدای مدافع حرم.
🔹انتهای تصویر را میبینید؟ پیکر شهید حاجیزاده و شهید باقری بر روی دستها میرود. در همین لحظه است که چند جوان مینوازند.
این صحنه بدون آنها یک چیزی کم دارد.
آنها موسیقی این سکانس را به بهترین نحو نواختند.
نوای غم و حماسه.
شبیه حسی که پس از شهادت سرداران داشتیم.
🔹حالا دیگر مطمئنم که سنج و دمام باید سرود ملی ما بشود.
✍#محمد_حیدری
🆔@monaadi_ir