eitaa logo
المصيبة الراتبة | مقتل شناسی
5.8هزار دنبال‌کننده
434 عکس
253 ویدیو
37 فایل
🚩 اَلسَّلَامُ عَلَيكَ يَا صَاحِبَ المُصِيبَةِ الرَّاتِبَةِ 🚩 📎 پایگاه علمی - پژوهشی #مقتل و #مقتل_شناسی 📎 اِحیاء تراث شیعی و نسخ خطی 📌 ارتباط با ادمین: 🆔 @mosibatoratebah_admin
مشاهده در ایتا
دانلود
🥀 | صلوات‌الله علیه 🥀 از لاله دید، پُر‌چمنی، در برابرش آمد دمی که بر سر جسم برادرش لبریز برکه‌ای به تموّج ز خونِ گرم غلتان در آن، برادرِ با جان برابرش خاک سیه، شفق زده، هم‌چون افق ز خون وز موج آن گرفته چو مه، روی انورش چون شاخه‌ای که بشْکند از نخل بارور تیغ جفا دو دست فکنده ز پیکرش آن ساقی‌ای که داشت بسی چشم‌ها به راه خون کرده دورِ چرخِ ستم‌گر به ساغرش صد چشمه خون ز دیده به دامن نثار شد تا برسِتُرد ژاله‌ی خونین ز عبهرش انگیخت شور حشر ز درد درون چو دید بر روی خاک، قامت غوغای محشرش زنگار دود آه، رخ چرخ، تیره کرد شنگرف خون چو دید به یاقوت احمرش عنقای قافِ همّت و مردانگی و عشق در خاک و خون تپیده چو بشْکسته شهپرش گویی نشد مجال که سر گیردش ز خاک زین روی، رو نهاد به روی برادرش نالید کای نهال برومند باغ دین! بشْکست قامتم چو شکستی ز باد کین ▫️استاد عابد تبریزی 🆔 @mosibatoratebah ▫️ ▫️ ▫️ ▫️ ▫️
🥀 | سلام‌الله علیها 🥀 ای یک جهان برادر! وی نور هر دو دیده! چون حال زار خواهر، چشم فلک ندیده بی‌‌محمل و عماری، بی‌‌آشنا و یاری سرگَرد هر دیاری، خاتون داغ‌دیده خورشید برج عصمت، شد در حجاب ظلمت پشت سپهر حشمت، از بار غم خمیده در‌دانه بانوی دهر، بی‌پرده شهره‌ی شهر دوران چه کرده از قهر، با نازپروریده؟ ای لاله‌ی دل ما! وی شمع محفل ما! بر نی مقابل ما، سر بر فلک کشیده بنْگر به حال اطفال، در دست خصم، پامال چون مرغ بی‌‌پر و بال کز آشیان پریده یک دسته دل‌شکسته، بندش به دست بسته یک حلقه ‌زار و خسته، خارش به ‌پا خلیده گردون شود نگون‌ سر؛ افلاک، تیره منظر لیلا اسیر و اکبر، در خاک و خون تپیده دست سکینه بر دل، پای رباب در گِل کافتاده در مقابل، اصغر گلو‌دریده بر‌بسته دست تقدیر، بیمار را به‌ زنجیر عنقای قاف و نخجیر، هرگز کسی شنیده؟ آهش زند زبانه، روزانه و شبانه از ساغر زمانه، زهر الم چشیده رفتم به کام دشمن، در بزم عام دشمن داد از کلام دشمن، خون از دلم چکیده کردند مجلس‌آرا، ناموس کبریا را صاحب‌دلان خدا را، دل از کفم رمیده گر مو‌به‌مو بمویم، آرام دل نجویم از آن چه شد نگویم، با آن سر بریده ز‌آن لعل عیسوی دم، حاشا اگر زنم دم کز جان و دل دمادم، ختم رسل مکیده ▫️آیت‌الله غروی اصفهانی رضوان‌الله تعالی علیه 🆔 @mosibatoratebah ▫️ ▫️ ▫️ ▫️ ▫️
🥀 | صلوات‌الله علیه 🥀 تا تو شدی کشته ما، بی‌‌سر و سامان شدیم یک‌سره سر‌گشته‌ی کوه و بیابان شدیم خیمه و خرگاه ما، رفت به باد فنا به لجّه‌ی غم اسیر، دچار طوفان شدیم از فلک عزّ و جاه، به روی خاک سیاه به چاه غم سرنگون، چو ماه کنعان شدیم ز کعبه‌ی کوی تو، به حسرت روی تو به حلقه‌ی فرقه‌ای، ز بت‌پرستان شدیم ای سر تو بر سنان! شمع ره کاروان به مهر روی تو ما، شهره‌ی دوران شدیم ز جور خون‌خوارگان، تو سربلندیّ و ما ز دست نظّارگان، سر به گریبان شدیم پرده‌گیان تو را، حجات عزّت درید تا که تماشاگه، پرده‌نشینان شدیم گاه به زندان غم، حلقه‌ی ماتم‌زده به کنج ویرانه ‌گاه، چو گنج شایان شدیم چو ساربان عزا، نواخت بانگ رحیل سر تو شد روی نی، گم‌شدگان را دلیل ▫️آیت‌الله غروی اصفهانی رضوان‌الله تعالی علیه 🆔 @mosibatoratebah ▫️ ▫️ ▫️ ▫️ ▫️
🥀 | سلام‌الله علیها 🥀 جلوه‌ی روی تو بود، طور مناجات ما کعبه‌ی کوی تو بود، قبله‌ی حاجات ما شربت دیدار تو، آب حیات همه صحبت این ناکسان، مرگ مفاجات ما خرمن عمر عزیز، رفت به باد ستیز ز آتش بیداد سوخت، حاصل اوقات ما از تو نگشتم جدا، در همه‌جا وز قضا تا به ‌قیامت فتاد، دید و ملاقات ما بی‌تو اگر می‌روم، چاره ندارم ولی این‌ همه دوری نبود، شرط مکافات ما وعده‌ی ما و تو در، بزم یزید پلید تا کنی از طشت زر، جلوه به میقات ما راه درازی به پیش، هم‌سفران کینه کیش همّتی از پیش، بیش، بهر مهمّات ما شمع‌صفت می‌روم، سوخته و اشک‌ریز ای سر نورانی‌ات، شاهد حالات ما! بی‌تو نشاید که ما، بار به منزل بریم یا که به ‌سختی مگر، بارِ غمِ دل بریم ▫️آیت‌الله غروی اصفهانی رضوان‌الله تعالی علیه 🆔 @mosibatoratebah ▫️ ▫️ ▫️ ▫️ ▫️
🥀 | در نعت اکرم صلی‌الله علیه و آله و سلم 🥀 روزگار از نکهت زلف نگارم عنبرین شد گیتی از عکس رخش رشک نگارستان چین شد توده ی غبرا، ملوّن از شقایق گشت و سنبل ساحت گلشن مزیّن ز ارغوان و یاسمین شد جویباران ز آب باران بهاری همچو کوثر آبها شیرین و صافی هر طرف چون انگبین شد هست از یُمن قدوم آن نگار عنبرین مو کاین چنین روی زمین چون روضه ی خُلدبرین شد در، بهای یکسر مویش نباشد هر دو گیتی قیمت خاک کف پایش بهشت و حور عین شد وصل لعل شکّرینش در زبان دارم که گویی نظم شیرین روان بخشم چو لعل شکّرین شد خامه ام مانا، کلیم الله را ماند که اینسان مطلعی نو چون ید بیضا برونش ز آستین شد از پی نعت رسولم تا بُراق طبع زین شد طایر عقلم دلیل راه چون روح الامین شد گر نباشد جذبه یی در کار و عشقی در سر از وی بر مقامش کی برد، پی گرچه ز ارباب یقین شد هست احمد با احد در هر صفت یکتا ولیکن این دوئیت در حقیقت کامل از یک اربعین شد قرنها پیش از وجود عالم و آدم نبی بود او نبوّت داشت کادم در میان ماء وطین شد اوست دست کردگار و دست دست اوست بالله گر شنیدی خاک آدم با، ید قدرت عجین شد گر چه آخر از همه پیغمبران آمد ولیکن علّت ایجاد خلق اوّلین و آخرین شد شرع او متقن بود مانند عهد لایزالی دین و آئینش بسی محکم تر، از عرش برین شد چون تمام رحمت حق در وجودش گشته مضمر لاجرم شخص شریفش رحمةٌ للعالمین شد عقل کل نفس مشیّت مبدء فیض نُخستین مظهر حق سیّد لولاک خیرالمرسلین شد ایزدش در بزم قُرب کبریایی برد، انسان تا گذشت از قاب قوسین بلکه با وی همنشین شد قصّه ی معراج را تقریر نتوانم ولیکن طالب و مطلوب را، دانم که در یکجا قرین شد بیم تکفیر ار نبودی اقتران این و آن را بی تأمّل گفتمی کاین عین آن، آن عین این شد از چه معشوق، ازل بی پرده گردید آشکارا گرنه عشقش پرده افکن زان جمال نازنین شد گر نبودی او نبودی حرف توحیدی به عالم در تجلّی شاهد توحید را عشقش معین شد لا و الاّیی نبودی گر نبودی ذات پاکش حرف استثنایش اندر حفظ حق حصنی حصین شد از پی نعت جلالش مطلعی از شرق طبعم همچو خورشید جمالش آشکارا و مبین شد ▫️وفایی شوشتری رضوان‌الله تعالی علیه 🆔 @mosibatoratebah ▫️ ▫️ ▫️ ▫️ ▫️
🥀 | علیه‌السلام 🥀 هرگز دلی ز غم چو دل مجتبی نسوخت ور سوخت ز اجنبی دگر از آشنا نسوخت هر گلشنی که سوخت ز باد سموم سوخت از باد نوبهار و نسیم صبا نسوخت چندان دلش ز سرزنش دوستان گداخت کز دشمنان ز هر بد و هر ناسزا نسوخت از هر خسی چو آن گل گلزار معرفت شاخ گلی ز گلشن آل‌عبا نسوخت جز آن یگانه گوهر توحید را کسی ز الماس سوده لعل لب دلربا نسوخت هرگز برادری به عزای برادری در روزگار، چون شه گلگون قبا نسوخت باور مکن دلی که چو قاسم به ناله شد زان ناله پر از شرر وا ابا نسوخت آن دم که سوخت حاصل دوران ز سوز زهر در حیرتم که خرمن گردون چرا نسوخت تا شد روان عالم امکان ز تن روان جنبده‌ای نماند کزین ماجرا نسوخت خاموش شد چراغ دل افروز مجتبی افروخت شعله غم جانسوز مجتبی ▫️ آیت‌الله غروی اصفهانی رضوان‌الله تعالی علیه 🆔 @mosibatoratebah ▫️ ▫️ ▫️ ▫️ ▫️
🥀 | صلوات‌الله علیه 🥀 شاهی که بود گوشه ‌نشینی شعار او محنت قرین او شد و غم بود یار او آن کو دمید صبح ازل از جبین او شد تیره‌تر زشام ابد روزگار او محکوم حکم دیو شد آن خسروی که بود روح الامین چو بنده فرمانگزار او موسی اگر به طور غمش می‌زدی قدم بیخود شدی ز آه دل شعله بار او یک باره‌گر مسیح بدید آنچه او بدید می‌شد دوباره چرخ چهارم چو دار او آن سرو سبزپوش چو گل سرخ روی شد آری ز بس که خون جگر شد نگار او روی حسن چو سبز شد از زهر غم فزود تا شد سرشک دیده و دل جویبار او طوبی نثار آن قد و قامت که بعد مرگ از چار سو خدنگ سه پر شد نثار او پرورده کنار پیمبر بد از نخست محروم شد در آخر کار از کنار او آن سروری که صاحب بیت‌الحرام بود بیت‌الحرام بهر چه بر وی حرام بود ▫️ آیت‌الله غروی اصفهانی رضوان‌الله تعالی علیه 🆔 @mosibatoratebah ▫️ ▫️ ▫️ ▫️ ▫️
🔅 | صلوات‌الله علیه 🔅 برید باد صبا خاطری پریشان داشت مگر حدیثی از آن زلف عنبر افشان داشت نسیم زلف نگار از نسیم باد بهار فتوح روح روان و لطافت جان داشت صبا ز سلسلۀ گیسوی مسلسل یار هزار سلسله بر دست و پای مستان داشت بیام یار عزیز ملیج روح افزا است دم مسیح توان گفت بهره ای زان داشت حدیث آن لب و دندان چه دُر فشانی کرد شکست رونق لؤلؤ، سبق ز مرجان داشت یمن کجا و بدخشان؟! مگر صبا سخنی از آن عقیق درخشان و لعل رخشان داشت بیادم از نفس خرم صبا آمد گلی که لعل لبی همچو غنچه خندان داشت بخضرت خطش از خضر جان و دل می برد چه طعنه ها که دهانش به آب حیوان داشت خطا است سنبله گفتن به سنبل تر او به اعتدال قد و قامتی به میزان داشت هزار نکتۀ باریکتر از مو اینجاست به صد کرشمه ز اسرار حسن جانان داشت مهی کلاه کیانی بسر چو کیکاوس که افسر عظمت بر فراز کیوان داشت بخسروی، همۀ بندگان او پرویز جهان بصحبت شیرین به زیر فرمان داشت ز نای حسن همی زد نوای یا بُشری جمال یوسفی اندر چه زنخدان داشت صبا دمید خور آسا ز مشرق ایران مگر که ذره ای از تربت خراسان داشت محل امن و امانی که وادی ایمن هر آنچه داشت از آن خطۀ بیابان داشت مقام قدس خلیل و منای عشق ذبیح که نقد جان بکف از بهر دوست قربان داشت مطاف عالم امکان ز ملک تا ملکوت که از ملوک و ملک پاسبان و دربان داشت بمستجار درش کعبه مستجیر و حرم اساس رکن یمانی ز رکن ایمان داشت بمروه صفۀ ایوان او صفا بخشید حطیم و زمزم از او آبرو و عنوان داشت مربع حرمش رشک هشت باغ بهشت که پایه برتر از این نُه رواق گردان داشت به قاف قبهٔ او پر نمی‌زند عنقا بر آستانهٔ او سر همای گردان داشت درش چو نقطه محیط مدار کون و مکان هر آفریده نصیبی بقدر امکان داشت شها سمند طبیعت ز آمدن لنگست بدان حظیره امید وصول نتوان داشت فضای قدس کجا رفرف خیال کجا براق عقل در آن عرصه گرچه جولان داشت در تو مهبط روح الامین و حصن حصین ز شرفۀ شرف عرش و فرش، ایوان داشت قصور خلد ز مقصورۀ تو یافت کمال ز خدمت در آن روضه، رتبه رضوان داشت توئی رضا که قضا و قدر سر تسلیم بزیر حکم تو ای پادشاه شاهان داشت تو محرم حرم خاص لی مع اللهی ترا عیان حقیقت جدا ز اعیان داشت تجلی احدیت چنان ترا بربود که از وجود تو نگذاشت آنچه وجدان داشت جمال شاهد گیتی بهستی تو جمیل که از شعاع تو شمعی فلک فروزان داشت کتاب محکم توحید از آن جبین مبین به چشم اهل بصیرت دلیل و برهان داشت حدیث حسن ترا خواند فالق الاصباح که از افق غسق اللیل را گریزان داشت تو باء بسمله ای در صحیفۀ کونین ز نقطۀ تو تجلی نکات قرآن داشت ز مصدر تو بود اشتقاق مشتقات ز مبدء تو اصالت اصول اکوان داشت مقام ذات تو جمع الجوامع کلمات صفات عز تو شأنی رفیع بنیان داشت حقایق ازلی از رخ تو جلوه نمود دقایق ابدی از لب تو تبیان داشت نسیم کوی تو یحیی العظام و هی رمیم شمیم بوی تو صد باغ روح و ریحان داشت مناطق فلکی چاکر تراست نطاق ز مهر و ماه بسی گوی زر بچوگان داشت فروغ روی ترا مشتری هزاران بود ولی که زهرۀ آن زهره روی تابان داشت بمفتقر بنگر کز عزیز مصر کرم به این بضاعت مزجاه چشم احسان داشت به این هدیه اگر دورم از ادب چه عجب همین معامله را مور با سلیمان داشت ▫️ آیت‌الله غروی اصفهانی رضوان‌الله تعالی علیه 🆔 @mosibatoratebah ▫️ ▫️ ▫️ ▫️ ▫️
🥀 | سلام‌الله علیها 🥀 دختر فکر بکر من، غنچه‌ی لب چو واکند از نمکین کلام خود حق نمک ادا کند طوطی طبع شوخ من گر که شکرشکن شود کام زمانه را پر از شکّر جان‌فزا کند بلبل نطق من ز یک نغمه‌ی عاشقانه‌ای گلشن دهر را پر از زمزمه و نوا کند خامه‌ی مُشک‌سای من گر بنگارد این رقم صفحه‌ی روزگار را مملکت خَتا کند مطرب اگر بدین نَمَط ساز طرب کند گهی دایره‌ی وجود را جنت دل‌گشا کند شمع فلک بسوزد از آتش غیرت و حسد شاهد معنی من ار جلوه‌ی دلربا کند نظم برد بدین نسق از دم عیسوی سبق خاصه دمی‌ که از مسیحا نفسی ثنا کند وهم به اوج قدس ناموس اله کی رسد؟ فهم که نعت بانوی خلوت کبریا کند؟ ناطقه‌ی مرا مگر روح قُدُس کند مدد تا که ثنای حضرت سیدة‌النسا کند فیض نخست و خاتمه، نور جمال فاطمه چشم دل ار نظاره در مبدأ و منتها کند صورت شاهد ازل، معنی حُسن لَم‌یَزل وهم چگونه وصف آیینه‌ی حق‌نما کند؟ مطلع نور ایزدی، مبدأ فیض سرمدی جلوه‌ی او حکایت از خاتم انبیا کند بسمله‌ی صحیفه‌ی فضل و کمال معرفت بلکه گهی تجلی از نقطه‌ی تحت «با» کند دایره‌ی شهود را نقطه‌ی ملتقی بود بلکه سزد که دعوی «لو کُشِف الغِطا» کند حامل سرّ مستسر، حافظ غیب مستتر دانش او احاطه بر دانش ماسوی کند عین معارف و حِکَم، بحر مکارم و کرم گاه سخا محیط را قطره‌ی بی‌بها کند لیله‌ی قدر اولیا، نور نهار اصفیا صبح، جمال او طلوع از افق علا کند بضعه‌ی سید بشر، ام ائمه‌ی غُرَر کیست جز او که همسری با شه لافتی کند؟ وحی نبوتش نسب، جود و فتوتش حسب قصه‌ای از مروتش سوره‌ی «هل اتی» کند دامن کبریای او دسترس خیال، نی پایه‌ی قدر او بسی پایه به زیر پا کند لوح قدر به دست او، کِلک قضا به شست او تا که مشیّت الهیه چه اقتضا کند در جبروت حکمران، در ملکوت قهرمان در نشئات «کن‌ فکان» حکم «بما تشا» کند عصمت او حجاب او ،عفت او نقاب او سرّ قِدَم حدیث از آن ستر و از آن حیا کند نفخه‌ی قدس بوی او، جذبه‌ی انس خوی او منطق او خبر ز «لاینطق عن هوی» کند قبله‌ی خلق روی او، کعبه‌ی عشق کوی او چشم امید سوی او، تا به که اعتنا کند بهر کنیزی‌اش بود زهره کمینه مشتری چشمه‌ی خور شود اگر چشم سوی سها کند «مفتقرا» متاب رو از در او به هیچ سو زآنکه مس وجود را فِضّه‌ی او طلا کند ▫️ آیت‌الله غروی اصفهانی رضوان‌الله تعالی علیه 🆔 @mosibatoratebah ▫️ ▫️ ▫️ ▫️ ▫️
🥀 | سلام‌الله علیها 🥀 سینه‌ای کز معرفت گنجینه اسرار بود کی سزاوار فشار آن در و دیوار بود طور سینای تجلّی مشعلی از نور بود سینه سینای عصمت مشتعل از نار بود آنکه کردی ماه تابان پیش او پهلو تهی از کجا پهلوی او را تاب آن آزار بود گردش گردون دون بین کز جفای سامری نقطه پرگار وحدت، مرکز مسمار بود ناله بانو زد اندر خرمن هستی شرر گویی اندر طور غم چون نخل آتشبار بود صورتی نیلی شد از سیلی که چون سیل سیاه روی گیتی زین مصیبت تا قیامت تار بود شهریاری شد به بند بنده ای از بندگان آنکه جبریل امینش بندۀ دربار بود از قفای شاه، بانو؛ با نوایی جان گداز تا توانایی به تن، تا قوّت رفتار بود گرچه بازو، خسته شد وز کار دستش بسته شد لیک پای همتش بر گنبد دوّار بود... ▫️ آیت‌الله غروی اصفهانی رضوان‌الله تعالی علیه 🆔 @mosibatoratebah ▫️ ▫️ ▫️ ▫️ ▫️
🌹 | صلوات‌الله علیه 🌹 آنانکه پاس حرمت نداشتند ایمان بذات خالق اکبر نداشتند گر با شدند مخالف عجب مدار تصدیق ز ابتدا به نداشتند گوش همه ز فضل در غدیرخم پر شد ولی چه سود که باور نداشتند افشاند شه ز لعل گهرها و مفلسان همت به ضبط آن دُر و گوهر نداشتند چندی به ار گرویدند از نفاق جز ملک و مال مقصد دیگر نداشتند هرگز نداشتند به محشر عقیده‌ای ور نه چگونه خوف ز محشر نداشتند کردند هر جفا که برآمد ز دستشان ز آنرو که اعتقاد به کیفر نداشتند گشتند چیره سخت به عنقای قاف قرب زاغان که کر و فر کبوتر نداشتند دین ثابت از بلی آن فراریان قدرت به فتح قلعهٔ خیبر نداشتند در رزم خندق آن همه لشگر بجز مردی حریف عمرو دلاور نداشتند بی‌شک مقرر است بدوزخ حمیمشان آنانکه حب نداشتند قومی دلیل راه شناسند ز ابلهی آن فرقه را که ره سوی داور نداشتند من خاک پای پاکدلانی که جان و سر دادند و دل ز مهر برنداشتند جوید یاری از آن شه که انبیاء جز او پناه و ملجاء و یاور نداشتند ▫️ 🆔 @mosibatoratebah ▫️ ▫️ ▫️ ▫️ ▫️