•••─━━⊱✦▪️﷽▪️✦⊰━━─•••
*سوره قیام*
آیه هشتم: «و ما رمیت اذ رمیت و لکن الله رمی»
🏴در زیارت عباسبن علی، فرازی هست که در آن شهادت میدهیم او در دفاع از اولیاء خدا مثل مجاهدین بدر کار کرده و کم نگذاشته:
«اشهد الله أنک مضیت علی ما مضی علیه البدریون».
این فراز، ذهن آدم را به سمت سوره انفال میبرد که یکی از کارهایش، توصیف وضعیت جنگ بدر است: «و لیبلی المومنین منه بلاء حسنا... [خدا صحنهی بدر را به راه انداخت] تا مومنین را به شکل زیبایی امتحان کند و بیازماید.» و بعد همین آیه است که ذهن آدم را به سمت حدیث امام صادق میبرد: «کان عمّی العباس... ابلی بلاء حسنا» و با خودم میگویم ابالفضل کاری کرده که برای همهی انسانهای بعد از خودش، بساط آزمایش به راه انداخته و رفتارش اینقدر عظمت داشته که به کشیدگی تاریخ، «امتحانسازی»کرده...
▪️حتماً میگویید «معلوم است دیگر؛ وفاداری به امام را تا جایی پیش برده که وقتی امامش را تشنه دیده، لب به آب تَر نکرده» من هم میگویم قبول! اما کسی که به قول زیارتنامهاش «بالغت فی النصیحه و اعطیت غایه المجهود» بوده و در خیرخواهی برای حسین به بالاترین بلوغ رسیده و آخرین حد توانش را خرج سیدالشهدا کرده، نباید فقط به نفی (چون حسین تشنه بود، آب نیاشامید) محدود شود. کسی مثل عباس که یکتنه چهار هزار نگهبان شریعه را در هم شکسته و آبرویی برای آنها باقی نگذاشته و در موج آب و اوج آبرو قرار گرفته، باز هم خودش را مرزوق حسین میبیند. پس به او نگاه میکند و فقاهتش را بر محور عمل امام به کار میگیرد:
▪️مولایم تشنه است و آب به عنوان بدیهیترین نیاز زندگی از او دریغ شده اما انگار از همیشه زندهتر و قویتر و برافروختهتر است. پس حی قیوم قدیر دارد بزرگترین نشانه و آیهاش را در وجود حسین میریزد و چون او به صاحب آب تکیه کرده، اثر آب بدون اینکه آبی در میان باشد، به تسخیر او درآمده. توحید دارد میدرخشد و اسباب و آثار جلویش تحقیر شدهاند. بشتاب که تمام خیر همانجایی است که حسین ایستاده؛ زیر باران حیات و رحمت و قدرت خدا. مگر خودش نبود که در عرفه به خدایش میگفت: «امرت بالرجوع الی الآثار فارجعنی الیک...مصون السر عن النظر الیها و مرفوع الهمّه عن الاعتماد علیها. تو دستور دادی که به آثار رجوع کنم پس مرا به خودت برگردان... در حالی که نگاهم به آثار نباشد و به آنها تکیه نکنم» مثل همه خوبیهای دیگر، عرفه هم در عاشورا به جریان افتاده؛ بشتاب عباس...
▪️آب را روی آب ریخت تا مثل حسین شود و از بند آثار در بیاید و به خالق آثار تکیه کند و توحید را در ظریفترین وجه و درخشانترین صورت به نمایش بگذارد... رمی الماء علی الماء... شاید همانجا بود که سوره انفال دوباره نازل شد: «و ما رمیت اذ رمیت و لکن الله رمی» تو نبودی که آب را روی آب ریختی... خدا بود که در عباس جلوه کرد تا مثل حسین شود و آب را روی آب بریزد تا نشان دهد همه اسباب و آثار، ابزار ارادهی خدا هستند و اگر نباشند، صاحب آنها هست که به او تکیه کنی تا نیازت را برطرف کند...
▪️آیه، عظمت غیرقابلتحملی داشت، آبروی آب را برده بود. تدبیر دشمن برای تشنگیدادن به عاشوراییان تحقیر شده بود و رفتار حسین داشت تکثیر میشد. عباس مشغول ترجمه فرازهای آخر دعای عرفه بود: «محقت الآثار بالآثار و محوت الاغیار بمحیطات افلاک الانوار... آثار [آب] را بوسیله آثار [عباس] نابود کردی و با کسانی که به آسمانهای نور احاطه دارند، اغیار را محو فرمودی»
سیرابشدن با آب، از بین رفته بود و ابالفضل را تبعیت از حسین سیراب کرده بود. اغیار از دور حسین محو شده بودند اینقدر که عباس به او مقرّب شده بود و برای بقیه تاریخ، امتحان ساخته بود. آسمانهای نور به احاطه و تصرف «ماه بنیهاشم» درآمده بود و قمر بدجور داشت میتابید. پس عمود بالا رفت تا ماه پایین بیاید و زمینگیر شود... اُثخن بالجراح... از شدت جراحت زمین گیر شد...
▪️_ تقدیم به مرحوم استاد که این روضه را از او یاد گرفتم؛ همو که میگفت: مقام «نصرت» به معصوم در برابر انواع هجمههای کفر و نفاق، بالاترین درجه برای غیر معصوم در نظام درجات ایمانی است که تنها از طریق تمسک به سلوک حضرت اباالفضل و توسل به ساحت آن حضرت، قابل تحقق است : «فنعم الأخ الصابر المجاهد المحامی *الناصر* ... و السلام علیک یا ناصر الحسین الشهید»
••─━⊱✦▪️✦⊰━─••
🖊: #محمدصادق_حیدری
#سورهی_قیام
#شب_نهم_محرم
#محرم
#حضرت_عباس
#حضرت_اباالفضل
سروش splus.ir/msnote
ایتا Eitaa.com/msnote
بله https://ble.im/msnote
تلگرام https://t.me/msnote
کربلایی حسین طاهری1400052116(1).mp3
زمان:
حجم:
15.1M
🖤 السلام علیک یا اباعبدالله
🔊 صوت های مجلس روضه امروز رو با حال مناسب و در خلوت گوش کنید
🦠 هر روز ساعت ۱۹، هیئتی مجازی و مختصر را فراهم کردیم تا عزیزانی که امکان حضور فیزیکی در مراسم عزاداری را ندارند نیز بهرهمند شوند.
شب #عاشورا (امام حسین)
وعدهٔ ما هرروز ساعت ۱۹ در خیمهٔ مجازی اهلبیتمدیا👇
@AhleBeytMedia
•••─━━⊱✦▪️﷽▪️✦⊰━━─•••
*سوره قیام*
آیه نهم: «لا قوّة الا بالله»(کهف/39)
🏴یادتان هست که چند آیه قبل و موقعی که میخواستم معجزهی اصحاب حسین را توضیح دهم، چه گفتم؟ گفتم باید ماشینحساب دست گرفت و هفتاد و دو نفر یار حسین را بر سی هزار نفر سرباز سپاه کوفه تقسیم کرد تا به عدد اعجاز آمیز 416 برسیم و معلوم شود که هر یک یار اباعبدالله به طور متوسط در مقابل چهارصد و شانزده نفر ایستاده و جنگیده؟
اما برای آیه نهم، نیازی به این حسابکتابها نیست و اعجاز خیلی واضحتر از این حرفهاست. عصر عاشورا وقتی حسین مجبور شد عباس را در علقمه جا بگذارد، تاریخ به اوج خودش رسیده بود: تنها مردی که حاضر شده بود یکنفره در مقابل بیستسی هزار نفر بایستد و بجنگد، داشت به مسندِ «حاکمیت بر تاریخ» مینشست و به موحدین میآموخت که چطور میشود به قدرت خدا تکیه زد و شمشیر را مغلوب خون کرد. من که نمیتوانم حتی اصل «مواجهه و ایستادن یک نفر در روی بیست هزار نفر» را تصور کنم چه برسد به اینکه درباره جنگ بین آنها حرف بزنم. اما بُرندگی یقینِ حسین، کاری به این محاسبات شکستخورده نداشت و اعجاز جدیدش را شروع کرده بود:
«پس مردم را به مبارزه طلبید و هر کسی به جنگش میرفت را میکشت تا کشتار بزرگی به راه انداخت و در میانهی این پیکار میگفت: الموت اولی من رکوب العار/و العار اولی من دخول النار.»
و این قدر ادامه داد که خطوط مقتل را با نور آیات قرآن ترکیب کرد و قدرت خدا را به رخ زمین و زمان کشید و راوی دشمن هم برای باوراندن معجزه او به آیندگان، به قسم و آیه متوسل شد:
«به خدا قسم هیچ مرد محاصره شدهای را ندیدم که فرزندان و خاندان و یارانش کشته شده باشند و دلدارتر و پابرجاتر از حسین باشد. چون لشگر پیاده به او حمله میبردند، با شمشیر به آنان حمله میکرد و آنان همانند گله گوسفندی که از شیر فرار میکند، از چپ و راستش میگریختند. سپس به مرکزش باز میگشت و میگفت: لا حول و لا قوّة الا بالله»
▪️شاید بپرسید پس اباعبدالله چطور شهید شد؟ حداقل من یکی که دوست ندارم روضه مکشوف بخوانم اما کسی که با جنگیدن معجزهگون اش، قدرت خدا را دوباره اثبات کرده، به خاکافتادنش هم یکی دیگر از اوصاف خدا را ثابت میکند و باز هم راوی را مجبور کرده تا به قسم و آیه بیفتد:
«به خدا قسم هیچ کشتهای را از او نورانیتر ندیدم تا جایی که نور صورتش و زیبایی ِ حالتش مرا از فکرکردن درباره کشتهبودنش غافل کرده بود»
آن روز، وسط گودال صوت قرآن میوزید و صورت پر خون اباعبدالله جلوی وحشیگریِ شمر و سنان بیکار ننشسته بود و داشت «الله نور السماوات و الارض» را برای بشریت تلاوت میکرد...
▪️_ تقدیم به معجزه دوران، «خمینی کبیر» که با دست خالی و بدون حزب و رسانه و بی سلاح و چریک، همه قواعد مبارزهی مادّی را زیر پای جرأت روحی خود و غیرتش برای پرستش خدای متعال لِه کرد و ملت ایران را به اعجازهای الهی عادت داد و با اقتدا به مولایش حسین، قدرت خدا را با پیروزی خون بر شمشیر اثبات کرد.
و تقدیم به «حججی بزرگ» که در غیاب کسانی که باید بر حقانیت انقلاب «احتجاج» میکردند، شعاعی از نور حسین را در صورت نورانیش انعکاس داد و چشمانش اینقدر نور و طمانینه داشت که ما را از شهادتش غافل کرد و دل یک ملت (و حتی قلب هنرپیشههای غربدوست) را تکان داد و نشانهای برای عظمت ِ «منزلت نیابت عامّهی حضرت ولیعصر» و «حجتی» بر حقانیت ِ «خامنهای عزیز» شد.
••─━⊱✦▪️✦⊰━─••
🖊: #محمدصادق_حیدری
#سورهی_قیام
#شب_دهم_محرم
#محرم
#عاشورا
#امام_حسین علیه السلام
#شهید_حججی
سروش splus.ir/msnote
ایتا Eitaa.com/msnote
بله https://ble.im/msnote
تلگرام https://t.me/msnote
کربلایی محمدحسین حدادیانghafele-salare-man.mp3
زمان:
حجم:
4.8M
🖤 السلام علیک یا اباعبدالله
🔊 صوت های مجلس روضه امروز رو با حال مناسب و در خلوت گوش کنید
🦠 در روز عاشورا، هیئتی مجازی و مختصر را فراهم کردیم تا عزیزانی که امکان حضور فیزیکی در مراسم عزاداری را ندارند بهرهمند شوند.
ویژه #شام_غریبان
حسینیهی مجازی اهل بیت مدیا👇
@AhleBeytMedia
•••─━━⊱✦▪️﷽▪️✦⊰━━─•••
*سوره قیام*
آیه دهم: ....
▪️بخش اول▪️
🏴«معجزهها» بیسر شده بودند و تکهپاره. «انکار» کار خودش را کرده بود و داشت عجزهای مکرّرش در برابر اعجازهای گوناگون را دفن میکرد و روی پیکر آیهها میدوید تا دیگر دیده نشوند و آخرین پرده از پیروزیِ پرقدرت و چیرگیِ بیچون و چرا و غلبهی بیقیدش را به نمایش بگذارد. اما خدا گفته بود: «لأغلبنّ أنا و رسلی... من و فرستادگانم حتماً پیروز میشویم» پس تازه باید تدبیرهای جدیدش را رو میکرد. به تعبیر دقیقتر، وقتش رسیده بود که زینب معجزاتش را شروع کند و آیههای مردانه به اعجازهای زنانه تبدیل شود.
▪️[حتی بعضی از مَردها، وقتی جسد خمینی را _که دینداری و خداپرستیشان را به او گره زده بودند_ دیدند، جان دادند. جسد نائب عامّی که نه پرچم عصمت بر دوش داشت و نه خون و زخم و جراحت بر تن. پس] خیلی واضح بود: زنی که در اوج تعلق به امام معصومش بود و تجسم توحید و خداپرستی را با صدها زخم بر تنِ بیسرش میدید، باید جان بدهد و قالب تهی کند. اما زینب باید معجزاتش را شروع میکرد و به میدان میآمد تا به جای آنکه بخاطر عاطفهاش جان بدهد، با همان عاطفه، جان لشگر دشمن را بگیرد. بخاطر همین، صحنه را هم خودش مدیریت کرد:
_ بحق الله الّا ما مررتم بنا علی مصرع الحسین... شما را به خدا که ما را از کنار قتلگاه حسین بگذرانید...
▪️برای دشمن بهترین موقعیت بود تا بعد از درو کردن سرهای مردان اهلبیت، قلب زنانشان را هم تار و مار کند.... اما خدا گفته بود: «فبُهت الذی کفر»... پس زینب به یقین حسین تکیه زد و کاری کرد که راوی دشمن مبهوت شود و به قسم و آیه بیفتد تا شاید آیندگان، معجزات دختر علی را باور کنند: «به خدا قسم فراموش نمیکنم زینب را که با صدایی غمگین و قلبی آتشین فریاد میزد: وا محمّداه صلّی علیک ملیک السماء هذا حسین بالعراء...» و بعد دوباره قسم خورد: «[زینب این قدر روضه خواند تا] به خدا قسم که همه ی دشمنان را به گریه انداخت»
▪️عاطفهی الهی زینب، قلبهای شقیترین اشقیاء را هم ذوب کرد و بیرحمترین جمعیت بشری را به عجز کشاند و مردمی را که بزرگترین جنایت تاریخ را به خشنترین وجه ممکن رقم زدند و تکان نخوردند، به گریه انداخت. زینب داشت معجزهی شمشیر حسین را به اعجاز عاطفهاش تبدیل میکرد و در اعماق تاریکی، نقب میزد و سدّهای ظلمات را میشکست و دلهای فتحنشدنی را به تصرف در میآورد و قرآن را تفسیر میکرد: «ثم قست قلوبکم من بعد ذلک فهی کالحجاره... و انّ من الحجاره لما یشّقق فیخرج منه الماء بعضی از دلهای سنگ هم هستند که شکاف بر میدارند و ترک میخورند و آب از لابهلای آنها جاری میشود»
▪️لشگری که به بالاترین هماهنگی جمعی رسیده بود تا از هیچ آیه و معجزهای منفعل نشود، در مقابل معجزه عاطفه نه فقط کم آورده بود؛ که داشت گریه میکرد. وحدت کلمهی اشقیاء به خطر افتاده بود. سکینهخاتون، ضربه بعدی را زد و به خوبی معجزه زینب را تکمیل کرد و پیکر پدرش را به آغوش کشید. ترکیب خطرناکی بود. درست است که عمرسعد مثل نمرود در مقابل کلام ابراهیمی ِ زینب مبهوت شده بود و «فبهت الذی کفر» داشت تکرار میشد، اما بالاخره باید تفاوتش را با نمرودها نشان میداد. اگر نمرود بعد از آن شکست فضاحتبار کلی تدبیر کرد و وقت گذاشت و زحمت کشید تا آن آتش بزرگ را به پا کند، عمرسعد خیلی سریع تدبیر کرد و بلافاصله آتش بزرگتری به راه انداخت تا لشگرش بیشتر از این به هم نریزد و مردانش بیشتر از این مقهور معجزه زینب نشوند: «فاجتمع عدة من الاعراب فجرّوها عنه گروهی از الواط بادیهنشین جمع شدند و کشانکشان او را از جسد حسین جدا کردند»
▪️زینب اما...
ادامه 👇👇