#روایت_صدونودوهفتم
در میان هیاهوی شهر ،
وقتی از تمام شلوغی ها به گوشی پناه میبرم ،
وقتی استوری برخی سلبریتی هارا باز میکنم ؛
عشق و حبوطن را در آنها میبینم ..
کسانی که با وجود شهرت و آوازهٔشان ؛
مغرور نشدند .
کسانی که خودشان بودند ،
هراسی از صحبت های این و آن بعد از ارسال استوری نداشتند !
میدانستند تنها چیزی که برایشان میماند ، کشور است نه آن سلبریتی خود و وطن فروش ..
کسانی که هرگز گوش به یاوه گویی فلانکس نمیدادند .
اصلا مگر آنها هم انساناند ؟ شرافت دارند ؟
طبیعاتاً کسی که مردم را تشویق به سوزاندن قرآن میکند ، شرافت ندارد !
اما یک عده آنهارا وطنپرست مینامند .
کسی که ماممیهن را فروخت به یک یهودیالاصل ، وطنپرست است؟
( مام مهین تشبیه میهن به مادر )
ما ایرانیان به اینان وطنپرست نمیگوییم .
بلکه وطنفروش میگوییم ..
و هرگز در تاریخ ، خیانت هایشان فراموش نخواهد شد !
✍ حدیثه عابدی
📍 تهران - اسلامشهر
#روایت
#قائد_امت
#شهید_سید_علی_خامنه_ای
🔰 امتداد، حکایت راههای طی شده...
🆔 @mtedad_org
#روایت_صدونودوهشتم
اویس قرنی ماییم
در این آخرین روز سال در این جمعه زیر باران، سر پست، امان از دل تنگی...
در هر جلسە کە با نمایندە ولی فقیه در کردستان داشتیم یکی از درخواست های ما حضور در یکی از دیدارها با حضرت آقا بود، عشقی کە بە ایشان داشتیم تنها امیدی بود برای ادامه کارهایمان در مقابل تمام نامهربانی ها...
عشق ایشان برای ما مانند یک معجزە بود، چرا می گویم معجزە؟ بارها نشستە بودیم و در اتفاقات و مناست ها بە دلیل دل خوری ها و شاید بعضی وقت ها خستگی می گفتیم این بار را بیخیال اما در همان وقت همه ما بچه ها بە یک چیز فکر می کردیم در راه معشوق خستگی معنایی ندارد، همه ما او را ناظر بر کارهای خود می دیدیم او شیخ ما بود و ما فنا فی شیخ بودیم در همه حال او را می دیدیم....
امشب کە سر پست بودیم یکی از بچه ها زیر باران
گفت:سید...
گفتم: جانم..
گفت: می دانی امام شهیدمان چقدر اویس قرنی دارد
کمی سکوت کرد و ادامە داد: با این کە هیچ کدام از ما اورا از نزدیک ندیدیم اما عشق بە او ما را کشاندە اینجا زیر این باران، بعد سکوت کرد و زیر باران نشست...
هر دوی ما سکوت کردیم هیچ کدام نمی توانستیم گریە کنیم چون زمانش نیست تنها نگاه کردیم و دیگر هیچ...
صبح کە پست را تحویل دادیم تا ٩ صبح با هم رفتیم دنبال هماهنگی کارهای فرهنگی انگار نە انگار چند شب است خواب نداریم
گفتم: بنظرت حال الآن ما چیست؟
سکوت کرد و گفت: باز هم اویس قرنی
گفتم: چطور؟
گفت: او را ندیدیم اما همچون اویس دنبال کار کسی هستیم کە شبیه ترین بە او هست و شاید ما هم لیاقت...
نمی دانم اما حالا کە نشستەام و می نویسم فکر می کنم کە باید از خستگی شهید شد از کار کردن زیاد آن هم برای کسی کە شبیه ترین بە او هست...
✍ صادقی
📍 کردستان
#روایت
#قائد_امت
#شهید_سید_علی_خامنه_ای
🔰 امتداد، حکایت راههای طی شده...
🆔 @mtedad_org
#روایت_صدونودونهم
🔻ما دشمن را شکست میدهیم🔻
کاربرگ ها پخش شد. اسمشان را یکی یکی پرسیدم. ریحانه ، یسنا ، علیرضا و ...
ازشان پرسیدم برای چه به اینجا آمدند. با سن کمشان تحلیل هایی می دادند که صادقانه بهشان گفتم: اسرائیل وقتی شما رو میبینه ازتون میترسه بخاطر همین مدرسه رو میزنه.
آنقدر بزرگ هستند که بتوانم با آن ها صحبت کنم. یکی از دختر ها با صلابت در حالی که مشغول رنگ آمیزی بودگفت: ما اومدیم اینجا که به اسرائیل بگیم هیچ غلطی نمیتونه بکنه. ما به رهبرمون اعتماد داریم که اومدیم.
عکس رهبر شهیدمان و حاج قاسم زیر دستشان در حال رنگ گرفتن بود که پرسیدم: به نظرتون چرا رهبر ما رو شهید کردن؟
یکی گفت: چون بهش حسودی می کردن.
آن یکی:چون فرار نکرد.
بهشان گفتم: بله که فرار نکرد. ولی نتانیاهو و ترامپ فرار کردند معلوم نیست کجا هستن. حتماً ما اسرائیل رو شکست میدیم.
علیرضا با خنده و اطمینان در حالی که نیم خیز شده بود تا صدایش بهتر برسد ادامه داد: آره عزیزم ، ما دشمن رو شکست میدیم.
و چه پایانی بهتر از این ما دشمن را شکست می دهیم.✌️
✍ الهه مخصوص
📍 گیلان - بندرانزلی
#روایت
#قائد_امت
#شهید_سید_علی_خامنه_ای
🔰 امتداد، حکایت راههای طی شده...
🆔 @mtedad_org
رزمنده میدان روایت.m4a
حجم:
1.6M
#روایت_دویست
#پادپخش_دهم
🎙 سنا باتمامی
📍کردستان
✍ سنا باتمانی
#روایت
#قائد_امت
#شهید_سید_علی_خامنه_ای
🔰 امتداد، حکایت راههای طی شده...
🆔 @mtedad_org
⚜پویش روایتگری قائد امت
🔰بهمناسب شهادت آیت الله العظمی سید علی حسینی خامنهای
🔹 محورهای روایت شامل:
۱.کنش های مردمی در جنگ رمضان
۲. مردم و تشیع شهدا
۳.شهادت قائد امت
۴.بمباران شهرها
۵.تجمعات خودجوش مردمی
💠 ارسال روایات در قالب متن و دل نوشته ✍، پادپخش و صوت 🎙 و شعر و سرود 📝
✅ روایات خود را به ادمین مرکز تجربه نگاری امتداد ارسال کنید👇
@mtedad_admin
🔰 امتداد، حکایت راههای طی شده...
🆔 @mtedad_org
امتداد
⚜پویش روایتگری قائد امت 🔰بهمناسب شهادت آیت الله العظمی سید علی حسینی خامنهای 🔹 محورهای روایت شا
#اطلاعیه_سوم
#پویش_قائد_امت
به نام او که روشنایی قلم و رسالت سخن را بر دلهای بیدار ارزانی داشت.
🔸سلام و درود بر گرامیانی که در هنگامه سختیها، سلاح کلمات را بهجای هر ابزار دیگری برگزیدند و با جان و دل، در میدان فرهنگ و معنا قدم نهادند؛ آنان که با قلم خویش پاسداری از حقیقت را پیشه کردهاند و با واژهها سنگری از امید و روشنی بنا میکنند.
🔹اکنون که در آستانه پنجاهمین روز از این جنگ تحمیلی ناجوانمردانه قرار گرفتهایم، و در حالی که شمار پیامهای ادبی رسیده از سوی شما همراهان عزیز، از سراسر میهن، از مرز دویست اثر گذشته و هر روز بر آن افزوده میشود، وقت آن رسیده است که گامی سوم در مسیر همافزایی فرهنگی برداشته شود.
🔺پس از آنکه نخستین گام با روایتهای مکتوب به ثمر نشست و گام دوم با پادپخشهای صوتی جان گرفت، اینک به یاری خداوند متعال، فراخوان پویش شعر آغاز خواهد شد؛ گامی دیگر برای آنکه صدا، احساس، تجربه و هنر شما در قالبی لطیفتر و تاثیرگذارتر مجال بروز یابد.
🔸بیشک حجم بالای پیامهای ارسالی، که هماکنون در صف بررسی و بارگذاری قرار گرفتهاند، نشانه روشن همت والای شماست و صبر و شکیباییتان در این مسیر، شایسته سپاس بسیار است.
🔹امید داریم این کوشش کوچک اما صمیمانه، پرتوی باشد از نیتهای پاک شما و گامی در مسیر تعالی فرهنگی؛ تلاشی که تنها با قصد تقرب الهی معنا میگیرد و ثمرهاش جز به اخلاص پایدار نمیماند. باشد که این حرکت جمعی، هرچند کوچک، در تعجیل ظهور حجت(عج) موثر باشد.
با احترام
دبیرخانه پویش قائد امت
مرکز تجربهنگاری امتداد
🔰 امتداد، حکایت راههای طی شده...
🆔 @mtedad_org
#روایت_دویستویکم
هر روز صبح وقتی بیدار میشوم ؛
هنوز احساس میکنم زندهاست !
احساس میکنم در میانمان است .
احساس میکنم هنوز در اتاق فرماندهی ،
جنگ را مدیریت میکند ..
هنوز باور نکرده ام ..
نمیدانم کی قرار است حقیقت را باور کنم .
هنوز آن صبح یکشنبه را فراموش نکردهام ؛
تقریبا ساعت نزدیک پنج بود .
هنوز لرزش صدای مجری را فراموش نکرده ام .
هنوز صدای آن قران که در ختم کسی پخش میکنند ؛ در گوشم پخش میشود !
هنوز زیرنویس قرمز صدا و سیما از جلوی چشمانم رد میشود ..
هنگامی که قصد رفتن به مسجد کردم ، هوا هنوز تاریک بود .
شاید بشود گفت لحظهٔ گرگ و میش بود .
از چند متری مسجد ، صدای قران میآمد .
از دور ، غیور مردان بسیجی و سپاهی را میدیدم .
نمیدانم آن لحظه را چگونه توصیف کنم .
همین الان که مینویسم ؛ قلبم میلرزد ..
اما عزیز من ،
ای کاش هیچوقت این روزهارا نمیدیدیم
و جنگ را لمس نمیکردیم .
شاید زندگی برایمان لذتبخش تر میبود .
✍ حدیثه عابدی
📍 تهران
#روایت
#قائد_امت
#شهید_سید_علی_خامنه_ای
🔰 امتداد، حکایت راههای طی شده...
🆔 @mtedad_org
#روایت_دویستودوم
#سروده_یک
او آمـــده تا به جسم ما جــان بدهـد
بر خانه دل دو باره سامان به دهـد
باهــیبت خیبر شـکــنش آمــــــــده تا
بر سلطه صـهیونیست پایان بدهـد
✍ غلامرضا غلامپوردهسرخی
📍مشهد مقدس
#روایت
#قائد_امت
#شهید_سید_علی_خامنه_ای
🔰 امتداد، حکایت راههای طی شده...
🆔 @mtedad_org
#روایت_دویستوسوم
امروز درشهر مالخیفه روبه روی حسینیه راهپیمایی به اوج خود رسید و من دیدم مردمی که با مشت های گره کرده وصدایی رسا که تنفر وبیزاری در آن موج میزد فریاد مرگ بر آمریکا و اسرائيل سرمیدادند پس بهترین موقیعت برای ثبت این تجمع و اتحاد مردمی بود
برای لحظه ای بلندگو خاموش شد و ناگهان صدای دخترکی بلند شد :
مرگ بر امریکا کودک کش
همه سرها به سمت او چرخید
در چهره اش خشم و عصیان آشکار بود اما چشم هایش علاوه بر خشم ،غم هم داشت دست گره کرده اش هنوز بالا بود که به خودم آمدم و سریع عکس گرفتم دودختر همکلاسی اش بااو همراه شدند وسه نفری فریادمیکشیدندمرگ بر آمریکا سه نفر شد چهارنفر،پنج نفر،ده نفر
به خودم که آمدم دیدم تمام مردم با آن دخترک هم صدا شدند اینبار مردم با تمام وجود شعار میدادند پرچم هایی که در دست مردم بود افراشته تر شدند و قدم ها استوار تر
اری دخترک صورتی پوش میهنم به یاد دوستانش در میناب لباس مدرسه به تن و کوله پشتی صورتی روی دوشش انداخته بود و آمده بود تا صدای دختران شجره طیبه باشد
✍ ریحانه سعیدی
📍 چهار محال بختیاری - فلارد
#روایت
#قائد_امت
#شهید_سید_علی_خامنه_ای
🔰 امتداد، حکایت راههای طی شده...
🆔 @mtedad_org
#روایت_دویستوچهارم
روسری گلدارم را از سرم برمیدارم و روی تخت میاندازم گلسرم را برمیدارم تابی به موهایم میدهم خسته ام پاهایم اینچند شب پیاده روی رمق ندارد باخنده دستی رویشان میکشم و میگم :خستگی زوده حالا حالا باهم کارهاداریم
باید نابودیاسرائیل را ببینیم بعد!
کمی آب میخورم !
خیره به آب میشم و میگم چرا توکربلا نبودی!
دلم باز هوای کربلا میشه .
باامام حسین حرف میزنم، امام حسین تنهایی هام بعد
خیره به بچه هام
و خستگی شون میشم
این شبها محمدحسنم چقدر بزرگ شده
مشق خادمی میکنه شبیه قاسمت ارباب !
دلم برای مردونگیش قنج میره.
حسین جان!
مگه آرزوی مادر چیه همین تربیت و امام حسینی بودن امانت خدا .
لبخند به شیرینی نبات گوشه لبم میشینه الهی چای ریز روضه ات بشه آقا !
تو دلم براش رویا بافی میکنم
حسین جان
شاهد باش منم اینشبها مثل خودت با داراییم جلوی کفر وظلم قیام کردم
گاه هم قدم مادر قاسم گاه هم قدم ربابت .
بیست روزه ای هست که مادر شدم باز،
میدونی آقا ازهمان بدو تولدش که صورتشبه صورتم گذاشتن عطر زیر گردنش بوی خاص میداد ،
بوی بهشت
نفس میکشم عطر تنش روسعی میکنم به یادم بمونه برای وقت بزرگسالیش ،برای وقت دلتنگیم آره !
وقتی که مردی شد، پهلونی شد بزنم روی شانه اش وبگم
ای علی اقااا ی روزی عطر بهشت تو تنت بود دنیا رو برداشت
بعد رفتیم باقدم هامون برای نابودی ظلم مطلق دنیا ، برای نابودی اسرائیل مثل رباب و علی اصغر امام حسین .
نگاهم به قدوقامتش میافته
باز ته دلم قنج میره از تصور قدوقامت رشیدش
در لباس خادمی امام رضا،
دست های کوچیکش ناز میکنم و میگم چوب پر سبز خادمی حرم را جای منم بچرخونا مرد مامان .
ناگهان باصدای جنگده دشمن
به خودم میام و میگم اوو تاکجارفتی،
ای مادر !!!
دوباره به خودم میگم مادرم دیگه به خیالبافی زنده ام به تصور بچه ام در خوش ترین احوال .
بچه ها دور خودم میگذارم تا کنارشان نخوابم
آرام نمیگیرم
محمد حسن سمت چپم و محمد علی سمتراستم
سر هردویشان را میبوسم
و زیر لب میگم سرباز امام زمان باشید مردای من !
✍ نفیسه فرمانی
📍 قزوین
#روایت
#قائد_امت
#شهید_سید_علی_خامنه_ای
🔰 امتداد، حکایت راههای طی شده...
🆔 @mtedad_org
415_92224264012603.mp3
زمان:
حجم:
7.9M
#روایت_دویستوپنج
#پادپخش_یازدهم
🎙 ریحانه کرمی
📍کردستان
✍ نعمتی نیا
📍خراسان جنوبی
#روایت
#قائد_امت
#شهید_سید_علی_خامنه_ای
🔰 امتداد، حکایت راههای طی شده...
🆔 @mtedad_org