#روایت_دویستوبیستوهفتم
#سروده_شش
ما همان مشت گره کرده رهبر هستیم
عشق ومهر به وطن را همه از بر هستیم
دشمن خوار وزبون، یاوه سرایی خاموش
حامیان وطن از جان ودل وسر هستیم
📍یزد
✍پروین امیدواری
#روایت
#قائد_امت
#شهید_سید_علی_خامنه_ای
🔰 امتداد، حکایت راههای طی شده...
🆔 @mtedad_org
🖇اولین نشست مجازی خیابان
📝موضوع:
بررسی اقدامات شاخص مردمی
بررسی جوانب حضور مردم در
خیابانها و استمرار آن
🗓زمان:
شنبه ۵ اردیبهشت، ساعت: ۱۶
👤مهمانان:
آقای امیرمحمد عسکری
مسئول طرح روا
آقای دکتر میثم مهدیار
جامعهشناس
🌐لینک جلسه
#نشست_خیابان
🔶🔸🔸
کانال #حرکت | عضو شوید👇
https://eitaa.com/joinchat/1399783686Ccc6ec49bfd
💻آدرس سایت:Harekatac.ir
#روایت_دویستوبیستوهشتم
یاد بچه های میناب که می افتم بغض گلویم را میفشارد و گریه امانم نمیدهد.
چه اسم های زیبایی داشتند، فاطمه، مریم، هستی، زهرا......
لباس یک دست زیبای مدرسه شجره طیبه را پوشیدند و با هزار امید و آرزو به مدرسه رفتند و در دنیای کودکانه خودشان بودند.
مادر به فاطمه میگوید مادر جان مواظب باش وسایلت را در مدرسه جا نگذاری، ناهار هم یک چیز خوشمزه برایت درست میکنم. فاطمه رفت و مادر در تکاپوی درست کردن غذای مورد علاقه ی دخترش است.
دل مادر آروم و قرار ندارد و آشوب است ولی دلیلش را نمیداند، ناگهان در همین حال پر از هیاهو و دل آشوبی صدای مهیبی به گوشش میرسد. با شنیدن صدا شهر پر از ولوله و غوغا شد، بیرون میآید و از مردم میشنود که مدرسه را زدند، سراسیمه به مدرسه میدود.
اما کار از کار گذشته بود، حالا همه ی هم کلاسی ها به همراه معلم خود شهید شده اند.
یک شهید دیگر هم با آنهاست، بچه ها خیلی او را دوست دارند. امام خامنهای را میگویم، او هم با نوه اش که سنی نداشت به دیدار خدا رفت.
داغ بچه های میناب، داغ رهبر شهیدم و داغ جوانان وطنم همه بر دلم سنگینی میکند.
✍ فاطمه زهرا حبیبی
📍 تهران_اسلامشهر
#روایت
#قائد_امت
#شهید_سید_علی_خامنه_ای
🔰 امتداد، حکایت راههای طی شده...
🆔 @mtedad_org
#روایت_دویستوبیستونهم
#سروده_هفت
دل های ما را عشق لبریز از مُحبّت کرد
سیّدعلی یک عمر در دل ها اقامت کرد
پشت سر سرو وطن شمشاد قامت بست
سرو وطن در وقت قَدقامت قیامت کرد
چون ذوالفقار آری کلامش تیز و بُرّان بود
از خطبه اش شیطان اکبر سخت وحشت کرد
در پیش روی دشمنان چون موج و طوفان بود
پیوسته تبیین جهاد و هم شجاعت کرد
شد حافظ "جمهوری اسلامی ایران"
با جان و دل از این امانت او حراست کرد
چون کوه بود و خَم به ابرویش نیاورد و
ما را به یک اعجاز لبریز از صلابت کرد
آقا تمام وعده هایش صاف و صادق بود
بُرده دل ما را و لبریز از صداقت کرد
از تفرقه بیزار بود و اتّحاد آورد
آحاد مردم را امین دعوت به وحدت کرد
"اِنّ مَعی رَبّی" به لب ها در حُسینیّه
راز کلیم الله را بر ما حکایت کرد
گفتا که فرعون قعر دریا غرق خواهد شد
او داستان نیل را بر ما روایت کرد
او با خلوص نیّت و ذکر فرج برلب
یک عمر کُنج جمکران با یار خلوت کزد
تنها نه یک حاکم حکیمی باصلابت بود
دریای حکمت بود و در دل ها حکومت کرد
دلبسته ماه خدا بودن چه حکمت داشت
او لحظه پرواز خود تبیین حکمت کرد
از جان شیرین دست شست اما از عهدش نه
او پای قولش صادقانه ماند و خدمت کرد
آقا برای ارتقای این وطن کوشید
مقصود فتح قّلّه بود و سخت همّت کرد
آنقدر خاکی بود این حاکم که جای فرش
در خانه اش تنها به یک زیلو قناعت کرد
در خانه خوانش خالی از خوراک رنگین بود
با یک خورشت ساده در دنیا معیشت کرد
از شرح و بسط فیض انعامش همین کافیست
با مرد مسکین سهم خود را عشق قسمت کرد
بایک عبای ساده و نعلین پُروصله
آمد ولیّ مسلمین شکران نعمت کرد
از چفیه و انگشتری هم چشم پوشید و
وقت حسینیه قناعت یا کرامت کرد
با آرمان های امام راحلش یک عمر
پیر خراسانیّ ما تجدید بیعت کرد
شد از یزید عصر بیزار او حُسینی بود
الگوی عزّت بود و از ذلّت برائت کرد
یار فلسطین بود و یار غزه و لبنان
اینگونه مظلومان عالم را حمایت کرد
عمری جهادت کرد و اجرش هم شهادت شد
ماه خدا بعد از سحر غسل شهادت کرد
غافل کُشی رسم یهود و رسم دژخیم است
صهیون جانی باز بامکرش جنایت کرد
✍ ناصر دوستی
📍زنجان
#روایت
#قائد_امت
#شهید_سید_علی_خامنه_ای
🔰 امتداد، حکایت راههای طی شده...
🆔 @mtedad_org
4433.mp3
زمان:
حجم:
2.1M
#روایت_دویستوسی
#پادپخش_شانزدهم
🎙 پروین امیدواری
📍استان یزد - ابرکوه
✍ پروین امیدواری
#روایت
#قائد_امت
#شهید_سید_علی_خامنه_ای
🔰 امتداد، حکایت راههای طی شده...
🆔 @mtedad_org
#روایت_دویستوسیویکم
لحظههای آخر تجمع میدان شهدای ذهاب رشت بود؛ هوا بوی بارانِ مانده روی سنگفرشها را میداد و نوای دعای فرج به گوش میرسید.
نگاهم میان انبوه آدمها پرسه میزد، دنبال نشانهای … چیزی که دل را تکان بدهد.
یکباره نگاهم به پلاکاردی ساده خورد؛ دستنویس، بیادا و اطوار. مقوایی سبز رنگ که جملهای رویش نشسته بود:
«مردم، خدا مراقب ماست.»
همان لحظه، انگار دستی از آسمان به روی نشانهام گذاشته شد. آرامشی عجیب؛ از همانها که آدم را چند لحظهای از زمین و زمینیها جدا میکند.
با خودم گفتم: این روزها… واقعاً همهاش همین است؛ خدا مراقب ماست.
چشمم هنوز به همان چند کلمه قفل شده بود و آنطرفتر، نوای میدان در گوشم میپیچید:
«یا مولانا… یا صاحبالزمان…»
مثل اینکه پلاکارد، صدا و جمعیت، دست در دست هم داده باشند تا میزانسنی را بچینند که برای لحظاتی هرچند کوتاه، آسمان را کمی به زمین نزدیکتر کنند.
✍ علی دارا
📍 گیلان
#روایت
#قائد_امت
#شهید_سید_علی_خامنه_ای
🔰 امتداد، حکایت راههای طی شده...
🆔 @mtedad_org
#روایت_دویستوسیودوم
#سروده_هشت
در چشم جهان ببین که سیلاب شده
مام وطن از این غصه بی تاب شده
چون مهدی صاحب الزمان هم دلخون
از قصه ی کودکان میناب شده
✍ حمید خانی
📍تهران
#روایت
#قائد_امت
#شهید_سید_علی_خامنه_ای
🔰 امتداد، حکایت راههای طی شده...
🆔 @mtedad_org
#روایت_دویستوسیوسوم
شبی که صبحش خبر شهادت حضرت آقا اعلام شد رو اصلاً نخوابیدم، حس خوبی نداشتم...
ساعت ۲:۴۰ بامداد بهم زنگ زدن که خودمو برسونم ستاد...
بازم یه درصد احتمال نمیدادم که این اتفاق افتاده باشه، آخه قبلاً هم اینطوری بیموقع ما رو احضار کرده بودن، شرایط هم که جنگی بود و این طور رفتارها طبیعی بود...
وقتی رسیدیم همه چیز عادی بود و من و یکی از همکارا رفتیم برای بقیه سحری تهیه کنیم ولی من مدام کانال ها و گروه ها رو چک میکردم
تا اینکه توی یکی از گروههای مجازی یکی از همکاران خبر شهادت رهبر رو گذاشت، بازم احتمال شایعه بودن میدادم و باورم نشد، فقط به همکارم که همراهم بود گفتم که دکتر ... اینطور پیامی توی گروه گذاشته...
برگشتیم ستاد، چشمتون روز بعد نبینه، همه زار زار گریه میکردن، فقط دبیر ستاد حاجی ... خیلی خوب خودشو کنترل کرده بود و خم به ابرو نیاورد، همکارم با گوشیش شبکه خبر رو آورد، تصور کنید چند نفر دور یه گوشی کوچیک داشتیم خبر شهادت رهبر رو میشنیدیم و زار میزدیم 😭
حاجی گفت همه سحری بخورید که امروز خیلی کار داریم و باید جون داشته باشید ولی مگه چیزی از گلومون پایین میرفت...
نماز جماعت رو به امامت حاجی خوندیم و بعدش حاجی کمی برامون حرف زد که الان وقت عزاداری نیست و باید محکم باشیم
چند نفر هم از اصحاب اندیشه مثل آقای زرگوش نسب و آقای عزیزی هم خودشون رو رسانده بودند ستاد...
بعدش هم همه رفتیم سمت منزل امام جمعه برای هماهنگی حضور صبحگاهی مردم در میدان ۲۲ بهمن...
مسلمان نشنود، کافر نبیند...😭
✍ عماد کرمی
📍 ایلام
#روایت
#قائد_امت
#شهید_سید_علی_خامنه_ای
🔰 امتداد، حکایت راههای طی شده...
🆔 @mtedad_org
#روایت_دویستوسیوچهارم
#سروده_نه
چهلمین روز ِ گرفتاری ام
دشمن هرچه وِلِنگواری ام
خامنه ام ازخُم ناب ِ حسین ( ع )
پرچم میناب ِ نِگون ساری ام
📍مشهد
✍ مهدی عرفانیان
#روایت
#قائد_امت
#شهید_سید_علی_خامنه_ای
🔰 امتداد، حکایت راههای طی شده...
🆔 @mtedad_org
روسری گلدار(1).m4a
حجم:
2.7M
#روایت_دویستوسیوپنج
#پادپخش_هفدهم
🎙 فاطمه مراد زاده
📍کردستان
✍ نفیسه فرمانی
#روایت
#قائد_امت
#شهید_سید_علی_خامنه_ای
🔰 امتداد، حکایت راههای طی شده...
🆔 @mtedad_org
#روایت_دویستوسیوششم
شهید تازه داماد رمضان
این چهارده شهید رمضان کردستان چقدر پر رمز و راز هستند ...
با جمعی از دوستان و بزرگان برای دومین سرکشی ، بیت پاسدار شهید مجید شریفی از شهدای دزلی مریوان را سر زدیم..
روستای برمهتپه از توابع شهرستان قروه کردستان که تا همین دیروز حتی نامش هم نشنیده بودیم...
قدری آنطرفتر دزج به سمت سنقر ، در انتهای دشتی وسیع جاده روستا میگذشت...
از دل روستا که گذشتیم،کنار خانهای قدیمی که هنوز بخشهایی از آن کاه و گِل بود بچهها توقف کردند
مردی میانسال با قامتی بلند و تکیده و دستانی زِبر و تَرک تَرک، به استقبال آمده بود ، تازه وقتی که صحبتها گُل کرد معلوم شد که پدر شهید ایشان هستند
چهره پُرنور و معصوم مجید با لباس سبز پاسداری به دیوار آویخته بود و چقدر جوان و چقدر حیف...
روضه پرتکرار مادرش، تازه داماد شهیدم بود...
میگفت یک ماه نشده برایش عروسی گرفتهاست و هنوز فیلم جشن ازدواجش آماده نشده...
از عصای دست بودن مجید میگفت که این چند سال جور کاستیها خانه و زندگی و برادر و خواهرش را میکشیده...
میگفت و آه بود که دمادم امانش را بریده بود
اینطرف هم شیخ مرتضی مانده بود روضه قاسم بخواند یا علیاکبر
که با داغ جوان، مرثیه شروع شد و قیامت غم به پا شد...
#ارباًاربا ، #لبهای تشنه و خشکیده ، #بوریا ، #چهارده نور، #صیام و قیام
عجیب رمز و رازی داشتند این چهارده شهید رمضان 😭
✍ صادقی
📍 کردستان
#روایت
#قائد_امت
#شهید_سید_علی_خامنه_ای
🔰 امتداد، حکایت راههای طی شده...
🆔 @mtedad_org
#روایت_دویستوسیوهفتم
#سروده_ده
بیا هــم وطــن، مـرد مـیدان، بیا
بــیا درخــــیابان ، خــــیابـان، بــیا
بـیا شـیر بـیشه، بـه مــیدان رزم
بـزن نـعـره، بـا عـشق ایـران، بـیا
بیادرخیابان کـه ایـن سنگراست
به عشق و طن با شـهیدان، بیا
بیا بنـدگی کــــن خـــدا را زجـان
بــرای خـــــداونــــد رحـــمان، بـــیا
خیابانِ و شهرت همه مسجداست
بــه ذکـــر دعـــا در شـبستان، بــیا
بـــیـا خلــوتــی بــا خـــــــداونـــدگـار
بـــــیا بـــا تــــــجـــلّای ایــــمان بـــیا
بیا و ز«میـناب»، شــعـری بــــــگو
بــنـام، دبــستان ، دبــستان، بــیا
بیا شیر میدان به میـدان،بِکِش
بروی سـتم خـــطّ بــُــــطلان، بـیا
✍ غلامرضا غلامپوردهسرخی
📍مشهد مقدس
#روایت
#قائد_امت
#شهید_سید_علی_خامنه_ای
🔰 امتداد، حکایت راههای طی شده...
🆔 @mtedad_org