پادکست. رویا های منقرض شده.mp3
زمان:
حجم:
10.3M
اینطوری شروع شد که داشت رد میشد
دیدم داره دلمو با خودش میبره..
شور دیدارت اگر شعله به دلها بکشد
رود را از جگر کوه به دلها بکشد
گیسوان تو شبیهاست به شب، اما نه!
شب که اینقدر نباید به درازا بکشد
خودشناسی قدماول عاشقشدن است
وای بر یوسف اگر ناز زلیخا بکشد..
عقل، یکدل شده با عشق، فقط میترسم
هم به حاشا بکشد هم به تماشا بکشد
یکی از ما دونفر کشتهبه دست دگریاست
باشتا کار من و عقل به فردا بکشد
زخمیکینهٔمن! این تو و این سینهٔ من
من خودم خواستهام کار به اینجا بکشد.
حال با پای خودت سر بهبیابان بگذار
پیش از آنی که تورا عشق بهصحرا بکشد..
دقیق نمیدانم که مرا به هوای کسی ترک کرد یا نه ..
اما از شتاب رفتنش بعید بود که دلش به جایی گرم نباشد
پرنده بودی و از بام ِ من پرت دادند
تو ساک بستی و نام ِمسافرت دادند
قَدت خمید، نگاهت شکست، روحت مُرد
کلاغهای مزاحم چه بر سرت دادند ؟
تو نیم ِ دیگر ِ من بودی و ندانستی
چه داغها که به این نیم دیگرت دادند
خدا نخواست من و تو کنار هم باشیم
سه چار هفته به کنکور شوهرت دادند
_حامد عسکری