eitaa logo
مبهم؛
1.4هزار دنبال‌کننده
276 عکس
111 ویدیو
0 فایل
آدمی‌شاعرنمیشود‌مگر‌به‌جبر‌اندوه ! - پرسیدند او کیست ؟ گفتم هر آنچه که دارم. - " کپی؟ نداشتیم از این حرفا "
مشاهده در ایتا
دانلود
چند سقوط مانده تا پرنده شدنم؟
وصفِ احوالِ من افتاد به دستانِ قلم من نِوشتم که غمی نیست بِخوان سخت گذشت.
پادکست. رویا های منقرض شده.mp3
زمان: حجم: 10.3M
اینطوری شروع شد که داشت رد میشد دیدم داره دلمو با خودش میبره..
شور دیدارت اگر شعله به دل‌ها بکشد رود را از جگر کوه‌ به دل‌ها بکشد گیسوان تو شبیه‌است به شب، اما نه! شب که اینقدر نباید به درازا بکشد خودشناسی قدم‌‌اول عاشق‌شدن است وای بر یوسف اگر ناز‌ زلیخا بکشد.. عقل، یکدل شده با عشق، فقط می‌ترسم هم به‌ حاشا بکشد هم به تماشا بکشد یکی از ما دونفر کشته‌به دست دگری‌است باش‌تا کار من و عقل به فردا بکشد زخمی‌کینهٔ‌من! این تو و این سینهٔ من من خودم خواسته‌ام کار به اینجا بکشد. حال با پای خودت سر به‌بیابان بگذار پیش از آنی که تورا عشق به‌صحرا بکشد..
انگشت‌ به‌ لب‌ مانده‌ام‌ از قاعدهٔ‌ عشق؛ ما یار ندیده‌ تب‌ معشوق‌ کشیدیم..
-
چندان کشم اندوه، که اندوه کسم نیست.
دقیق نمیدانم که مرا به هوای کسی ترک کرد یا نه .. اما از شتاب رفتنش بعید بود که دلش به جایی گرم نباشد
پرنده بودی و از بام  ِ من پرت دادند تو ساک بستی و نام  ِمسافرت دادند   قَدت خمید، نگاهت شکست، روحت مُرد کلاغهای مزاحم چه بر سرت دادند ؟   تو نیم ِ دیگر ِ من بودی و ندانستی چه داغها که به این نیم دیگرت دادند   خدا نخواست من و تو کنار هم باشیم سه چار هفته به کنکور شوهرت دادند   _حامد عسکری
بر بخار پنجره یک شب نوشتی عاشقم خون شد انگشتم بر آجر حک کنم، ما بیشتر
-