📛 خطر استاد غیرکامل - 1
آیة الله حاج سید محمد صادق حسینی طهرانی (فرزند ارشد و وصیّ علامه آیة الله سید محمد حسین حسینی طهرانی):
تربيت نفوس امرى بسيار صعب و دشوار است و تا كسى از نفس نگذشته و بار خود را به منزل نرسانده و در #مقام_فناء_تامّ متمكّن نگشته #نبايد امر ديگران را به عهده بگيرد، مگر آنكه از جانب وليّى از اولياء خدا مأمور بوده و در حقيقت آن ولىّ، نفوس را از دريچه نفس اين شخص سير دهد.
يكى از آفات راه سالكان راه رفته كه #احاطه_اى_اجمالى به مسير سلوك پيدا نموده و از #زوايائى_از_نفس_اشخاص نيز مطّلع مي گردند، اين است كه #از_سر_شفقت_و_دلسوزى يا به جهت #احساس_وظيفه و يا گاه #به_واسطه_حبّ_نفس، سالكين إلى الله را در حجر تربيت خود گرفته و امر آنان را به عهده مى گيرند و #سالكين_مبتدى نيز كه توان تشخيص استاد كامل را از غير آن ندارند جذب آنان مىشوند، #خصوصا_اگر_حرارت_و_شورى_نيز_در_آن_شخص_باشد كه سالكين مبتدى را در اثر مجالست با ايشان #متحول نمايد.
در حاليكه تربيت نفوس امرى بسيار صعب و دشوار است و اين كار بدون حصول شرائط، #مفاسد_بسيارى را به دنبال دارد:
اوّلًا: سبب مى شود كه سير خود اين سالك كه هنوز به كمال نرسيده كُند يا #متوقّف گردد؛ چون علاوه بر بار خود بار ديگران را هم به دوش گرفته و #هنوز_از_خود_فارغ_نشده مى خواهد ديگران را هم با خود ببرد و روشن است كه چون از نفس خارج نشده و امر خود را بالكلّ به خداوند نسپرده و حضرت حقّ جلّ و علا امر او را متكفّل نگشته توانش محدود و رزقش معيّن است و هرچه براى ديگران زحمت بكشد از بهره خود او كاسته مى شود.
ثانياً: نفوس شاگردان را #معطل نموده و سير ايشان را هم #كند مى نمايد؛ زيرا ايشان امر خود را به وى سپرده اند و او هم از بردن آنان و سيردادنشان كماهوحقّه عاجز است. شاگردان به اميد وى و او هم درگير نفس خود است و لذا همه تشنه كام و محروم مى مانند.
علّامه والد در كتاب شريف روح مجرّد از قول مرحوم آقاى #حداد رضوان الله تعالى عليه چنين نقل مى كنند: بارها را اينجا بيندازيد كه من باركش مى باشم. افرادى تحمّل باركشيدن را ندارند و #بار_خودشان_را_نمى_توانند_بكشند، آنگاه جمعى را به دنبال خود مى كشند، خودشان جلو افتاده و بسيارى را به پيروى و تبعيّت در آورده اند، در حاليكه #نفوس_بسيارى_از_آن_شاگردان_از_استادشان_قویتر_و_لطيفتر_و_بهتر_است.
مي فرمودند: #مسكين خودش به مقصدى نرسيده است و بايد بارش را در آستانه ديگرى فرود آورد، آنگاه آمده و بارهایى را به خود افزوده است، و لهذا مى آيد و از شاگردان خودش شكوه مى كند كه چنين و چنان؛ من به او گفتم: عيب از شاگردانت نيست، عيب در توست كه با درِ باغ سبزى آنان را به خود جلب كرده اى، آنگاه وارد خانه شده اند از عهده طعام و غذايشان بر نمى آیى، و حالا هم با نويدها آنان را #گرسنه و #تشنه و #متحير نگه داشته اى؛ و در اينصورت توقّع اطاعت محض از ايشان دارى؟! اين محال است، استاد بايد خودش آزاد شده باشد، تو الآن گير هستى و گير دارى! چگونه مى توانى بنده اى آزاد كنى؟!
ادامه دارد...
#سید_محمدصادق_طهرانی
#خطر_استاد_غیرکامل
@naghdeghaffari
📛 خطر استاد غیرکامل - 2
آیة الله حاج سید محمدصادق حسینی طهرانی (فرزند ارشد و وصیّ علامه آیة الله سید محمدحسین حسینی طهرانی):
يكى از اهل سلوك كه براى خود شاگردانى نيز داشت در دوره اى با علّامه #والد بسيار مرتبط بود، ولى يك بار حضرت آقاى #حداد فرمودند: شما و شاگردانتان ارتباطتان را با ايشان كم كنيد، چون ايشان سيرشان #كند است و #سير شاگردان شما را هم كند مى نمايند.
ثالثاً: تربيت اشخاص احتياج به #احاطه_تامّ و همه جانبه به نفس آنها و تسلّط بر آثار اذكار و اعمال دارد و اگر شخص #وقوف_كامل بر اين امور نداشته باشد ممكن است دستوراتى به شاگردان خود بدهد كه باعث خستگى نفوس و #ماندن_آنها_از_راه گردد.
استاد كامل، هم در #تشخيص_ذكر_و_ورد_مناسب با هر نفس و شاكله اى خبير است و هم در #ميزان_استفاده شاگرد از آن ذكر؛ هر نفسى قابليّت و سعه هر ذكر و هر مقدارى از آنرا ندارد و اگر اين معانى در تربيت او لحاظ نشود از سير إلى الله زده شده و يكباره بار را بر زمين مى گذارد؛ درست مانند كسى كه بار سنگينى را كه بيشتر از طاقت اوست بردارد كه طبعاً كمر او مى شكند.
و چه بسا در اثر عدم رعايت اين اصول، براى شاگرد #حالات_غيرعادى و #حتی_جنون حاصل شود و تمام تبعات اين امور به گردن استاد اوست كه #بدون_قابلیت_لازم به او دستور داده است و #بدون_خبرویت_كافى امر وى را به عهده گرفته است.
براى بسيارى از نفوس حتّى گفتن هزار بار تهليل يا چهارصد مرتبه يونسيّه سنگين است؛ بنده به خاطر دارم كه حضرت والد نسبت به برخى از مخدّرات با اينكه كم سنّ و سال هم نبودند فقط مي فرمودند: شما پنجاه بار لا إله إلّاالله بگوئيد؛ البتّه نسبت به برخى صد مرتبه و به برخى هم هزار مرتبه دستور مي فرمودند كه اين امر به واسطه سعه و احاطه نفس ايشان به قابليّت نفوس بود و افراد را به فراخور حال خود آهسته آهسته و با طمأنينه راه برده و بر كسى ما فوق طاقت وى حمل نمى نمودند.
رابعاً: وقتى استاد #توان_سيردادن_شاگرد و حلّ مشكلات وى را نداشته باشد مجبور مى شود شاگرد را براى طىّ مسير وادار به تلاش بيشترى نموده و دستورات سنگين ترى به او بدهد كه اين موجب مزيد اشكال در امر سلوك وى مى گردد.
عقباتى را كه سالك در محضر #استاد_كامل در مدّتى كم و با مجاهده اى عادى طىّ مى نمايد، در محضر استاد غيركامل گاهى بايد سالها زحمت كشيده و خون دل بخورد تا از آن رد شده و به عقبه بعدى واصل گردد.
يكى از شاگردان مرحوم حضرت آقاى #حداد نقل مي كردند كه: شاگرد يكى از بزرگان به مشكلى در سلوك برخورد نموده بود و آن استاد وى را به عتبات فرستاده و گفته بود: حلّ مشكلت را از أئمّه بگير و برگرد. و نامه اى هم براى حضرت آقاى #حداد يا برخى رفقايشان داده بود كه رفقاى ايشان در اين مدّت از او پذيرائى كنند.
آن شخص به عتبات عاليات آمد و اقامت او در غربت طول كشيد ولى مشكلش كماكان لاينحلّ باقى بود.
يكبار مرحوم #حداد به يكى از رفقا فرمودند: اگر فلانى شاگرد من بود همانجا در شهر خودش مشكلش را حلّ كرده بودم. (كنايه از آنكه اگر كسى توان تربيت نفوس را ندارد نبايد امر ايشان را به عهده بگيرد و نفوس را چنين به مشقّت بياندازد.)
اين مطلب به گوش آن شخص محترم رسيد و ايشان پس از چندى شاگرد خود را از عتبات به ايران فراخواند.
اين شخص محترم از كسانى بودند كه هم مرحوم آقاى #حداد و هم مرحوم علّامه #والد و هم #آية_الله_قوچانى، از اينكه ايشان شاگرد پذيرفته #ناراحت_و_نگران بوده و نسبت به وى #اظهار_شفقت مى نمودند و مرحوم علّامه والد نسبت به دو نفر كه اهل خلوص و ايثار بودند به بنده مي فرمودند كه: اميد است اينها برگردند. يكى از آنها همين شخص محترم بود.
ادامه دارد...
#سید_محمدصادق_طهرانی
#خطر_استاد_غیرکامل
@naghdeghaffari