eitaa logo
نقد غفاری
365 دنبال‌کننده
67 عکس
46 ویدیو
5 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
📛 خطر استاد غیرکامل - 1 آیة الله حاج سید محمد صادق حسینی طهرانی (فرزند ارشد و وصیّ علامه آیة‌ الله سید محمد حسین حسینی طهرانی): تربيت نفوس امرى بسيار صعب و دشوار است و تا كسى از نفس نگذشته و بار خود را به منزل نرسانده و در متمكّن نگشته امر ديگران را به عهده بگيرد، مگر آنكه از جانب وليّى از اولياء خدا مأمور بوده و در حقيقت آن ولىّ، نفوس را از دريچه نفس اين شخص سير دهد. يكى از آفات راه سالكان راه رفته كه به مسير سلوك پيدا نموده و از نيز مطّلع مي گردند، اين است كه يا به جهت و يا گاه ، سالكين إلى الله را در حجر تربيت خود گرفته و امر آنان را به عهده مى گيرند و نيز كه توان تشخيص استاد كامل را از غير آن ندارند جذب آنان مىشوند، كه سالكين مبتدى را در اثر مجالست با ايشان نمايد. در حاليكه تربيت نفوس امرى بسيار صعب و دشوار است و اين كار بدون حصول شرائط، را به دنبال دارد: اوّلًا: سبب مى شود كه سير خود اين سالك كه هنوز به كمال نرسيده كُند يا گردد؛ چون علاوه بر بار خود بار ديگران را هم به دوش گرفته و مى خواهد ديگران را هم با خود ببرد و روشن است كه چون از نفس خارج نشده و امر خود را بالكلّ به خداوند نسپرده و حضرت حقّ جلّ و علا امر او را متكفّل نگشته توانش محدود و رزقش معيّن است و هرچه براى ديگران زحمت بكشد از بهره خود او كاسته مى شود. ثانياً: نفوس شاگردان را نموده و سير ايشان را هم مى نمايد؛ زيرا ايشان امر خود را به وى سپرده اند و او هم از بردن آنان و سيردادنشان كماهوحقّه عاجز است. شاگردان به اميد وى و او هم درگير نفس خود است و لذا همه تشنه كام و محروم مى مانند. علّامه والد در كتاب شريف روح مجرّد از قول مرحوم آقاى رضوان الله تعالى عليه چنين نقل مى كنند: بارها را اينجا بيندازيد كه من باركش مى باشم. افرادى تحمّل باركشيدن را ندارند و ، آنگاه جمعى را به دنبال خود مى كشند، خودشان جلو افتاده و بسيارى را به پيروى و تبعيّت در آورده اند، در حاليكه . مي فرمودند: خودش به مقصدى نرسيده است و بايد بارش را در آستانه ديگرى فرود آورد، آنگاه آمده و بارهایى را به خود افزوده است، و لهذا مى آيد و از شاگردان خودش شكوه مى كند كه چنين و چنان؛ من به او گفتم: عيب از شاگردانت نيست، عيب در توست كه با درِ باغ سبزى آنان را به خود جلب كرده اى، آنگاه وارد خانه شده اند از عهده طعام و غذايشان بر نمى آیى، و حالا هم با نويدها آنان را و و نگه داشته اى؛ و در اينصورت توقّع اطاعت محض از ايشان دارى؟! اين محال است، استاد بايد خودش آزاد شده باشد، تو الآن گير هستى و گير دارى! چگونه مى توانى بنده اى آزاد كنى؟! ادامه دارد... @naghdeghaffari
نقد غفاری
👆واکنش یکی از #کانال_های_زنجیره_ای به انتقادات ما 🔆 آیا نهایت سیر رسول الله (ص) و اهل بیتش(ع) رسیدن
📣 آیا نهایت سیر رسول الله (ص) و اهل بیتش(ع) رسیدن به مقام "بقاء به معبود" است؟ یکی از مبلغ جناب غفاری در پاسخ به نقدهای ما بر این ادعاهای وی که مثلاً ▪️«من قابلیت وجودی شدن را دارم، شدن را دارم. شدن را دارم؛ میگه هست. اینو نمونه فرستاده. اما من نوعی بی لیاقتی می کنم آن امری دیگر است.» ▪️«لکم فی رسول الله اسوه حسنه." اسوه هست. یعنی تو میتونی عین او بشی! نه یه ذره کم نه زیاد! فقط مقام و رو تو نمی تونی داشته باشی. بقیه اش رو (ص) می تونی بشی! خودشون اینها رو فرمودن.» عباراتی از کتاب لب اللباب را نقل کرده، مدعی شده است که ادعاهای جناب غفاری ریشه در سخنان علامه طباطبایی دارد. در حالی که: 1⃣ کتاب به قلم (ره) است نه (ره)! او البته در این کتاب درسهای علامه طباطبایی(ره) را تقریر کرده است. 2⃣ عبارت های مورد استناد این کانال در بیان امکان رسیدن به مقام «» است نه ادعای (ص) 3⃣ همچنان که قبلا گفته ایم، امکان رسیدن به یک با آنچه جناب غفاری کرده (اینکه تو می تونی (ص) بشی نه یک ذره کم؛ نه زیاد!) زمین تا آسمان فرق دارد. 4⃣ پرسشی که جناب غفاری باید به آن پاسخ دهد آن است که آیا سیر (ص) و (ع) با رسیدن به مقام «بقاء به معبود» شده، به نشسته اند تا او و مریدانش بعد از گذشت چند قرن به عرصه وجود بیایند و به آنها برسند و عین آنها شوند (آن هم نه یه ذره کم؛ نه زیاد!)؟ 5⃣ شما چرا تصور می کنید که پس از «بقاء به معبود»، دیگر درجه و مقامی وجود ندارد؟! آیا تصور به سوی خدای پس از رسیدن به این مقام، از یک ناشی می شود؟! علامه طهرانی در همان کتاب در ادامه عبارات نقل شده صریحاً نوشته است: «البتّه كه و اين عالم است. چون پايه و اساس وضع الفاظ بر پايه احتياجات بشرى بوده است و در اثر توسعه احتياجات دائره وضع الفاظ وسيعتر شده است لذا بيان در قالب الفاظ است و هر چه از آنجا گفته شود اشاره و كنايه بوده آن حقيقت عاليه را در افهام تنزّل دهد.» (رساله لب اللباب، ص 40) 6⃣ حتی اگر پس از «بقاء به معبود» درجه و مقام دیگری هم وجود نداشت آیا می شد تمام کسانی که وارد این درجه و مقام می شوند را از نظر کیفی با هم برابر دانست تا از این رهگذر ادعا کند که تو می توانی (ص)، یا (ع) و یا (س) و اولاد طاهرینشان(ع) بشوی (نه یه ذره کم، نه زیاد)؟! برای فهم این مطلب مثالی دنیوی می زنیم: آیا تمام کسانی که در یک علم به درجه اجتهاد و یا دکتری می رسند صرف ورود به این جایگاه با هم برابرند؟! 7⃣ و رسول الله (ص) و آل طاهرینش (ص) علاوه بر سیر برزخی خود، با اعمال صالحی که از طرف مؤمنین نثار آنها می شود آنگاه تو چگونه می توانی عین رسول الله(ص) یا عین علی (ع) و فاطمه (س) و فرزندان آنها (ع) شوی؟! 8⃣ بیا اندکی با خود و خدایت و تا خویشتن را از در حلقه برهان؛ شاید که خدا زمینه هدایتت را فراهم آورد. (ع) @naghdeghaffari