eitaa logo
" ناجـــه "
336 دنبال‌کننده
341 عکس
47 ویدیو
1 فایل
ناجــه ؟ آرزویِ آمیخته با حســرت :) محفلی برایِ شاعرانه‌هایم!🩵 https://abzarek.ir/service-p/msg/2529759 بیا بشینیم کنار شومینه ، چای بخوریم و حرف بزنیم. خب؟ منِ‌آبی : @Awriter کپی؟ خودت خلق کُنـی، قشنگ‌تره :)
مشاهده در ایتا
دانلود
" ناجـــه "
نمی‌دانم باید چه کلماتی را مکتوب کنم و از چه بنویسم ؛ از رسیدنِ روز ، بعد از شب‌هایِ تار یا از جوانه‌ زدن امید ، بعد از یک‌فصل ناامیدی . از لبخندِ بعد از اشک ، یا از شیرینی ، پس از تلخی؟ : ) چطور بنویسم از حالِ عجیبِ درونم؟ از اشکِ شوقی که درون چشم‌هایم حلقه زده ؟ از روزهایی که دارم تصورشان می‌کنم و ته دلم کیلوکیلو قند آب می‌شود ؟ هنوز هم باورم نمی‌شود بالاخره روزهایِ خوب رسیدند . شاید آینده کمی مبهم باشد ، اما دیگر دلم قرص و محکم است. دیگر می‌دانم قرار است با ادامه‌ی زندگی‌ام چه‌کار کنم و مسیرم روشن است : ) لبخندِ ملیحی گوشه‌ی لبم جاخوش کرده است و در فکرم ؛ در فکر کارهایی که باید قبل از دانشگاه انجام دهم ، خداحافظی‌هایی که باید بکنم و ... شاید سخت باشد ؛ اما هیجان‌انگیزست✨ یک دلهره‌ی شیرین هوریز کرده در وجودم و من نشسته‌ام به تماشایِ زندگی : ) و در دلم آرام به خدا می‌گویم :« راضی‌ام به هرآنچه که تو به آن راضی‌ای ، ممنون بابت همه‌چیز . . 🌱 » به خودم قول می‌دهم بیشتر از قبل به برنامه‌ریزی خدا اعتماد کنم و مطمئن باشم آخر قصه ، قشنگ تمام می‌شود : )🤍 - گلنار .
[ گُل دوست دارم ؛ آدم‌هایی که برایم گُل می‌خرند را بیشتر... ] - قابِ خاطراتِ قبولیِ دانشگاه✨
" ناجـــه "
- بعضی لحظه‌ها ، تا ابد در ذهنت ماندگار می‌شوند . مثلِ ذوق‌هایِ مامان ، مثلِ خنده‌هایِ بابا ، مثلِ بغضِ توی صدای مامان‌بزرگ ، مثلِ آغوشِ آمیخته با عطرِگُل زن‌دایی ، مثلِ ذوق‌ها و تبریک‌هایِ دایی ، مثلِ پیام‌های تبریک محبت‌آمیزی که روحت را نوازش می‌کنند : ) مثلِ حسِ شیرینِ وصال و حال خوبِ آغوشِ خدا 🌱 برایِ تک‌تکِ ثانیه‌های امشب ، شُکرت خدایِ من :) - گلنار .
" ناجـــه "
چه شاهکاری ؛ آدم حض می‌کنه : )
‹✨🍁› حافظ بدون شک، درخشان‌ترین ستارۀ فرهنگ فارسی است . در طول چندین قرن شعر فارسی، هیچ شاعری را نداریم که به قدر حافظ ، در اعماق و زوایای جامعۀ ما و ذهن و دلِ ملت ما نفوذ کرده و حضور داشته باشد .. حافظ شاعرِ همۀ قرن‌ها و همۀ قشرها است. [ حضرت آیت‌الله خامنه‌ای ]
" ناجـــه "
_
- عزیزِ دورِ من ؛ این روزها دلم بیش از پیش برایت تنگ می‌شود . برای تو ، چشم‌هایت ، لبخندهایت . برایِ لمسِ دستانت ، برایِ طنینِ صدایت . حتی برایِ بداخلاقی‌ها و بی‌محلی‌هایت . این روزها ، تبدیل به آدمی شده‌ام که مدام خاطره‌ها را مرور می‌کند ... انگار جایی درحوالیِ روزهایِ با هم بودنمان گیر کرده‌ام . انگار دلم نمی‌خواهد واقعیتِ تلخِ نبودنت را بپذیرم . . هنوز کنار نیامده‌ام! هنوز باورم نشده روزهایِ قشنگ‌مان تمام شد . هنوز با عطرِ خیالِ تو زندگی می‌کنم . هنوز راه می‌روم ، چاووشی گوش می‌دهم و به تو فکر می‌کنم . یادت هنوزاًهنوز ، در کوچه‌پس‌کوچه‌هایِ قلبم لی‌لی‌ بازی می‌کند . این روزها ، دلم که برایت تنگ می‌شود ، پناه می‌آورم به عکس‌هایمان . به صفحه‌ی چت‌مان و مرور می‌کنم تمامِ حرف‌هایت را :) مرور می‌کنم تمام ثانیه‌هایی که کنارت فارغ از غمِ جهان بودم و صدای قهقهه‌ام گوش فلک را کر می‌کرد . تو خوب مرا بلد بودی . جوری حرف می‌زدی که تبسم‌هایم را پی‌درپی به تماشا بنشینی :) و من دلبسته‌ی همین رفتارهایت شدم . دلبسته‌ی سادگی و بی‌ریایی‌ات ... اما دستِ روزگار ، حالا بین‌ِ ما فرسنگ‌ها فاصله انداخته است . دیگر نمی‌توانم لبخند‌هایِ جان‌فرسایت را تماشا کنم ، یا صدایِ ملیحت را به رگ‌هایم تزریق کنم . دلم به وسعتِ آسمان‌ها و زمین برایت تنگ است ! کاش می‌توانستم کمی از روزهای خوب‌مان را خشک کنم و لابه‌لایِ آشفتگی‌هایِ امروزم ، قدری از آن را دم کنم و برایِ درمان دلتنگی‌ام نوشِ جان کنم ... کاش می‌شد صدایِ خنده‌هایت را ضبط کنم، تا هرگاه زندگی به من فشار می‌آورد ، آن را گوش می‌دادم و جانی دوباره می‌گرفتم : ) اما افسوس که ممکن نیست . نه دم‌کردنِ روزهای خوب‌مان و نه ضبط کردنِ صدایِ خنده‌هایت . . چاره‌ای نیست ، باید سعی کنم بدونِ تو ، به زندگی ادامه دهم . هرچند سخت ؛ هرچند جان‌فرسا ... - گلنار .