eitaa logo
" ناجـــه "
336 دنبال‌کننده
343 عکس
47 ویدیو
1 فایل
ناجــه ؟ آرزویِ آمیخته با حســرت :) محفلی برایِ شاعرانه‌هایم!🩵 https://abzarek.ir/service-p/msg/2529759 بیا بشینیم کنار شومینه ، چای بخوریم و حرف بزنیم. خب؟ منِ‌آبی : @Awriter کپی؟ خودت خلق کُنـی، قشنگ‌تره :)
مشاهده در ایتا
دانلود
" ناجـــه "
_
« آخرین ترانه » چند روز پیش مجبور شدم برایِ برداشتن چندتا وسیله به انباری سر بزنم . در انباری رو که باز کردم ؛ بویِ خاک و عطرِ خاطرات به سمتم هجوم آوردن . . هرجایی رو نگاه می‌کردم ، یه خاطره ، یه حرف ، یه ماجرا برام مرور می‌شد و من تواناییِ کنترل کردنشون رو نداشتم ! تلاش کردم جلویِ بغضم رو بگیرم و نذارم به اشک تبدیل بشه .. همه‌چیز داشت خوب جلو می‌رفت ، وسایلی که نیاز داشتم رو برداشتم و خواستم در انباری رو ببندم که چشمم پیانویِ گوشه‌ی دیوار رو نشونه رفت . دلم هُری ریخت . قلبم برای چندثانیه از تپش ایستاد و نفس کشیدن یادم رفت! بازم حواسم پرتِ تو شده بود . . پرتِ تو و اون روزایی که تماماً آبی بود . یه آبیِ ملیحِ دلبر . دقیقاً عینِ آسمونِ اول صبح! اون روزا ، به عشقِ تو ، پیانو خریدم درحالی که اصلا بلد نبودم بنوازم! تو گفته بودی خیلی صدایِ پیانو رو دوست داری و من دلم می‌خواست چیزی برات بخرم که حالت رو خوب می‌کنه . اوایل فقط کنج خونه خاک می‌خورد و جفتمون نگاهش می‌کردیم . گذشت تا وقتی فهمیدم یه آکادمی موسیقی کلاس پیانو گذاشته ، بهت گفتم و خیلی استقبال کردی ازش ، منم اسم دوتامون رو نوشتم : ) تابستونِ اون سال، پابه‌پایِ هم پیانو یاد گرفتیم و لحظه‌های بی‌تکراری رو رقم زدیم . حالا دیگه می‌تونستیم از پیانویِ خاک خورده‌ی گوشه‌ی خونه استفاده کنیم. یادمه هنوز ؛ اولین باری که تو آهنگ رو خوندی و من ملودی‌ش رو زدم . صدایِ دخترونه‌ی تو ، تا عمقِ وجودم نفوذ می‌کرد و من با ظرافتِ بیشتری می‌نواختم . هییی ؛ چه روزایی بود .. یه پا گروه موسیقی بودیم واسه خودمون . محال بود تولد‌ها و سالگردهای ِعقد و عروسی بدونِ نواختنِ یه قطعه‌ی جدید بگذره . ولی حالا .‌. حالا دیگه خیلی وقته که سراغِ پیانو هم نرفتم ، درست از همون نیمه شبی که رفتی . درست از همون ثانیه‌ای که دستم رو رویِ نبض دستت گذاشتم و دیدم نمی‌زنه! همون روز ؛ وقتی تنِ بی‌جونت رو به خاک سپردم همه‌ی خاطراتت رو جمع کردم که کمتر به یادت بیفتم . تو رفته بودی، زیر خروارها خاک خوابیده بودی و من دیگه نمی‌تونستم برت گردونم! چاره‌ای نداشتم جز اینکه تلاش کنم فراموشت کنم . پیانو رو جمع کردم و گذاشتم تو انباری و دیگه دست بهش نزدم! ولی چند روز پیش که دوباره پیانو رو دیدم، تصمیم گرفتم آخرین ترانه رو بنوازم و بعد پیانو رو بفروشم . . امروز پنجمین سالگرد نبودنته ... و من آخرین ترانه‌م رو برایِ تو نواختم . آخرین ترانه ؛ حسِ این پنج سال بدونِ تو بود . بدون تو و خنده‌هات ، چشمات ، صدات . بدون تو و انگشت‌هات که ترکیبشون با کلاویه‌های پیانو بی‌نظیر می‌شد . آخرین ترانه ، پایانِ داستانِ تلخِ ما بود . . . - گلنار . - یک‌عاشقانه‌ی کوتاه ؛ [ متنی که قرار بود پادکست بشه و نشد ... ]
از امشب : )🎞
هدایت شده از - دلدادھ مٺحول -
امشب داشتم به این فکر می‌کردم که نصف بیشتر پاییز رفته و هنوز بارون نیومده. کاش میشد یه نامه‌ای چیزی بزنیم به شورای بررسی ابرهای باران‌زا تو طبقه هفتم آسمون، بگیم آقا پس این سامانه بارشی ما چیشد؟ پاییزمون حیف شد رفت آقای نووماینده.
و بازهم شب‌هایِ حرم ؛
خلوت‌های اتوبوسی رو دوست دارم : ) یه روضه میذاری ، تکیه میدی به پنجره‌ی اتوبوس ، چادرت رو می‌کشی رو صورتت و مثل ابربهاری ، زارزار گریه می‌کنی ... بعد از روضه ، سبُک میشی ؛ مثل ابر ، مثل پرِ کاه ، مثلِ بالِ پرنده🕊 صدامتیاز به نفع خلوت‌های اتوبوسی : ))))
فقط توی خوابگاه قابلیت تا نصفه‌شب بیدار موندن و از عمق وجود خندیدن رو دارم : ) امشب مرزهای خندیدن و مسخره‌بازی رو جابه‌جا کردیم😂
" ناجـــه "
فقط توی خوابگاه قابلیت تا نصفه‌شب بیدار موندن و از عمق وجود خندیدن رو دارم : ) امشب مرزهای خندیدن و
تناقض بین‌دوتا پست‌آخر رو دوست دارم : ) این یعنی اینکه دوام‌الحال ، من‌المُحال ... داره بهت می‌فهمونه که ببین شاید تو الان از شدت گریه ، شونه‌هات بلرزه و قلبت درد بگیره ؛ ولی تو فکرش رو هم نمی‌کنی که دقیقاً چندساعت بعدش از شدت خنده ، دل‌درد بگیری! آره خلاصه ، زندگی رو جدی نگیر عزیزِ من : ) در لحظه زندگی‌کن و ازش لذت ببر . به‌جاش بخند ، به وقتش گریه کن و مدام سعی نکن به گذشته برگردی!✨ عُمر آدمی زود تموم میشه ، خوب ازش استفاده کن ... پ.ن : صرفاً یادداشتی برای اینکه خودم یادم بمونه ، فاز نصیحت برنداشتم ‌: )
شیدایِ‌قلم . InShot_۲۰۲۴۱۱۰۸_۲۲۳۴۴۳۵۳۹.mp3
زمان: حجم: 4.3M
تو می‌تونی به جایِ رفتن ؛ پاییز برگردی به آغوشِ وطن . . ! 🍁 قلم‌ونوایِ‌گلنار :)