❀﷽❀
#نوحه_سینه_زنی
#حضرت_زینب_سلام_الله_علیها
#سرودهٔ_رقیه_سعیدی_کیمیا
#سبک:سلامٌ عَلیٰ ساکن کربلا
─━⊰••❃❀❃••═⊱━─
ســلامٌ عَلیٰ بنتِ خَیرالنـساء
ســلامٌ علیٰ زینت مـرتضــا(۲)
ســـلامــی به بــانـوی دشــت بلا
پیـــــام آورِ نهـــضــتِ کـــربـلا
ســلامی به بـانــوی صبــر آفرین
ســلامی بر آن خـواهر بی قرین
ســلامٌ عَلیٰ بنتِ خَیرالنـساء
ســلامٌ علیٰ زینت مـرتضــا(۲)
ســلامی بر آن بانــوی عـالمـــه
تداعـــی گــرِ مکتــب فـاطمـــه
ســلامی برآن دُخت حیـدر نشان
به ماننـد حیــدر به نطق و بیان
ســلامٌ عَلیٰ بنتِ خَیرالنـساء
ســلامٌ علیٰ زینت مـرتضــا(۲)
اگــر کـربلا ، کــربـلایـی شـــده
دل عــاشقـانش خــدایی شـــده
اگر دم ز عشق حسیـن می زنیم
اگر جان به راهـش فدا می کنیم
اگر مَحـــرَمِ خیمـهٔ غــم شــدیم
عــزادار مـــاه مُحـرم شــدیم
دلیلـــش علمـــداریِ زینب است
گــذشت و فـداکاری زینب است
دلیلش همان صـولت حیدریست
پیــامش نشـانی ز پیغمبــریست
ســلامٌ عَلیٰ بنتِ خَیرالنـساء
ســلامٌ علیٰ زینت مـرتضــا(۲)
الهـــی ! به آن خواهر قد کمان
به بــانــوی دلخســتهٔ کــاروان
به درد آشنـــای شَــهِ عالمیــن
به احیــاگر کـربــلای حسیـــن
الهــــی ! به حق شَـــهِ کــربـلا
به حــق شهیـــدان راه خـــدا
به خون سلیـــمانیِ قهــرمــان
فــدایـیِ بانوی قامت کمــــان
به سـردار دلهای خونین قسم
به جان برکفـانِ رهِ دین قسم
که من هم فدایــیِ زینب شوم
شهید همین راه و مکتب شوم
ســلامٌ عَلـیٰ ســاکنِ کربلا (۴)
امیری حسین ونعم الامیر(۴)
─━⊰••❃❀❃••═⊱━─
رقیه سعیدی(کیمیا)
@navaye_asheghaan
#حضرت_زینب_سلام_الله_علیها
#مصائب_کوفه_و_شام
رفتی و داغ تو اما روی دوشم مانده است
روضه ها را یک به یک مادر برایم خوانده است
رفتی و با رفتنت حال مرا یک دم ببین
با چه حالی می روم ای قاری نیزه نشین
سایه ام را قبل از این نامحرمی یک دم ندید
بین این قوم ارازل خواهرت قامت خمید
تا که بردم نام تو دشمن مرا هر لحظه زد
بی بهانه با بهانه بی حساب و بی عدد
غیرت الهی و از نیزه نگاهم میکنی
ای سر مجروح من گريه به آهم میکنی
یک سر بند اسارت گردن سجاد تو
یک سرش بسته به دست زینب آزاد تو
عفتم زهرایی و من در شجاعت حیدرم
من به صوت حیدری آیینه ای از مادرم
وقت خطبه خواندنم حیدر نمایان میشود
آخر هر خطبه ام یک ختم قرآن میشود
با قیامت تو قیامت کردهای و بعد از این
خواهرت داده ادامه راه حق را بر زمین
گرچه معجر برده دشمن از من و طفلان تو
نور حق کرده تجلی بر رخ مرجان تو
بعد عاشورای تو وقت قیام زینب است
حرف حق هم بعد از این عین کلام زینب است
✍️#جواد_قدوسی
@navaye_asheghaan
#حضرت_زینب_سلام_الله_علیها
#مصایب_کوفه_و_شام
زیباترین نشانه ی ایمان شدی حسین
تا روی نیزه قاری قرآن شدی حسین
با خون خود به پیکر دین داده ای تو جان
بی سر شهید بر سر پیمان شدی حسین
نفرین بر این زمانه که خورشید روی نی
دیدم نشان سنگ کنیزان شدی حسین
آغوش گرم خواهر تو بود پس چرا
بین تنور رفتی و مهمان شدی حسین
تا طعنه بر یتیمی طفل تو میزدند
بابا برای کل یتیمان شدی حسین
آرام قلب زینب اگر از تولدی
رفتی دلیل اشک فرآوان شدی حسین
چون گشته اند اهل و عیال تو "کالعبید"
"کشتی شکست خورده ی طوفان" شدی حسین
باسر به شام در پی ما آمدی اگر
بی سر رها میان بیابان شدی حسین
پیراهنی که کهنه شده نیست قیمتی
اما بمیرم آخرش عریان شدی حسین
✍️#محمد_داوری
@navaye_asheghaan
شور حضرت زینب سلام الله علیها
✅بنداول
مظهر شجاعت زینب زینب
حامیه امامت زینب زینب
داری تو فقاهت زینب زینب
ای وارث تیغ علی
محشر به پا کرده ای
باخطبه های لرزان(ای دختر بوتراب)
دشمن رسوا کرده ای
زینب یعنی عفت
زینب یعنی عزت
زینب یعنی غیرت
زینب زینب
ملیکه ی دنیا
عزیزهی زهرا
عقیله ی طاها
زینب زینب
یازینب جبل الصبر
✅بنددوم
بانوی قهرمان بی بی زینب
لطف تو بیکران بی بی زینب
خطبه هاتم بران بی بی زینب
ای شیر زن باوقار
جانم به این اقتدار
گفتی اسکوتو گفتن
حیدر اومد با ذوالفقار
تو انقلاب کردی
شام وخراب کردی
حفظ حجاب کردی
زینب زینب
ای حیدره ثانی
جانه محبانی
تونور ایمانی
زینب زینب
یازینب جبل الصبر
#شور
#حضرت_زینب_سلام_الله_علیها
#شعر_سبک_حسین_نوروزی
بنداول به جای خطبه های بران میتونید از ای دختر بوتراب استفاده کنید
@navaye_asheghaan
#صلی_الله_علیک_ياسيدناالمظلوم_يااباعبدالله_الحسين
#حضرت_زینب_سلام_الله_علیها
به روي دل، غم و داغ تورا گذاشته ام
به روي شانه ي خود كربلا گذاشته ام
براي آنكه مرا غُصه ي تو پير كند
روی تمام جوانيم پا گذاشته ام
براي آنكه بگويم هنوز فكر توام
ببين كه پيرهنت را كجا گذاشته ام
شكسته تر شده اين دل، دلِ بدون حسين
شكسته تر شده هرچه دوا گذاشته ام
اگر بناست ببيني مرا بيا گودال
که خويش را لب گودال جا گذاشته ام
هنوز خون گلوي تو رنگ موي من است
گمان مبر كه به مويم حنا گذاشته ام
نشد اگرچه تنت را كفن كنم اما
هنوز هم كفنت را سوا گذاشته ام
#سیدتی_زینب
قدری از کرب و بلا روضه بخوان دلتنگم
تو خودت جای همه روضـه و مـنبر داری
✍️#علی_اکبر_لطیفیان
@navaye_asheghaan
#حضرت_زینب_سلام_الله_علیها
#اسارت
#مصائب_شام
#ماه_صفر
صبح اینجا شبیه "شام" شده
دم دروازه ازدحام شده
زن رقاصه داشت کف میزد
دختری بین شهر دف میزد
دم دروازه ریسه بندان است
دم دروازه سنگ باران است
به چه روزی دچار شد زینب
حالتش غصه دار شد زینب
غصه ای قدر نه فلک خورده
از سنان و شبث کتک خورده...
سِترِ ناموسِ کبریا زینب
مانده مابین لات ها زینب!
از روی پشت بام سنگ زدند
به حجاب عقیله چنگ زدند
آه از کوچه ی یهودی ها
ماند روی تنش کبودی ها
زینب و هلهله؟! زبانم لال...
زینب و حرمله؟! زبانم لال...
دست او بسته شد میان طناب
آه زینب کجا و بزم شراب؟!
روز در پیش چشم او شب شد
بین نامحرمان معذب شد
بس کن ای روضه خوان چه می گویی؟
✍️#علی_میرحیدری
@navaye_asheghaan
#حضرت_زینب_سلام_الله_علیها
#اسارت
#ماه_صفر
تا زینب از آن کوچه و بازار گذر کرد
از پیش نگاهش در و دیوار گذر کرد
راضی به رها کردن گودال نمی شد
با آمدن شمر به اجبار گذر کرد
می رفت به همراه غیوران سفر اما
از شام به همراهی اشرار گذر کرد
در بین کف و هلهله ی لشکر شیطان
ناموس خداوند، عزادار گذر کرد
با چهره پنهان شده در زیر کف دست
زود از جلوی چشم علمدار گذر کرد
در حیرتم از زجر که از پیش رقیه
هر بار گذر کرد طلبکار گذر کرد
این قوم همان قوم پلیدی است که یک عمر
از کشتنشان حیدر کرار گذر کرد
خون شد جگر خاک که نسل پدر خاک
از خاک بیابان پر از خار گذر کرد
من بنده آن مرثیه خوانم که همیشه
از بزم می و لفظ خریدار گذر کرد
✍️#علی_ذوالقدر
@navaye_asheghaan
#حضرت_زینب_سلام_الله_علیها
#اربعین
#ماه_صفر
چهل منزل سراسر گریه کردم
ز داغ تو برادر گریه کردم
کسی اما ندیده اشک من را
فقط از پشت معجر گریه کردم
نبودی حرمله فریاد می زد
به یاد آب آور گریه کردم
پریشانیِ رأست را که دیدم
به یاد جسم اکبر گریه کردم
چهل منزل مرا دشنام دادند
کم آوردم..سرآخر گریه کردم
تو رفتی و غرورم را شکستند
مرا با ریسمان کهنه بستند
ندیدی خواهرت بد حال بوده؟
کنارش عده ای رَجّال بوده
به ظاهر چلّه از داغت گذشته
برای من ولی صدسال بوده
به من گفتی که می مانی کنارم
قرارم با تو تا گودال بوده؟؟
نگاهم تار بود از گریه هایم
شنیدم بر سرت جنجال بوده…
دو چشمم کور میشد کاش اما
نمیدیدم تنت پامال بوده
حدودا ساعت سه تا اذان بود
تنت بازیچه ی شمر و سنان بود
همان وقتی که سوزانده سرت را
دوباره کشت خولی مادرت را
خودت ای کاش میدادی عزیزم
به دست ساربان انگشترت را
سرت در طشت بود و چوب میزد
ندیدی التماس دخترت را…
خرابه،کربلا شد آن زمان که
زمین کوبید پیش او سرت را
حلالم کن..نیاوردم برادر
به همراهم گل نیلوفرت را
به واللهِ کتک خوردم برایش
ولی ای کاش می مردم به جایش
✍️#آرمان_صائمی
@navaye_asheghaan
#حضرت_زینب_سلام_الله_علیها
#مربع_ترکیب
#اربعین
من که پرچمدار حلم و عفتم
دانش آموز کلاس عصمتم
من علی خویم و زهرا خصلتم
جامه ی صبر و رضا شد کسوتم
زینبم من دخت شاه لافتی
انعکاس حضرت خیر النسا
زینبم من یار و غمخوار حسین
از طفولیت گرفتار حسین
عاشق و شیدای تبدار حسین
قبلهگاهم ماه رخسار حسین
بسته ی موی حسینم از ازل
عاشق روی حسینم از ازل
اربعینی شد که غمگینش منم
کوچهگرد عشق شیرینش منم
غصهدار داغ سنگینش منم
روضهخوان زلف خونینش منم
از غروب خونْ علمدارش شدم
همچنان عباس سردارش شدم
کی رود از خاطرم روز دهم
داغهای دلبرم روز دهم
هم وداع یاورم روز دهم
هم شرار چادرم روز دهم
حج ما روز دهم تکمیل شد
آن زمان که مه به خون تغسیل شد
هم غروب کربلا را دیدم و ...
هم هجوم اشقیا را دیدم و ...
هم خیام و شعلهها را دیدم و ...
هم فرار بچهها را دیدم و ...
در هجوم شعله غارت دیدهام
من خودم طعم جسارت دیدهام
جسم یارم بود بین قتلهگاه
آسمان هم رنگ خون شد هم سیاه
شد پناه کل هستی بی پناه
چکمه پوشی دیدم و گفتم که آه
خنجری در کف به کینه میرود
در پی ماه مدینه میرود
هر چه گفتم رحم کن، انگار نه ...
هر چه کردم ناله و اصرار نه ...
گفتم ای بی دین مکن این کار نه ...
ضربه زد یک، دو ... و یا ده بار نه ...
عاقبت رأسش جدا شد از قفا
رفت بر بالای برج نیزهها
صورت خورشید و چشم ماه زخم
نوحه زخم و ناله زخم و آه زخم
سینهها از این غم جانکاه زخم
یکهزار و نهصد و پنجاه زخم
زخمهایش از ستاره بیشتر
مادرش از هر کسی دل ریشتر
آن طرف رقص و شراب و نغمه بود
این طرف شعله میان خیمه بود
آن طرف از سرخوشی هنگامه بود
این طرف افغان و آه و لطمه بود
تسلیت گفتند با الفاظ بد
کعب نی، سیلی و گاهی هم لگد
بعد از آن در کوفه غم تصویر شد
دستهایم بسته در زنجیر شد
آیه ی صبر خدا تحقیر شد
در میان کوچهها تکفیر شد
حق بابای مرا پرداختند
نان و خرما پیش من انداختند
شام بود و دردهای بی شمار
آل عصمت خسته بر ناقه سوار
ناقهها عریان و دلها سوگوار
ساز و رقص شامیان هم برقرار
شام بود و غصهها و ننگ او
بارش باران خار و سنگ او
شام شد وادی تکمیل بلا
جان من شد بر دو صد غم مبتلا
کینِ اهل شام دیدم بر ملا
سوختم در شام مثل کربلا
من که بودم دخت پاک بوتراب
پانهادم بین آن بزم شراب
شام بود و نالههایی در دلم
شام بود و شعلهها بر حاصلم
گرچه من بر بحر غمها ساحلم
لیک شد در کنج ویران منزلم
جای ما در کنج آن ویرانه بود
غصهی دیگر غم دردانه بود
✍️#محمد_مبشری
@navaye_asheghaan
#امام_حسین_علیه_السلام
#حضرت_زینب_سلام_الله_علیها
#اربعین
شکسته بال ترینم ، کبود می آیم
من از محله ی قوم یحود می آیم
از آن دیار که من را به هم نشان دادن
به دست های یتیمت دو تکه نان دادن
از آن دیار که بوی طعام می پیچید
از آن دیار که طفلت گرسنه می خوابید
کسی که سنگ به اطفال بی پدر می زد
به پیش چشم علمدار بیشتر می زد
از آن دیار که چشمان خیره سر دارد
به دختران اسیر آمده نظر دارد
از آن سفر که اگر کودکی به جا می ماند
تمام طول سفر زیر دست و پا می ماند
به کودکی که یتیم است خنده سر دادند
به او به جای عروسک سر پدر دادند
به جای آن همه گل با گلاب آمده ام
من از جسارت بزم شراب آمده ام
از آن دیار که آتش به استخوان می زد
به روی زخم لبان تو خیزران میزد
✍️#حسن_لطفی
@navaye_asheghaan
.
#حضرت_زینب_سلام_الله_علیها
#اربعین
یک زن قامت خمیده همچو مضطرها رسید
خواهری بشکسته از داغ برادرها رسید
خواهری که دست هایش بسته در زنجیر شد
در روایت آمده بعد از حسینش پیر شد
زینب آمد کربلا ، با آهِ سوزانِ خودش
از اسارت آمده پیش حسین جانِ خودش
از سفر با خاطرات تلخ و رنجور آمده
تاول پا شاهد است او از رهِ دور آمده
هر نفس مرثیه خوان غربت خون خداست
او شهید زنده بعد از ماجرای کربلاست
اربعین شد ،با هزاران آه و ناله آمده
سینه اش آتش گرفته بی سه ساله آمده
با خودش یک کوله درد بی شمار آورده است
درد و دل های فراوان بهر یار آورده است:
ای برادر جان ، سرت را بر سر نی دیده ام
بعد تو هم ازدحام، هم مجلس مِی دیده ام
کوفه و شام بلا ، آمد بلاها بر سرم
ماجرایی شد حسینم ، ماجرای معجرم
مو سپید و قد کمانم، خواهری دل خسته ام
من به دیدارت در این ثانیه ها دل بسته ام
میروم اما دلم را میگذارم نینوا
تا نفس دارم بگویم ای امان از کربلا
#مرتضی_عابدینی ✍
.
@navaye_asheghaan
#حضرت_زینب_سلام_الله_علیها
#اربعین
من نیمه جان زِ داغِ تو در این سَفَر شدم
یک اربعین گذشته و من پیرتَر شدم
من آب رفته ام! تو مَرا می شِناسی اَم؟
من زِینبم! ببین شبیه مُحتَصَر شدم
آن زینبم که بی تو نَکردَم شَبی سَحَر
چون شَمع، آب، بی تو به شام و سَحَر شدم
سنگین تَرین مُصیبتَم این بود، بَعدِ تو
با قاتِلانِ سَنگ دِلَت هَمسَفَر شدم
از کوچه های شام چه گویم بَرای تو؟
آماجِ سَنگ و طَعنه ی هَر رَهگُذَر شدم
هَر جا که تازیانه به اَطفال می زَدَند
با یادِ مادَرَم، تَنِشان را سِپَر شدم
✍️#رضا_رسول_زاده